تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر گفتار امام خامنه ای در رمضان| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 شهریور 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17060/smpl.jpg

براى این‌كه از امیرالمؤمنین درس بگیریم، یك بُعد از ابعاد فعالیت همه‌جانبه امیرالمؤمنین را عرض می‌كنم و آن بُعد تربیت اخلاقى است. آن روزى كه امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام در جامعه اسلامىِ آن روز بر سر كار آمد، وضع امت مسلمان با آن روزى كه پیغمبر اكرم از دنیا رفت، تفاوت زیادى كرده بود. این بیست و پنج سال فاصله بین رحلت پیغمبر اكرم و آمدن امیرالمؤمنین بر سر كار، حوادث زیادى اتفاق افتاده بود كه این حوادث بر روى ذهن و فكر و اخلاق و عمل جامعه اسلامى اثر گذاشته بود و بعد، این نظام و این جامعه را امیرالمؤمنین تحویل گرفت.

نزدیك پنج سال امیرالمؤمنین در آن كشور بزرگ اسلامى حكومت كرد. این پنج سال، هر روزش حاوى یك درس است. یكى از كارهاى مستمر امیرالمؤمنین پرداختن به تربیت اخلاقى آن مردم است. همه انحراف‌هائى كه در جامعه پیش مى‌آید، برگشتش و ریشه‌اش در اخلاقیات ماست. اخلاق انسان، خصوصیات و خصال اخلاقى انسان‌ها، عمل آن‌ها را جهت می‌دهد و ترسیم می‌كند. اگر ما در یك جامعه‌اى یا در سطح دنیا كج‌رفتارى‌هائى را مشاهده می‌كنیم، باید ریشه آن‌ها را در خُلقیات ناپسند ملاحظه كنیم. این حقیقت، امیرالمؤمنین را به بیان یك حقیقت مهم‌ترى وادار می‌كند و آن حقیقتِ بالاتر این است كه اغلب این خصال باطل و مضر در انسان‌ها، برمی‌گردد به دنیاطلبى. لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید: «الدّنیا رأس كلّ خطیئة»؛ دنیاطلبى ریشه و مركز اصلى همه خطاهاى ماست كه در زندگى جمعى ما، در زندگى فردى ما، این خطاها اثر می‌گذارد. خوب، معناى دنیاطلبى چیست؟ دنیا چیست؟

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دنیاشناسی
دنیا عبارت است از همین طبیعت عظیمى كه خداى متعال خلق كرده است و در اختیار انسان‌ها قرار داده است؛ دنیا یعنى این. همه این مواهبى كه خداى متعال در عرصه گیتى آفریده است، مجموعه چیزهائى هستند كه دنیا را تشكیل می‌دهند. اولش عمر خود ماست. درآمدهاى دنیوى و حاصل تلاش‌هاى دنیوى، این‌ها همه دنیاست؛ فرزند، دنیاست؛ مال، دنیاست؛ علم، دنیاست؛ منابع طبیعى، دنیاست؛ این آب‌ها، این ذخائر معدنى، همه این چیزهائى كه در عالم طبیعت انسان ملاحظه می‌كند، این‌ها همین دنیا هستند؛ یعنى چیزهائى كه اجزاء زندگىِ این جهانىِ ما را تشكیل می‌دهد. خوب، كجاى این بد است. یك دسته از آثار شرعى و اسلامى و معارفى به ما می‌گوید كه دنیا را آباد كنید: «خلق لكم ما فى الأرض جمیعاً»؛ بروید دنیا را تحقق ببخشید، آباد كنید، بهره‌بردارى از نعم طبیعى را براى خودتان، براى مردم آماده كنید. یك دسته از روایات این‌هاست: «الدّنیا مزرعة الآخرة»، «متجر عباداللَّه»؛ از این قبیل تعبیرات وجود دارد كه این‌ها همه نگاه مثبت به دنیا را نشان می‌دهد.

یك دسته از بیانات اسلامى و معارفى ما هم، دنیا را رأس خطایا و ریشه گناهان به‌حساب مى‌آورد. ماحصل مطلبى كه از این دو مجموعه معارفى به‌دست مى‌آید، حرف روشنى است -البته بحث‌هاى تحلیلى و عمیق براى این كارها باید بشود و لازم است و شده؛ بحث‌هاى خوبى هم انجام گرفته است- اما خلاصه مطلب این است كه خداى متعال این سفره طبیعت را براى افراد انسان گسترده است و همه آحاد انسان را سفارش كرده است، دستور داده است كه این مائده طبیعى الهى را هرچه می‌توانند بالفعل‌تر، آماده‌تر، رنگین‌تر در اختیار افراد بشر قرار بدهند و خودشان هم بهره ببرند؛ لكن یك حدود و ضوابط و قواعدى بر این حاكم است؛ یك منطقه ممنوعه‌اى وجود دارد. دنیاى ممدوح این است كه انسان این سفره طبیعى الهى، این موهبت الهى را آنچنانى كه ضوابط و قواعد الهى دستور داده است، بر طبق او رفتار كند، از حدود و ضوابط تخطى نكند، در مناطق ممنوعه قدم نگذارد. دنیاى مذموم آن است كه انسان این متاعى را كه خداى متعال براى افراد بشر قرار داده است، براى خود بخواهد، سهم خود را افزون‌تر از دیگران بخواهد، به سهم دیگران دست‌اندازى كند، دلبستگى پیدا كند كه این دلبستگى به مقتضاى «حبّ الشّى‌ء یعمى و یصمّ»، انسان را كر و كور می‌كند؛ تا آن‌جا كه در راه به‌دست آوردن چیزى كه عاشق و دلبسته آن هست، هیچ خط قرمزى و هیچ حد و حدودى را رعایت نمی‌كند؛ این می‌شود دنیاى مذموم. دلبستن به دنیا، سهم‌خواهى بیش از اندازه خود، بیش از حق خود، دست‌اندازى به سهم دیگران، تجاوز به حقوق دیگران؛ این می‌شود آن دنیاى مذموم. مال، دنیاست؛ مقام، دنیاست؛ قدرت، دنیاست؛ محبوبیت، دنیاست؛ نعم دنیا، لذات طبیعى، این‌ها همه دنیاست. اسلام و ادیان الهى به‌طور كلى بهره‌بردارى از این دنیا را براى انسان مباح قرار دادند اما دست‌اندازى به حق دیگران، به هم زدن قواعد و قوانین این عالم طبیعت، ظلم كردن به دیگران، خود را غرق در این متاع دنیا كردن و از هدف اصلى و نهائى غافل ماندن را ممنوع دانسته‌اند، مذموم دانسته‌اند. این دنیا وسیله تعالى و تكامل است، هدف نباید قرار بگیرد؛ به این‌كه توجه نشد، این دنیا می‌شود مذموم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  راز انحراف
این بلیه در دنیاى اسلام و در دورانى كه امیرالمؤمنین بر سركار آمد، وجود داشت كه موجب شده بود حق صریح، یعنى كسى مثل على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌السّلام مورد خدشه و مناقشه قرار بگیرد؛ كسانى مقام او، معنویت او، سابقه او، صلاحیت‌هاى بى‌نظیر او را براى مدیریت جامعه اسلامى ندیده بگیرند و با او معارضه و مبارزه كنند. این بر اثر دنیاطلبى بود. راز انحرافى كه آن روز امیرالمؤمنین در مقابل خود ملاحظه می‌كرد -و نهج‌البلاغه پر است از بیان این انحراف‌ها- عبارت بود از دنیاطلبى. شما امروز به دنیا نگاه كنید، همین را مشاهده می‌كنید. وقتى عناصر دنیاطلب، فرصت‌طلب، متجاوز، زمام كارها را در سطح عالم در دست گرفتند، همانى می‌شود كه ملاحظه می‌كنید. اولاً به حقوق انسان‌ها ظلم می‌شود؛ ثانیاً حق و سهم آحاد بشر از این سفره عظیم طبیعت الهى و موهبت الهى ندیده گرفته می‌شود؛ ثالثاً همین دنیاطلبان براى این‌كه به مقاصد خودشان برسند، در جامعه فتنه ایجاد می‌كنند؛ جنگ‌ها، تبلیغات دروغین، سیاست‌بازى‌هاى ناجوان‌مردانه؛ این‌ها ناشى از همین دنیاطلبى‌هاست. در محیط فتنه -محیط فتنه به معناى محیط غبارآلود است- و وقتى فتنه در جامعه‌اى به‌وجود آمد، فضاى ذهنى مردم مثل محیطِ غبارآلود و مه‌آلود است كه گاهى انسان نمی‌تواند دو مترى خودش را هم ببیند. یك چنین وضعى به‌وجود مى‌آید. در یك چنین وضعیتى است كه خیلى‌ها اشتباه می‌كنند، بصیرتشان را از دست می‌دهند. تعصب‌هاى بیخود، عصبیت‌هاى جاهلى در چنین فضائى رشد پیدا می‌كند. آن‌وقت مى‌بینید محور دنیاطلبانند اما یك عده كسانى كه اهل دنیا هم نیستند، به‌خاطر فتنه در جهت هدف‌هاى آن‌ها حركت می‌كنند؛ وضع دنیا این‌جور می‌شود. بنابراین «الدّنیا رأس كلّ خطیئة». حب دنیا، دل بستن به دنیا در رأس همه خطایا و همه گناهان است. امیرالمؤمنین به این نكته توجه می‌دهد. این برنامه تربیت اخلاقى امیرالمؤمنین است.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.



طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | بیست و یكم: برنامه تربیتی امیرمؤمنان، امیرالمومنین، امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای در رمضان،
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17021/smpl.jpghttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوم: شناخت
دومین چیزى كه در دعا وجود دارد، معارف است؛ و این مخصوص دعاهایى است كه از معصوم به ما رسیده است. امام سجّاد علیه‌الصّلاة والسلام «صحیفه سجّادیه» را به‌صورت دعا تنظیم فرموده و اصلاً دعا خوانده است اما این كتاب، پُر از معارف الهى و اسلامى است. توحید خالص در صحیفه سجّادیه است. نبوّت و عشق به مقام تقدّس نبىّ اسلام علیه و على آله الصّلاة و السّلام در صحیفه سجّادیه است. مثل بقیه دعاهاى مأثور، معارف آفرینش در این كتاب است. همین «دعاى ابوحمزه ثمالى» كه مخصوص سحرهاست -سعى كنید آن را بخوانید و در معنایش توجه و تدبّر داشته باشید- و همین «دعاى كمیل» كه شب‌هاى جمعه خوانده مى‌شود، از جمله دعاهایى است كه سرشار از معارف اسلامى است و در آن‌ها حقایقى به زبان دعا بیان شده است. نه این‌كه آن بزرگوار -امام سجّاد علیه‌الصّلاة والسّلام- نمى‌خواسته دعا كند و دعا را پوشش قرار داده است؛ نه. دعا مى‌كرده، مناجات مى‌كرده و با خدا حرف مى‌زده است. منتها انسانى كه قلبش با خدا و با معارف الهى آشناست، حرف زدنش هم این‌گونه است. حكمت از او سرریز مى‌شود و دعاى او هم عین حكمت است.

دعاهایى كه ما مى‌خوانیم پر از حكمت است. در دعاهاى مأثور از ائمّه علیهم‌السّلام كه به ما مى‌رسد، نكاتى عاید از معارف وجود دارد كه حقیقتاً مورد احتیاج انسان است. آن بزرگواران با آوردن این نكات در دعاها به ما یاد مى‌دهند كه از خدا چه بخواهیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  چه بخواهیم؟
من از دعاى شریف ابوحمزه ثمالى چند فقره برایتان عرض مى‌كنم. این دعاى طولانى، حالت مناجاتى عجیب دارد كه در بخش سوم عرض خواهم كرد. و اما لابه‌لاى این مناجات‌ها، نیازهاى واقعى انسان نهفته است. نیازهاى واقعى آن‌هایى است كه این بزرگوار از خداى متعال مى‌خواهد. مثلاً در فرازى از دعا خطاب به قادر متعال عرض مى‌كند: «اَرْغِدْ عَیشى‌»؛ «زندگىِ مرا زندگىِ گوارایى قرار بده». گوارا بودن زندگى نه با پول، نه با قدرت و نه با داشتن زر و زور است. زیرا یك فرد در عین برخوردارى از همه این امكانات، ممكن است زندگى برایش گوارا نباشد. نگرانى‌اى دارد كه زندگى برایش گوارا نیست. مشكل خانوادگى‌اى دارد كه زندگى برایش گوارا نیست. اولادش مشكلى پیدا مى‌كنند -العیاذُ باللَّه، نستجیر باللَّه، یكى از فرزندان وى اخلاق بدى دارد- دیگر زندگى برایش گوارا نیست. خبرِ بدى به انسان مى‌رسد؛ زندگى بر او تلخ و ناگوار مى‌شود. این انسان، هم پول دارد، هم قدرت دارد، هم امكانات دارد؛ همه‌چیز دارد اما زندگىِ گوارا ندارد. ممكن است انسان فقیرى كه زندگىِ خیلى ساده‌اى دارد و در اتاقى محقّر با عیال و فرزندش در عین تنگدستى گذرانِ زندگى مى‌كند، زندگى‌اش گواراتر از آن فردِ همه‌چیزدارِ ثروتمند و قدرتمند باشد.

ببینید حضرت سجاد علیه‌الصّلاة والسّلام چگونه نقطه اصلى را مورد توجه قرار مى‌دهد. مى‌گوید: «اَرْغِدْ عَیشى‌ وَ اَظْهِرْ مُرُوّتى‌»؛ «زندگى‌ام را گوارا و جوانمردى‌ام را آشكار كن». ظاهراً معناى عبارت دوم این است كه «میدانى به‌وجود آید تا من در آن، صفت جوانمردى را به منصه بروز درآورم». نه این‌كه «مردم ببینند من جوانمردم»؛ نه. براى این‌كه اگر بخواهیم جوانمردى بروز پیدا كند، باید جوانمردى كنیم. صرف این‌كه جوانمردى در درون انسان وجود داشته باشد، كافى نیست. انسان باید جوانمردى را به مرحله عمل برساند و نسبت به كسانى جوانمردى كند. این مى‌شود «اَظْهِرْ مُرُوّتى‌». در ادامه مى‌فرماید: «وَ اَصْلِحْ جَمیعَ اَحْوالى»؛ «همه كارهاى من و احوال مرا اصلاح كن. حالِ دعاى مرا اصلاح كن. حالِ زندگى معمولى من و خانواده‌ام را اصلاح كن. حالِ شغلى را كه دارم، اصلاح كن. همه خصوصیات مرا اصلاح كن». اصلاح هر امرى، به حسب خودش، یك دعاى كامل و جامع است. «وَ اجْعَلنى‌ مِمّن اَطَلْتَ عُمْرَهُ وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ اَتْمَمْتَ عَلَیهِ نِعْمَتَكَ وَ رَضیتَ عَنْهُ وَ اَحْییتَهُ حَیوةً طَیبَةً». مى‌گوید: «مرا از كسانى قرار بده كه عمرى طولانى توأم با عمل نیكو و همراه با نعمتِ كامل الهى و همراه با رضاىِ پروردگار و حیات طیبه دارند». آیا چیزى از این بهتر، وجود دارد؟!

معصومین علیهم‌السّلام یاد مى‌دهند كه چه باید از خدا بخواهیم. چیزهایى كه باید از خدا خواست، همان‌هاست كه آن بزرگواران در ادعیه مطرح مى‌كنند. بعضى در دنیا به سراغ زیادی‌هاى زندگى مى‌روند. مى‌گویند: فلان معامله براى من جور شود. فلان سفر درست شود. فلان شغل گیرم بیاید و... چرا انسان چیزهاى اصلى را از خدا نخواهد؟! پیشوایان دین به ما یاد مى‌دهند: «این‌گونه دعا كنید و این چیزها را از خدا بخواهید». البته نوع دعاهایى كه آنان به ما یاد مى‌دهند، یك فصلِ طولانى را به خود اختصاص مى‌دهد.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  مناسبت ها،  نقش ائمه در احیاء دین، 
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، گفتار امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای در رمضان، رمضان، سی روز، سی گفتار | هفدهم: شناخت و خاكساری،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

این آیه شریفه یا به تعبیر بهتر این جمله مبارك «استعینوا بالصّبر و الصّلوة» در قرآن -در سوره بقره- در دو جا تكرار شده است: یكى خطاب به اهل كتاب است كه می‌فرماید: «و استعینوا بالصّبر و الصّلوة و إنّها لكبیرة إلّا على الخاشعین»؛ یك‌جا هم خطاب به مؤمنین است كه می‌فرماید: «یا أیها الّذین امنوا استعینوا بالصّبر و الصّلوة إنّ اللَّه مع الصّابرین».

اولاً پیداست كه اهمیت این دو عنصر؛ عنصر صبر و عنصر صلوة مورد توجه است و تأثیر این‌ها در آن چیزى كه تشكیل جامعه اسلامى به‌خاطر رسیدن به آن است؛ اهداف والاى جامعه اسلامى. ثانیاً ارتباط این دو -صبر و صلوة- با یكدیگر و ایستادگى و استقامت و ارتباط و اتصال قلبى و روحى با مبدأ آفرینش. این دو تا با هم از مجموعه این آیه -به‌خصوص این بخش مربوط به «یا أیها الّذین امنوا»- به‌دست مى‌آید. قبل از این آیه شریفه، آیه شریفه «فاذكرونى اذكركم و اشكروا لى و لا تكفرون» بحث ذكر و شكر است. بعد از این آیه شریفه، مسئله جهاد است؛ «و لا تقولوا لمن یقتل فى سبیل اللَّه اموات بل أحیاء و لكن لا تشعرون». بعد از این آیه، این آیات معروف «و لنبلونّكم بشى‌ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشّر الصابرین»، «الّذین إذا أصابتهم مصیبة قالوا إنّا للَّه و إنّا إلیه راجعون» بعد «اولئك علیهم صلوات من ربّهم و رحمة» آمده كه ارتباط كامل بین این دو عنصر، كاملاً از این آیات مفهوم می‌شود؛ به‌دست مى‌آید. هم خودِ این دو عنصر اهمیت دارد، هم رابطه این‌ها. حالا من بعداً برمی‌گردم به توضیحى درباره صبر و قدرى بیشتر بحث می‌كنم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  به‌سوی قله‌ها
اما ارتباط بین صبر و صلوة. البته صلوة را به مفهوم عام صلوة بگیرید؛ یعنى توجه، ذكر، خشوع؛ والّا صورت نماز در حالى كه خالى از ذكر باشد، مورد نظر نیست. لذا در آن آیه شریفه هم كه راجع به صلوة فرموده، بعد می‌فرماید: «و لذكر اللَّه أكبر». «إنّ الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر». این یك خاصیت صلوة است؛ اما بزرگتر از نهى از فحشا و منكر، نفس ذكر خداست كه در صلوة وجود دارد.

این صلوة یعنى آن ذكر، توجه، خشوع، ارتباط قلبى با خدا، در استحكام صبر تأثیر دارد. حالا كه اهمیت صبر بر حسب آیه و روایت و مفاهیم اسلامى فهمیده شد، آن‌وقت معلوم می‌شود كه صلوة چقدر مهم است؛ ذكر خدا چقدر اهمیت دارد و می‌تواند این عامل استقرار و ثبات را -كه همین صبر است- در دل ما، در روح ما، در زندگى ما، در افق اندیشه ما هر چه مستحكم‌تر و جادارتر و جاگیرتر كند. لذا در قرآن هم ملاحظه كنید «و اصبر و ما صبرك إلّا باللَّه» است. البته «و اصبر» در قرآن زیاد است كه اگر انسان بخواهد آیات را بخواند، هركدام یك دریائى از معرفت است. حالا این آیه شریفه «و اصبر و ما صبرك إلّا باللَّه»؛ به كمك خداست كه تو می‌توانى صبر كنى، یعنى استقامت آن وقتى پایان‌ناپذیر می‌شود كه متصل باشد به منبع پایان‌ناپذیر ذكر الهى. اگر صبر را -كه صبر به همان معناى پایدارى و ایستادگى و استقامت و عقبگرد نكردن است- وصل كنیم به آن پایگاه ذكر الهى، به آن منبع لایزال، این صبر دیگر تمام نمی‌شود. صبر كه تمام نشد، معنایش این است كه این سیر انسان به‌سوى همه قله‌ها هیچ وقفه‌اى پیدا نخواهد كرد. این قله‌ها كه می‌گوئیم، قله‌هاى دنیا و آخرت، هر دو است: قله علم، قله ثروت، قله اقتدار سیاسى، قله معنویت، قله تهذیب اخلاق، قله عروج به سمت عرش عالى انسانیت. هیچ كدام از این‌ها دیگر توقف پیدا نخواهد كرد؛ چون وقفه‌ها در حركت ما ناشى از بى‌صبرى است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  اگر صبر تمام نشود...
دو لشكر مادى وقتى در مقابل هم صف‌آرائى می‌كنند، آن كسى كه زودتر صبرش تمام بشود، شكست می‌خورد؛ آن كسى كه دیرتر صبر و مقاومتش تمام بشود، پیروز خواهد شد؛ چون با لحظه‌اى مواجه خواهد شد كه طرف مقابل صبر خودش را از دست داده. این مثال خیلى ظاهر و بارز عینى‌اش است؛ در همه میدان‌ها همین‌جور است. در مواجهه با مشكلات، با موانع طبیعى، با همه موانعى كه سد راه انسان در همه حركت‌هاى كمال می‌شوند، اگر صبر تمام نشود، آن مانعْ تمام خواهد شد. اینى كه گفته می‌شود اسلام پیروز است، یعنى این. اینى كه می‌فرماید «و إنّ جندالله هم الغالبون» یعنى این. جنداللَّه، حزب‌اللَّه، بنده خدا، عباداللَّه، این‌ها با ارتباط و اتصالشان با آن منبع لایزال، در مقابل همه مشكلاتى كه انسان ممكن است مغلوب آن مشكلات بشود، ایستادگى می‌كنند. وقتى ایستادگى این طرف وجود داشت، به‌طور طبیعى در آن طرف زوال وجود خواهد داشت؛ پس این بر او غلبه پیدا خواهد كرد. البته اگر اسممان حزب‌اللَّه و جنداللَّه باشد اما آن ارتباط و اتصال را نداشته باشیم، چنین تضمینى وجود ندارد. بنابراین ارتباط را باید برقرار كرد. این صلوة، اهمیتش این‌جاست؛ ذكر خدا اهمیتش این‌جاست؛ فرصت ماه رمضان اهمیتش این‌جاست. فرصت خودسازى، فرصت تقوا، فرصت سرشاركردن ذخیره یقین در دل كه در این دعاهاى ماه رمضان هم -دعاى روزها، دعاهاى شب‌ها- این ازدیاد یقین را مى‌بینید كه تكرار می‌شود. پس، این فرصت را بایستى براى این مقاصد مغتنم شمرد. وقتى این‌ها شد، آن‌وقت صبر جامعه اسلامى و امت اسلامى و بنده مسلمان همان چیزى خواهد شد كه می‌تواند بر همه مشكلات غلبه پیدا كند. آن‌وقت هم در میدان سیاست، هم در میدان اقتصاد، هم در میدان اخلاق، هم در میدان معنویت، این جامعه پیش می‌رود. این واقعیتى كه هست، این است. ما باید به این واقعیت خودمان را نزدیك كنیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  انواع صبر
در باب صبر شنیده‌اید، معروف است، روایات متعددى هم دارد كه صبر در سه عرصه است: صبر بر طاعت، صبر از معصیت، صبر در مصیبت. این، روایات فراوانى دارد و شنیده‌اید. صبر بر طاعت یعنى وقتى كه یك كار لازم را، یك كار واجب را، یك امر عبادى را، اطاعت خدا را می‌خواهید انجام بدهید، از طولانى شدن آن ملول و خسته نشوید؛ میان راه رها نكنید. حالا مثلاً در امور عبادى ظاهرى، شخصى، فرض كنید كه فلان نماز مستحبى كه طولانى است یا از فلان دعاى طولانى انسان خسته نشود؛ این صبر بر اطاعت یعنى این. از ادامه روزه ماه رمضان، از ادامه توجه به خدا در نمازهاى واجب و فرائض، از توجه به قرآن، انسان ملول نشود؛ خسته نشود. این صبر بر طاعت است.

صبر از معصیت یعنى در مقابل معصیت، كف نفس كردن، باز همان استقامت، باز همان استحكام. در مقابل اطاعت، استحكام آن‌جور است؛ در مقابل معصیت استحكام به این است كه انسان جذب نشود، اغوا نشود، تحت تأثیر شهوات قرار نگیرد. یك‌جا شهوت جنسى است، یك‌جا پول است، یك‌جا مقام است، یك‌جا محبوبیت و شهرت است؛ این‌ها همه شهوات انسانى است. هر كسى یك جور شهوتى دارد. این‌ها انسان را به خودش جذب نكند در وقتى كه در راه رسیدن به آن، یك عمل حرامى وجود دارد. مثل بچه‌اى كه براى رسیدن به آن ظرف شیرینى مثلاً، حركت می‌كند، دیگر وسط راهش پارچ آب هست، لیوان هست، ظرف چینى هست، متوجه نیست؛ می‌زند، می‌شكند. انسانى كه مجذوب گناه شد، این جورى است. نگاه نمی‌كند كه بر سر راهش چه هست. این خطرناك است؛ چون انسان غافل هم هست. انسان در آن حال متنبه نیست، ملتفت نیست، غفلت دارد؛ از این بى‌توجهىِ خودش غافل است. بچه ملتفت نیست كه «ملتفت نیست»؛ توجه ندارد كه به این پارچ آب یا به این ظرف چینى یا به این گلدان قیمتى دارد بى‌توجهى می‌كند. به نفس این بى‌توجهى، بى‌توجه است. لذاست كه خیلى باید چشممان را باز كنیم؛ احتیاط كنیم كه دچار این غفلت مضاعف نشویم. این صبر از معصیت است.

صبر در مصیبت هم معنایش این است كه حوادث تلخى براى انسان پیش مى‌آید؛ فقدان‌ها، فراغ‌ها، مرگ و میرها، دست‌تنگى‌ها، بیمارى‌ها، دردها، رنج‌ها و از این قبیل حوادث تلخ. این حوادث انسان را در هم نشكند، خیال نكند كه دنیا به آخر رسیده است. این سه عرصه براى صبر است كه هر سه عرصه هم داراى اهمیت است. این‌كه فرمود: «اولئك علیهم صلوات من ربّهم»، در واقع خداى متعال براى همه این‌ها صابر را مورد صلوات و رحمت خود قرار داده است.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | چهاردهم: در راه قله‌ها، امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای در رمضان، گفتار رهبر،