تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر طاغوت است| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط عرفان | نظرات ()

حضرت امام خمینی (ره) 12 مهر58 در شهر قم و در جمع نمایندگان مجلس خبرگان رهبری فرمودند: من وقتى مواجه با این چهره‏هاى اسلامى، انسانى و خواستنى مى‏شوم احساس غرور مى‏كنم. من شما را همچو مى‏یابم كه براى اسلام در همه جا حاضر هستید. آیه‏اى را كه آقا قرائت كردند: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُركُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ «1» اگر یارى بكنید خدا را- یارى خدا؛ یارى احكام خداست، یارى قرآن كریم است، و یارى جمهورى اسلامى است- چنانچه یارى كنید خدا را، خدا هم شما را یارى مى‏كند. این یك قضیه كه یارى مى‏كند و شما این قضیه را در عین دیدید. كه شما یارى كردید اسلام را و یارى كردید احكام اسلام را و یارى كردید نهضت اسلامى را، جمهورى اسلامى را؛ و خداوند یارى كرد شما را. اگر یارى خداوند تعالى نبود، چه طور امكان داشت شماى بدون اسلحه، بدون سازوبرگ جنگى و بدون یك نظام، غلبه كنید بر آنهایى كه خودشان همه چیز داشتند و همه قدرتها در دست آنها بود، و قدرتهاى شیطانى خارجى هم پشت سرشان ایستاده بود و تأییدشان مى‏كرد، لكن شما را خدا نصرت داد. آنهایى كه غفلت دارند از این معنا كه یك اراده بزرگ در عالَم هست و همه چیز تحت آن اراده است، آنها برایشان معمّاست، یك معمّاى حل نشدنى، كه چه طور شد این مطلب كه یك ملت با هیچ و هیچ سازوبرگ بر یك همچو قدرتهاى بزرگ غلبه كرد و همه را بیرون راند. اینها غافل‏اند از اینكه یك‏ اراده‏اى فوق همه اراده‏ها هست. و خداى تبارك و تعالى وعده كرده است به مردم كه چنانچه نصرت كنید خدا را، خدا هم نصرت مى‏كند شما را. آنهایى كه به ما وراء طبیعت اعتقاد ندارند، براى آنها این مسائل معماست. اما براى ما كه قائل به یك همچو قدرتى هستیم- و با برهان قوى ثابت كردیم یك همچو قدرتى را- هیچ معمّا نیست، معمّا پیش ما نیست این مسائل. خداوند یارى كرد شما را؛ و یارى خداوند كافى است.

اگر یارى خداوند نبود، چه طور در ظرف یك مدت كوتاهى یك ملتى كه هر كدام یك خیال خاصى براى خودشان داشتند، هر طبقه‏اى یك آمال و آرزو و یك برنامه‏اى داشتند، یكدفعه همه مجتمع شدند در یك امر. اگر نصرت خدا نبود، چه طور یك ملتى كه از یك پاسبان مى‏ترسید، یك پاسبان اگر در بازار مى‏آمد اجازه به خودش نمى‏داد كه بگوید ما امروز مثلًا بیرق نمى‏زنیم بالاى دكانها، هیچ همچو چیزى در ذهنش نمى‏آمد، به خودش همچو اجازه‏اى نمى‏داد، اگر یارى خدا نبود، چه طور همین ملت به همین وضع یكدفعه ریختند بیرون، گفتند ما اصلًا سلطنت نمى‏خواهیم! سلطنت رژیم دو هزار و پانصد ساله را ما نمى‏خواهیم؛ این نصرتهاى این خداست. شما شاید گاهى غفلت كنید از آن.

نصرت الهى در گِرو نصرت اسلام‏

اگر نصرت خدا نبود، چه طور ذهن اینها را منصرف كرد از اینكه مقابله با همه قدرتها پیدا كند. اگر اینها با آن قدرتى كه در دست داشتند مقابله مى‏كردند و همان طور كه الآن در افغانستان براى برادرهاى مسْلم ما این طور مسائل پیش آمده است. اینها را خداى تبارك و تعالى منصرف كرد. و یك رعبى در دلشان انداخت، یك انصرافى برایشان حاصل شد كه مقابله اصلًا نكنند، مقابله هم بكنند، مقابله‏هاى خیلى جدّى نباشد. این انصرافى بود كه خدا در قلب اینها ایجاد كرد؛ و رعبى بود كه ایجاد كرد، ترسیدند؛ یعنى یك قدرت بزرگ شیطانى از یك ملت بى‏ساز و برگ ترسید و نتوانست مقاومت بكند. اینها نصرتهاى الهى است، كه به حسب نظر كسى كه یك قدرى تأمل در اطراف قضایا بكند، واضح است كه همه نصرت خدا بود. همه این پیشرفتها، نصرتِ خدا بود.

جمله دوم: وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ شما توجه كنید كه تا حالا شما با قدرت و قوه ایمان آمدید، و نصرت خدا را كردید. اگر چنانچه خدا هم نصرت كرد شما را و پیش بردید، لكن اگر نصرت خدا را بكنید، یك چیز دیگر هم دنبالش هست؛ و آن این است كه قدمهاى شما را ثابت نگه مى‏دارد. اگر خداى نخواسته نصرت را شما فراموش كنید و گمان كنید مطلب تمام است، گذشت دیگر، و بروید سراغ كارهاى خودتان هر كسى مشغول گرفتاریهاى خودش بشود و از این نصرت الهى كه باید بكند، از نصرت به اسلام و احكام اسلام، غفلت كند- آن نصرت سابق چون كردید، نصرت هم داد- لكن اگر نصرت از آنجا قطع بشود؛ یعنى نصرت شما قطع بشود، قدمهاتان دیگر ثابت نمى‏ماند. بخواهید قدم ثابت بماند، تعقیب كنید این برنامه‏اى كه تا كنون داشتید، تعقیب كنید، ما بین راه هستیم.

هشدار درباره نفوذیها

الآن ملاحظه مى‏كنید كه یك مسئله مشكلى كه پیش ما هست، و باید آگاه بشوید همه و آگاه كنید همه را، و علماى اسلام آگاه كنند همه را، قضیه شوراهاست. قضیه شوراها را یك امر سطحى و یك امر كوچك نشمرید. این شوراها اختیاراتى دارند كه به واسطه آن اختیارات مى‏توانند مسائل ما را ضایع كنند؛ و مى‏توانند مسائل اسلامى را جلو ببرند. بدانید كه الآن دنبال اینكه اعلام این شده است كه شوراهاى شهر را بناست تشكیل بدهند، دستجاتى كه مخالف با نهضت اسلام هستند و از اسلام مى‏ترسند، از احكام اسلام مى‏ترسند، اینها در صدد توطئه هستند كه یك افرادى را جا بزنند به ملت. آنها مى‏دانند كه خودشان ندارند این قدر جمعیت، عددشان این قدرها نیست كه بتوانند ببرند، لكن افرادى را جا بزنند، افرادى كه از خودشان است، از حزب خودشان است، جا بزنند به ملت، و ملت را اغفال كنند براى رأى دادن به آنها.

ویژگى‏هاى اعضاى شوراى شهر

روزى است امروز كه باید هم علماى اسلام و هم مردم متفكر و هم همه طبقات درست این چشمهاشان را باز كنند، و افرادى كه انتخاب مى‏كنند افرادى كه شناسایى از قبل داشته باشند. هر كس در هر شهرى هست افرادى را از سابق مى‏شناسد، در زمان رژیم افرادى را مى‏شناسد؛ مى‏داند كه اینها اهل توطئه نبودند؛ اسلامى بودند، و روشن بودند در امور اسلامى؛ و خائن نبودند؛ چپگرا نبودند؛ راستگرا نبودند؛ به صراط مستقیم اسلامى بودند. هر كس در هر شهرى هست افراد را مى‏شناسد. از افرادى كه درست نشناسید كه اینها چه مردمى هستند، چه اشخاص بازارى و چه اشخاص ادارى و چه اشخاص روحانى، هیچ فرقى نمى‏كند باید بشناسید كه این آدم در این مدتى كه زمان طاغوت بود چكاره بود. اگر شناختید او را و درست هر كسى در محیط خودش شناسایى كرد اشخاصى را، آن وقت علمایى كه آنجا هستند، در بلاد هستند، و اشخاصى كه از بازاریها و معتمدین بازار و عرض مى‏كنم، اینها هستند، دانشگاهیها، دانشجوها، این افراد را معرفى كنند به مردم. افراد باید اولًا مسلمان باشند؛ و ثانیاً معتقد به نهضت باشند؛ امین باشند در كارهایشان؛ ایمان حقیقى داشته باشند؛ متعهد باشند نسبت به احكام اسلام؛ سوابق خلاف و سوء نداشته باشند. از روحانیین هم باید تعیین بشود. از اهل بازار هم باید باشد. از آن صنفهاى دیگر هم باید باشد. لكن، همه باید در این معنا شركت داشته باشند كه مُسْلِم [باشند]. و البته آنهایى كه غیر مسلم هستند براى خودشان شوراهایى ممكن است تعیین كنند، لكن مسلم و متعهد به اسلام متعهد به این نهضت؛ معتقد به این نهضت؛ مخالف با طاغوت، انحراف چپ و راستى نداشته باشد. نه به طرف آن گروه سرمایه دارى برود؛ نه به طرف چپ باشد، مستقیم، اسلامى، دلسوز براى این ملت. اگر مسلمان باشد و متعهد باشد، آن براى ملت دلسوز است؛ خیانتكار نیست؛ با امانت كارش را انجام مى‏دهد؛ هر كارى بخواهد براى آن شهر خودش انجام بدهد، به مصلحت افراد آن شهر، به مصلحت خود آن شهر، به مصلحت اسلام عمل مى‏كند.

هشدار به طبقات مختلف ملت‏

و اگر خداى نخواسته در این مسأله غفلت بكنید، یا روحانیین غفلت بكنند، یا خطبا غفلت بكنند، یا فضلا غفلت بكنند، یا دانشگاهیهاى متعهد غفلت بكنند، یا بازاریها غفلت بكنند، یا كشاورزان و كارگران غفلت بكنند، و یك اشخاصى كه بر خلاف مسیر ملت است، بر خلاف مسیر اسلام است پیدا بشود، ممكن است كه یك شهرى را به فساد بكشد؛ و ممكن است بعد از او یك مملكتى به فساد كشیده بشود. باید با تمام قوا با تمام قدرت غفلت نكنید از این معنا؛ و علماى بلاد غفلت نكنند از این امر؛ اهل منبر غفلت نكنند؛ فضلایى كه در اطراف هستند، اهل علمى كه در اطراف هستند، دانشگاهیها، دانشجوها، همه غفلت از این نكنند. كه یك افرادى كه باید سرنوشت یك شهر را شما مى‏خواهید به یك عده بدهید، سرنوشت همه چیز شهر را به یك عدّه مى‏خواهید بدهید، باید یك كسى باشد كه هم سررشته داشته باشد از امور؛ و هم امین و معتقد به نهضت باشد. این یكى از مسائل بزرگ است كه ما الآن مواجه با آن هستیم فعلًا، و بعدش هم مسائل دیگرى پیش مى‏آید، و ما بین راه هستیم الآن. ما الآن مسائلى پیش داریم كه یكى یكى باید درست بشود، و تا این مسائل درست نشود، ما نرسیدیم به آن مطلبى كه جمهورى اسلامى است.

الآن شما ملاحظه كنید كه در همین مجلس خبرگان، كه آقایان اهل علم و علما و عدّه دیگرى هستند، بعض افراد هستند كه فكرشان فكر اسلامى نیست. یا اگر فكر اسلامى باشد، اسلام را درست نمى‏دانند چیست. اینها الآن در مسائلى اشكالتراشى مى‏كنند، و لو مواجه با این است كه اكثریت مخالف با آنها هستند؛ لكن در عین حالى كه اكثریت مسْلم و طرفدار اسلام و اسلام را مى‏دانند چى است، مع ذلك، یكى دو نفر وقتى كه در یك محلى باشد كه همه‏شان هم چه هستند، الّا یكى دو نفر، اشكالتراشى مى‏كنند و چوب لاى چرخ مى‏گذارند. و لهذا من باید به آقایان، هم به آقایان اهل خبره، مجلس خبره، عرض كنم كه تحت تأثیر قلمها و قدمهایى كه بر خلاف اسلام دارد برداشته مى‏شود واقع نشوید. شما مسائل را آن طورى كه فهمیدید كه براى اسلام است، اسلام را تقویت كنید. خدا ناصر شماست. خداوند یارى مى‏كند: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُركُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ نصرت خدا را بدهید، خدا ناصر شماست.

اهمیّت ویژه ولایت فقیه‏

به گزارش صراط نیوز ایشان در ادامه بیان داشتند: به حرفهاى آنهایى كه بر خلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفكر حساب مى‏كنند و مى‏خواهند ولایت فقیه را قبول نكنند [اعتنا نكنید] اگر چنانچه فقیه در كار نباشد، ولایت فقیه در كار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت، یا خداست، یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتى غیر مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بین مى‏رود كه به امر خداى تبارك و تعالى یك كسى نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمى كه نمى‏فهمند اسلام چه است؛ نمى‏فهمند فقیه چه است؛ نمى‏فهمند كه ولایت فقیه یعنى چه. آنها خیال مى‏كنند كه یك فاجعه به جامعه است! اینها اسلام را فاجعه مى‏دانند، نه ولایت فقیه را. اینها اسلام را فاجعه مى‏دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست. ولایت فقیه، تَبَع اسلام است.




بطلان وكالت نماینده مخالف با جمهورى اسلامى‏

چشم‏هایتان را باز كنید! اهل خبره چشمشان را باز كنند. كسانى كه با ولایت فقیه مخالفت مى‏كنند بر خلاف این چیزى كه ملت آنها را تعیین كرده است عمل مى‏كنند، وكالت ندارند در این امر. من اولى كه مجلس بنا بود تأسیس بشود، و پیش‏بینى این امور را مى‏كردم. اعلام كردم كه مردم جمهورى اسلامى مى‏خواهند، جمهورى غربى را [نمى‏خواهند] جمهورى كمونیستى نمى‏خواهند مردم. مردم، جمهورى اسلامى مى‏خواهند. مردم شما را وكیل كردند كه جمهورى اسلامى درست كنید. كسى كه مخالفت كند با احكام اسلام، مخالف با جمهورى اسلامى است؛ مخالف با رأى موكّلین هست، آنها شما را وكیل نكردند براى این امر. همه‏تان هم اگر چنانچه یك چیزى بگویید كه بر خلاف مصالح اسلام باشد، وكیل نیستید؛ حرفتان قبول نیست، مقبول نیست. ما به دیوار مى‏زنیم آن حرفى را كه بر خلاف مصالح اسلام باشد. آن قدرى كه شما اختیار دارید در این مجلس، این است كه جمهورى اسلامى را بر طبق موازین اسلامى پیاده كنید. البته راجع به امور ادارى‏اش و اینها نظر دادن هیچ مانعى ندارد. نظر دادن مانعى ندارد؛ اما اشكالتراشى و این حرفها را به مردم القا كردن كه اگر چنانچه فقاهت در كار بیاید و فقیه باشد، اگر چنانچه ولایت فقیه باشد، یك بساطى لازم مى‏آید و یك بساط دیگرى.

مخالفت دشمنان با اسلام و نهضت اسلامى‏

آقا ما مدتها زیر بار طاغوت بودیم، بس است! ملت ما مدتها- پنجاه سال، بلكه دو هزار و پانصد سال- زیر بار طاغوت بود، بس است! آقایان بگذارید یك چند وقتى هم مردم الهى بشوند، تجربه كنید. لا اقل بفهمید این معنا را، كه با تجربه بفهمید، كه یك ملتى كه تا حالا تحت بار طاغوت بوده است، حالا هم تحت بار اللَّه باشد، این را تجربه كنید. اگر از اسلام بدى دیدید، بگویید چه بدى از اسلام تا حالا دیدید؟ تا حالا كه اسلامى در كار نبوده در مملكت ما نمى‏گذاشتند، حالا هم شماها نمى‏گذارید. آن وقت دشمنها [نمى‏گذاشتند] حالا بعضى دوستهایى كه ملتفت نیستند، نمى‏گذارند. یا شاید بعضیشان هم دشمن باشند. چرا باید شما بترسید از اینكه یك نفر آدم در مثلًا تو اتاق‏اش [نشسته‏] و یك چیزى مى‏نویسد، در روزنامه هم درج مى‏كند. اینها نمى‏دانند اصلًا معناى اسلام چه است. اینها مخالف نهضت اسلام هستند. اینها اگر مخالف با رژیم هم باشند، مخالف با اسلام هم هستند. اینها یك چیز دیگرى مى‏خواهند، نه رژیم باشد و نه اسلام باشد؛ یك جمهورى دمكراتیك. دمكراتیك آن هم به آن معنایى كه غرب وارد كرده اینجا؛ نه به آن معنایى كه حتى كه در غرب است. آن جمهورى كه در آن دمكراتیك كه در غرب هست حتى در ایران نیامده تا حالا، آن وارداتى است. این دمكراتیك كه در ایران آمده، آن آزادى و آن نمى‏دانم استقلال و آن مسائلى كه تا حالا آمده، همانهایى بوده است كه آریامهر فریاد مى‏كرد «تمدن بزرگ»؛ و همان بود كه همه دیدید این «تمدن بزرگ» پدر این ملت را درآورد! بس است! كافى است! آریامهر كافى‏ است براى ما تا قیامت. این قدر تبعیت نكنید از این رژیم، این قدر تبعیت نكنید از این غربیها، از این شرقیها. كافى است ظلمى كه به ما تا كنون شده است. باز هم باید ما زیر بار ظلم برویم؟ باز هم از زیر بار اسلام مى‏خواهند خارج شوند؟ یك مسئله «تشریفاتى!» بله، آقایان بعضیشان مى‏گویند مسئله ولایت فقیه یك مسئله «تشریفاتى» باشد، مضایقه نداریم. اما اگر بخواهد ولىّ، دخالت بكند در امور، نه، ما آن را قبول نداریم- حتماً باید یك كسى از غرب بیاید دخالت بكند؟!- ما قبول نداریم كه یك كسى اسلام تعیین كرده او دخالت بكند. اگر متوجه به لوازم این معنا باشند، مرتد مى‏شوند! لكن متوجه نیستند.

گرفتارى‏هاى دوستان جاهل و دشمنان عاقل‏

ما این گرفتاریها را داریم. ما بین راه هستیم. ما بعد از این هم گرفتارى راجع به رئیس جمهورش داریم: یكى مى‏گوید لازم نیست مسلمان باشد. یكى مى‏گوید لازم نیست شیعه باشد. یكى مى‏گوید لازم نیست نمى‏دانم چه باشد، طرفدار اسلام باشد. ما بعد از این گرفتارى داریم، آقا. گرفتار همین یا دوستهاى جاهل، یا دشمنان عاقلِ متوجه. ما گرفتاریم باز، ما بین راهیم. آقا، سستى نكند ملت ما. اگر وكلاشان خواستند بر خلاف اسلام عمل بكنند، مردم مختارند كه وكلا را عَزْلِشان بكنند، بریزندشان دور. آنها خیال مى‏كنند كه نه، این خلاف آزادى است. شما دارید دیكتاتورى مى‏كنید! شما دارید در مقابل ملت مى‏ایستید. ملت اسلام را مى‏خواهد، شما مى‏گویید لازم نیست! ملت ولایت فقیه را مى‏خواهد، كه خدا فرموده است، شما مى‏گویید خیر، لازم نیست! و شما مى‏خواهید چند نفر آدم را بر سایرین تحمیل بكنید. این دیكتاتورى است؛ نه اینكه اكثریت در آنجا كه با آنهایى است كه اسلام را مى‏دانند چه است و تبعیت اسلام را هم دارند. شما چند نفر ایستاده‏اید در مقابل اسلام.

ولایت فقیه، خواسته ملت‏

من از خداى تبارك و تعالى مى‏خواهم كه ما را از شرّ دوستهاى جاهل و دشمنهاى شیطان نجات بدهد. و در این مراحلى كه داریم كه بعد آن پیش مى‏آید، مجلس شورا، آن شوراها، كه نصیحت را عرض كردم كه باید چه بكنید- آنجا هم ان شاء اللَّه در هر موقعش عرض مى‏كنم ان شاء اللَّه این راه را با قدرت و با قوّه و با بینش كامل این راه را طى بكنید. و طى مى‏كند، این ملت است، ملت مى‏خواهد، ما چه بكنیم. شما فرض بكنید كه خیر، فاجعه است، ما فرض مى‏كنیم كه فاجعه است، این فاجعه را ملت ما مى‏خواهد، شما چه مى‏گویید این ولایت فقیه را شما مى‏گویید این «فاجعه» است! این فاجعه را ملت ما مى‏خواهد. بیایید، سؤال مى‏كنیم، به رفراندم مى‏گذاریم، كه آقا ولایت فقیه را كه آقایان مى‏فرمایند «فاجعه» است، شما مى‏خواهید؟ ببینید «آرى» اش چه قدر است «نه» اش چه قدر است. خدا همه‏تان را توفیق بدهد؛ مؤید بكند.



طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام، 
برچسب ها: رئیس‌جمهور منهای ولایت فقیه، طاغوت است، امام خمینی، رئیس جمهور،