تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر رهبر معظم انقلاب| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط عرفان | نظرات ()
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدی‌روشن در حادثه تروریستی در تهران، این ترور بزدلانه را نشانه‌ی به بن‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی دانستند.
متن پیام به این شرح است:

                              ----------------------------------------------------------------------------------------
                                                                    بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریك غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.
این ترور بزدلانه كه عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند كرد به جنایت كثیف و پلید خود اعتراف كنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبكه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شكست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش كه با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یك جنبش تاریخی و برخاسته از یك عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به كوری چشم سران اردوگاه استكبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم كرد و پیشرفت رشك‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم كشید، و البته از مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم كرد.

اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی كشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریك و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سكینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میكنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای
22/دیماه/1390




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها،  جنگ نرم، 
برچسب ها: پیام تسلیت در پی شهادت نخبه‌ی جوان شهید احمدی روشن، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، پیام تسلیت رهبر، شهید مصطفی احمدی روشن، منافقین کوردل،
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 شهریور 1390 توسط عرفان | نظرات ()



جدیدترین شعر از استاد محمدرضا جعفری که در حرم حضرت ثامن الحجج (ع ) امام رضا (ع) برای مقام معظم رهبری سروده اند:

هر چه ما داریم از نور وجود رهبر است

سیدی از خاندان آخرین پیغمبر است

با صلابت مجری آیات قرآن و رسول

روشنی بخشیده این فرزند زهرای بتول

در طریق رهبر ما نیست شکی هیچگاه

آنچه گوید جملگی تفسیر قرآن خدا

هر که او را دوست دارد در مسیر انبیاست

با یقین اصحاب رهبر مورد لطف خداست

نعمتی چون رهبری را مرحمت کرده خدا

این حقیقت هست قطعا حاصل ذکر و دعا

سالهای سال ما در انتظار رهبریم

تا که آمد سیدی از سوی رحمن و رحیم

نام ایران از وجودش در جهان نامی شده

میزبان این گهر ایران اسلامی شده

چهره ی نورانی این سید اهل صفا

میدهد بیمار را از فضل خود یکدم شفا

جعفری هرگز ندیده بهتر از عشق ولی

از عسل شیرین تر است لبخند مولایم علی


محمدرضا جعفری - تهران - تاریخ ۱۹/۶/۱۳۹۰



طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  شعر، 
برچسب ها: شعر استاد جعفری برای مقام معظم رهبری، امام خامنه ای، شعر در رابطه با رهبر، شعر در رابطه با امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، شعر، رهبرم، استاد جعفری،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 شهریور 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17108/smpl.jpg

«السّلام علیك یا شهر اللَّه الأكبر»؛ بدرود اى بزرگترین ماه خدا و اى جشن اولیاء خدا. «السّلام علیك یا أكرم مصحوب من الأوقات»؛ بدرود اى شریف‌ترین و عزیزترین مصاحب از وقت‌ها و زمان‌ها و اى بهترین ماه از لحاظ روزها و ساعت‌ها. «السّلام علیك من شهر قربت فیه الآمال»؛ بدرود اى ماهى كه آرزوها در آن به ما نزدیك شد؛ یعنى ما با تلاش خودمان، تلاش مضاعفان، به آمال و آرزوهاى حقیقى و انسانى خودمان نزدیك شدیم.

به همین ترتیب با این جملات و كلمات، امام سجاد این ماه مبارك را بدرود مى‌گوید و از لیلةالقدر و از دعا و از قرآن و از مغفرت در این ماه به گرمى و مشتاقانه حرف مى‌زند و بعد از خداى متعال درخواست مى‌كند كه: خدایا آنچه را كه در این ماه به ما رسیده، براى ما نگه دار؛ و آنچه را كه ما از این ماه به‌دست نیاوردیم، این محرومیت ما را به‌عنوان یك نقص، به‌عنوان یك ضعف، مورد ترحم خودت قرار بده و براى ما جبران كن. و بعد امام سجاد آرزو مى‌كند كه یك‌بار دیگر این ماه برگردد.

این یك نمونه از دعاهاى این ماه شریف بود كه در پایان این ماه از زبان سیدالساجدین و معلم دعا و ذكر و یاد، مقدارى از آن را معنا كردیم. من اعتقادم این است كه این دعاها با ترجمه‌هاى خوبى باید ترجمه بشود. كسانى كه قادر بر ترجمه خوب این دعاها هستند، منهاى تفصیل و تشریح و تفسیر و توضیح، خودِ دعا را با یك زبان گویا و روشن و شیوا كه تا حدى متناسب با بیانات خود امام سجاد باشد، ترجمه كنند و در اختیار فارسى‌زبان‌هایى كه عربى نمى‌دانند، بگذارند تا این‌ها در این دعاها تدبر كنند و ببینید كه چگونه مى‌شود با خدا حرف زد...

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: گفتار امام خامنه ای، ماه رمضان، وداع با رمضان، شب آخر، رهبر معظم انقلاب، سخنان رهبر، امام خامنه ای، سخنان امام خامنه ای، سی روز، سی گفتار | بیست و نهم: وداع...،
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 شهریور 1390 توسط عرفان | نظرات ()



بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خداى متعال را بسیار سپاسگزارم از توفیق تشكیل این جلسه و حضور شما برادران و خواهران، و بیانات بسیار مفید و پرمغز از سوى سخنرانان محترم؛ همه‌ى اینها نعمتهاى خداست، و همه - بخصوص بنده شخصاً - باید از خداى متعال به خاطر یكایك این نعمتها متشكر باشیم و ببینیم بارش رحمت حق را. هر یك كلمه‌ى خوبى كه شما به ذهنتان میرسد و بر زبان جارى میكنید، مظهرى از بارش رحمت حق است؛ و خدا را بر این همه سپاس. من این روزها با مشاهده‌ى اوضاع و احوال كشور و جامعه‌مان، لحظه‌به‌لحظه خدا را به خاطر این نعمتهاى بزرگ شكرگزارى میكنم.

 خب، ماه رمضان است و امروز بیست و سوم ماه، و دیشب شب عبادت و ذكر و مناجات، و دلها قاعدتاً برخوردار از نورانیت ناشى از شب قدر است. از خداى متعال بخواهیم كه این ماه رمضان را براى ما، براى ملتمان و كشورمان و براى ملتهاى مسلمان، بخصوص ملتهاى به‌پاخاسته‌ى منطقه، مبارك قرار بدهد.

 انصافاً وقت دوستان كم بود. من دو سه جمله راجع به بیانات آقایان و خانمهائى كه صحبت كردند، عرض بكنم. پنج دقیقه‌اى كه مجرى محترم فرمودند، بعد هم دوستان مراعات نكردند و مكرراً به وسیله‌ى مجرى محترم مؤاخذه شدند، واقعاً كم است. آقایان و خانمها خیلى حرف داشتند و من بدون هیچگونه مبالغه و تعارف دوست میداشتم كه اى كاش هم وقت بود، هم حال و نشاط، تا انسان میتوانست لااقل نیم ساعت از حرفهاى هر یك از این دوستان را بشنود؛ چون خیلى حرفهاى خوب زده شد. مطالبى كه دوستان گفتند، مطالب سنجیده‌اى بود، مطالب پخته‌اى بود. در بین مطالب دوستان حرف نو وجود داشت، كه براى من جالب و جدید بود؛ اینها انسان را خیلى خوشحال میكند. پیشنهادهاى جالبى در زمینه‌ى صنعت، در زمینه‌ى علم، در زمینه‌ى دانشگاه، در زمینه‌ى معمارى، شهرسازى، هنر و علوم انسانى مطرح شد. این پیشنهادها همان چیزهائى است كه حقیر آرزو میكردم اینها را از زبان نخبگان و زبدگان علمى و دانشگاهى‌مان بشنوم و حالا این آرزو برآورده شده.

 نكته‌اى كه من در جلسه‌ى امسال بوضوح احساس كردم، این است كه گرایش بیانات دوستان، بیشتر به سمت ارائه‌ى فكر و اندیشه بود تا صِرف پیشنهادهاى اجرائى و عملى - كه البته آن هم به جاى خود چیز لازم و خوبى است - این، پشتوانه‌ى هر حركت علمى است. همچنان كه بعضى از دوستان هم اشاره كردند و كاملاً درست است، ما احتیاج داریم به فكر، احتیاج داریم به فلسفه، تا بتوانیم علم را، فناورى را، مدیریت كشور را، مسائل گوناگون جامعه را به پیش ببریم و حل كنیم. فكر قبل از علم مورد نیاز است، و من این گرایش را مشاهده كردم. برخى از مطالبى كه دوستان گفتند، خوشبختانه در مراكز فكرى و تصمیم‌گیرى مورد ملاحظه قرار گرفته و كارهائى هم انجام شده و بمرور ان‌شاءاللَّه آثار آن دیده خواهد شد و همچنان كه یك روزى مسئله‌ى تولید علم، تولید فكر، نهضت علمى، نهضت نرم‌افزارى، غریبانه در جامعه مطرح میشد و امروز گفتمان غالب را تشكیل میدهد، ان‌شاءاللَّه یك روزى باز همین مطالبى كه حالا گوشه و كنار گفته میشود یا خیلى مورد توجه نیست، بتدریج به گفتمان غالب جامعه تبدیل خواهد شد.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها،  بسیج، 
برچسب ها: امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای در روز قدس، روز قدس، رهبر معظم انقلاب، بیانات در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها، بیانات رهبر در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها، imam khamenei،
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/1390051345662330.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  خداى متعال بشر را طورى آفریده است كه به تربیت احتیاج دارد. هم از بیرون باید او را تربیت كنند، هم از درون خودش باید خودش را تربیت كند. در مقوله مسائل معنوى، این تربیت، یكى تربیت فكر و قواى عقلانى اوست كه محلّ این تربیت، تعلیم است و یكى تربیت نفس و قواى روحى و قوه غضبیه و شهویه اوست كه نام این تربیت، تزكیه است.

اگر انسان تعلیم درست و تزكیه درست شود، همان مادّه مستعدّى است كه در كارخانه مناسبى شكل مطلوب خود را پیدا كرده و به كمال رسیده است. هم در این نشئه وجود او منشأ بركت و خیر و مایه آبادى جهان و آبادى دل‌هاى انسان‌هاست، هم وقتى وارد نشئه دیگر شد و به عالم آخرت قدم گذارد، سرنوشت او همان سرنوشتى است كه همه انسان‌ها از اوّل تا امروز مشتاق آن بوده‌اند؛ یعنى نجات، زندگى ابدى سعادتمندانه و بهشت. لذا انبیا از اوّل تا نبّىِ‌مكرّم خاتم صلّى‌اللَّه‌علیه وآله سلّم، هدف خود را تعلیم و تزكیه معین كرده‌اند: «یزكّیهم و یعلّمهم‌الكتاب و الحكمة». انسان‌ها را هم تربیت عقلانى و فكرى مى‌كنند و هم تربیت روحى.

تمام عبادات و تكالیف شرعى‌اى كه من و شما را امر كرده‌اند تا انجام دهیم، در حقیقت ابزارهاى همین تزكیه یا همین تربیت است؛ براى این است كه ما كامل شویم؛ ورزش است. همچنان كه اگر ورزش نكنید، جسم شما ناتوان، بى‌قدرت و آسیب‌پذیر خواهد شد و اگر بخواهید جسم را به قدرت، به زیبایى، به توانایى، به بروز قدرت‌ها و استعدادهاى گوناگون برسانید، باید ورزش كنید. نماز، ورزش است؛ روزه، ورزش است؛ انفاق، ورزش است؛ اجتناب از گناهان، ورزش است؛ دروغ نگفتن، ورزش است؛ خیرخواهى براى انسان‌ها، ورزش است. با این ورزش‌ها، روح زیبا و قوى و كامل مى‌شود. اگر این ورزش‌ها انجام نگیرد، ممكن است به ظاهر خیلى پسندیده به نظر بیاییم؛ اما باطنمان یك باطن ناقص و نحیف و حقیر و آسیب‌پذیر خواهد بود. روزه، یكى از این ورزش‌هاست.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  كیمیای نیّت
روزه فقط این نیست كه انسان نخورد و نیاشامد. این نخوردن و نیاشامیدن، باید از روى نیت باشد، والاّ اگر شما یك روز به‌خاطر گرفتارى و یا اشتغال به كار، دوازده ساعت، پانزده ساعت فرصت نكنید چیزى بخورید، هیچ ثوابى به شما نخواهند داد. اما همین امساك را وقتى با نیت انجام دادید -«اجعلنا ممّن نوى فعمل»؛ نیت كند و به دنبال آن، عمل انجام دهد- این همان گوهر درخشانى مى‌شود كه به شما ارزش مى‌بخشد و روحتان را قیمتى مى‌كند.

شرط روزه، نیت است. نیت یعنى چه؟ یعنى این عمل را، این حركت را، این امساك و تمرین را جهت دادن براى خدا، در راه خدا، به‌خاطر انجام دستور الهى. این است كه به هر كارى ارزش مى‌بخشد. لذا در دعاى شب اوّل ماه مبارك مى‌خوانید كه: «اللّهم اجعلنا ممن نوى فعمل ولا تجعلنا ممن شقى فكسل». كسالت، بى‌رغبتى و بى‌نشاطى براى كار -چه كار معنوى و چه كار مادّى- شقاوت است.

روزه، یكى از بهترین كارهاست. با این كه به ظاهر اقدام نكردن است؛ اما در باطن اقدام است، عمل است، كار مثبت است. چون شما نیت این كار را دارید؛ لذا از هنگامى كه وارد صحنه روزه‌دارى مى‌شوید -یعنى از بعد از لحظه طلوع فجر- تا آخر روز به‌طور دائم به‌خاطر این نیت، در حال عبادتید. اگر هم بخوابید، عبادت مى‌كنید. همین‌طور راه بروید، عبادت مى‌كنید. این كه از قول نبّى‌اكرم علیه‌و على‌آله‌الصّلاة والسّلام نقل شده است كه فرمود: «أنفاسكم فیه تسبیح و نومكم فیه عبادة»؛ خوابیدن و نفس كشیدن شما عبادت است، خواب چطور عبادت مى‌شود؟ نفس كشیدن چطور «سبحان‌اللَّه» گفتن مى‌شود؟ این به‌خاطر آن است كه شما بى‌كار هم كه باشید، هیچ اقدامى هم كه نكنید، چون با این نیت وارد این وادى شده‌اید، یكسره در حال عبادتید.

در روایت دیگر مى‌فرماید: «نوم ‌الصّائم عبادة و صمته تسبیح»؛ سكوت هم كه مى‌كنید، مثل این است كه «سبحان‌اللَّه» مى‌گویید. و «عمله متقبّل و دعائه مستجاب»؛ عمل شما مقبول و دعایتان مستجاب است. سكوت شما عبادت است، نفس كشیدن شما عبادت است، خوابیدن شما عبادت است. چرا؟ چون شما این امساك و این دست كشیدن از بخشى از لذّات جسمانى را براى خدا در یك مدّت سى روزه -ماه رمضان- تجربه مى‌كنید.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  افساری برای نفس
همه این عبادت و دیگر عبادات، برگرد این محور مى‌گردد كه انسان با مشتهیات نفسانى و با لذایذى كه انسان را به پستى مى‌كشانند و برده مى‌كنند، مبارزه كند. افسارگسیخته كردن نفس انسانى، هنر نیست. هرچه در توان دارى لذّت ببرى، براى انسان كمال نیست؛ این از مقوله حیوانیت است. انسان هم یك جنبه حیوانى دارد؛ تقویت جنبه حیوانى است. البته جنبه حیوانى هم جزو ماست و نخواستند كه ما آن را نداشته باشیم. خوردن، آشامیدن، استراحت كردن، لذّت مباح بردن، جزو وجود ماست؛ اشكال هم ندارد و كسى آن‌ها را منع هم نكرده است. آنچه ممنوع است، این است كه انسان در این جنبه غرق شود. مادّی‌گرى، انسان را به غرق شدن در این جنبه مى‌كشاند. ادیان و روش‌هاى عقلانى عالم -كه روش الهى، مبتنى بر پایه‌هاى عقلانى است- جلوِ انسان را مى‌گیرد، تا در این سراشیب لذّت‌برى از لذایذ و مشتهیات زندگى، اختیار خود را از دست ندهد و فرو نغلتد. هر دعوتى كه انسان را به لجام‌گسیختگى در لذّات بكشاند، دعوت به آتش و دعوت به بدبختى و هلاكت است. به‌طور كلّى ، دعوت انبیا، دعوت حكما، دعوت‌هاى الهى، در جهت كفّ‌نفس از این لذایذ است؛ كه روزه هم از این قبیل است. به همین خاطر است كه در روایات ما، ماه رمضان یك صحنه مناسب شمرده شده است؛ براى این كه انسان در این ماه تمرین كند و مجموعه گناهان را ترك گوید.

یك روایت از امام صادق علیه‌الصّلاة والسّلام است كه خطاب به «محمّدبن مسلم» مى‌فرماید: «یا محمّد! إذا صمت فلیصم سمعك و بصرك و لسانك و لحمك و دمك و جلدك و شعرك و بشرك». امام صادق به این یار و شاگرد نزدیك خودشان مى‌فرمایند كه وقتى روزه مى‌گیرى، باید شنوایى تو روزه‌گیر باشد، بینایى تو روزه بگیرد، زبان تو روزه بگیرد، گوشت و خون و پوست و موى و بشره تو روزه‌دار باشد؛ دروغ نگویى، انسان‌هاى مؤمن را دچار بلا نكنى، دل‌هاى ساده را اغوا نكنى، براى برادران مسلمان و جامعه اسلامى توطئه درست نكنى، بدخواهى نكنى، بددلى نكنى، تهمت نزنى، كم‌فروشى نكنى، امانتدارى كنى. انسانى كه در ماه رمضان با كفِ‌نفس خود، از خوردن و آشامیدن و مشتهیات نفسانى و جنسى روزه مى‌گیرد، باید زبان خود، چشم خود، گوش خود و همه اعضا و جوارح خود را روزه‌دار بداند و خود را در محضر خداى متعال و دورى گزیده از گناهان بینگارد. دنباله روایت مى‌فرماید: «و لایكون یوم صومك كیوم فطرك»؛ روز روزه تو، مثل روز فطر تو نباشد؛ مثل روزهاى عادّى باشد. روز ماه رمضان هم همان‌گونه رفتار كنى كه در روزهاى عادّى رفتار كردى. باید به تربیت نفس توجّه كنى و این فرصت را مغتنم بشمارى.

در یك روایتى دیگر مى‌فرماید: «صوم النّفس امساك الحواس الخمس عن سائر المأثم». از امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام نقل شده است كه روزه نفس، غیر از روزه جسم و روزه شكم است. روزه نفس انسان این است كه همه حواس پنجگانه او از گناهان امساك كنند. «و خلوّ القلب من جمیع اسباب الشّر»؛ دل از همه موجبات و اسباب شرّ و فساد خالى شود. با خداى متعال و با بندگان خدا، دل را صاف و بى‌غلّ و غش كنیم. در این جهت، روایات زیادى هست.

برادران و خواهران عزیز! از این فرصت استفاده كنیم. ماه رمضان یك فرصت بسیار مغتنم است، براى این‌كه خودمان را به خدا نزدیك كنیم، به كمال نزدیك كنیم، از مفاسد دور كنیم، از گناهان پاك كنیم. این دعاهایى كه در این ماه هست، این استغفارى كه در این ماه مستحب است، همه فرصت است؛ مبادا این فرصت‌ها از دست برود. این ماه رمضان به‌زودى تمام خواهد شد. اگر تا ماه رمضان دیگر زنده بمانید، آن هم مثل برق و باد خواهد گذشت. این فرصت‌هاى ذى‌قیمت از دست خواهد رفت؛ از هر روز و ساعتش باید استفاده كنید.



برچسب ها: سی روز، سی گفتار | سه: روزه، ابزار تزكیه، امام خامنه ای، رهبر، رهبر معظم انقلاب،
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/1390051255963bb.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  مثل ماده خام...
ما همان ماده خام هستیم كه‌ اگر روى خودمان كار كردیم و توانستیم این ماده خام رابه شكل‌هاى برتر تبدیل كنیم، آن كار لازم در زندگى را انجام داده‌ایم. هدفِ حیات همین است. واى به حال كسانى كه روى خودشان از لحاظ علم و عمل كارى نكنند و همان‌طور كه وارد دنیا شدند، به اضافه پوسیدگی‌ها و ضایعات و خرابی‌ها و فسادها كه در طول زندگى براى انسان پیش مى‌آید، از این دنیا بروند. مؤمن باید به‌طور دائم روى خودش كار كند؛ به‌طور دائم. نه این‌كه خیال كنید «به‌طور دائم» زیادى است یا نمى‌شود؛ نه. هم مى‌شود، هم زیادى نیست. اگر كسى مراقب خود باشد؛ مواظب باشد كارهاى ممنوع و كارهایى را كه خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جدیت بپیماید، موفّق مى‌شود. این، همان خودسازى دائمى است و برنامه اسلام، متناسب با همین خودسازىِ به‌طور دائم است. این نماز پنجگانه -پنج وقت نماز خواندن- ذكر گفتن؛ «ایاك‌نعبدوایاك‌نستعین» را تكرار كردن؛ ركوع كردن؛ به خاك افتادن و خداى متعال را تسبیح و تحمید و تهلیل كردن براى چیست؟ براى این است كه انسان به‌طور دائم مشغول خودسازى باشد. منتها گرفتاری‌ها زیاد است و همه گرفتاریم. گرفتارى زندگى؛ گرفتارى معاش؛ گرفتارى امور شخصى؛ گرفتارى اهل و اولاد و انواع گرفتاری‌ها مانع مى‌شود كه ما به خودمان، آنچنان كه شایسته است، برسیم. لذا یك ماه رمضان را كه خداى متعال قرار داده است، فرصت مغتنمى است. این ماه را از دست ندهید. مقصودم این است كه اگر نمى توانیم به‌طور دائم در حال مراقبت و ساخت‌وساز خودمان باشیم، اقلاًّ ماه رمضان را مغتنم بشماریم.

شرایط هم در ماه رمضان آماده است. یكى از بزرگترین شرایط، همین روزه‌اى است كه شما مى‌گیرید. این، یكى از بزرگترین توفیقات الهى است. توفیق یعنى چه؟ توفیق یعنى این‌كه خداى متعال چیزى را براى انسان، مناسب بیاورد. با واجب كردن روزه، خداى متعال زمینه مناسبى را براى من و شما به‌وجود آورده است كه قدرى در این ماه به خودمان برسیم. روزه، نعمت بزرگى است. شكم خالى است و مبارزه با نفس، تا حدودى در اثناى روز، از جهات مختلف وجود دارد: هرچه را دوست دارید، نمى‌خورید و نمى‌آشامید و بسیارى از مشتهیات نفسانى را براى خودتان به مدت چند ساعت ممنوع مى‌كنید. این، یك مبارزه با نفس است؛ مبارزه با هواست و مبارزه با هوی، در رأس تمام كارهاى نیك و خودسازی‌ها قرار دارد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  طبیب خود باش!
ماه رمضان زمینه بسیار خوبى است و خداى متعال این فرصت را به من و شما داده كه در این ماه، چنین امكانى را براى خودسازى پیدا كنیم. علاوه براین‌كه ساعات این ماه بسیار با بركت است و خداى متعال، از لحاظ طبیعى این لحظات و ساعات را این‌گونه قرار داده است، ساعات بسیار مغتنمى هم هست. یك ركعت نماز شما؛ یك كلمه ذكر «سبحان اللَّه» شما؛ مختصر صدقه دادن شما و یك صله رحم كوچكى كه در این ماه بكنید، مزیتى چند برابر بیشتر از همین امور، وقتى در غیر ماه رمضان انجام مى‌شود، دارد. این، فرصت بسیار خوبى است. زمینه خوبى است كه انسان در این ماه به خودش برسد. مثل طبیبى كه با فردى بیمار مواجه است و آن بیمار به امراض متعدّدى مبتلاست -مرض قند دارد، فشار خون دارد، چربى خون دارد، استخوان درد دارد، رماتیسم دارد، زخم معده دارد و خلاصه انواع و اقسام مرض در او هست- طبیب حاذق كه امراض او را مى‌شناسد و راه علاجش را بلد است، با این بیمار چه كار مى‌كند؟ اوّل سعى مى‌كند بیماری‌هاى او را روى كاغذ بیاورد و ببیند به چه امراضى مبتلاست. اگر طبیب، بعضى از بیماری‌هاى او را نشناسد و براى علاج بیمارى دوایى بدهد كه با بیمارى دیگر ناسازگار باشد، ممكن است به جاى این‌كه او را علاج كند، بیچاره را به بیماری‌هاى دیگرى هم متبلا سازد! ... پس اوّل باید با دقّت نگاه كند؛ دلسوزانه بیماری‌ها را پیدا كند و آن‌ها را بنویسد؛ بعد ببیند كدام مهم‌تر است، كدام فوتى‌تر است و كدام اصولى‌تر است. فرض بفرمایید اگر كسى معده ناراحتى دارد، هر دوایى به او بدهند نمى‌تواند به‌خوبى آن را جذب كند. یا اگر روده خرابى دارد، هر غذاى مقوّى‌اى بدهند و از آن بهره ببرد، نمى‌تواند استفاده كند. راهش این است اوّل آن مرضى را كه از بقیه بیماری‌ها تأثیر منفى‌اش بیشتر است و اگر خوب بشود تأثیر مثبت شفایش بیشتر است، پیدا كنند.

شما طبیب خودتان بشوید، برادر عزیز! هیچ‌كس مثل خود انسان نمى‌تواند بیماری‌هاى خودش را بشناسد. برخى بیماری‌ها در انسان هست كه اگر مثلاً شما به من بگویید «تو دچار این بیمارى هستى»، عصبانى مى‌شوم و بدم مى‌آید. بگویند: «آقا، شما مرد حسودى هستید.» مگر كسى تحمّل مى‌كند كه به او بگویند «حسود»؟ مى‌گوید: «حسود خودت هستى! چرا اهانت مى‌كنى؟ چرا بى‌خود مى‌گویى؟» از دیگرى حاضر نیستیم قبول كنیم. اما به خودمان كه مراجعه مى‌كنیم، مى‌بینیم بله؛ ما متأسفانه از این بیماری‌ها داریم. سرِ هركس را انسان كلاه بگذارد؛ از هركس كه پنهان كند، با خودش كه دیگر نمى‌تواند! پس بهترین كسى كه مى‌تواند بیمارى ما را تشخیص دهد، خودمان هستیم. بیاورید روى كاغذ! بنویسید: «حسد» بنویسید: «بخل» بنویسد: «بدخواهى براى دیگران. وقتى كسى به خیرى مى‌رسد، ما ناراحت مى‌شویم!» بنویسید: «تنبلى در كار» بنویسد: «روح بدبینى به نیكان و صالحان» بنویسید: «بى‌اعتنایى به وظایف» بنویسید: «علاقه به خود. شدیداً به خودمان علاقه داریم!»

اگر بیماری‌هاى ما این‌هاست، این‌ها را روى كاغذ بیاوریم. ماه رمضان فرصتى است كه یكى‌یكى این بیماری‌ها را تا آن‌جایى كه بشود، برطرف كنیم. اگر برطرف نكنیم، این بیماری‌ها مهلك خواهد شد؛ هلاك معنوى و واقعى. هلاك جسمى كه چیزى نیست! اگر بیمارى مهلكى در ما باشد یا احتمالش را بدهند، چقدر دستپاچه مى‌شویم؟ شب خوابمان نمى‌برد. بهترین دكترها را پیدا مى‌كنیم، مى‌گوییم: «نكند این غدّه‌اى كه در بدن من است، در دست من است، زیر پوست من است، سرطان باشد!» از تصوّرش كلّى وحشت مى‌كنیم. آخرش چه؟ آخرش مردن است. حالا نشد، یك سال دیگر است، دو سال دیگر است، ده سال دیگر است. به قول نظامى گنجوى:

«اگر صد سال مانى وَر یكى روز/ بباید رفت از این كاخ دل‌افروز.»

ماندنى كه نیستیم. چند صباحى، كمى این‌ور، كمى آن‌ور، تمام خواهد شد. هلاكت جسمانى این است و این‌قدر از آن مى‌ترسیم. هلاكت معنوى، یعنى براى ابد دچار خذلان و عذاب الهى شدن. یعنى در زندگى جاودان ابدى، از همه نعمت‌ها و لذّت‌ها و چشم‌روشنی‌هایى كه خداوند براى من و شما معین و مقرّر كرده محروم ماندن. انسان به قیامت نگاه كند و ببیند خداى متعال به بعضى از بندگانش -همین افرادى كه با آن‌ها معاشریم و آن‌ها را در كوچه و محلّه مى‌بینیم؛ به همكار ادارى، به دوست دوران تحصیل، یا به یك رفیق بگو بشنو- براى برخى كارها و مجاهداتى كه در این دنیا داشته‌اند، مقامات عالى مى‌دهد؛ آن‌ها را به بهشت مى‌برد؛ از عذاب دورشان مى‌دارد و از عقبات قیامت، نجاتشان مى‌دهد؛ و ما به‌خاطر تنبلى، به‌خاطر نرسیدن به خود و به‌خاطر یك لحظه غفلت، از همه آن‌ها محروم مانده‌ایم! آن وقت است كه حسرت گریبان انسان را مى‌گیرد: «و انذرهم یوم‌الحسرة إذ قضى الأمر». كار هم دیگر از كار گذشته است و حسرت هم فایده‌اى ندارد. این، هلاكت معنوى است.

برادران و خواهران! اگر به خودمان نرسیم، بدبختى است؛ روسیاهى است؛ محرومیت است؛ از چشم خدا افتادن است؛ از مقامات معنوى دور ماندن و از نعیم ابدى الهى، تهیدست ماندن است. پس باید به خودمان برسیم. ماه رمضان فرصت خوبى است. كتاب‌هاى اخلاق هم خوشبختانه در اختیار هست. لكن آن چیزى كه آدم از مجموع مى‌فهمد و آنچه مهمّ است، این است كه انسان بتواند هوا و هوسِ خود را كنترل و مهار كند. این، اساس قضیه است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  قدم اول: اخلاص
یكى از ویژگی‌ها كه بسیار مهمّ است تا براى خودسازى به آن توجّه كنیم و شاید جنبه تقدّمى هم داشته باشد، «اخلاص» است. اخلاص عبارت است از كار را خالص انجام دادن و این‌كه كارى را مغشوش انجام ندهیم. گاهى هست كه كسى عبادت نمى‌كند و گاهى عبادت مى‌كند اما مغشوش و ناخالص. این هم مثل آن است. خالص بودن عبادت و خالص بودن عمل، این است كه براى خدا باشد. در بین مردم، متأسّفانه خیلى رایج است كه كارهاى خوب خودشان را بر زبان بیاورند و بگویند. كانّه توجّه ندارند كه نباید كار نیك را به زبان آورد و گفت كه ما مى‌خواهیم این كار را بكنیم یا ما این كارها را مى‌كنیم. البته برخى جاها استثناست. در جاهایى، بعضى از كارها باید در علن انجام گیرد. در روایات در باب صدقه، آمده است كه «صدقه سِرّ» این ثواب را دارد و «صدقه عَلانیه» این ثواب را. یا مثلاً عبادات گروهى، جلوى چشم مردم انجام مى‌گیرد و باید انجام گیرد؛ و این از شعائر الهى است. اما بسیارى از عبادات یا اغلب عبادات، آن روابطى كه بین خود انسان و خداست -ذكر، توجّه، دعا، نافله، شب‌زنده‌دارى، سحرخیزى، احسان و كارهاى نیك- باید بین خود انسان و خدا بماند. مبادا انسان به‌خاطر این‌كه دیگران ببینند، كارى را انجام دهد! كارى كه انسان به‌خاطر توجّه دیگران به خودش انجام دهد، از نكردن آن كار بدتر است؛ زیرا نكردن كار، یعنى انسان كارى را انجام نمى‌دهد. كارى كه انسان براى جلب توجّه دیگران نسبت به خودش انجام داده، كَاَنّه انجام نداده است. البته بدتر بودنش هم از این جهت است كه عمل شرك‌آلودى انجام داده و این عمل شرك‌آلود، فعل حرام است و دور كننده است. بنابراین همه‌مان در هرجا و در هر موقعیتى كه هستیم، باید خیلى تلاش كنیم كه كار را خالص انجام دهیم.

اگر كار براى خدا انجام گیرد و نیت براى خدا خالص باشد، اشكالاتى كه معمولاً در كارها مشاهده مى‌شود، پیش نخواهد آمد. ما وقتى مصالح واقعى را فداى حرف این و آن مى‌كنیم كه بخواهیم كار را براى این و آن انجام دهیم. انسان وقتى كار را براى خدا مى‌خواهد انجام دهد، فقط نگاه مى‌كند ببیند تكلیفش چیست؟ نگاه نمى‌كند كه یكى خوشش مى‌آید، یكى بدش مى‌آید؛ پیش چه كسى آبرو پیدا مى‌كند و پیش دیگرى از آبرو مى‌افتد. امروز در جمهورى اسلامى، در همه شؤون، كار براى خدا سارى و جارى است. هركس در این كشور و این نظام، هر كارى كه انجام مى‌دهد، مى‌تواند آن را براى خدا انجام دهد و از آن اجر و ثواب و بهره معنوى را ببرد و پیش خدا خودش را روسفید كند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  حقیقت اخلاص
از پیغمبر اكرم صلوات‌اللَّه‌وسلامه‌علیه نقل شده است كه فرمود: «إن لكلّ حق حقیقتاً» هر چیزى داراى حقیقتى است و یك روح و یك معنا و یك حقیقت دارد. «و ما بلغ عبد حقیقة الاخلاص.» بنده به حقیقتِ اخلاص و به آن معناى حقیقى اخلاص نمى‌رسد، «حتّى لایحبّ أن یحمد على شى‌ء من عمل للَّه.» (این خیلى سخت است؛ این، مرتبه‌اش از آن مراتبِ بسیار بالاست) مگر این‌كه دوست نداشته باشد كه مردم او را براى هیچ یك از كارهایى كه براى خدا انجام مى‌دهد، ستایش كنند. مثلاً فردى است كه كار را براى دیگران انجام نمى‌دهد: براى خاطر خدا نماز مى‌خواند، ختم قرآن مى‌گیرد، كار خیرى انجام مى‌دهد، احسان و كمك و صدقه‌اى مى‌دهد و مجاهدتى براى خدا مى‌كند. اما دوست مى‌دارد كه مردم بگویند: «ایشان چقدر آدم خوبى است.» كارش را براى مردم نكرده است. كار را براى خدا انجام داده و تمام شده؛ اما از مدح مردم و از این‌كه مردم از او تعریف كنند، خوشش مى‌آید. مى‌فرماید این، آن مرتبه عالى اخلاص نیست. مرتبه عالى اخلاص این است كه این را هم دوست نداشته باشد. اصلاً كارى به كار مردم نداشته باشد! مى‌خواهند بدانند، مى‌خواهد ندانند. مى‌خواهد خوششان بیاید، مى‌خواهد خوششان نیاید. نگاه كند ببیند خدا از او چه خواسته است و دقیقاً آن را انجام دهد.

من، این صفت و این روحیه را در امام رضوان‌اللَّه‌تعالى‌علیه، در بسیارى از موارد مشاهده كردم. در موارد متعدّدى، بنده این خصوصیت را در ایشان دیده بودم. كارى نداشت كه كسى خوشش مى‌آید یا خوشش نمى‌آید. تكلیفش را انجام مى‌داد. وقتى‌كه بار سنگین است؛ وقتى‌كه كار بزرگ است؛ وقتى‌كه كار خطرناك است، اخلاص بیشتر به‌كار مى‌آید. مثل امروز كه وضع جمهورى اسلامى این چنین است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  سه امتیاز مخلَصین
اگر ما اخلاص ورزیدیم، بنده مخلص مى‌شویم؛ اخلاص‌ورزنده براى خدا در عمل و نیت. اما فراتر از بنده مخلص، بندگانِ مخلَص‌اند. مرحوم سید بحرالعلوم رضوان‌اللَّه‌تعالى‌علیه در رساله‌اى كه در سیر و سلوك به ایشان منسوب است، بین مُخلِص و مُخلَص فرق مى‌گذارد. مى‌گوید مُخلِص كسى است كه عملى را فقط براى خدا انجام مى‌دهد و كارى به كار دیگران ندارد. اما مُخلَص آن است كه همه وجود خود را خالصاً و مخلصاً براى خدا قرار مى‌دهد. همه هستى او فقط براى خداست. این، مرتبه بسیار والایى است كه واقعاً دور از دسترس است. اما به‌نظر بنده، در این دوران، به‌خصوص جوانان و كسانى كه در میدان‌هاى عمل و مبارزه و جهاد واردند، مى‌توانند به این مرتبه هم برسند. البته براى امثال ما مشكل و خیلى دشوار است. ما خیلى دوریم! امّا جوانان و به‌خصوص جوانان مؤمن و پاك و خالص، با آن دل‌هاى روشن و پاكى كه دارند، مى‌توانند به این‌جا برسند. البته رساله مذكور، منسوب به مرحوم بحرالعلوم است و قطعى نیست كه مال ایشان باشد. بعد مى‌فرماید: خداى متعال به این مُخلَصین سه وعده داده است؛ سه امتیاز بزرگ. یكى این است كه فرموده است: «فانهم لمحضرون إلّا عباداللَّه المخلصین» یعنى در قیامت، همه مردم در محشر حاضر مى‌شوند و مورد محاسبه الهى قرار مى‌گیرند، مگر بندگان مخلَص كه آن‌ها معافند. آن‌ها چون ذرّه ذرّه اعمال و انفاس و حركاتشان براى خدا بوده است، لذا از این‌كه در این عرصه از عرصه حشر آفاقى وارد شوند و مورد سؤال قرار گیرند، معافند.

امتیاز دوم این است كه مى‌فرماید: «و ما تجزون إلا ما كنتم تعملون إلا عباداللَّه المخلصین». همه مردم، پاداش متناسب با عمل كارى را كه انجام داده‌اند مى‌گیرند، مگر بندگان مخلَصِ خدا. این‌ها عملشان و پاداششان متناسب نیست. عملشان هرچه كه باشد، پاداش آن‌ها بى‌نهایت است؛ زیرا این وجود متعلّق به خدا، براى خدا و سرتا پا در خدمت اهداف الهى است. او، همه وجودش براى خدا خالص شده است. روایتى را دیدم -البته سند این روایات را فرصت نمى‌كنم نگاه كنم و نمى‌دانم سندش چگونه است- كه مضمونش این بود كه خداى متعال مى‌گوید: «اگر به بنده مُخلِص یا مُخلَص، همه دنیا را هم بدهم، حق او ادا نشده است.» بنابراین، جزاى او متناسب با عملى كه انجام مى‌دهد، نیست. یك نماز او برابر هزاران نمازى است كه بندگان خوب خدا بخوانند.

امتیاز سوم كه از همه این‌ها بالاتر است، این است كه «سبحان اللَّه عما یصفون إلا عباداللَّه المخلصین» یعنى خداى متعال از آنچه كه بندگان او توصیف كنند، منزّه است؛ مگر از آنچه كه بندگان مُخلَص توصیف كنند. یعنى آن‌ها مى‌توانند حقِ‌ّ توصیف الهى را ادا كنند. بندگان دیگر، كمتر و كوچكتر از این هستند؛ و هرچه در باب پروردگار عالم بگویند «ما عرفناك حقّ معرفتك.» اوصاف خدا از زبان انسان‌ها، ناقص و نارساست؛ مگر از ناحیه بندگان مخلَص. آن‌ها مى‌توانند خداى متعال را كَما هُوَ حَقُّه توصیف كنند. و لذاست كه انسان اگر خود را به دعاهایى كه از ائمّه علیهم‌السّلام، مأثور است، اُنس بدهد و مرتبط كند، امید این هست كه توانسته باشد با خداى متعال، درست مناجات كند و چنان كه شایسته الهى است، با او حرف بزند.



طبقه بندی: امام خامنه ای،  مناسبت ها،  اندیشه سیاسی اسلام، 
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، ماه رمضان، گفتار رهبر، فصل خودسازی، سی روز، سی گفتار | دو: فصل خودسازی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 تیر 1390 توسط عرفان | نظرات ()
به مناسبت ماه شعبان‌المعظم، پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بخشی از بیانات ایشان را در آغاز سال نو در دیدار رئیس‌جمهور، اعضای هیئت دولت و اعضای هیئت رئیسه‌ی مجلس شورای اسلامی منتشر می‌كند.
این دیدار در تاریخ 15 فروردین‌ماه 90 برگزار شد و رهبر معظم انقلاب در آن، به ذكر توصیه‌هایی در باب «مغتنم‌شمردن فرصت‌ها» پرداختند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/13900421135398f95.jpg
متن این بیانات به شرح زیر است: [فایل صوتی از اینجا در دسترس است]
یاد خدا را نباید از قلم انداخت. ما هرچه داریم، از توسل و توجه به حضرت ربوبیت است؛ اوست كه دلها را به سمت اهداف والا متوجه میكند؛ اوست كه دلها را قرص میكند؛ اوست كه دلها را بر روى یك نقطه‌ى ویژه مجتمع میكند. انسانها با هیچ ترفندى نمیتوانند دلها را جذب و مجتمع كنند؛ این دست قدرت الهى است، این كار خداست. بحمداللَّه مردم تو راهند، متوجه‌اند.

ماها باید قدر فرصت را بدانیم. ما كه مسئول هستیم، خداى متعال یك فرصتى به ما داده. این مهلت عمر و مهلت مأموریت یافتن - كه ما هر كداممان در این نظام براى یك مدتى مأموریتى پیدا كردیم - سر مى‌آید. این فرصتى كه به ما داده شده، باید قدر بدانیم و حداكثر استفاده را بكنیم؛ چون وقتى انسان از این عالم پایش را بیرون گذاشت، همه‌ى درهاى حركت و تحرك از سوى خود انسان قفل میشود. بله، ممكن است دیگران براى ما استغفار كنند و به درد ما بخورد، یا كارهائى صدقه‌ى جاریه باشد؛ اما دیگر خود ما هیچ كار نمیتوانیم بكنیم، دستمان بسته است. تا در این دنیا هستیم، دستمان باز است؛ میتوانیم خیلى كارها بكنیم. با یك نگاه، با یك لبخند، با یك كلمه حرف، با یك حركت دست، با یك حركت قلم، شما الان میتوانید به قدر آسمانها و زمین براى خودتان حسنه ایجاد كنید - در این دنیا اینجورى است؛ میتواند انسان بكند، دست باز است - از اینجا كه رفتیم، دست بسته است؛ دیگر هیچ كار نمیتوانیم بكنیم؛ مگر دیگران یك وقتى به یاد ما بیفتند، یك صدقه‌اى بدهند، استغفارى بكنند، یك چیزكى خواهد رسید؛ كه به هیچ وجه جایگزین آن كارى كه خود ما میتوانستیم بكنیم، نخواهد شد. لذاست كه این فرصت را باید قدر دانست.

اگر بخواهیم این قدردانى را به معناى حقیقى كلمه به كار ببندیم، باید همه‌ى نیروها را به صحنه بیاوریم؛ واقعاً كمربسته‌ى كار، وارد میدان شویم و یك مقدارى هم برگردیم به خودمان، نقصهاى خودمان را مشاهده كنیم. ما هر كداممان نقصهائى داریم؛ كم هم نیست. معمولاً عیوب ما انسانها خیلى بیشتر از محسّناتمان است؛ خودمان ملتفت نیستیم. اگر اینجور نبود، كسى مثل پیغمبر با آن عظمت -  كه نور خالص است و ظلمتى در وجود او نیست - استغفار نمیكرد. پیغمبر هم استغفار میكرد؛ «لأستغفر اللَّه فى كلّ یوم سبعین مرّة». حضرت فرمود: بارها و بارها من در روز استغفار میكنم؛ «انّه لیغان على قلبى». طبیعت بشر، اینجورى است. ما مجموعه‌اى از ضعفها هستیم؛ اما خداى متعال توان قدرت پیشرفت و حسن بى‌انتها را هم در ما قرار داده، كه میتوانیم همین طور هى بر این ضعفها فائق بیائیم؛ یكى پس از دیگرى این صفرها را تبدیل كنیم به عدد، این منفى‌ها را تبدیل كنیم به مثبتات. خدا كه به ما ظلم نمیكند. ما میتوانیم همه‌ى اینها را از آن طرف برگردانیم به عدد. هرچه كردیم، پیش رفتیم. آن مقدارى كه باقى میماند و كمبود كار ماست، این را باید متوجه باشیم. یعنى اگر انسان متوجه ضعفهاى خود و كمبودهاى كار خود و عیوب خود نبود، عقب خواهد ماند. یكى از فوائد مسابقه این است دیگر. در مسابقه چون یك رقیب بغل دست انسان هست، آدم كمبود خودش را میفهمد؛ والّا وقتى خود انسان به‌تنهائى دارد میدود، یك وقت لازم بداند، مثلاً مى‌ایستد و چند تا سرفه و عطسه‌اى هم میكند؛ دیگر نمیداند كه همین كار چقدر انسان را عقب مى‌اندازد. وقتى یك نفر بغل دست انسان هست كه همان دو ثانیه، پنج ثانیه را هم توقف نكرده، آدم مى‌بیند كه عجب، چقدر انسان جلو افتاد. در زندگى كارى ما، ثانیه‌ها و دقایق و ساعات، عقب‌افتادگى وجود دارد؛ اینها را باید ببینیم تا به فكر جبران بیفتیم. اگر نتوانیم جبران كنیم، لااقل پیش خداى متعال اقرار كنیم؛ «و ان كان قددنا اجلى و لم یدننى منك عملى فقد جعلت الاقرار بالذّنب الیك وسیلتى».(1) یكى از راه‌هاى تقرب به پروردگار، همین است: اقرار به ذنب و اقرار به كوتاهى‌ها و عقب‌ماندگى‌ها و نقصها و تاریكى‌هائى كه در وجود خودمان هست. به این مسئله توجه كنیم. همه‌ى اینها با توفیقات الهى امكان‌پذیر است.

ما در دوران خوبى واقع شدیم. باید خدا را شكر كنیم، براى اینكه در یك چنین دورانى واقع شدیم و خداى متعال یك چنین نعمت بزرگى، یك چنین فرصت بزرگى در اختیار ما قرار داده كه بتوانیم براى جامعه‌مان، براى كشورمان، براى اسلام عزیز و براى تاریخ مفید باشیم. یك روزى بود كه نمیتوانستیم. آن كسانى كه میخواستند، انگیزه داشتند، همت داشتند، قادر نبودند؛ امروز آنهائى كه همت دارند و انگیزه دارند، قادرند. این را قدر بدانیم و خدا را شكر كنیم. به روح مطهر امام بزرگوارمان رحمت بفرستیم و همچنین به شهداى عزیز و مجاهدان راه حق كه این راه را به روى ما گشودند.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته



طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  بسیج،  مناسبت ها،  دل نوشت، 
برچسب ها: فرصتی به قدر آسمان ها، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، آقای خامنه ای، مولانا سید علی، بیت رهبری، نیمه شعبان، رهبر،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 تیر 1390 توسط عرفان | نظرات ()
به گزارش سرویس دین و اندیشه بی باک، سال جاری که از جانب رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه ای (حفظه الله)، سال " جهاد اقتصادی" نامگذاری شده است، متاسفانه  با حاشیه های سیاسی و فرهنگی زیادی همراه شد. اتفاقاتی که هر یک به خودی خود، نشات گرفته از عملکرد ناصواب برخی مسئولین بوده است و لطمه زیادی به پیشرفت و توسعه کشور خواهد زد.

 از همین رو خبرنگار بی باک در جلسه ای صمیمی با حضرت آیت الله خزعلی، پیرامون اتفاقات سیاسی و فرهنگی اخیر کشور و ماهیت برخی جریانات به گفتگو نشسته است که بخش اوّل آنرا ، به اطلاع کاربران عزیز می رسانیم.

در ابتدا گفتنی است که حضرت آیت الله ابوالقاسم خزعلی از تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی، عضو سابق شورای نگهبان برای ۲۰ سال، عضو مجلس خبرگان رهبری از ابتدا تاکنون و مسئول بنیاد بین‌المللی غدیر می باشند.

گفتگو را از ماجرای سی دی جنجالی "ظهور بسیار نزدیک است" که چند ماهی نقل محافل سیاسی و  علمی کشور بود، تا سرانجام منجر به بازداشت و دستگیری تعدادی از عوامل مستقیم و غیر مستقیم در تولید و انتشار آن گردید، آغاز می کنیم.

• همانطور که می دانید برخی افراد نقش داشته در تولید و توزیع مستند جنجالی" ظهور بسیار نزدیک است" توسط دستگاه قضائی دستگیر شده اند، نظر حضرتعالی پیرامون این فیلم و واکنشهای به آن چیست؟

تولید این مستند ضعیف و بی پایه و اساس، چه سهوا صورت گرفته باشد و چه عمدی در آن بوده باشد، کار بسیار اشتباهی بود زیرا این مباحث باعث ضعف اعتقادات مردم می شود. بخاطر همین مساله است که بزرگانی چون آیت الله سیستانی و سایر علما واکنش نشان دادند.

• شما چه اشکالی را بر این فیلم بیشتر وارد می دانید؟

گذشته از اینکه در این فیلم به نوعی برای ظهور وقت تعیین شده است و با افکار و احساسات دینی مردم بازی شده است، دارای  اشکالات محتوایی زیادی نیز می باشد. مثلا سید خراسانی ذکر شده د روایات 40 ساله است امّا رهبر معظم انقلاب از 70 سال هم بیشتر دارند.

• برای برخی سئوال است که اگر تطبیق سید خراسانی بر مقام معظم رهبری نادرست است، پس چرا خود معظم له وارد این موضوع نشدند و واکنشی نشان ندادند؟

محتوا آنچنان ضعیف و ناقص است و بزرگان و مراجع آنقدر به موقع و حساب شده وارد شدند و راه را نشان دادند که نیازی به ورود و واکنش رهبر معظم انقلاب نمی باشد. منش ایشان بر آن است تا صرفا در موضوعات حاد و غیرقابل حل توسط دیگران وارد شوند امّا این موضوع به خوبی توسط حوزه نقد شد و اشکالاتش برای همگان آشکار گردید.

• در آن برهه که بازار نقد و انتقادات از این فیلم داغ بود، حضرت علامه مصباح یزدی ضمن نادرست دانستن این نوع اقدامات نسنجیده، تصریح کردند " اعتقادی که من به مقام معظم رهبری دارم خیلی بالاتر از آن سید خراسانی است که در روایات آمده است لزومی ندارد ما برویم دنبال آن روایات تا تاییدی بر معظم له بگیریم. به مراتب بسیار بالاتر از آن سید خراسانی که در روایات آمده است،  ما به مقام معظم رهبری اعتقاد داریم" آیا از دیدگاه حضرتعالی این موضوع صحیح است و شما نیز چنین اعتقادی داردید؟

دقت داشته باشید که ما از سید خراسانی اطلاعات زیادی در دست نداریم. نمی دانیم ایشان چه کار خواهند کرد امّا رهبری بسیار خوب کار کردند. مگر سید خراسانی چه کار خواهد کرد؟ رهبری همه آن توصیفاتی که برای سید خراسانی آمده است را بهتر از آن دارد انجام می دهد. با وجود دشمنان خطرناکی که اسلام و انقلاب دارد، اگر نبود این رهبری گرانقدر، ما الان نیست و نابود شده بودیم.

• برخی رسانه های غربی و ضدانقلاب به سخنان حضرت علامه مصباح یزدی خورده گرفتند که ایشان قصد مقدس کردن رهبر معظم انقلاب را داشته اند و برای این کار حتی حاضر شده اند جایگاه و شانیت سید خراسانی را تخریب نمایند.

سید خراسانی انسانی خوب و صالح. امّا اگر فردی بهتر از او پیدا شد ، به نظر شما این غیر ممکن و محال است؟! ما فکر می کنیم هر کسی که مقدمه چین ظهور و یا در دربار امام زمان (عج) بود، بهترین مرد روزگار است. در حالیکه مقداد از مرداد بزرگ روزگار خود و صحابه مخلص و خوب پیامبر اکرم(ص) بود امّا مالک اشتر سپاه حضرت علی (ع) مقدم بر مقداد است. چنانکه امیر المومنین حضرت علی (ع) فرمودند: « كان الاشتر لی كما كنت لرسولِ الله» «مالك اشتر برای من همانگونه بود كه من برای رسول خدا بودم» اینکه می گوییم مالک اشتر مقدم و برتر است دال بر تضعیف جایگاه مقداد و تخریب این بزرگوار نخواهد بود بلکه مقداد هم انسان بزرگی بود امّا مالک اشتر جایگاه بالاتری داشت و جدای از این بحث، شخص مقام معظم رهبری و حضرت امام(ره) هم مقدمه چینی ظهور را انجام داده اند. مگر انقلاب ما در راستای انقلاب حضرت ولی عصر (عج) نمی باشد؟ پس طرح اینگونه مباحث از جانب ضدانقلاب و رسانه های بیگانه کاملا مغرضانه و هدفدار است که البته راه بجایی نخواهند برد.




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها،  دل نوشت، 
برچسب ها: به رهبری بیش از سید خراسانی اعتقاد دارم، به امام خامنه ای بیش از سید خراسانی اعتقاد دارم، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، رهبری، سید خراسانی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
در سال 2008 مقاله ای تحقیقی تحت عنوان «بازخوانی آیت الله خامنه ای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر ایران» از طرف موسسه آمریكایی «كارنگی» به قلم نویسنده ایرانی این موسسه، كریم سجادپور، منتشر شد كه در دسامبر 2009 با اعمال ویرایش هایی، مجددا منتشر و روی وب سایت این موسسه قرار گرفت. نویسنده این مقاله گرچه خواسته آرای رهبر معظم انقلاب را از میان سه دهه سخنرانی ها و اقدامات ایشان استخراج و به زغم خود بطور دقیق و جزءجزء آنها را بررسی كند اما در خلال متن نتوانسته بغضش را از انقلاب اسلامی و رهبر مقتدر انقلاب مخفی كند و تحلیل های خود را به نحوی كینه توزانه ارائه داده است.
نویسنده این مقاله سخن خود را به این شكل آغاز كرده: «شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد كه به اندازه آیت الله خامنه ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما در عین حال تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد» و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افكار و اندیشه های ایشان كرده و در عباراتی به اینكه ایشان پیش از تصدی رهبری، یك چهره «میانه رو ناشناخته» بوده است تاكید می كند نویسنده در ادامه به نفود ایران در منطقه و برخی كشورها از جمله عراق، لبنان و فلسطین اشاره كرد و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر كرده است! وی اشاره می كند كه مسیر حركت جمهوری اسلامی در نوشته ها و سخنان امام خمینی(ره) موجود است و بر همان مبنا نیز آیت الله خامنه ای چهار هدف انقلاب را عدالت، استقلال، خودكفایی و معنویت دینی می داند كه از اینجا به بعد نویسنده سعی می كند دیدگاههای ایشان را در این چهار زمینه استخراج و بیان كند. او همچنین نواب صفوی(ره) و امام خمینی(ره) را دو شخصیت موثر بر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می داند كه رفتار سیاسی ایشان را شكل و جهت داده اند و سپس به ذكر تاریخچه ای مخدوش از دوران ریاست جمهوری و پیش از رهبری ایشان می پردازد و ادامه و تاكید می كند از آنجا كه رهبری در ایران سیاستهای كلی را تعیین می كند و نفوذ فراوانی دارد، مهمترین شخصیت در ایران است.
نویسنده، آیت الله خامنه ای را در سیاست خارجی، كه بخش مهم این مقاله است، پیرو امام خمینی(ره) می داند و تاكید می كند كه ایشان در طول این سه دهه همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریكا تاكید داشته و دشمنی خود با آن را به صراحت ابراز كرده اند و ریشه دشمنی آمریكا با ایران را در واقع نه بخاطر مسئله هسته ای یا نفی اسرائیل و دفاع از حزب الله بلكه بخاطر موقعیت استراتژیك ایران و ذخایر انرژی آن می دانند كه اینك در اختیار یك كشور اسلامی قرار گرفته است.
راهبرد مقابله در برابر فشارهای شورای امنیت و آمریكا نیز در بیان ایشان «مقاومت» معرفی شده چرا كه ایشان معتقدند هرچقدر در برابر ابرقدرتها كرنش كنی و كوتاه بیایی به همان اندازه فشارهای آنها بیشتر خواهد شد. او ضمن اشاره به توجه بسیار زیاد آیت الله خامنه ای در ترسیم «نقشه های آمریكا علیه انقلاب» برای مردم ایران، به تبیین ایشان درباره نحوه فروپاشی شوروی و انقلابهای رنگی نیز توجه داشته و با تعجب بسیار از این توجه زیاد، تاكید ایشان بر تهاجمات فرهنگی ضد اسلامی توسط غرب و آمریكا و بیدارگری درباره عوامل داخلی فروپاشی یك كشور را نیز مورد بررسی قرار داده است.
نكته قابل توجه این است كه نویسنده مقاله در بخشی از این نوشته، دستورالعمل هایی را برای سران دولت آمریكا ذكر كرده است اما اشاره می كند كه با وجود آیت الله خامنه ای، امید ایجاد شرایط مطلوب آمریكا دور از تصور است. وی با بیان برخی از این موانع می نویسد:
1. آیت الله خامنه ای باید متقاعد شود كه آمریكا رویه خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با ایران برخورد خواهد كرد.
2. آیت الله خامنه ای هیچ گونه عقب نشینی یا شكست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان موثر نمی افتد.
3. هر نوع برنامه ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح شود، نه مقامی دیگر وگرنه مانند تلاشهای قبلی كه در دوره اصلاح طلبان صورت پذیرفت بی نتیجه خواهد ماند!
آخرین جملات این مقاله نیز تاكید می كند كه تا زمانی كه آیت الله خامنه ای رهبر ایران است، دستیابی به روابط دیپلماتیك میان ایران و آمریكا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب، فرهنگ «مرگ بر آمریكا» در ایران حاكم است وگرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت است، اما باید دانست كه اجرای هر برنامه ای برای دور زدن ایشان نتیجه نخواهد داد.


طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  جنگ نرم، 
برچسب ها: امام خامنه ای پر قدرترین رهبر جهان، امام خامنه ای پر قدرت ترین رهبر، پر قدرت ترین رهبر، جانم فدای رهبر، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

متن برنامه‌ی درس‌هایی از قرآن کریم حجت‌الاسلام و المسلمین استاد قرائتی (تاریخ پخش: 12/03/90)

بسم الله الرحمن الرحیم

دست ولی فقیه رهبری

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

چون این بحث در آستانه‌ی سالگرد رحلت حضرت امام پخش می‌شود و مهم‌ترین کار امام حالا بگوییم، از مهمترین کارها، چون امام همه‌ی کارهایش مهم بود. یکی از مهمترین کارهای امام این ولایت فقیه است و البته من ولایت فقیه را سالهای قبل گفتم، منتها حالا من اگر سه بار هم تکرار کنم هر ده سال یکبار جا دارد. ولی این حرف‌هایی که می‌خواهم بگویم، حرف‌های نویی است می‌خواهم بزنم. بیست تا دلیل عقلی، نه قرآنی. بیست تا دلیل عقلی، یادداشت کردم، برای ولایت فقیه. غیر از دلیل‌های قرآنی. بتوانم در این 28 دقیقه بیست تا را بگویم خوب است، از همه‌ی طلبه‌ها، و معلمین امور تربیتی، اساتید دانشگاه و همه‌ی فرهنگ دوستان که همه‌ی کشور هستند، تقاضا دارم این بحث را با عنایت گوش بدهید. یعنی این بحث را زیادی گوش بدهید. چون ممکن است شما سی ساعت هم مطالعه کنی به این بیست تا نکته دیر برسی. دلیل عقلی بر ولایت فقیه، بیست تا دلیل، بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: دلایل عقلی ولایت فقیه.

 

 استمرار هدایت الهی در طول تاریخ

دلایل عقلی یعنی کار به قرآن و حدیث هم نداریم، عقل خودمان... بعد آنوقت دلایل قرآنی و حدیثی‌اش را هم می‌گوییم. یکی اینکه ما نمی‌توانیم بگوییم: خدایی که «لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ» (سبأ/3) یعنی ذره‌ای چیزی از چشم خدا پنهان نیست، یک مرتبه بعد از پیغمبر خدا مردم را رها کند. عقل قبول نمی‌کند، که خداوندی که برای هر چیز جزئی حدیث داریم، برای خوردن، همین خوردن، برای غذا خوردن هم حدود سه هزار تا حدیث داریم. چه بخور؟ چقدر بخور؟ چطور بخور؟ کی؟ زمان؟ مکان؟ برای خوابیدن دستور دارد. پیغمبری که یک چنین دین جامعی آورده که برای مسائل جزئی تا مسائل اقتصادی، سیاسی، نظامی، حقوقی، آخر یک مرتبه مردم را رها کند. بگوید: هیچی به هیچی! عقل اجازه نمی‌دهد.

یک رییس کارخانه را عقل اجازه نمی‌دهد که بگوییم: کارخانه را درست کرد و کارگرهایش را رها کرد و رفت. یک چوپان را بگوییم گوسفندهایش را رها کرد. یک مادر را بگوییم: بچه‌اش را رها کرد. اصلاً اگر بگوییم: خدا جامعه را به کسی نسپرده است، این با حکمت خدا سازگار نیست.

کسی می‌تواند قانون‌گذار باشد که اطلاع کامل و جامع داشته باشد و جز خدا کسی اطلاع ندارد و بنابراین قانون حق خداست، خدا هم این قانون را از طریق اولیائش به ما داده است. ولایت فقیه همین است. ولایت فقیه یعنی حکومت اولیاء خدا! اولش شخص پیغمبر است. بعدش ائمه‌ی اطهار هستند

 حکومت بر مردم، حق خداست

2- دوم اینکه ما حکومت را حق خدا می‌دانیم. چون آن کسی که خلق کرده است، آن هم حق دارد امر و نهی کند. من چه کاره هستم که به شما بگویم، بکن یا نکن. می‌گوید: تو چه کاره هستی؟ تو چه کاره هستی؟ آن شبی که مادر مرا زایید، آزاد زایید. بله قربان گو نزایید. انسان آزاد است. به چه دلیل بله قربان بگوید؟ انسان بله قربان‌گوی احدی نیست، جز خدا! «إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ» (یوسف/67) و حکومت اسلامی ابزار این حاکمیت خداست. اگر خدا باید حاکم باشد، ابزار حکومت خدا حکومت اسلامی است.

3- زندگی بشر اجتماعی است، یعنی ما مثل یک بوته نیستیم که خودمان سبز شویم، خودمان خشک شویم، کار به بوته‌ی بغلی نداشته باشیم. زندگی ما اجتماعی است. در زندگی اجتماعی تزاحم است. چون در یک منافعی هم او می‌کشد، هم این می‌کشد. چون در زندگی با هم هستیم. در زندگی گروهی بِکش بِکش است. بکش بکش است. تزاحم پیش می‌آید، برای تزاحم قانون می‌خواهیم. برای قانون، قانون‌گذار می‌خواهیم. اگر ولایت فقیه نباشد، یعنی چه؟ یعنی خداوند بشر را خلق کرد، زندگی‌اش هم طوری است که نیاز به جامعه دارد. یعنی من نیاز به شما دارم. کفاش به نانوا، نانوا به قصاب، قصاب به نجار، زندگی بشر اجتماعی است، در زندگی اجتماعی درگیری و تزاحم است. درگیری قانون می‌خواهد، قانون، قانونگذار می‌خواهد. کسی بگوید: ولایت فقیه هیچی، یعنی هیچی به هیچی! بشر هم نمی‌تواند قانون‌گذاری کند. چرا؟ برای اینکه کسی حق دارد قانون بگذارد که اطلاع کامل داشته باشد. یک دکتر برای جسم خواسته باشد پزشک خوبی باشد، باید از قند و اوره و فشار و تب و... یعنی باید همه‌ی خصوصیات جسمی مرا بداند تا نسخه‌اش درست باشد. وگرنه دارو می‌دهد کلیه‌اش خوب شود، کبد خراب می‌شود، کبد خوب می‌شود، چشم. چشم، گوش، اگر دکتری خواسته باشد نسخه‌اش کامل باشد باید تمام شرایط درونی بدن را همینطور که نسخه‌ی پزشک وقتی خوب است که اطلاع کامل داشته باشد، قانون هم وقتی قانون حق است، که اطلاع کامل داشته باشد. ما کسی را جز خدایی که اطلاع کامل داشته باشد، نداریم.

مقام معظم رهبری

در زمان خودمان، الآن بعضی کشورهای غربی حالا 119 مرتبه قانون اساسی‌اش عوض شده است. در کشور خودمان صبح می‌گویند: خیابان یک طرفه، عصر می‌گویند: دو طرفه! هر روزی هر کاری می‌کنی یک... الآن شنیدم که ایرانی‌های خارج از ایران گفتند: این چیزی که دولت می‌دهد، یارانه‌ها را به ما هم بدهد. سرباز نمی‌دهیم، صدام به ایران حمله کرد ما رفتیم خارج خوش باشیم، خطری برای ایران آمد، به درک! ما در رفاه باشیم، اما اگر یک پول نفت فروختید به ما هم برای خارج... حالا مثلاً یعنی هرکاری بکنی، یک جای آن...





 علما و فقها، نزدیک‌ترین افراد به امامان معصوم

کسی می‌تواند قانون‌گذار باشد که اطلاع کامل و جامع داشته باشد و جز خدا کسی اطلاع ندارد و بنابراین قانون حق خداست، خدا هم این قانون را از طریق اولیائش به ما داده است. ولایت فقیه همین است. ولایت فقیه یعنی حکومت اولیاء خدا! اولش شخص پیغمبر است. بعدش ائمه‌ی اطهار هستند، ائمه‌ی اطهار هم به ما گفتند: حالا که دست شما به امام معصوم نمی‌رسد، لااقل نزدیک‌ترین کس به امام معصوم چه کسی است؟ آن کسی که علم امام را داشته باشد. آن کسی که علم امام را داشته باشد، نزدیک‌ترینش مراجع تقلید هستند. اگر عصمت ندارند نزدیکترین مقام به عصمت عدالت است. حالا که معصوم نیستی عادل باش. حالا که علم تو علم لدنی نیست، لااقل بیشترین اطلاع از علم آنها داشته باش. خوب این به طور طبیعی است. یک جنازه را می‌خواهند نماز بخوانند، می‌گویند پسر بزرگ اجازه بدهد. چون نزدیک‌ترین کس به این مرحوم اولاد اکبرش است. اگر یک کسی از دنیا رفت، نماز قضایی دارد، اولی‌ترین کس که این نماز قضای پدر را بخواند، اولاد بزرگ‌تر است. این چیز عقلی و طبیعی است. در دنیا هم همینطور است.

شما اگر در خانه‌ی کسی رفتی گفتند: نیست، می‌گویی: آقازاده‌شان هستند؟ در آقازاده‌ها هم می‌خواهی پسر بزرگش باشد.این استدلال نمی‌خواهد، تمام عقلا این کار را می‌کنند. پس ببینید یکبار دیگر نصفش را من می‌گویم و نصفش را شما بگویید. چون ما آزاد آفریده شدیم، بله قربان گوی هیچ‌کس نیستیم. و چون زندگی ما اجتماعی است درگیری می‌شود، قانون می‌خواهیم و قانون، قانون‌گذار می‌خواهد. قانون‌گذار باید علم جامع و کامل و به همه‌ی شرایط ما داشته باشد. و وقتی هم دستمان به معصوم نمی‌رسد، نزدیک‌ترین فرد به امام معصوم نزدیک‌ترین فرد به علم امام، اعلم است. که باید اعلم باشد. نزدیک‌ترین فرد به عصمت، عادل است. یعنی آن کسی که عادل است، یک قدم به عصمت نزدیکتر است. اینها دلایل روشنی است.


برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  دل نوشت،  عکس،  جنگ نرم، 
برچسب ها: 9 دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه، امام خامنه ای، رهبر انقلاب، رهبر معظم انقلاب، ولایت فقیه، ولایت،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

تا ما هستیم مگر می گذاریم کار امام خامنه ای به وصیت نامه کشیده شود ولی این وصیت نامه برای سال 1342 است.



آنچه می خوانید وصیتنامه رهبر معظم انقلاب در سال 1342 است. متن این وصیت نامه صمیمی و خواندنی به

وصیت نامه رهبر معظم انقلاب

شرح زیر است:

از آنجا که ما در شرایط بحرانی و غیرعادی به سر می بردیم و هر لحظه ممکن بود خطری برای ما پیش بیاید، فردای آن روز نشستم و وصیت نامه خود را نوشتم. تا چند هفته پیش، از این وصیت نامه خبری نداشتم، لیکن آقاسید جعفر آن را برایم آوردند و گفتند که پسرشان در لابلای کاغذهای قدیمی پیدا کرده است. این اصل وصیت نامه است که در بالای آن نوشته ام:

«وصیت نامه سیدعلی خامنه ای مرقومه لیله یکشنبه 27شوال 1382» (فروردین 1342 شمسی) یعنی فردا شب حادثه مدرسه فیضیه نوشته ام. متن وصیت نامه این است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«عبدالله علی بن جوادالحسینی الخامنه ای غفرالله لهما یشهد ان لااله الاالله وحده لا شریک له و ان محمداً صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و خاتم الانبیاء و ان ابن عمه علی بن ابیطالب علیه السلام وصیه سیدالاوصیاء و ان الاحد عشر من اولاده المعصومین صلوت الله علیهم الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمدو علی و الحسن و الحجه اوصیائه و خلفائه و امناءالله علی خلقه و ان الموت حق و المعاد حق و الصراط حق و الجنه و النار حق و ان کل ما جاء به النبی صلی الله علیه و آله حق. اللهم هذا ایمانی و هو ودیعتی عندک اسئلک ان تردها الی و تلقیها ایای یوم حاجتی الیها بفضلک و کرمک.

مهم ترین وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این وظیفه را به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوق الناس رها و آزاد نمایند. ممکن است خود من نتوانم از همه کسانی که ذکر سوءشان بر زبانم رفته و یا بدگوئیشان را از کسی شنیده ام، حلیت بطلبم. این کار مهم و ضروری را باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.

دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند

دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند ... پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این دین الهی راحت کنند. البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط کردم. مبلغی به عنوان رد مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.

از همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشناها و اقوام و منسوبین من استحلال شود. (چون آن روزها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد بود که چرا فلانی اقدام نکرده، فلانی چرا این حرف را زده و این مطلب را گفته است، لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب کنند.)

وصیت نامه رهبر معظم انقلاب

و گمان می کنم بهترین راه این کار آن است که عین وصیت نامه مرا در مجلسی عمومی که آشنایان من باشند، قرائت کنند. پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند، به مفاد حدیث شریف اذا بکیت علی شیء فابک علی الحسین، به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد ان شاءالله تعالی.

گویا دیگر کاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بمحمد و آله الاطهار.

العبد علی الحسینی الخامنه ای

 

 

 

 

(حالا صورت قرض هایم را که در صفحه جداگانه ای نوشته ام برایتان می خوانم):

حدود 100تومان، مقدس زاده بزاز (مشهد)

کمتر از 30تومان، خیاط گنگ (مشهد) 2یا 3تومان، عرب خیاط(قم)

مطابق دفتر دین، آقا شیخ حسن بقال کوچه حجتیه (قم) چون مرتب با او سر و کار داشتیم و نمی دانستیم چقدر به او بدهکاریم (گویا چند تومانی)

آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32تومان تقریباً

حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (قم) (بیشترین پولی را که من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می کردیم.)

مطابق دفتر دین، آقای مروارید کتاب فروش (قم)

مطابق دفتر دین، آقای مصطفوی کتاب فروش (قم)

10 تومان آقای علی حجتی کرمانی

شاید 5تومان، محمد آقانانوا نزدیک منزل (مشهد)







طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا، 
برچسب ها: وصیت نامه امام خامنه ای، وصیت نامه، امام خامنه ای، رهبر، رهبر انقلاب، دلنوشت رهبر، رهبر معظم انقلاب،