تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر رهبر انقلاب| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 شهریور 1390 توسط عرفان | نظرات ()

رهبر معظم انقلاب اسلامی رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت با قدردانی صمیمانه از حضور پرشور ملت در راهپیمایی روز جهانی قدس، پایبندی دولت به اصول و ارزشها و شعارهای جذابی همچون عدالتخواهی، استكبار ستیزی و خدمت رسانی صادقانه را ضروری و اثرگذار خواندند و تأكید كردند: جهاد اقتصادی نیازی حیاتی و زمینه ساز پیشرفت و شكوفایی اقتصادی كشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریك هفته دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، به حضور پرشكوه مردم در راهپیمایی روز قدس اشاره كردند و افزودند: از مردم عزیز ایران كه در راهپیمایی روز قدس، بار دیگر عظمت خود را نشان دادند، صمیمانه قدردانی می كنم.
ایشان، روز قدس امسال را نمادی از حضور و انگیزه ملت ایران دانستند و خاطرنشان كردند: این حضور و شكوه و عظمت، امید را در فضای منطقه گسترش می دهد و انگیزه ملتها را برای استقامت دو چندان خواهد كرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با قدردانی از خدمات دولت، بر پایبندی به شعارها و جهت گیریهای اعلام شده تأكید كردند و افزودند: علت اقبال مردم در انتخابات سال 84 و 88 به رئیس جمهور همین شعارهای جذاب و ضروری بود چرا كه مردم به ارزشها و آرمانها پایبند و دلبسته اند.
ایشان، عدالتخواهی، استكبارستیزی، ساده زیستی، مقابله با منش اشرافیگری، «مقابله با ویژه خواری و سوءاستفاده از ارتباطات اقتصادی و غیراقتصادی» و خدمت رسانی صادقانه را از جمله شعارهای جذاب دولت خواندند و افزودند: اصول و ارزشهایی كه امام خمینی می فرمود و باعث محبوبیت ایشان در قلب ملتها شد از اساسی ترین شعارهای دولت است كه باید كاملاًٌ به آن پایبند بود.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  جنگ نرم، 
برچسب ها: رهبر انقلاب، اعضای هیئت دولت با رهبر انقلاب، دیدار رهبر با هیئت دولت، دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت با رهبر انقلاب، امام خامنه ای، تشکر ولی امر مسلمین، روز قدس،
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/139005224439f3fd.jpg
تقوا در زندگى انسان، فواید زیادى دارد. از جمله این فواید، یكى این است كه انسانِ باتقوا مى‌تواند خود را در لغزشگاه‌ها و دست‌اندازهاى زندگى حفظ كند؛ ولى انسان بى‌تقوا، نمى‌تواند. اگر انسان بتواند روح تقوا را -كه عبارت است از مراقبت دائم نسبت به خود و توجّه همیشگى در اعمال و حتّى افكار خود و فعل و تَركى كه به انسان منتسب مى‌شود- در خود به‌وجود آورد، نتیجه‌اش این مى‌شود كه در امتحانات الهى، سالم مى‌ماند. چون كه معناى تقوا عبارت است از توجّه و پاییدن خود؛ مراقبت كردن از خود و تن به غفلت ندادن.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  تقوای فردی، تقوای ملی
برادران و خواهران من! امتحان، براى همه هست. وقتى در مقیاس یك ملت ملاحظه كنیم، مى‌بینیم همه ملت‌ها در فراز و نشیب زندگى، دچار امتحان مى‌شوند. در مقیاس افراد هم كه نگاه كنیم، همه‌افراد دچار امتحان مى‌شوند. امتحان‌ها مختلف است امّا هست. آن‌جا كه لذتى بر سرِ راهِ انسان پیدا مى‌شود و نفْس انسان به آن لذّت كه خلاف شرع است راغب مى‌گردد، آن‌جا جاى امتحان است. آن‌جا كه پولى سر راه انسان قرار مى‌گیرد و انسان مى‌تواند آن را به‌دست آورد اما خلاف قانون خدا و مقرّرات الهى است، جاى امتحان است. آن‌جا كه سخنى بر زبان انسان جارى مى‌شود و آن سخن براى شخص انسان فایده دارد اما سخن باطلى است، جاى امتحان است. آن‌جا كه گفتن حرفى لازم است و خدا از انسان مى‌خواهد كه آن حرف را بزند اما گفتن آن حرف خطر و زحمت در پى دارد، جاى امتحان الهى است.

در مقیاس امّت‌ها و ملت‌ها كه حساب كنیم، وقتى ملتى به ثروت و قدرتى مى‌رسد، به پیروزى‌اى دست مى‌یابد و به رشد علمى‌اى نائل مى‌گردد، آن‌جا جاى امتحان آن ملت است. اگر ملت‌ها بتوانند در اوج قدرت، خودشان را سالم نگه دارند، از امتحانْ سرافراز بیرون آمده‌اند. اما اگر جمعیت‌ها و ملت‌ها آن‌وقت كه زحمت از سرشان كم شد، خدا را فراموش كردند، ناموفّق و سرافكنده از امتحان بیرون آمده‌اند. لذا قرآن در سوره كوتاه «نصر» خطاب به پیغمبر صلوات‌اللَّه‌علیه مى‌فرماید: «بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. إذا جاء نصراللَّه و الفتح و رأیت النّاس یدخلون فى دین اللَّه افواجاً» این اوج قدرت یك نبى است كه خدا به او فتح و نصرت بدهد و مردم گروه گروه در دین او وارد شوند. این‌جا، جایى است كه انسان باید مواظب خود باشد. لذا مى‌افزاید: «فسبّح بحمد ربك و استغفره إنّه كان توّاباً» در همان لحظه پیروزى به یاد خدا باش. خدا را تسبیح كن و حمد بگو كه رویكرد این‌همه توفیقْ نه كار تو، كه كار خداست. به خودت نگاه نكن؛ به قدرت الهى نگاه كن.

یك ملت، یك رهبرى حكیمانه و الهى مثل نبىّ‌اكرم صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم در چنین جاهایى مواظب است كه امّت، راه خود را گم نكند. تقوا این‌جاست كه به داد یك ملت مى‌رسد. اگر ملتى با تقوا بود، راه پیشرفت، راه ایمان و راه بندگى خدا را ادامه خواهد داد. اگر ملت‌ها تقوا نداشته باشند، همان بلایى بر سرشان خواهد آمد كه ملت‌هاى مقتدر دنیا در جاى‌جاى تاریخ به آن دچار شده‌اند. آن‌ها دچار غرور، دچار استكبار، دچار ظلم، دچار بدرفتارى و دچار انحراف شدند؛ مردم را منحرف كردند؛ دنیا را خراب و فاسد كردند و آخر هم خودشان سرنگون شدند. یك نمونه‌اش را در همین سال‌هاى نزدیك، درباره یكى از دو امپراتورى عظیم موجود در دنیا (اتحاد جماهیر شوروی) مشاهده كردید. این، نتیجه بى‌تقوایى است. همه بى‌تقواهاى عالم -چه افراد و چه ملت‌ها- سقوطى را باید انتظار بكشند؛ و این سرنوشتى اجتناب‌ناپذیر است. به دنبال بى‌تقوایى، حتماً سقوط است. البته قبل از سقوط كامل، انحراف و فساد و خراب شدن است...

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  امت نوح
مؤمنین به حضرت نوح، واقعاً انسان‌هاى برگزیده‌اى بودند. درباره ماجراى حضرت نوح و مؤمنین به او در آیات شریفه سوره «هود» به‌طور مفصّل صحبت شده است. حضرت نوح، نهصد و پنجاه سال دعوت كرد. نتیجه و محصول دعوت او بعد از نهصد و پنجاه سال، عبارت بود از جمع معدودى كه در بین آن مردم جاهل و طغیانگر به نوح ایمان آوردند: «و ما آمن معه إلّا قلیل». سپس امتحان الهى براى آن قوم كافر، نزدیك شد؛ یعنى قضیه توفان. حضرت نوح به كشتى ساختن در خشكى پرداخت و مایه مسخره همه كسانى شد كه به او نگاه مى‌كردند. كشتى را باید لب دریا ساخت نه در خشكى و آن‌جایى كه با دریا شاید فرسنگ‌ها فاصله داشته باشد! كشتى بزرگى كه جماعتى را مى‌خواهد با خود حمل كند، چطور مى‌شود با فاصله زیاد از دریا درست كرد؟! قومِ كافر وقتى كه از كنار نوح و مؤمنین به او عبور مى‌كردند، به تمسخر مى‌پرداختند و مى‌گفتند: ببینند نوح و یارانش در بیرون شهرى كه محل سكونتشان است، به ساختن یك كشتى عظیم مشغولند!

مؤمنین به نوح كسانى بودند كه تمسخرها را تحمّل مى‌كردند. آن‌ها كه نمى‌دانستند كشتى براى چیست! آن‌ها كه از ماجراى توفان و آبى كه از آسمان و زمین مى‌خواست بجوشد خبر نداشتند! امّا ایمانشان آن‌قدر قوى بود كه در مقابل تمسخرها و تسخر زدن‌ها، تاب آوردند و فشار افكار عمومى قدرتمندان جامعه را علیه خود تحمل كردند. مؤمنین نوح، مردمان فرودستى هم بودند: «إلا الذّین هم اراذلنا بادى الرأى». شاید مردمان طبقه سه و چهار جامعه آن روز محسوب مى‌شدند. حالا شما فكر كنید: جمعیت كمى در مقابل جمعیت زیادى كه پول دارند، قدرت دارند، زبان دارند، تبلیغات دارند، مورد تمسخر قرار مى‌گیرند و اهانت مى‌شوند اما تحمّل مى‌كنند. تحمّلى این‌چنین، ایمانى قوى مى‌خواهد. اطرافیان نوح و مؤمنین به نوح، این ایمان قوى را داشتند. بعد كه موضوع كشتى‌سازى پیش آمد، ایمان این‌ها بیشتر واضح شد: آن‌ها بر پیغمبرشان فشار نیاوردند كه «این چه كارى است مى‌كنى؟! براى چه در خشكى، كشتى مى‌سازى و چرا مایه مسخره ما شده‌اى؟!» نه؛ همه تلخی‌ها را تحمل كردند.
 
                                                      برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | دوازدهم: تقوای امت، امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، رهبر انقلاب، ماه رمضان،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()
سوالی از رهبر انقلاب پرسیده می شود که : حضرت آقا ! آیا می دانستید رهبر می شوید ..
که جوابی را می دهند که قبلا آن را ....

این خاطره را از زبان رضا امیرخانی بشنوید:
لینک دانلود مستقیم: 3/46 Mb دانلود





طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  نواهنگ،  کلیپ، 
برچسب ها: کلیپ صوتی، نواهنگ، گنجینه صوتی تبیان، رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای، رضا امیر خانی، شبستان خاطره ها، TBS، tebyan.net، imam khamenei،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/16844/smpl.jpgپایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در نظر دارد در ایام ماه مبارك رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصیه‌هایی اخلاقی از رهبر معظم انقلاب را منتشر كند. این رهنمودها تحت عنوان «سی روز، سی گفتار» و در سحرگاه ایام ماه مبارك بر روی خروجی سایت قرار خواهد گرفت. روز اول: «معراج مهمان»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  فرصت عروج
مسأله اساسى در باب ماه رمضان، این است كه بشر -كه در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او محاصره شده و انگیزه‌هاى گوناگون، او را به‌سمت پایین و تنزل و سقوط مى‌كشاند- فرصتى پیدا كند كه در آن بتواند روح را -كه روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد- به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهى، تخلق پیدا كند. ماه رمضان، چنین فرصتى است.

البته غیر از ماه رمضان، فرصت‌هاى دیگرى هم هست. مثلاً همین نمازهاى پنج‌گانه، فرصت‌هایى است كه ما مى‌توانیم با استفاده از آن‌ها عروج كنیم؛ خودمان را اصلاح نماییم و زنگارها و پوسیدگی‌ها و غفلت‌ها و بیماری‌هاى معنوى را از خودمان دور كنیم. نماز، فرصت بسیار خوبى است. شما اگر امتحان نكرده‌اید -كه قاعدتاً امتحان كرده‌اید و إن‌شاءاللَّه عمل دائمى شما، همین‌طور باشد- امتحان كنید. توجه بكنید كه در حال نماز، اگر متوجه خودتان و كارى كه از شما سر مى‌زند باشید، قطعاً بعد از نمازِ شما، با قبل از نمازِ شما متفاوت خواهد بود. شرطش همین است كه توجه كنید در حال نماز، مشغول چه كارى هستید.

بهترش این است كه اذكار نماز را بفهمید؛ كارِ بسیار آسانى است. نباید بگوییم كه ما فارسى‌زبانیم و نمى‌توانیم عبارات عربى را بفهمیم. مجموع عباراتى كه در نماز خوانده مى‌شود -از اول تا به آخر- یاد گرفتن آن براى آدم‌هاى متوسط، یك ساعت هم كار ندارد؛ خیلى آسان است. كتاب‌هایى هم نوشته شده كه این‌ها را ترجمه كرده‌اند. اگر به معانى توجه كنید و بفهمید كه مضمون این كلمات چیست و در آن‌ها تدبر كنید، البته بهتر است. اگر این مقدار هم ممكن نشد، حداقل وقتى در حال سجده‌اید، بدانید كه با خدا حرف مى‌زنید؛ وقتى در حال ركوعید، بدانید كه پروردگار عالم را تعظیم مى‌كنید؛ وقتى در حال قرائت و ذكر هستید، بدانید كه با چه كسى حرف مى‌زنید. نفس همین توجه، مهم است.

اگر این توجه حاصل بشود و یاد خدا در نماز تأمین گردد -كه «و لذكراللَّه اكبر»- این نماز براى شما «معراج‌المؤمن» خواهد بود و شما را عروج خواهد داد. عروج، همین است كه شما در باطن خودتان، صفا و لطافت و نورانیت بیشترى را بعد از نماز احساس مى‌كنید.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوره بازیابی و بازسازی
انواع عبادات، فرصت‌هایى براى ما هستند؛ لیكن ماه رمضان، یك فرصت استثنایى در دوران سال است. در این سى روز یا بیست و نه روز به‌طور مداوم، غیر از نمازهاى موظف پنج‌گانه و نوافلى كه همیشه انسان مى‌تواند آن‌ها را بخواند، دعاهایى هست كه توجه به آن دعاها و خواندنشان، انسان را نورانیت مضاعفى مى‌بخشد. این دعاها را در اختیار ما گذاشته‌اند. كیفیت حرف زدن و مناجات كردن با خدا را به ما یاد داده‌اند. معین كرده‌اند كه چه حرف‌هایى را مى‌شود با خدا زد. بعضى از این جملاتِ ادعیه مأثوره از ائمه علیهم‌السّلام هست كه اگر این‌ها نبود، آدم نمى‌توانست خودش تشخیص بدهد كه مى‌شود با خدا با این زبان حرف زد و این‌طور از خدا خواست و التماس كرد.

علاوه بر این‌ها، همین نفس روزه ماه رمضان است كه یك زمینه روحانیت و نورانیت براى روزه‌دار مى‌باشد و او را براى كسب فیوضات الهى، آماده مى‌كند. این، مجموعه ماه رمضان، با نماز و با وظایف مقرره همیشگى و با روزه و با دعاهایش است كه اگر شما به این‌ها توجه كنید و تلاوت قرآن را هم به آن اضافه نمایید -كه گفته‌اند ماه رمضان، بهار قرآن است- یك دوره‌ى بازسازى و بازیابى و نجات خود از پوسیدگی‌ها و فسادها و امثال این‌ها خواهد بود؛ دوره خیلى مغتنمى است. اصل قضیه این است كه ما بتوانیم در ماه رمضان، این سیرِ الى‌اللَّه را بكنیم و مى‌شود.

گاهى كه پس از پایان ماه رمضان، خدمت امام رضوان‌اللَّه تعالى‌علیه مى‌رسیدم، برایم محسوس بود كه ایشان نورانی‌تر شده‌اند و حرف زدن و نگاه و اشاره و حركت دست و اظهارنظرشان، با قبل از ماه رمضان فرق كرده است. دوره ماه رمضان، براى یك انسان مؤمن و والا، این‌طورى است. آن‌قدر به او و به قلب و باطنش، نورانیت مى‌بخشد كه انسان این را در مشاهده حضورى او حس مى‌كند و از حرف‌زدنش مى‌فهمد كه نورانی‌تر شده است. بندگان خدا همین‌طورند. ما باید از این فرصت، خیلى استفاده كنیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوری از گناه
براى نزدیكى به خدا، اصل قضیه، ترك گناهان است. انجام مستحبات و نوافل و توسلات و دعا و بقیه امور، فرع است. اصل قضیه، این است كه انسان از صدور گناه و خلاف از خود، مانع بشود. این، همان تقوا را مى‌طلبد. تقوا و پرهیزگارى، مهمترین -یا بگوییم اوّلی‌ترین- مظهرى است كه وجود انسان باید داشته باشد. همین است كه مانع از گناه انسان مى‌شود. گناه نمى‌گذارد كه انسان، حتّى خود را به لبه دریاى عظیم مغفرت الهى برساند و از آن استفاده كند. گناه نمى‌گذارد كه ما حال دعا و توجه پیدا كنیم. گناه نمى‌گذارد كه ما به فكر بازنگرى و بازسازى خودمان بیفتیم. كوشش بكنیم از گناه فاصله بگیریم. این، شرط اول قضیه است.

البته گناهان مختلفند؛ گناه‌هاى گوناگونِ فردى و اجتماعى، گناه‌هایى كه به‌وسیله دست یا چشم یا زبان و از طرق گوناگون حاصل مى‌شود. براى افراد مسلمان، شاید گناهان، مخفى نباشد و مى‌دانند كه چه چیزى گناه است. آن كسى كه دعا هم مى‌خواند، مستحبات را هم انجام مى‌دهد، وظایف شرعیش را هم انجام مى‌دهد؛ اما در كنار آن‌ها، از گناه هم اجتناب ندارد، مثل آن كسى است كه در حال سرماخوردگى و تب، هم داروهایى را كه ضد سرماخوردگى است و شفابخش است، مى‌خورد و هم از غذاهایى كه براى سرماخوردگى مضر است، استفاده مى‌كند. معلوم است كه آن داروها، اثر نخواهد كرد. معلوم است كه اگر آدم بیمار، آن غذایى كه براى او مضر است، آن عملى كه براى او زیان‌آور است، به آن‌ها ارتكاب بكند، براى او، دارو اثرى نخواهد كرد.

باید زمینه استفاده از رحمت و مغفرت و افاضات معنوى الهى را آماده كرد و آن، با ترك گناه است. لذا شما در دعاى كمیل مى‌بینید كه امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة والسّلام مى‌فرماید: «اللّهم اغفر لى الذّنوب الّتى تحبس الدّعاء» یعنى خدایا! آن گناهانى كه دعاى مرا حبس خواهد كرد، آن‌ها را بیامرز. گناهان، مانع از اجابت دعا مى‌شود. در همین شب‌ها و سحرها، در دعاى شریف ابوحمزه مى‌خوانید: «فرّق بینى و بین ذنبى المانع لى من لزوم طاعتك». خدایا! میان من و گناهم فاصله بینداز؛ آن گناهى كه مانع از انجام وظایفم مى‌شود و باعث مى‌گردد كه نتوانم خودم را به تو نزدیك كنم. اصل قضیه، مسأله ترك گناه است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  گناه در نظام اسلامی و نظام طاغوتی
مهمترین حُسن یك نظام و حكومت اسلامى در این است كه فضا را، فضاى گناه‌آلود نمى‌كند. در نظام‌هاى طاغوتى، فضا گناه‌آلود است. اگر انسان هم بخواهد گناه نكند، گویى براى او میسور نیست و همه‌چیز، انسان را به طرف گناه سوق مى‌دهد. در نظام اسلامى، این‌طور نیست. در نظام اسلامى، فضا گناه‌آلود نیست. گناهكار هست، در سطوح مختلف و در مشاغل متعدد هم هست، با اختیارات گوناگون هم هست -نه این‌كه نیست- اما گناه، ممكن است فقط جاذبه شخصى داشته باشد؛ یعنى هوى‌ و هوس انسان، او را به طرف گناه بكشاند. این نظام، غیر از نظام طاغوتى و شیطانى است كه گناه، معیار پیشرفت اجتماعى هم است! در نظام اسلامى، گناه نه فقط معیار پیشرفت نیست، بلكه ضد پیشرفت و ضد ارزش و معیار تنزل است.

گناه از هر كسى كه صادر بشود، نباید گفت چون این شخص انجام مى‌دهد، پس اشكالى ندارد، یا لابد اشكالى ندارد. نه، گناه را بایستى شناخت و گناهكار را به‌وسیله‌ى گناه باید شناخت. هر كسى گناه را انجام داد، گناهكار است؛ هر كه مى‌خواهد باشد. این تصور غلط است كه ما بگوییم چون فلانى این كار را مى‌كند، لابد اشكالى ندارد كه مى‌كند؛ اگر اشكال داشت، كه نمى‌كرد. البته حمل بر صحت، ایرادى ندارد؛ بلكه خوب و مستحسن است. در كار همه مؤمنین، انسان باید حمل بر صحت بكند. تا آن‌جایى كه ممكن است، نباید حمل بر فساد كرد؛ اما وقتى یك عملِ خلافِ بیّن و واضح از كسى سر زد، هیچ تفاوت نمى‌كند كه این كس، چه كسى باشد. هر كسى باشد، گناه، گناه است؛ بلكه وقتى افراد ممتاز گناه را انجام بدهند، جرم گناه در آن افراد، بیشتر هم خواهد بود.

بنابراین، اصل قضیه، اجتناب از گناه است كه باید سعى كنیم در این ماه رمضان، إن‌شاءاللَّه با تمرین و حدیث نفس و ریاضت، گناه را از خودمان دور كنیم. اگر گناه از ما دور شد، آن‌وقت راه براى عروج و پرواز در ملكوت آسمان‌ها ممكن خواهد شد و انسان خواهد توانست، آن سیرِ معنوى و الهى و آن طیرانِ معین‌شده براى انسان را انجام بدهد؛ اما با سنگینى بار گناه، چنین چیزى ممكن نیست. این ماه رمضان، فرصت خوبى براى دور شدن از گناه است.
سخنرانى در دیدار با مردم در روز یازدهم ماه مبارك رمضان؛ 18/01/69



طبقه بندی: امام خمینی،  اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مناسبت ها، 
برچسب ها: امام خامنه ای، امام خامنه ای رهبر انقلاب، رهبر انقلاب، ماه رمضان، مهمانی خدا، سی روز، سی گفتار | یك: معراج مهمان،

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

اولاً تشكر میكنم از همه‌ى برادران و خواهران كه در بخشهاى مختلف - و همه هم لازم - مشغول كار و تلاش هستید؛ چه بخش مربوط به نماز، چه زكات، چه تفسیر، چه مهدویت و چه بقیه‌ى آنچه كه جناب آقاى قرائتى بیان كردند. همه‌ى اینها كارهاى مهمى است، كارهاى لازمى است و حقاً و انصافاً كار در این بخشها یك انفاق حقیقى و صدقه‌ى مقبوله‌ى عنداللَّه تعالى است ان‌شاءاللَّه. از همه متشكریم، ولى بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشكر كنیم. تشكر كه نه؛ چون كار، كار خداست، براى خداست، ان‌شاءاللَّه خداوند باید از ایشان و همكارانشان تشكر كند؛ لكن قدردانى باید بكنیم. من این چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگویم:

 آقاى قرائتى یك نمونه‌ى بسیار خوب و درس‌آموزى است خود ایشان. اولاً كارهائى را كه ایشان مباشر آنها شد، دنبال آنها رفت، همه‌اش خلأهائى بود كه وجود داشت؛ ایشان خلأها را پر كرده؛ خیلى ارزش دارد. بعضى كارها خوبند، اما تكرارى‌اند. اگر كسى توانست نیازها را، خلأها را پیدا كند، بشناسد و همت بگمارد بر اینكه این خلأها را پر كند، این ارزش مضاعفى دارد. ایشان اینجور عمل كرده است؛ هم در قضیه‌ى نماز - نمازِ با این عظمت، با این اهمیت، ركن دین، مایه‌ى قبول همه‌ى اعمال انسان، این مورد بى‌اعتنائى قرار بگیرد در جامعه، توجه لازم به آن نشود. این، خیلى خلأ بزرگى است - ایشان به این خلأ پرداخت، هم مسئله‌ى زكات، كه واقعاً در جامعه‌ى ما مطرح نبود و خود این مطرح نبودن یك نقطه‌ى ضعف بود، یك نقیصه بود، ایشان همت كرد، وارد شد؛ همه جا برو، همه جا بگو، به همه اصرار كن، خسته نشو، تا این به جریان بیفتد. قضیه‌ى تفسیر همین جور است، قضیه‌ى مهدویت و بقیه‌ى قضایائى كه حالا ایشان دنبال میكنند؛ این یك نكته است در كار آقاى قرائتى عزیز و محترممان.

 نكته‌ى دوم كه اهمیت آن از نكته‌ى اول بیشتر هم هست، صفا و خلوص ایشان است. خود این صفا هم موجب شده است كه ایشان بتواند كارها را پیش ببرد. خداى متعال با نیتهاى خالص همراه است؛ خلوص نیت تأثیر عجیبى دارد در پیشرفت كارهائى كه با این نیت انجام میگیرد. این هم یك نكته است؛ خیلى مهم است.

 من اینها را عرض كردم نه براى خاطر اینكه حالا بخواهیم از یكى تجلیل كنیم یا یكى را بزرگ كنیم. اینها كه نه مورد احتیاج و انتظار آقاى قرائتى است، نه ما دنبال این چیزها هستیم؛ میخواهیم اینجور كار كردن براى ما - براى همه‌مان، بخصوص ما طلبه‌ها - الگو بشود؛ یعنى اینجور حركت كنیم؛ نه اینكه حالا همین كارها را بكنیم؛ بلكه به این معنا كه بگردیم دنبال خلأها، دنبال آنچه كه نیاز به آن هست، اینها را پیدا كنیم. هر كسى ذوقى دارد، استعدادى دارد، توانائى‌هایى دارد، ظرفیتى دارد، از این ظرفیت استفاده بشود براى اینكه كار انجام بگیرد. این یك.

 دوم، استمرار و پیگیرى، كه من حالا همین جا از خود آقاى قرائتى و همكاران ایشان هم میخواهم كه این كارهائى كه شروع كردند، مطلقاً اینها را رها نكنند؛ این كارها پیگیرى بشود، دنبالگیرى بشود. اینجور نباشد كه یك كارى را شروع كنیم، بمجرد اینكه بركاتى، ثمراتى از آن ظاهر شد، خرسند بشویم، خوشحال بشویم، خدا را هم شكر بكنیم، ولى احساس بى‌نیازى، احساس سیرى به ما دست بدهد؛ نه، باید كار دنبال بشود. امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند به ایشان، به همه‌ى شما برادران، خواهران عزیز كمك كند، طول عمر بدهد، سلامتى بدهد كه بتوانید این كارها را دنبال كنید؛ اینها مهم است.

 اما مسئله‌ى مهدویت كه این روزها به مناسبت نزدیكى نیمه‌ى شعبان و عید بزرگ اسلامى - بلكه بشرى - با طرح این مسئله تناسب دارد، همین قدر باید عرض كنیم كه مسئله‌ى مهدویت در شمار چند مسئله‌ى اصلى در چرخه و حلقه‌ى معارف عالیه‌ى دینى است؛ مثل مسئله‌ى نبوت مثلاً، اهمیت مسئله‌ى مهدویت را در این حد باید دانست. چرا؟ چون آن چیزى كه مهدویت مبشر آن هست، همان چیزى است كه همه‌ى انبیاء، همه‌ى بعثتها براى خاطر آن آمدند و آن ایجاد یك جهان توحیدى و ساخته و پرداخته‌ى بر اساس عدالت و با استفاده‌ى از همه‌ى ظرفیتهائى است كه خداى متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده؛ یك چنین دورانى است دیگر، دوران ظهور حضرت مهدى (سلام اللَّه علیه و عجّل اللَّه تعالى فرجه). دوران جامعه‌ى توحیدى است، دوران حاكمیت توحید است، دوران حاكمیت حقیقى معنویت و دین بر سراسر زندگى انسانهاست و دوران استقرار عدل به معناى كامل و جامع این كلمه است. خب، انبیاء براى این آمدند.

 ما مكرر عرض كردیم كه همه‌ى حركتى كه بشریت در سایه‌ى تعالیم انبیاء، در طول این قرون متمادیه انجام دادند، حركت به سمت جاده‌ى اسفالته‌ى عریضى است كه در دوران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّریف) به سمت اهداف والا كشیده شده است كه بشر در آن جاده حركت خواهد كرد. مثل اینكه یك جماعتى از انسانها در كوه و كمر و راه‌هاى دشوار و باتلاق‌زارها و خارستانها با راهنمائى‌هاى كسانى همین طور حركت دارند میكنند تا خودشان را به آن جاده‌ى اصلى برسانند. وقتى به جاده‌ى اصلى رسیدند، راه باز است؛ صراط مستقیم روشن است؛ حركت در آن آسان است؛ راحت در آن راه حركت میكنند. وقتى به جاده اصلى رسیدند، اینجور نیست كه حركت متوقف بشود؛ نه، تازه حركت به سمت اهداف والاى الهى شروع میشود؛ چون ظرفیت بشر یك ظرفیت تمام‌نشدنى است. در طول این قرون متمادى، بشر از كج‌راهه‌ها، بیراهه‌ها، راه‌هاى دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پاى مجروح شده و زخم‌آلود، در بین این راه‌ها حركت كرده است تا خودش را به این جاده‌ى اصلى برساند. این جاده‌ى اصلى همان جاده‌ى زمان ظهور است؛ همان دنیاى زمان ظهور است كه اصلاً حركت بشریت به یك معنا از آنجا شروع میشود.

 اگر مهدویت نباشد، معنایش این است كه همه‌ى تلاش انبیاء، همه‌ى این دعوتها، این بعثتها، این زحمات طاقت‌فرسا، اینها همه‌اش بى‌فایده باشد، بى‌اثر بماند. بنابراین، مسئله‌ى مهدویت یك مسئله‌ى اصلى است؛ جزو اصلى‌ترین معارف الهى است. لذاست كه در همه‌ى ادیان الهى هم تقریباً - حالا تا آنجائى كه ما اطلاع داریم - یك چیزى كه لبّ و معناى حقیقى آن همان مهدویت است، وجود دارد، منتها به شكلهاى تحریف شده، به شكلهاى مبهم، بدون اینكه درست روشن باشد كه چه میخواهند بگویند.

 مسئله‌ى مهدویت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ یعنى مخصوص شیعه نیست. همه‌ى مذاهب اسلامى غایت جهان را كه اقامه‌ى حكومت حق و عدل به وسیله‌ى مهدى (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روایات معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پیغمبر اكرم و از بزرگان نقل شده است. بنابراین، هیچ تردیدى در آن نیست. منتها امتیاز شیعه در این است كه مسئله‌ى مهدویت در آن یك مسئله‌ى مبهم نیست؛ یك مسئله‌ى پیچیده‌اى كه براى بشر قابل فهم نباشد، نیست؛ یك مسئله‌ى روشن است، مصداق واضحى دارد كه این مصداق را میشناسیم، خصوصیاتى از او را میدانیم، پدران او را میشناسیم، خانواده‌ى او را میشناسیم، ولادت او را میشناسیم، جزئیات آن را خبر داریم. در این معرفى هم باز روایات شیعه، تنهائى در صحنه نیستند؛ حتّى روایاتى از غیر طریق شیعه هم وجود دارد كه همین معرفى را براى ما روشن میكند و باید كسانى كه مال مذاهب دیگر هستند، توجه كنند و دقت كنند تا این حقیقت روشن را دربیابند. بنابراین اهمیت مسئله یك چنین سطحى دارد و ما بیشتر از دیگران اولى‌ هستیم به اینكه به این مسئله بپردازیم؛ كارهاى علمى و دقیق و متقن روى این مسئله انجام بگیرد.

 مسئله‌ى انتظار هم كه جزء لاینفك مسئله‌ى مهدویت است، از آن كلیدواژه‌هاى اصلى فهم دین و حركت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است؛ انتظار؛ انتظار یعنى ترغب، یعنى مترصد یك حقیقتى كه قطعى است، بودن؛ این معناى انتظار است. انتظار یعنى این آینده حتمى و قطعى است؛ بخصوص انتظارِ یك موجود حىّ و حاضر؛ این خیلى مسئله‌ى مهمى است. اینجور نیست كه بگویند كسى متولد خواهد شد، كسى به وجود خواهد آمد؛ نه، كسى است كه هست، وجود دارد، حضور دارد، در بین مردم است. در روایت دارد كه مردم او را مى‌بینند، همچنانى كه او مردم را مى‌بیند، منتها نمیشناسند. در بعضى از روایات تشبیه شده است به حضرت یوسف كه برادران او را میدیدند، بین آنها بود، در كنار آنها بود، روى فرش آنها راه میرفت، ولى نمیشناختند. یك چنین حقیقت بارز، واضح و برانگیزاننده‌اى؛ این كمك میكند به معناى انتظار. این انتظار را بشریت نیاز دارد، امت اسلامى به طریق اولى‌ نیاز دارد. این انتظار، تكلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتى انسان یقین دارد كه یك چنین آینده‌اى هست؛ همچنانى كه در آیات قرآن هست: «و لقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر انّ الارض یرثها عبادى الصّالحون. انّ فى هذا لبلغا لقوم عابدین»(1) - مردمانى كه اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند - باید خود را آماده كنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه‌اش آماده‌سازى خود هست. بدانیم كه یك حادثه‌ى بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت كه حالا سالها یا مدتها مانده است كه این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمیشود گفت كه این حادثه نزدیك است و در همین نزدیكى اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود. انتظار ایجاب میكند كه انسان خود را به آن شكلى، به آن صورتى، به آن هیئت و خُلقى نزدیك كند كه در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شكل و آن هیئت متوقع است. این لازمه‌ى انتظار است. وقتى بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یك چنین دورانى قرار است باشد - ما كه منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیك كنیم، خودمان را با عدل آشنا كنیم، آماده‌ى عدل كنیم، آماده‌ى پذیرش حق كنیم. انتظار یك چنین حالتى را به وجود مى‌آورد.

 یكى از خصوصیاتى كه در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است كه انسان به وضع موجود، به اندازه‌ى پیشرفتى كه امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبه‌روز این پیشرفت را، این تحقق حقایق و خصال معنوى و الهى را در خود، در جامعه بیشتر كند. اینها لوازم انتظار است.

 خب، بحمداللَّه امروز كسانى دارند در مسئله‌ى انتظار كارِ عالمانه میكنند؛ آن طورى كه در گزارشهاى جناب آقاى قرائتى بود و قبلاً هم این گزارش را خوانده بودم، حالا هم كه ایشان اشاره كردند و گفتند. از كارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئله‌ى انتظار و مسئله‌ى دوران ظهور نباید غفلت كرد. و از كارِ عامیانه و جاهلانه بشدت باید پرهیز كرد. از جمله‌ى چیزهائى كه میتواند یك خطر بزرگ باشد، كارهاى عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متكى به سند و مدرك در مسئله‌ى مربوط به امام زمان (عجّل‌اللَّه تعالى فرجه الشّریف) است، كه همین زمینه را براى مدعیان دروغین فراهم میكند. كارهاى غیرعالمانه، غیرمستند، غیر متكى به منابع و مدارك معتبر، صرف تخیلات و توهمات؛ اینجور كارى مردم را از حالت انتظار حقیقى دور میكند، زمینه را براى مدعیان دروغگو و دجال فراهم میكند؛ از این بایستى بشدت پرهیز كرد.

 در طول تاریخ مدعیانى بودند؛ بعضى از مدعیان هم همین چیزى كه حالا اشاره كردند، یك علامتى را بر خودشان یا بر یك كسى تطبیق كردند؛ همه‌ى اینها غلط است. بعضى از این چیزهائى كه راجع به علائم ظهور هست، قطعى نیست؛ چیزهائى است كه در روایات معتبرِ قابل استناد هم نیامده است؛ روایات ضعیف است، نمیشود به آنها استناد كرد. آن مواردى هم كه قابل استناد هست، اینجور نیست كه بشود راحت تطبیق كرد. همیشه عده‌اى این شعرهاى شاه نعمت‌اللَّه ولى را - در طول سالهاى متمادى و در موارد زیادى - بر آدمهاى مختلفى در قرون مختلف تطبیق كردند، كه بنده دیدم. گفتند بله، اینى كه گفته من فلان كس را، فلان جور مى‌بینم، این فلان كس است؛ یك شخصى را گفته‌اند. باز در یك زمان، صد سال بعد مثلاً، یك كس دیگرى را پیدا كردند و به او تطبیق كردند! اینها غلط است، اینها كارهاى منحرف‌كننده است، كارهاى غلطانداز است. وقتى انحراف و غلط به وجود آمد، آن وقت حقیقت، مهجور خواهد شد، مشتبه خواهد شد، وسیله‌ى گمراهى اذهان مردم فراهم خواهد شد؛ لذا از كارِ عوامانه، از تسلیم شدن در مقابل شایعات عامیانه بایستى بشدت پرهیز كرد. كارِ عالمانه، قوى، متكى به مدرك و سند، كه البته كار اهل فنِ این كار است، این هم كار هر كسى نیست، باید اهل فن باشد، اهل حدیث باشد، اهل رجال باشد، سند را بشناسد، اهل تفكر فلسفى باشد؛ بداند، حقایقى را بشناسد، آن وقت میتواند در این زمینه وارد میدان شود و كار تحقیقاتى انجام دهد. این بخش از كار را هرچه ممكن است، بیشتر باید جدى گرفت تا راه ان‌شاءاللَّه براى مردم باز شود؛ هرچه دلها با مقوله‌ى مهدویت آشنا شود و انس پیدا كند و حضور آن بزرگوار براى ما، ما مردمى كه در دوران غیبت هستیم، محسوستر شود و بیشتر حس كنیم و رابطه بیشتر داشته باشیم، این براى دنیاى ما و براى پیشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواهد بود.

 این توسلاتى كه در زیارات مختلف وجود دارد كه بعضى از اینها اسانید خوبى هم دارد، اینها بسیار باارزش است. و توسل، توجه، انسِ با آن بزرگوار از دور. این انس به معناى این نیست كه حالا كسى ادعا كند كه من خدمت حضرت میرسم یا صداى ایشان را میشنوم؛ ابداً اینجور نیست. غالب آنچه كه در این زمینه گفته میشود، ادعاهائى است كه یا دروغ است، یا طرف دروغ هم نمیگوید، تصور میكند، تخیل میكند. ما كسانى را دیدیم. آدمهاى دروغگوئى نبودند، اما خیال میكردند، تخیل میكردند؛ تخیلات خودشان را به عنوان واقعیت براى این و آن نقل میكردند! نبایستى تسلیم اینها شد. راه درست، راه منطقى. آن توسل، توسل از دور است؛ توسلى است كه امام آن را از ما میشنود، ان‌شاءاللَّه میپذیرد؛ ولو اینكه ما با مخاطب خودمان از دور داریم حرف میزنیم؛ اشكالى ندارد. خداى متعال سلامِ سلام‌دهندگان و پیامِ پیام‌دهندگان را به آن بزرگوار میرساند. این توسلات و این انس معنوى بسیار خوب و لازم است.

 امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال ظهور آن حضرت را هرچه نزدیكتر كند، ما را جزو یاران آن بزرگوار، هم در غیبتش، هم در حضورش قرار بدهد و ان‌شاءاللَّه ما را جزو مجاهدانِ در كنار آن بزرگوار و شهیدشدگان در ركاب آن بزرگوار قرار بدهد.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌



طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  اندیشه سیاسی اسلام،  بسیج، 
برچسب ها: بیانات در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت، امام خامنه ای، رهبر انقلاب، نائب امام زمان، بیت رهبری، سخنان رهبری، سخنان مقام معظم رهبری، بیانات رهبری در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت،
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 تیر 1390 توسط عرفان | نظرات ()


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

 روز پاسدار را به شما پاسداران عزیز و همه‌ى اعضاى این خانواده‌ى بزرگ انقلابى تبریك عرض میكنیم. علاوه بر این، اعیادى كه در طول این ماه مبارك، ما را به یاد افتخارات بزرگ مى‌اندازند و خود ماه مبارك شعبان كه ماه مغفرت است، ماه رحمت است، ماه توجه و تذكر و توسل است، در خور تبریك و تهنیت براى همه‌ى مؤمنان است.

 این ابتكار جالب كه روزى به نام پاسدار را ارتباط بدهند با میلاد مسعود سیدالشهداء (سلام الله علیه)، یك ابتكار پرمغز و جهت‌دهى است. باید از كسانى كه اول این فكر به ذهن آنها رسیده است و ما را متوجه به این معنا كردند، تشكر كرد؛ زیرا داعیه‌ى سپاه پاسداران، داعیه‌ى بزرگى است: پاسدارى از انقلاب اسلامى، كه حالا مختصرى عرض خواهیم كرد.

 این معنا ـ معناى پاسدارى ـ با همه‌ى ابعاد آن، با همه‌ى ابزارها و وسائل ممكن، در وجود مقدس سیدالشهداء (سلام الله علیه) متجسد است؛ نه این‌كه دیگران نكردند یا نخواستند بكنند، بلكه به این معنا كه خانه‌ى پُرِ این حركت در رفتار دوران ده‌ساله‌ى امامت سیدالشهداء (سلام الله علیه) تحقق پیدا كرده است. تمام راه‌هائى كه میشود فرزند پیغمبر از آن راه‌ها استفاده كند براى حفظ میراث عظیم اسلام ـ كه میراث جد او و پدر او و پیروان راستین آنهاست ـ در زندگى سیدالشهداء محسوس است؛ از تبیین و انذار، از تحرك تبلیغاتى، از بیدار كردن و حساس كردن وجدانهاى عناصر خاص ـ همین خواص كه ما تعبیر میكنیم ـ در آن خطبه‌ى منا، اینها همه در طول زندگى سیدالشهداء است. بعد هم ایستادگى در مقابل یك انحراف بزرگ با قصد مجاهدت با جان؛ نه این‌كه امام حسین از سرنوشت این حركت بى‌اطلاع بود؛ نه، اینها امام بودند. مسئله‌ى معرفت امام و علم امام و آگاهى وسیع امام بالاتر از این حرفهائى است كه ماها در ذهنمان میگنجد؛ بلكه به معناى ترسیم یك دستورالعمل مى‌ایستد، تسلیم نمیشود، مردم را به یارى میطلبد، بعد هم وقتى یك عده‌اى پیدا میشوند ـ كه همان اهل كوفه باشند ـ و اظهار میكنند كه حاضرند در كنار آن بزرگوار در این راه قدم بگذارند، حضرت درخواست آنها را اجابت میكند و به طرف آنها میرود؛ بعد هم در میانه‌ى راه پشیمان نمیشود. بیانات امام را كه انسان نگاه میكند، مى‌بیند حضرت عازم و جازم بوده است براى این كه این كار را به پایان ببرد. این‌كه در مقابله‌ى با حركت انحرافى فوق‌العاده خطرناك آن روز، امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) مى‌ایستد، این میشود یك درس، كه خود آن بزرگوار هم همین را تكرار كردند؛ یعنى كار خودشان را به دستور اسلام مستند كردند: «انّ رسول الله قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلاّ لحرمات الله ناكثا لعهد الله مخالفا لسنّة رسول‌الله یعمل فى عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لا قول كان حقاّ على الله ان یدخله مدخله»؛(1) حضرت این را بیان كردند. یعنى من وظیفه‌ام این است، كارى كه دارم انجام میدهم، بایستى ابراز مخالفت كنم، باید در جاده‌ى مخالفت و ایستادگى قدم بگذارم، سرنوشت هرچه شد، بشود؛ اگر سرنوشت پیروزى بود، چه بهتر؛ اگر شهادت بود، باز هم چه بهتر. یعنى اینجورى امام حسین (علیه السّلام) حركت كردند.

 این شد ایثار كامل و اسلام را هم حفظ كرد. همین حركت، اسلام را حفظ كرد. همین حركت موجب شد كه ارزشها در جامعه پایدار بشوند، بمانند. اگر این خطر را نمیپذیرفت، حركت نمیكرد، اقدام نمیكرد، خونش ریخته نمیشد، آن فجایع عظیم براى حرم پیغمبر، دختر امیرالمؤمنین و فرزندان خاندان پیغمبر پیش نمى‌آمد، این واقعه در تاریخ نمیماند. این حادثه‌اى كه میتوانست جلوی آن انحراف عظیم را بگیرد، باید به همان عظمت آن انحراف در ذهن جامعه و تاریخ، شوك ایجاد میكرد و كرد.  این فداكارى امام حسین است.

البته به زبان هم گفتن اینها آسان است. كارى كه امام حسین (علیه السّلام) كردند، یك كار فوق‌العاده‌اى است. یعنى ابعاد آن از آنچه كه ما امروز محاسبه میكنیم، خیلى بالاتر است. ما جوانبش را، ریزه‌كارى‌هایش را غالباً ندیده میگیریم. من یك بار در یك صحبتى، صبر امام حسین (علیه السّلام) را تشریح كردم. صبرش فقط این نبود كه بر تشنگى صبر كند، بر كشته شدن یاران صبر كند؛ اینها صبرِ آسان است. صبرِ سخت‌تر این است كه دیگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هى بگویند آقا نكنید، این كار غلط است، این كار خطرناك است. هى ایجاد تردید كنند. كى‌ها؟ افرادى مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبیر، عبدالله عباس؛ این شخصیتهاى برجسته‌ى بزرگ آن روز دنیا، آقازاده‌هاى مهم اسلام، اینها هى بگویند نكن این كار را. هر كه باشد، اگر چنانچه آن عزم و آن اراده و آن ثبات در او نباشد، با خودش فكر میكند كه من دیگر تكلیفى ندارم، اینها كه دارند اینجورى میگویند، دنیا هم كه دارد آنجورى حركت میكند، بگوئیم و بگذریم. آن كه در مقابل این اظهارات، در واقع وسوسه‌ها، تردیدافكنى‌ها، راه شرعى درست‌كردن‌ها بایستد و دلش نلرزد و قدم در این راه بگذارد، او همان كسى است كه میتواند این تحول عظیم را به وجود بیاورد. و امام بزرگوار ما در این جهت تشبّه كردند و اقتفاء كردند به سید و سالار شهیدان، كه من یك وقتى گفتم و حالا نمیخواهیم وارد این مقوله بشویم؛ شرحش مفصل است. این پاسدارىِ امام حسین است.

 سپاه در واقع با این نامگذارى، با لطافت میخواهد بگوید كه من در این راه قدم میگذارم؛ خیلى خب مبارك است و خیلى بزرگ و مهم است، جا هم دارد. میشود آدمهاى عیبجو و نكته‌بین و نكته‌سنج بیایند بگویند فلان جا این اشتباه بود، فلان جا غلط بود، فلان كس اینجورى رفتار كرد. بر همه‌ى جریانها و واحدها و آدمها و شخصیتهاى حقیقى و حقوقى میشود ایراد گرفت؛ اما اگر منصفانه به حركت سپاه پاسداران نگاه كنیم، از روز اول تا امروز، مى‌بینیم انصافاً سپاه به قول خودش عمل كرده؛ حقاً و انصافاً سپاه در این راه ایستاده است. آدمها مى‌آیند و میروند؛ اما آن هویت جمعى محفوظ میماند؛ یكسان است.

 من در آخرین دیدارى كه با عزیزان سپاهى داشتم، یك نكته‌اى را عرض كردم كه آن نكته مهم است؛ فقط اشاره‌اى میكنم و آن این است كه گفتم نسلهاى متجدد سپاه، متبدل سپاه، نسلهاى آینده‌ى سپاه باید سعى كنند یك قدم جلوتر و بالاتر از نسلهاى گذشته بردارند. یعنى عالَم رو به رشد است، رو به تكامل است؛ حركت، حركت تكاملى است، پس جا دارد اگر ما انتظار داشته باشیم، توقع داشته باشیم كه جوانِ وارد شده‌ى در سپاهِ امروز، از لحاظ معرفت، بصیرت، آگاهى، فداكارى، آماده‌به‌كارى، درست كار انجام دادن، بجا كار انجام دادن، بهنگام كار انجام دادن ـ كه اینها خصوصیاتى است كه سپاه از خودش در طول این سالها نشان داده است ـ یك قدم سپاه را از نسل گذشته بالاتر ببرد. به سپاهِ امروز كه انسان نگاه كند، ببیند كه كیفیت بالاست. این ممكن هم هست؛ نگوئید چطور چنین چیزى ممكن است. نه، كاملاً ممكن است. یعنى شما نگاه كنید به شرائطى كه آن روز بود: جنگى وجود داشت و حضور دشمن در خاك ما؛ چه قبل از جنگ تحمیلى هشت ساله، حضور ضد انقلاب مسلح، چه بعد هم كه جنگ شروع شد، خود این یك عامل و انگیزه‌ى قوى‌اى بود كه آدمهاى بى‌تفاوت را هم حركت میداد و مى‌آورد داخل آن صحنه‌ى عجیب و پرشور. امروز آن جنگ نیست؛ یك جنگ ظریف‌ترى هست و البته خطرناك‌ترى. آگاهى از اعماق این جنگ یك توانائى بیشتر و هوشمندى بیشترى را میطلبد. اگر ما دیدیم امروز كسانى وارد این میدان هستند و تلاش میكنند و مبارزه میكنند و با بصیرت در وسط میدان مى‌ایستند، پس جا دارد كه بگوئیم این از لحاظ انگیزه، از لحاظ عمل، كمتر از او نیست. اگر بهتر عمل كند، بهتر هم هست. در آینده هم همین جور میتواند باشد؛ همت را این باید قرار داد.

امروز من عرض میكنم هویت سپاه كه هویت پاسدارى است، به معناى یك مفهوم محافظه‌كارانه تلقى نشود. پاسدارى یعنى نگه داشتن، حفظ كردن. این حفظ كردن را میتوان با یك تفسیر محافظه‌كارانه معنا كرد. یعنى بگوئیم وضع موجود انقلاب را حفظ كنیم؛ من این را نمیگویم. حفظ انقلاب به معناى حفظ وضع موجود نیست. چرا؟ چون انقلاب در ذات خود یك حركت پیشرونده است، آن هم پیشرفت پرشتاب. به كجا؟ به سمت هدفهاى ترسیم شده. هدفها عوض نمیشوند. این اصول و ارزشهائى كه بر روى آن بایستی ایستادگى كرد و براى آن جان داد، اصول و ارزشهائى هستند كه در اهداف، مشخص شده‌اند. هدف نهائى، تعالى و تكامل و قرب الهى است. هدف پائین‌تر از آن، انسان‌سازى است؛ هدف پائین‌تر از آن، ایجاد جامعه‌ى اسلامى است با همه‌ى مشخصات و آثار، كه استقرار عدالت در آن باشد، توحید باشد، معنویت باشد. اینها اهداف هستند. این اهداف عوض‌شدنى نیستند؛ یعنى ما نمیتوانیم بیائیم مایه بگذاریم تا از هدف كم كنیم. بگوئیم خیلى خب، یك روز میخواستیم عدالت برقرار كنیم، حالا میگوئیم عدالت كه نمیشود، یك نیمه‌عدالتى برقرار كنیم! نه، عدالت. این، هدف است. توحید، استقرار شریعت اسلامى به طور كامل، اینها اهداف است، اینها تغییرپذیر نیست. لیكن در جهت حركت به سمت این اهداف، سرعتها قابل كم و زیاد شدن است، شیوه‌ها قابل تغییر یافتن است، تدابیر ممكن است جورواجور باشد. در این جهت، انقلاب پیشرونده و پیش‌برنده است. حفظ انقلاب یعنى حفظ همین حالت پیشروندگى و پیش‌برندگى. پاسدارى از انقلاب، به این معناست. اگر ما اینجور نگاه كردیم و مفهوم پاسدارى را اینجور فهمیدیم، آن وقت آن طراوت و شور و هیجانى كه در حركت پاسدارى هست، مضاعف خواهد شد.

 جوانِ امروز اكتفا نمیكند به ظواهرى كه حالا در جامعه‌ى ما به هر حال تا حدود زیادى هست، بلكه اعماق را، مغزها را، سیرتها را مورد توجه قرار میدهد؛ دنبال آنها حركت میكند. ایمانهاى عمیق، آگاهى‌هاى بیشتر؛ اینها چیزهائى است كه ما باید دنبالش باشیم. پس این پاسدارى است به معناى صحیح، به معناى كامل، به معناى درست؛ پاسدارى از حركت انقلابى و پیشرفت انقلابى.

 خب اگر بخواهیم این كار بشود، دو حركت در سپاه باید انجام بگیرد: یك حركت، حركت درونى سپاه است؛ در درون خود، یعنى خود را تكامل ببخشد. یك حركت، حركت به معناى یك جزء پیش‌برنده‌ى مجموعه‌ى كل نظام و انقلاب است، یعنى تأثیرگذارى در بیرون. این دو تا حركت به موازات هم باید پیش برود. اگر ما از آن حركت اول غافل بودیم، در درون مجموعه‌ى سپاه و خانواده‌ى سپاه آن حركت پیشرونده و ترقى‌بخش و تعالى‌بخش را انجام ندادیم، حركت دوم، یعنى تأثیر سپاه در پیشبرد مجموعه‌ى انقلاب، ناكام خواهد ماند. دست و پائى هم اگر بزند، دست و پاى غلطى خواهد بود؛ چون:

ذات نایافته از هستى بخش
كى تواند كه شود هستى‌بخش

 پس دو تا حركت لازم است: آن حركت درونى، همانى است كه فرمانده‌ى محترم سپاه، به ابعادى از آن اشاره كردند، كه درست است؛ من تأیید میكنم، همین كارها باید انجام بگیرد. این حركت درونى یك بعد مادى و یك بعد معنوى دارد. بعد معنوى همین پرداختن به ارزشها به معناى حقیقى كلمه، یعنى مشخص كردن شاخصهاى ارزشى پاسدارى و عرضه كردن خود و دیگران بر این شاخصها به قصد پیشرفت، به قصد صیرورت صحیح و كامل به سمت آن هدفها است. این بعد معنوى‌اش است، بعد مادى‌اش هم همین كارهاى خوبى است كه در سپاه دارد انجام میگیرد؛ بعد تشكیلات، بعد علمى و تحقیقاتى، بعد ساخت و ساز و تولید، بعد آموزشهاى نظامى و نظامیگرى و از این قبیل. اینها همه باید در كنار هم انجام بگیرد. یك مجموعه‌ى زنده‌ى پرنشاطِ همیشه‌جوان كه فرسودگى و پیرى در آن راه ندارد، آن وقت از سپاه به وجود خواهد آمد كه خوشبختانه امروز زمینه‌هایش آماده است، زیرساختهایش آماده است، تجربیاتش موجود است، انگیزه‌هایش بحمدالله هست. این میشود حركت درونى. این مجموعه به عنوان یك مجموعه‌ى شاخص، یك خط الگوى روشن وجود خواهد داشت. ممكن است كسانى از جوانهاى ما، از مردم ما وارد سپاه هم نشوند، اما این الگو را براى زندگى خودشان انتخاب كنند؛ الگوى معنویت درست، و الگوى فكر و تدبیر و راه درست و حركت صحیح در زمینه‌هاى سازندگى.

 بعد نوبت به تأثیر این حركت در حركت مجموعه‌ى انقلاب میرسد. این هم به خودى خود حاصل خواهد شد. وقتى یك مجموعه‌ى زنده، پرنشاط، باطراوت، پیشرونده، بشدت پایبند به مبانى و اصول و ارزشها در نظام وجود دارد و دارد حركت میكند و زنده است و همه جا را مى‌بیند و آگاهى دارد و بصیرت دارد و تأثیر میگذارد، این قهراً در پیشبرد مجموعه اثر تعیین كننده خواهد داشت ـ البته این مخصوص سپاه هم نیست؛ من این حرف را عیناً براى حوزه‌هاى علمیه هم میگویم، براى نهادهاى دولتى هم میگویم، منتها اندازه‌ها و وزن اینها با هم یكسان نیست؛ هر كدام جایگاهى دارند، وزنى دارند. حالا فعلاً درباره‌ى سپاه صحبت میكنیم ـ و ما به این حركت سازنده و پیشرونده و متكامل احتیاج مبرم داریم. یعنى اسلام، امروز نیازمند به این حركت است.

 حركت نظام جمهورى اسلامى اثر خودش را در دنیا بخشیده است، تأثیرات عمیقى گذاشته است، قدرتهاى استكبارى و شیطانى را تضعیف كرده است، راه‌هاى تازه‌اى در مقابل ملتها باز كرده است. یك فصل تازه‌اى در دنیا شروع شده است، یعنى هرچه انسان نگاه میكند، دیگر نظیرى براى آن نیست. البته بنده، هم در عمر خودم در دوره‌ى جوانى، هم در تاریخ، تحولات گوناگونى را كه در جاهاى گوناگون دنیا از جمله در منطقه‌ى ما اتفاق افتاده است، یا دیده‌ام یا خوانده‌ام. این انقلابهائى كه در كشورهاى آفریقائى، آمریكاى لاتین، انقلابهاى چپ در دهه‌ى 60 میلادى ـ یعنى پنجاه سال قبل مثلاً ـ اتفاق افتاد، اینها را دیدیم؛ نه این‌كه ندانیم كه سابقه‌ى تاریخى این تحولات چیست و چه جورى است؛ نه، اینها را دیده‌ایم. اما این كه امروز دارد اتفاق مى‌افتد، بیسابقه است؛ این دیگر نظیر ندارد. در آن حوادثى كه در دهه‌ى 60 میلادى پیش مى‌آمد ـ چه در آفریقا، چه در آمریكاى لاتین، چه در برخى از كشورهاى آسیا ـ آنچه كه اتفاق مى‌افتاد، غلبه‌ى یك حزب و یك تشكیلات بود بر سرنوشت یك ملت؛ با یك گرایش مادى و ماركسیستى، كه معنویت و خدا در آن وجود نداشت. میگفتند مردمى؛ اما مردمى بودنش به این بود كه یك حزبى غالباً هم با كودتا مى‌آمد سر كار. همین احزاب و رژیمهاى به اصطلاح انقلابى كه در شمال آفریقا سر كار آمدند، همه‌شان با كودتا سر كار آمدند؛ مثل جمال عبدالناصر، مثل همین قذافى و دیگران. حركتِ مردمى و انقلاب به معناى حقیقى نبود. آنچه امروز دارد اتفاق مى‌افتد، حضور مردم است با تنشان، با جانشان؛ اینها مردمند. ممكن است احزاب هم به معنائى حضور داشته باشند یا تأثیر هم داشته باشند؛ اما آن كه توى میدان است، یك مجموعه‌ى نظامى نیست، یك مجموعه‌ى كودتاگر نیست؛ مجموعه‌هاى مردمى‌اند، توده‌هاى مردمى‌اند، آن هم با گرایش توحیدى و خدائى و الهى؛ با الله اكبر، با نماز جماعت. حالا تبلیغات آمریكائى و صهیونیستى بگذار انكار كنند ؛ خب بكنند، واقعیت كه با انكار آنها عوض نمیشود. واقعیت این است. این اصلاً سابقه ندارد. تا آنجائى كه ما در دورانهاى انقلابها دیده‌ایم و شنیده‌ایم و خوانده‌ایم، یك چنین چیزى با این فراگیرى اصلاً سابقه ندارد. این یك چیز جدید است.  یعنى واقعاً تاریخ منطقه و به تبع آن تاریخ دنیا ورق خورده است؛ یك فصل جدیدى آغاز شده. ما اینجا چه كاره‌ایم؟ من هیچ نمیخواهم ادعا كنم و بگویم انقلاب اسلامى همه‌كاره بود ـ حالا بعضى هم حساسند از این‌كه گفته بشود منشأ این انقلابها، انقلاب اسلامى است ـ نه، اصلاً چنین ادعائى هم نمیكنیم، لازم هم نیست چنین ادعائى بكنیم؛ اما مسئله این است كه امروز همان حركتى كه ما ملت ایران سى سال قبل، سى و دو سال قبل شروع كردیم، عیناً همان حركت را با یك تفاوتهاى منطقه‌اى و بومى و جغرافیائى و تاریخى، در دنیاى اسلام در چندین كشور داریم مشاهده میكنیم. و من عرض كردم موج بعدى این كار در مناطق خیلى دوردست‌تر هم وجود دارد و چنین چیزى پیش خواهد آمد، كه این براى ما تشویق‌آمیز است، این براى ما مبشّر است، مژده‌بخش است؛ نشان میدهد كه ما امیدمان به آینده باید بیشتر باشد.

 البته دشمن با همه‌ى توان روى همین نقطه دارد كار میكند. نمیخواهد این الگو جلوى چشم ملتهاى مسلمان گرفته بشود، بگویند ببینید ایران به كجا رسید. اما چه بخواهند، چه نخواهند؛ بپسندند، یا نپسندند، این اتفاق افتاده است. همین كارهاى علمى و فنى و تحقیقاتى‌اى كه شماها و سازمانهاى دیگرِ نیروهاى مسلح دارند میكنند و آنچه كه در خارج از نیروهاى مسلح، در دانشگاه‌ها، در مراكز گوناگون تحقیقاتى، امروز دارد در كشور انجام میگیرد، اینها چیزهائى است كه آینده‌ها را به طور دقیق تصویر و ترسیم میكند؛ یعنى مهره‌هاى آینده را، یكى یكى دارد میچیند. اینهاست كه معین میكند آینده مال كیست. این البته به بركت اسلام و روحیه‌ى انقلابى است، این روحیه را بایستى تقویت كرد. بنابراین، پاسدارى از انقلاب را به این معنا بگیریم. به این معناى متحول، متطور، پیشرونده.

 یكى از چیزهائى هم كه حالا در عرصه و در میدان لازم است به آن توجه كنیم، این است كه: مراقب باشیم دستگاه‌هاى انقلاب سرشان گرمِ كارهاى غیرمفید و احیاناً مضر در این حركت پیشرونده نشود، كه یكى از اینها، همین مسئله‌ى اختلافات است، كه من اگر روى اینها تكیه میكنم، به خاطر این است. یك وقت هست كه یك جریانى در مقابل انقلاب مى‌آید قد علم میكند به قصد كوبیدن انقلاب، خب، وظیفه‌ى هر كسى است كه دفاع كند. انقلاب از خودش دفاع میكند، مثل هر موجود زنده‌ى دیگرى. انقلابى كه نتواند در دوران فتنه، در دوران ایجاد كودتاهاى گوناگون ـ سیاسى و نظامى و امثال اینها ـ از خودش دفاع كند، زنده نیست. این انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع میكند، غالب هم میشود، پیروز هم میشود، برو برگرد هم ندارد؛ كمااینكه در سال 88 دیدید این كار اتفاق افتاد. یك وقت این است قضیه، یك وقت نه، قضیه، قضیه‌ى ایستادگى در مقابل یك حركت براندازانه و اینچنین نیست؛ اختلاف نظر، اختلاف سلیقه، اختلاف عقیده احیاناً است. اینها را بایستى هرچه ممكن است فرو كاست. اینجور چیزها را هرچه ممكن است باید كم كرد. مشتعل كردن این اختلاف نظرها مضر است.

 یك مسئله این است كه اگر یك كسى یك حرف غلطى زد، آیا كسى باید به او جواب بدهد یا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شیوه‌ى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است. یك وقت هست كه حالا كه كسى یك حرف غلطى زد، ما بیائیم مثلاً صدجا این حرف غلط را تابلو كنیم، شعار كنیم كه آقا، فلانى این حرف غلط را زد، تا همه بدانند. این است كه اشتباه است، خطاست. من با حركت روشنگرانه از سوى هر كسى، از سوى هر نهادى، هیچ مخالفتى ندارم، بلكه علاقه‌مندم و معتقدم به مسئله‌ى تبیین. یعنى اصلاً جزو راهبردهاى اساسى كار ما از اول، مسئله‌ى تبیین بوده است. تبیین لازم است؛ اما این معنایش این نیست كه ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنیم. مراقب باشید. این را همه باید مراقب باشند؛ بخصوص سپاه. سپاه مراقب باشد. در جریانهاى سیاسى، در جریانهاى گوناگون فكرى و سلیقه‌اى مطلقاً مشتعل كردن فضا مناسب نیست. حالا شماها الحمدلله همه‌تان بصیرید، آگاهید، لابد از جریانات خبر دارید و الان همین اوضاعى را كه توی كشور هست، مى‌بینید كه متأسفانه این علیه آن، آن علیه این؛ و دستگاه‌هاى خارجى چه خوشحالى‌اى میكنند؛ تحلیل میگذارند رویش: بله، بینشان اختلاف افتاد، نابود شدند، از بین رفتند(!) آرزوهاى خودشان را هى مرتباً تكرار میكنند. خب، پیداست كه این مسئله نقطه‌ى ضعف ماست. نباید بگذاریم این نقطه ضعف ادامه پیدا كند یا افزایش پیدا كند. اینها را باید توجه داشت. حركت، حركت متین، مستدل و مستند باشد. اگر كسانى اختلاف‌نظرهائى دارند، با استدلال بیان كنند. عرض كردم، من معتقد به تبیین هستم. در دوران مبارزات هم، اختلاف ما با چپی‌ها و ماركسیست‌هائى كه آن وقت مبارزه میكردند، سر همین بود كه ما میگفتیم باید تبیین كرد، آنها به تبیین اعتقاد نداشتند؛ یك چیز دیگرى میگفتند، یك تفسیر دیگرى داشتند. كار انقلاب از اساس با تبیین، روشنگرى، بیان منطقى، مستدل و دور از هو و جنجال بود. اگر هو و جنجال وارد شد، حرف منطقى را هم خراب خواهد كرد. ممكن است چهار نفر جذب شوند، اما چهار نفر آدم هوشمندتر دفع میشوند. این، حرف ماست؛ این، عرض ماست.

 حركت، حركت پیشرونده باشد. به خیلى چیزها نیاز هست. من اینجا یادداشت كردم؛ از جمله صفِّ واحد بودن، كه همین مسئله‌ى وحدتى است كه عرض كردیم. «انّ الله یحبّ الّذین یقاتلون فى سبیله صفّا كانّهم بنیان مرصوص»؛(2) مثل یك ستون مستحكم، مثل یك دیوار حصین و نفوذناپذیر در مقابل تهاجم دشمن بایستى ایستاد.

 حالا شما جوانهاى عزیز كه در سپاه هستید؛ روحانیون عزیز، علما، طلاب جوان و مؤمن و فعال كه در دفتر نمایندگى مشغول به كار هستید، دو چیز را بدانید: یكى این‌كه همه‌تان خیلى كار دارید؛ هم جوانهاى سپاهى، هم روحانیون محترم؛ خیلى كار جلوتان دارید كه باید انجام بدهید. دوم این‌كه بدانید كه همت اگر بكنید، این كارها را حتماً میتوانید انجام بدهید و یك برهه‌اى از زمان كه بگذرد، ناگهان مى‌بینید در یك نقطه‌ى بالاترى قرار دارید؛ یعنى پیشروندگى حتمى است. تلاش كه بود، همت كه بود، امید كه بود، حتماً پیشروندگى هست؛ یعنى برو برگرد ندارد. این را بایستى مجموعه‌ى سپاه در نظر داشته باشند. البته برنامه‌ریزى‌هاى گوناگون در صدر تشكیلات سپاه یك امر لازم و دائمى و همیشگى است كه بایستى انجام بگیرد، دارد هم انجام میگیرد و خوب هم هست. و امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال كمكتان كند. امروز همین مقدار بس است. امیدواریم خداوند شماها را مشمول لطف خودش قرار بدهد.

 این را هم به مسئولین محترم سپاه، چون حالا اغلب اینجا هستید، عرض كنم، كه یكى از كارهاى خیلى لازم كه من الان به آقاى سردار فرماندهى كل سپاه هم این را تذكر دادم، این است كه به خانواده‌هاى شهدایتان رسیدگى كنید. رسیدگى هم مهمترینش و بهترینش عبارت است از تلطف و احوالپرسى و خبرگیرى؛ همه‌اش كمك نیست، خیلى‌ها هم به كمك احتیاج ندارند؛ اما به محبت و ملاطفت و همراهى و همدلى، همه احتیاج دارند؛ از بالا تا پائین همه دوست میدارند كه مورد ملاطفت قرار بگیرند. بعضى از شهداى سرافراز ما بحمدالله شهرت همگانى دارند، همه اینها را میشناسند؛ خیلى‌ها هم هستند كه نه، پیش اهل آسمانها البته مشهورند؛ آنها را ملائكه‌ى خدا خوب میشناسند؛ اما در بین ماها، شاید خیلى معروف نیستند؛ به اینها بپردازید، سراغ اینها بروید و امیدواریم ان‌شاءالله دوستان یك عملكرد منسجم و مدونى در این زمینه پیش‌بینى كنند.

 امیدواریم خداوند شماها را محفوظ بدارد، باقى بدارد و مشمول ادعیه‌ى ولى عصر (ارواحنا فداه) باشید و روح مطهر امام بزرگوار و روح مطهر شهدا از همه‌ى شما و ما راضى باشد.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته



طبقه بندی: مردان خدا،  امام خامنه ای،  مناسبت ها،  اندیشه سیاسی اسلام،  بسیج، 
برچسب ها: بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران، بیانات رهبر در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران، دیدار رهبر با سپاه، امام خامنه ای، رهبر انقلاب،

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمدللَّه ربّ العالمین و صلّی‌اللَّه على محمّد و آله الطّاهرین
خیلى خوشحالم از اینكه بحمداللَّه خداى متعال توفیق داد یك سال دیگر زنده بمانیم و یك بار دیگر این جلسه‌ى مطلوب و شیرین قرآنى را درك كنیم. از تلاوتهائى كه برادران عزیز كردند، لذت بردیم. از خداوند متعال میخواهیم كه همه‌ى این عزیزان را، همه‌ى شما را، همه‌ى ما را با قرآن محشور كند؛ هم در دنیا با قرآن باشیم، با قرآن زندگى كنیم، با قرآن تنفس كنیم و هم در آخرت، در قیامت، قرآن شفیع ما باشد؛ شاكى از ما نباشد. این آرزوى ماست.

 آنچه كه در این مسابقات بین‌المللى جلو چشم انسان قرار میگیرد، این است كه قرآن مایه‌ى جمع است، مایه‌ى وحدت است. ما مسلمانها عوامل اتحاد زیادى داریم، یكى‌اش و شاید اهمش قرآن است. همه‌ى مسلمین، همه‌ى ملتهاى مسلمان در مقابل قرآن خاضعند؛ از قرآن میخواهند درس بگیرند؛ میخواهند خود را به قرآن نزدیك كنند. این خیلى فرصت مهمى است. دشمنان اسلام و دشمنان قرآن سعى كرده‌اند بین ملتهاى مسلمان فاصله بیندازند، آنها را از هم جدا كنند، گاهى حتّى آنها را روبه‌روى هم قرار بدهند و دشمنِ هم وانمود كنند. این ناشى است از غفلت از قرآن. وقتى ملتهاى مسلمان، همه این كتاب آسمانى، این پیام آسمانى، این هدیه‌ى عظیم الهى را قبول دارند، چه چیزى بهتر از این وسیله‌ى اجتماع و اتحاد؟ همه بنشینیم سر این سفره‌ى معنوى؛ همه استفاده كنیم از این مایه‌ى عزت و قدرت اسلامى و الهى.

 ما دو غفلت داریم: یكى غفلت از این كه قرآن وسیله‌ى اجتماع ما مسلمانهاست. دوم، غفلت از باور به مفاهیم قرآنى و اعتراف به آنچه كه خداى متعال به ما در قرآن كریم وعده كرده است. وعده‌هاى الهى را هم باید باور كنیم. اگر وعده‌هاى الهى را باور كردیم، آن وقت راه به سوى عزت، به سوى وحدت، به سوى اقتدار در مقابل امت اسلامى باز خواهد شد، امت اسلام از عقب‌ماندگى نجات پیدا خواهد كرد. همین آیاتى كه الان این استاد محترم مصرى تلاوت كردند: «ان ینصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(1) اگر خدا شما را نصرت بكند، هیچ قدرتى بر شما غلبه نخواهد كرد. «و ان یخذلكم فمن ذالّذى ینصركم من بعده»؛(2) اگر خدا شما را نصرت نكند، كمك نكند، كى به شما كمك خواهد كرد؟ یك سطر درخشان است. این را ملتها بنویسند، پرچم كنند، بزنند جلو چشمشان، بالاى سرشان. «ان ینصركم‌اللَّه فلا غالب لكم»؛ اگر خدا شما را یارى كند، هیچ قدرتى بر شما غلبه نمیكند. چه كار كنیم كه خدا ما را یارى كند؟ این یك مسئله است. چه كار كنیم كه نصرت خدا شامل حال ما بشود؟ این را هم خود قرآن به ما گفته: «ان تنصروااللَّه ینصركم»(3)، «و لینصرنّ‌اللَّه من ینصره»(4)؛ شما خدا را نصرت كنید، دین خدا را نصرت كنید، براى خدا قیام كنید، خدا شما را نصرت خواهد كرد. هر جا ملتها براى دین خدا قیام كردند، نیروشان را آوردند وسط صحنه، خداى متعال آنها را نصرت كرد. و وقتى خدا آنها را نصرت كرد، دیگر هیچ كس نتوانست بر آنها غلبه پیدا كند. ما نمونه‌اش را در خودمان دیدیم. ما آزمودیم، تجربه كردیم كه «انّ اللَّه لا یغیّر ما بقوم حتّى یغیّروا ما بأنفسهم»(5). این را ما ملت ایران آزمایش كردیم؛ این را در عمل آزمودیم. در خودمان تغییر ایجاد كردیم، خداى متعال هم اوضاع ما را تغییر داد. عجیب هم این است كه اگر یك قدم ما برداریم، خدا ده قدم برمیدارد. ما اندكى خودمان را تغییر دادیم، خدا مبالغى به ما كمك كرد، اوضاع ما را تغییر داد.

 امروز هم داریم در دنیا مى‌بینیم. الان ملت مصر را نگاه كنید. همان اللَّه‌اكبر است و همان نماز جماعت است و همان شعارهاى اسلامى است؛ آمدند توى میدان، خداى متعال نصرت داد. مگر آمریكا میخواست كه این اتفاقات در مصر بیفتد؟ مگر جبهه‌ى خبیثِ صهیونیستى كه در همه‌ى قدرتهاى غربى نفوذ دارد، میخواستند این اتفاق بیفتد؟ مگر وابستگان سیاسى‌شان در منطقه به خودشان حاضر بودند این فكر را راه بدهند كه یك چنین اتفاقى خواهد افتاد؟ اما افتاد. چرا؟ چون «ینصركم اللَّه فلا غالب لكم». خدا كه نصرت كرد، دیگر همه‌ى قدرتها پوچند. اینجورى ملتها باید عزتشان را به دست بیاورند. «و للَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین»؛(6) عزت مال خداست. «تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء»؛(7) او عزت میدهد. از خدا عزت را بخواهید.

 خب، با قرآن بایستى آشنا شد. به قرآن باید با همه‌ى وجود، با همه‌ى دل ایمان آورد، ایمان ظاهرى كافى نیست. با همه‌ى دل بایستى قرآن را و وعده‌ى الهى را باور كرد. امروز هم باورش آسانتر از دیروز است. امروز، یعنى در این دوره‌اى كه ما داریم، من و شما داریم زندگى میكنیم، این قدر آیات و بشائر الهى وجود دارد كه دل انسان را آسان میكند؛ چون دارد مى‌بیند همانى كه حضرت ابراهیم عرض كرد: «و لكن لیطمئنّ قلبى»،(8) این اطمینان براى انسان پیدا میشود. دارد مى‌بیند دیگر؛ در مقابل چشم ماست. چه بود ایران؟ ایرانِ طاغوت، ایرانِ آمریكا، ایرانِ پیوسته‌ى با صهیونیستهاى غاصب؛ او چه بود، حالا چیست: قطب قدرتمند مقابله‌ى با استكبار و صهیونیسم، سند محكم ملتهاى مسلمان؛ اینها را داریم جلوى چشممان مشاهده میكنیم. این معجزه‌ى دعوت قرآن و خبر قرآن و آگاهى‌هائى است كه قرآن به ما میدهد. این را باید حفظ كنیم.

 آنچه من حالا در این جلسه میخواهم به طور خاص به قرآنى‌هاى عزیز كشورمان بگویم این است كه به سمت حفظ قرآن بیشتر بروید. حفظ، وسیله است البته؛ حفظ وسیله است. حفظ، هدف نیست. حفظ قرآن، وسیله است؛ وسیله است براى این كه انسان، آسان بخواند، آسان تكرار كند و امكان تدبر پیدا كند. جوانها بروند از استعدادشان، از حافظه‌شان استفاده كنند؛ بچه‌ها را، جوانها را بكشانید به سمت حفظ قرآن. البته امروز با گذشته‌ى ما قابل مقایسه نیست، خیلى جلو هستیم؛ اما كم است. آنچه كه الان در كشور ما وجود دارد، كم است. بروند به سمت حفظ قرآن. وقتى كه حفظ شد، حفظ حاصل شد، آن وقت توان و فرصت براى تدبر بیشتر پیدا خواهد شد و همین تدبر است كه كلید است. كلید اصلى، همین تدبر در قرآن و فكر كردن در قرآن است.

 به هر حال ما به همه‌ى قرآنیان عزیز كشورمان و همچنین كسانى كه میهمان این جلسات هستند، خوشامد میگوئیم؛ امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند بركاتش را به احترام قرآن بر همه‌ى شماها نازل كند و ما را در دنیا و آخرت با قرآن محشور كند.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌



طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: بیانات در دیدار شركت‌كنندگان در مسابقات قرآن‌، امام خامنه ای، رهبر، رهبر انقلاب، آقای خامنه ای، بیانات رهبر در دیدار شركت‌كنندگان در مسابقات قرآن‌،
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز به كار همایش مبارزه جهانی با تروریسم، با اشاره به سابقه قدرت‌های سلطه‌گر در اقدامات تروریستی و حمایت از رژیم تروریستی صهیونیست و سیاهه بلند بالای آنها در پشتیبانی مالی و تبلیغاتی از تروریست‌های سازمان‌یافته و در عین حال ادعای مبارزه با تروریسم، تاكید كردند: یكی از كارهای اساسی نشست كنونی، تعریف روشن و دقیق از تروریسم است و جمهوری اسلامی ایران مبارزه با این پدیده شیطانی را تكلیفی تخلّف‌ناپذیر برای خود می‌داند و تلاش در راه این مبارزه بزرگ را با قدرت ادامه خواهد داد.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به همایش مبارزه جهانی با تروریسم، كه در افتتاحیه این مراسم توسط دكتر علی‌اكبر ولایتی قرائت شد، به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
میهمانان گرامی، حضار محترم! از شما كه برای بررسی یكی از پدیده‌های مصیبت‌بار كنونی بشر یعنی تروریسم گرد آمده‌اید تشكر می‌كنم و به شما خوش‌آمد می‌گویم. این بررسی‌ها كه بی‌شك باید ادامه یافته و به عزمی آگاهانه و تلاشی صادقانه در جامعه‌ی جهانی منتهی شود، خواهد توانست گامی اساسی در مهار تروریسم و نجات بشر از این پدیده‌ی دردناك باشد انشاءالله. ما با اعتماد به هدایت و كمك الهی، امیدوارانه این كار  را پی می‌گیریم و با همراهی همه‌ی دلسوزان صادق و احساس‌كنندگان مسئولیت به پیش خواهیم رفت.
تروریسم پدیده‌ای تازه و محصول دوران‌های اخیر نیست، ولی پیدایش سلاح‌های هولناك و آسان‌شدن كشتارهای جمعی و فاجعه‌بار، این پدیده‌ی زشت را صدها برابر مهیب‌تر و خطرناك‌تر كرده است.
نكته‌ی مهم و تكان‌دهنده‌ی دیگر، محاسبات شیطانی قدرت‌های مسلّطی است كه بهره‌برداری از تروریسم را به مثابه‌ی ابزاری برای رسیدن به هدف‌های نامشروع، وارد چرخه‌ی سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های خود كرده‌اند.
حافظه‌ی تاریخی ملت‌های منطقه‌ی ما هرگز فراموش نخواهد كرد كه دولت‌های استعمارگر چگونه برای غصب فلسطین و فراری دادن ملت مظلوم آن از خانه و كاشانه‌ی خود، گروه‌های تروریستی جرّاری مانند آژانس بین‌المللی صهیونیزم و بیش از ده گروه مشابه دیگر را سازماندهی كردند و فاجعه‌ی دیریاسین و نظائر آن را پدید آوردند.
رژیم صهیونیستی از آغاز پیدایش خود تا امروز نیز علناً به رفتارهای تروریستی در درون و بیرون فلسطین ادامه داده و بیشرمانه آنها را اعلام هم كرده است. سردمداران قبلی و كنونی رژیم صهیونیستی، آشكارا به تاریخ تروریستیِ خود و حتی در مواردی به شركت خود در عملیات ترور، افتخار می‌كنند.
نمونه‌ی دیگر، رژیم ایالات متحده‌ی امریكا است كه در چند دهه‌ی اخیر، سیاهه‌ی بالابلندی از رفتارهای تروریستی و نیز پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از تروریست‌های سازمان‌یافته در كشورهای این منطقه، پدید آورده است. حملات مرگبار هواپیماهای بدون سرنشین به خانوارهای بی‌دفاع در روستاها و مناطق محروم در افغانستان و پاكستان كه بارها جشن عروسی آنها را به عزا مبدّل كرده است، جنایات بلك واتر در عراق و كشتار شهروندان و نخبگان عراقی، كمك به گروه‌های بمب‌گذار در ایران و عراق و پاكستان، ترور دانشمندان هسته‌ای در ایران با همكاری موساد، سرنگون كردن هواپیمای مسافری ایران در خلیج فارس و كشتن حدود سیصد كودك و مرد و زن مسافر .. گوشه‌هایی از این سیاهه‌ی ننگین و فراموش‌نشدنی است.
امریكا و انگلیس و برخی دولت‌های غربی دیگر، با پرونده‌ی سیاه و محكوم‌كننده‌ی خود در رفتارهای تروریستی، داعیه‌ی مبارزه با تروریسم را نیز به ادعاهای گزاف خود افزوده‌اند. تروریست‌هایی كه در دهه‌ی 1360 هزاران نفر را بی‌رحمانه به خاك و خون كشیدند و از جمله در یك حادثه 72 نفر از نخبگان علمی و سیاسی و مسئولان بلند‌پایه‌ی كشور، و در حادثه‌ای دیگر، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر كشورمان را به شهادت رساندند، اكنون در حمایت دولت‌ها و دولتمردان اروپایی و زیر حمایت آنان زندگی می‌كنند.
با چنین رفتارهایی، ادعای مبارزه با تروریسم، بسی وقاحت‌آمیز است.
امریكا و دولت‌های اروپایی دنباله‌رو آن، در همین حال، گروه‌های مبارز فلسطینی را كه به مبارزه‌‌ای مظلومانه برای نجات سرزمین خود مشغولند، تروریست می‌نامند. این تعریف اغواگر از تروریسم، یكی از پایه‌های اصلیِ مشكل تروریسم در جهان كنونی است.
در نظر سردمداران نظام سلطه، تروریسم عبارت است از هرآنچه منافع نامشروع آنان را تهدید كند. آنان مبارزانی را كه از حق مشروع خود در مقابله با اشغالگر و مداخله‌گر استفاده می‌كنند، تروریست می‌دانند ولی هسته‌های خبیث و مزدور خود را كه بلای جان و امنیت مردم بی‌گناه‌اند، تروریست نمی‌شناسند.
یكی از كارهای اساسی نشست كنونی شما می‌تواند تعریف روشن و دقیق از تروریسم باشد.
ما با تكیه بر تعالیم اسلام كه كرامت انسانی یكی از سرلوحه‌های آن است و كشتن یك انسان بی‌گناه در آن به مثابه‌ی قتل همه‌ی انسان‌ها به شمار می‌رود، و به عنوان ملتی كه در سه دهه‌ی گذشته متحمل خسارت‌های سنگین از تروریسم خشن شده است، مبارزه با این پدیده شیطانی را تكلیفی تخلف‌ناپذیر برای خود می‌دانیم و تلاش در راه این مبارزه‌ی بزرگ را با قدرت ادامه خواهیم داد بحول الله و قوته.

والسلام علیكم و علی عبادالله العالمین
سیدعلی خامنه‌ای


طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  اندیشه سیاسی اسلام،  بسیج، 
برچسب ها: پیام به همایش بین‌المللی مبارزه جهانی با تروریسم، امام خامنه ای، رهبر انقلاب، پیام رهبر، پیام امام خامنه ای، نائب امام زمان، پیام امام خامنه ای به همایش مبارزه جهانی با تروریسم،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
حرین كماكان برای وجهه بین‌المللی‌اش دست و پا می‌زند و اردن نیز شاهد تظاهراتی بر علیه دولت این كشور بوده است. اخبار خاورمیانه در روز ۲۰ خرداد ۱۳۹۰ را مرور می‌كنیم:

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif جوانان بحرینی: حمایتهای ولی‌امر مسلمین ما را به ادامه مبارزه سوق میدهد
گروهی از جوانان انقلابی بحرینی، موسوم به "یاران انقلاب 14 فوریه" در بیانیه‌ای از مواضع و حمایتهای رهبر معظم انقلاب اسلامی از خیزش مردم این كشور قدردانی كردند. در این بیانیه تاكید شده است است: مواضع و سخنان حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، مرهمی بر زخمهای مردم بحرین است و جوانان و زنان و مردان قهرمان بحرینی‌ را به ادامه انقلابشان سوق میدهد؛ مردمی كه از ایشان عزم، پایداری، ثابت قدمی را آموخته، و راه جهاد و مبارزه با ظالمان و مستبدان را پشت سر مرجعیت دینی شیعه دنبال میكنند.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif بحرین در دردسر انتشار اخبار
در حالی كه شاهزاده بحرین به كشورهای مختلف سفر كرده تا وجهه بین‌المللی بحرین را احیا كند و دولت بحرین ژست گفت‌وگو با مخالفان گرفته است، اخبار منتشره از بحرین حاكی از فضایی متفاوت دارد؛ اخبار دادگاه پزشكان به اتهام انجام وظیفه و یا روایت‌هایی از بازداشت‌ها و شكنجه مردم. به عنوان مثال، همسر یكی از مبارزین بحرینی، دستگیری همسرش را شرح داده و گفته است اكنون دیگر زندان‌های بحرین، جای تنهایی نیست. خانم شهادی افزود: «همسرم را افراد خوبی همراهی می‌كنند. الان، بهترین‌های بحرین یا در زندان هستند یا با اتهام‌های مشابه منتظر زندان رفتن.»

روز جمعه، شیخ عیسی قاسم از روحانیون شیعی برجسته بحرین كه همراه با دیگر روحانیون در نماز جمعه وحدت‌بخش شركت كرده بود، تأكید كرد در حالی كه نیروهای امنیتی به سركوب مشغول هستند، نمی‌توان با حكام به گفت‌وگو نشست.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif اردنی‌ها خواهان استعفای دولت شدند
مردم اردن در بسیاری از شهرهای این كشور تظاهرات كردند و از معروف البخیت، نخست‌وزیر این كشور و دولت‌اش خواستند كه استعفا دهند. بزرگ‌ترین تظاهرت در شهر الطفیله برگزار شد. دیگر تظاهرت در شهرهای الكرك و ذیبان رخ داد. تظاهركنندگان در امان نیز كه عمدتاً از جبهه اقدام اسلامی بودند، در محله مركه و در مقابل دادگاه امنیتی اردن تجمع كردند.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif بزرگ‌ترین تجمع پس از خروج دیكتاتور یمن
نزدیك به صدهزار نفر در میدان اصلی پایتخت یمن گردهم آمدند و از علی عبدالله صالح خواستند تا از قدرت خارج شود. خروج صالح از یمن به عربستان سعودی برای انجام معالجات پزشكی، این كشور را در وضعیت سیاسی خطرناكی قرار داده است؛ به‌طوری كه مخالفان وی خواستار اخراج كامل وی از قدرت هستند و هم‌پیمانان وی نیز به دنبال ادامه میراث آقای صالح هستند.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif ناتو قذافی را هدف قرار داده است
در حالی كه تا چندی پیش كشورهای غربی و ائتلاف ناتو مدعی بوده‌اند هدف آن‌ها تنها تضعیف حاكم لیبی است و نه كشتن وی، اكنون سی‌ان‌ان به نقل از یك مقام ناتو اعلام كرده این سازمان، مستقیماً معمر قذافی را هدف حملات خود قرار داده است.
الشرق الاوسط به نقل از عبدل‌حفیظ غوغا، معاون شورای انتقالی شورشیان لیبی نوشت: معمر قذافی، حاكم لیبی، تنها كنترل ارتش این كشور را در دست دارد. به گفته این مقام شورشیان، قذافی دیگر كنترل پایتخت را نداشته و نیروهای شورشی در ۷۰ كیلومتری طرابلس مشغول پیش‌روی هستند. این شورا نسبت به تصرف طرابلس ابراز امیدواری كرده است.
در عین حال منابع بیمارستانی می‌گویند نیروهای آقای قذافی با استفاده از تانك‌ها و موشك‌ها، حومه مصراته را بمباران كرده‌اند كه در نتیجه آن، دست‌كم ۲۲ تن كشته و ۶۶ نفر زخمی شده‌اند.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif دیدار شاهزاده بحرین با معاون اوباما
در حالی كه دولت اوباما با بازی با الفاظ دیپلماتیك در مورد دیدار رئیس‌جمهور آمریكا با شاهزاده بحرین به دنبال حفظ اعتبار برای خود است، سلمان بن حمد آل‌خلفیه با جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریكا دیدار كرد.


طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها،  جنگ نرم،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: قدردانی جوانان بحرینی از حمایت‌های ولی‌امر مسلمین، قدردانی جوانان بحرینی از حمایت‌های رهبر، قدردانی جوانان بحرینی از حمایت‌های امام خامنه ای، امام خامنه ای، رهبر، رهبر انقلاب،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

متن برنامه‌ی درس‌هایی از قرآن کریم حجت‌الاسلام و المسلمین استاد قرائتی (تاریخ پخش: 12/03/90)

بسم الله الرحمن الرحیم

دست ولی فقیه رهبری

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

چون این بحث در آستانه‌ی سالگرد رحلت حضرت امام پخش می‌شود و مهم‌ترین کار امام حالا بگوییم، از مهمترین کارها، چون امام همه‌ی کارهایش مهم بود. یکی از مهمترین کارهای امام این ولایت فقیه است و البته من ولایت فقیه را سالهای قبل گفتم، منتها حالا من اگر سه بار هم تکرار کنم هر ده سال یکبار جا دارد. ولی این حرف‌هایی که می‌خواهم بگویم، حرف‌های نویی است می‌خواهم بزنم. بیست تا دلیل عقلی، نه قرآنی. بیست تا دلیل عقلی، یادداشت کردم، برای ولایت فقیه. غیر از دلیل‌های قرآنی. بتوانم در این 28 دقیقه بیست تا را بگویم خوب است، از همه‌ی طلبه‌ها، و معلمین امور تربیتی، اساتید دانشگاه و همه‌ی فرهنگ دوستان که همه‌ی کشور هستند، تقاضا دارم این بحث را با عنایت گوش بدهید. یعنی این بحث را زیادی گوش بدهید. چون ممکن است شما سی ساعت هم مطالعه کنی به این بیست تا نکته دیر برسی. دلیل عقلی بر ولایت فقیه، بیست تا دلیل، بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: دلایل عقلی ولایت فقیه.

 

 استمرار هدایت الهی در طول تاریخ

دلایل عقلی یعنی کار به قرآن و حدیث هم نداریم، عقل خودمان... بعد آنوقت دلایل قرآنی و حدیثی‌اش را هم می‌گوییم. یکی اینکه ما نمی‌توانیم بگوییم: خدایی که «لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ» (سبأ/3) یعنی ذره‌ای چیزی از چشم خدا پنهان نیست، یک مرتبه بعد از پیغمبر خدا مردم را رها کند. عقل قبول نمی‌کند، که خداوندی که برای هر چیز جزئی حدیث داریم، برای خوردن، همین خوردن، برای غذا خوردن هم حدود سه هزار تا حدیث داریم. چه بخور؟ چقدر بخور؟ چطور بخور؟ کی؟ زمان؟ مکان؟ برای خوابیدن دستور دارد. پیغمبری که یک چنین دین جامعی آورده که برای مسائل جزئی تا مسائل اقتصادی، سیاسی، نظامی، حقوقی، آخر یک مرتبه مردم را رها کند. بگوید: هیچی به هیچی! عقل اجازه نمی‌دهد.

یک رییس کارخانه را عقل اجازه نمی‌دهد که بگوییم: کارخانه را درست کرد و کارگرهایش را رها کرد و رفت. یک چوپان را بگوییم گوسفندهایش را رها کرد. یک مادر را بگوییم: بچه‌اش را رها کرد. اصلاً اگر بگوییم: خدا جامعه را به کسی نسپرده است، این با حکمت خدا سازگار نیست.

کسی می‌تواند قانون‌گذار باشد که اطلاع کامل و جامع داشته باشد و جز خدا کسی اطلاع ندارد و بنابراین قانون حق خداست، خدا هم این قانون را از طریق اولیائش به ما داده است. ولایت فقیه همین است. ولایت فقیه یعنی حکومت اولیاء خدا! اولش شخص پیغمبر است. بعدش ائمه‌ی اطهار هستند

 حکومت بر مردم، حق خداست

2- دوم اینکه ما حکومت را حق خدا می‌دانیم. چون آن کسی که خلق کرده است، آن هم حق دارد امر و نهی کند. من چه کاره هستم که به شما بگویم، بکن یا نکن. می‌گوید: تو چه کاره هستی؟ تو چه کاره هستی؟ آن شبی که مادر مرا زایید، آزاد زایید. بله قربان گو نزایید. انسان آزاد است. به چه دلیل بله قربان بگوید؟ انسان بله قربان‌گوی احدی نیست، جز خدا! «إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ» (یوسف/67) و حکومت اسلامی ابزار این حاکمیت خداست. اگر خدا باید حاکم باشد، ابزار حکومت خدا حکومت اسلامی است.

3- زندگی بشر اجتماعی است، یعنی ما مثل یک بوته نیستیم که خودمان سبز شویم، خودمان خشک شویم، کار به بوته‌ی بغلی نداشته باشیم. زندگی ما اجتماعی است. در زندگی اجتماعی تزاحم است. چون در یک منافعی هم او می‌کشد، هم این می‌کشد. چون در زندگی با هم هستیم. در زندگی گروهی بِکش بِکش است. بکش بکش است. تزاحم پیش می‌آید، برای تزاحم قانون می‌خواهیم. برای قانون، قانون‌گذار می‌خواهیم. اگر ولایت فقیه نباشد، یعنی چه؟ یعنی خداوند بشر را خلق کرد، زندگی‌اش هم طوری است که نیاز به جامعه دارد. یعنی من نیاز به شما دارم. کفاش به نانوا، نانوا به قصاب، قصاب به نجار، زندگی بشر اجتماعی است، در زندگی اجتماعی درگیری و تزاحم است. درگیری قانون می‌خواهد، قانون، قانونگذار می‌خواهد. کسی بگوید: ولایت فقیه هیچی، یعنی هیچی به هیچی! بشر هم نمی‌تواند قانون‌گذاری کند. چرا؟ برای اینکه کسی حق دارد قانون بگذارد که اطلاع کامل داشته باشد. یک دکتر برای جسم خواسته باشد پزشک خوبی باشد، باید از قند و اوره و فشار و تب و... یعنی باید همه‌ی خصوصیات جسمی مرا بداند تا نسخه‌اش درست باشد. وگرنه دارو می‌دهد کلیه‌اش خوب شود، کبد خراب می‌شود، کبد خوب می‌شود، چشم. چشم، گوش، اگر دکتری خواسته باشد نسخه‌اش کامل باشد باید تمام شرایط درونی بدن را همینطور که نسخه‌ی پزشک وقتی خوب است که اطلاع کامل داشته باشد، قانون هم وقتی قانون حق است، که اطلاع کامل داشته باشد. ما کسی را جز خدایی که اطلاع کامل داشته باشد، نداریم.

مقام معظم رهبری

در زمان خودمان، الآن بعضی کشورهای غربی حالا 119 مرتبه قانون اساسی‌اش عوض شده است. در کشور خودمان صبح می‌گویند: خیابان یک طرفه، عصر می‌گویند: دو طرفه! هر روزی هر کاری می‌کنی یک... الآن شنیدم که ایرانی‌های خارج از ایران گفتند: این چیزی که دولت می‌دهد، یارانه‌ها را به ما هم بدهد. سرباز نمی‌دهیم، صدام به ایران حمله کرد ما رفتیم خارج خوش باشیم، خطری برای ایران آمد، به درک! ما در رفاه باشیم، اما اگر یک پول نفت فروختید به ما هم برای خارج... حالا مثلاً یعنی هرکاری بکنی، یک جای آن...





 علما و فقها، نزدیک‌ترین افراد به امامان معصوم

کسی می‌تواند قانون‌گذار باشد که اطلاع کامل و جامع داشته باشد و جز خدا کسی اطلاع ندارد و بنابراین قانون حق خداست، خدا هم این قانون را از طریق اولیائش به ما داده است. ولایت فقیه همین است. ولایت فقیه یعنی حکومت اولیاء خدا! اولش شخص پیغمبر است. بعدش ائمه‌ی اطهار هستند، ائمه‌ی اطهار هم به ما گفتند: حالا که دست شما به امام معصوم نمی‌رسد، لااقل نزدیک‌ترین کس به امام معصوم چه کسی است؟ آن کسی که علم امام را داشته باشد. آن کسی که علم امام را داشته باشد، نزدیک‌ترینش مراجع تقلید هستند. اگر عصمت ندارند نزدیکترین مقام به عصمت عدالت است. حالا که معصوم نیستی عادل باش. حالا که علم تو علم لدنی نیست، لااقل بیشترین اطلاع از علم آنها داشته باش. خوب این به طور طبیعی است. یک جنازه را می‌خواهند نماز بخوانند، می‌گویند پسر بزرگ اجازه بدهد. چون نزدیک‌ترین کس به این مرحوم اولاد اکبرش است. اگر یک کسی از دنیا رفت، نماز قضایی دارد، اولی‌ترین کس که این نماز قضای پدر را بخواند، اولاد بزرگ‌تر است. این چیز عقلی و طبیعی است. در دنیا هم همینطور است.

شما اگر در خانه‌ی کسی رفتی گفتند: نیست، می‌گویی: آقازاده‌شان هستند؟ در آقازاده‌ها هم می‌خواهی پسر بزرگش باشد.این استدلال نمی‌خواهد، تمام عقلا این کار را می‌کنند. پس ببینید یکبار دیگر نصفش را من می‌گویم و نصفش را شما بگویید. چون ما آزاد آفریده شدیم، بله قربان گوی هیچ‌کس نیستیم. و چون زندگی ما اجتماعی است درگیری می‌شود، قانون می‌خواهیم و قانون، قانون‌گذار می‌خواهد. قانون‌گذار باید علم جامع و کامل و به همه‌ی شرایط ما داشته باشد. و وقتی هم دستمان به معصوم نمی‌رسد، نزدیک‌ترین فرد به امام معصوم نزدیک‌ترین فرد به علم امام، اعلم است. که باید اعلم باشد. نزدیک‌ترین فرد به عصمت، عادل است. یعنی آن کسی که عادل است، یک قدم به عصمت نزدیکتر است. اینها دلایل روشنی است.


برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  دل نوشت،  عکس،  جنگ نرم، 
برچسب ها: 9 دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه، امام خامنه ای، رهبر انقلاب، رهبر معظم انقلاب، ولایت فقیه، ولایت،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
همایش «نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای» در بیروت آغاز به كار كرد. در این همایش به بررسی ابعاد علمی و اجتهادی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پرداخته می‌شود و اندیشمندان و صاحب‌نظرانی از كشورهای مختلف اسلامی حضور دارند. سیدحسن نصرالله، اولین سخنران این همایش بود كه متن كامل سخنان دبیركل حزب‌الله لبنان را در ادامه می‌خوانید.
همچنین می‌توانید فایل صوتی سخنرانی به زبان عربی را از این قسمت دریافت كنید و ترجمه فارسی آن را از پخش‌كننده‌ی زیر بشنوید.


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif این همایش گامی مهم و نخستین همایش فكری علمی است كه درباره اندیشه و شخصیت امام خامنه‌ای دام‌ظله درابعاد مختلف در خارج از ایران برگزار می‌شود. من ابتدا از همه برگزاركنندگان این همایش و همه حاضران در آن تشكر می‌كنم.

اولین آشنایی
شناخت شخصی و مستقیم من با امام خامنه‌ای به سال 1986 برمی‌گردد كه با بسیاری از اندیشه‌ها و دیدگاه‌ها و مبانی فكری و شیوه تحلیل و نگاه ایشان به رویدادها و روش رهبری و اداره امور و تصمیم‌گیری‌های ایشان و همچنین خصوصیت‌های اخلاقی‌شان آشنا شدم.

با توجه به شناخت و اطلاعی كه از ابعاد مختلف شخصیت ایشان پیدا كردم می‌توانم بگویم كه ما با رهبری بزرگ در رهبری، تقوا، فقه و اجتهاد روبه‌رو هستیم؛ رهبری كه دیدگاهی همه‌جانبه، عمیق و متین براساس مبانی فكری ثابت دارد، از مشكلات و نیازها آگاه است، از امكانات آگاه است، راه‌حل‌های مناسب و هماهنگ با اصول و پایه‌ها را می‌شناسد، و از این رو با تمام رویدادها و تحولات و موضوعات با نگاهی روشن و عمیق با این دیدگاه همه‌جانبه تعامل می‌كند و در تمام دیدارهای ایشان با اقشار مختلف مردم شما با رهبری آگاه به موضوع و جزئیات امور روبه‌رو هستی كه كارشناسانه نظر می‌دهد.

ما با شخصیتی عظیم و استثنایی روبه‌رو هستیم كه بسیاری در میان امت، چیزی درباره او نمی‌دانند و كمتر كسی با این شخصیت آگاه هستند  ما می دانیم كه این رهبر در میان امت و حتی در ایران چقدر مظلوم است حتی در بارزترین و روشن‌ترین بعد در شخصیت ایشان یعنی بعد رهبری و سیاسی ایشان مظلوم است. شما در برابر شخصیتی قرار داری كه دشمنان، او را محاصره كرده اند و دوستان نیز حق او را آن‌گونه كه باید ادا نمی‌كنند.

مسئولیت ما آن است كه این امام عظیم را به امت معرفی كنیم تا از بركات وجود چنین رهبر و فقیه و اندیشمندی برای حاضر و آینده و دنیا و آخرت خود استفاده كنند و این در شرایطی است كه امت با چالش‌هایی روبه‌رو است كه درتمام دهه‌ها و قرن‌های گذشته با آن روبه‌رو نبوده است و مسئولیت این همایش بسیار مهم و حساس همین است.




كنفرانس مادرید
درجریان كنفرانس مادرید در سال 1991 در آن مرحله كه معادلات جهانی متحول شد، منطقه و جهان دچار تغییر زیادی شد. دولت آمریكا اعلام كرد كه تصمیم گرفته روند سازش را به سرانجام برساند. بسیاری در آن شرایط فكر كردند كه ما در آستانه سازش قرار داریم و این شبه اجماع بوجود آمد كه آمریكائی‌ها سازش را تحمیل خواهند كرد. در آن شرایط امام خامنه‌ای نظر دیگری داشتند و نظر ایشان خارج از این اجماع بود. در آن شرایط گفتند كه این همایش به نتیجه‌ای نخواهد رسید و این سازش به سرانجام نخواهد رسید و آمریكا نمی‌تواند سازش را تحمیل كند. امروز پس از گذشت بیست سال، از سوی طرف‌هایی كه دراین مذاكرات شركت كردند و برخی شخصیت‌هایی كه در كنفرانس مادرید حضور داشتند، می‌شنویم كه از دو دهه سرخوردگی و ناامیدی و گمراهی سخن می‌گویند كه مذاكرات سازش به دنبال داشت.

وعده اسحااق رابین
درسال 1996 همه تحول یا پیشرفت بزرگی را كه در مذاكرات اسرائیل و سوریه بوجود آمد، بیاد دارند كه آن را وعده «رابین» یعنی آمادگی اسحاق رابین برای عقب‌نشینی به خط چهارم ژوئن سال 1967 یا عقب‌نشینی از بلندی‌های جولان نام گذاشتند. در چنان شرایطی این باور در منطقه ما شكل گرفت كه سازش حتمی است و اوضاع به سرانجام رسیده و تنها برخی جزئیات باقی مانده و از این رو برخی‌ها به ما می‌گفتند كه خودتان را خسته نكنید.

در شرایطی ما را به توقف مقاومت دعوت می‌كردند كه مقاومت روند تصاعدی داشت و به ما می‌گفتند مسئله تمام شده است و دیگر نیازی ندارید قربانی دهید. و حتی برخی به ما می‌گفتند اوضاع خودتان را براساس این كه سازش حتمی شده، مرتب كنید. حتی از ما خواستند كه نه تنها در ماهیت خود به عنوان یك جنبش مقاومت بلكه در نام و ساختار تشكیلاتی و برنامه سیاسی‌مان نیز تجدید نظر كنیم.

اما در همان شرایط  امام خامنه‌ای به روشنی به ما گفتند كه من فكر نمی‌كنم این مسئله به سرانجام برسد و این سازش میان اسرائیل و سوریه و در نتیجه لبنان عملی نخواهد شد. من به شما پیشنهاد می‌كنم به مقاومت و جهاد ادامه دهید بلكه روند جهاد و مقاومت را تشدید كنید تا پیروزی را تحقق بخشید و به این‌گونه فرضیه‌ها و احتمال‌ها و ادعاها گوش فرا ندهید. پس از بازگشت به لبنان دیدیم كه رابین در حال سخنرانی از سوی یك صهیونیست هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد و شیمون پرز جانشین او شد.

در آن شرایط جنبش‌های حماس بویژه جهاد اسلامی فلسطین ضربات بسیار سختی را متحمل شدند، بطوری‌كه برخی گمان كردند مقاومت فلسطین دیگر توان اجرای عملیات را ندارد اما عملیات‌های شهادت‌طلبانه در قدس و تل‌آویو، رژیم صهیونیستی را به لرزه درآورد. سپس اوضاع در جنوب لبنان متشنج شد و اجلاس شرم‌الشیخ تشكیل شد و سران بسیاری كشورهای جهان برای دفاع از اسرائیل و محكومیت به اصطلاح تروریسم در شرم‌الشیخ جمع شدند و بطور صریح از حماس، جهاد اسلامی و حزب‌الله نام بردند و تصمیم‌هایی را برای محاصره این به اصطلاح جنبش‌های تروریستی اتخاذ كردند كه پس از آن نبرد خوشه‌های خشم در ماه آوریل 1996 روی داد كه پس از آن نتانیاهو به قدرت بازگشت و روند سازش به بن‌بست اول بازگشت.

ماجرای عقب‌نشینی اسرائیل
امام خامنه‌ای از اصل پیروزی مقاومت سخن می‌گفت و همواره می‌گفت كه به این پیروزی ایمان دارد و این ایمان، ریشه عقیدتی دارد. پس از سال 1996 ایشان می‌گفتند كه اسرائیل در باتلاق گل گیر كرده و نه می‌تواند به جلو پیشروی كند و لبنان را بار دیگر به اشغال درآورد و نه قادر به عقب‌نشینی است و نه می‌تواند در مكان خود باقی بماند و از این رو ما باید منتظر بمانیم چه اتفاقی می‌افتد؛ اما مسئله مرهون عملكرد مقاومت است. در اواخر سال 1999 انتخابات نخست‌وزیری در اسرائیل انجام شد كه رقابت میان نتانیاهو و باراك بود. باراك اعلام كرد كه در ماه ژوئیه از لبنان عقب‌نشینی خواهد كرد و فضا درسوریه و لبنان این‌گونه بود كه ما به این تاریخ می‌رسیم اما باراك عقب‌نشینی نخواهد كرد. باراك هم تلاش كرد به ضمانت‌ها و امتیازهای امنیتی با دولت لبنان یا حافظ اسد در ازای وعده عقب‌نشینی از لبنان دست یابد اما ناكام  ماند. در نتیجه این فضا ایجاد شد كه او عقب‌نشینی نخواهد كرد بلكه با رسیدن زمان وعده خود خواهد گفت كه برای دستیابی به ضمانت‌ها تلاش كرده بود اما ناكام مانده و نتوانسته عقب‌نشینی كند.

ما در مقاومت هم این‌گونه فكر می‌كردیم كه این اتفاق خواهد افتاد. در چنین شرایطی با امام خامنه‌ای ملاقات كردیم و دیدگاه‌مان را توضیح دادیم اما ایشان نظر دیگری داشتند و گفتند كه پیروزی شما در لبنان بسیار بسیار نزدیك است و نزدیك‌تر از چیزی است كه شما فكر می‌كنید. این سخن برخلاف تحلیل و اطلاعات موجود بود و براساس اطلاعات موجود، حتی آمادگی‌هایی از سوی اسرائیل برای عقب‌نشینی دیده نمی‌شد اما ایشان به ما گفتند كه خود را  برای این دستاورد آماده كنید و ببینید چه موضعی برای مرحله پس از عقب‌نشینی خواهید داشت و به همین علت بود كه ما از عقب‌نشینی غافلگیر نشدیم بلكه خود را كاملاً آماده كرده بودیم.
آیت‌الله خامنه‌ای معتقد است كه چه در روندهای سازش یا جریان‌های مقاومت و یا خیزش فلسطین روی می‌دهد، بیانگر این حقیقت است كه ما امروز در برابر نسل‌های جدید ملت فلسطین قرار داریم كه بیش از هر زمان دیگری به بازگشت به سرزمین خود ایمان دارند.

جنگ سی‌وسه روزه
در جنگ سی‌وسه روزه كه یك جنگ جهانی بود و تصمیم آن در سطح بین‌المللی اتخاذ شده بود و برخی طرف‌های عربی از آن حمایت كردند و اسرائیل نیز آن را اجرا كرد و عنوان جنگ نیز نابودی مقاومت در لبنان بود و همه شما شدت و دَدمنشی اسرائیل را در آن جنگ دیدید و در آن شرایط  هرگونه سخن از پیروزی و حتی سخن از نجات و سالم بیرون آمدن از جنگ چیزی شبیه به دیوانگی بود زیرا مقاومت با امكانات مشخص و لبنان به عنوان كشوری كوچك در شرایطی قرار گرفت كه همه جهان بر ضد آن توطئه می‌كرد و چنین جنگ وحشیانه‌ای را بر ضد آن راه انداخته بود.

در این شرایط پیامی شفاهی از سوی ایشان به من در حومه جنوبی بیروت رسید؛ در حالی‌كه ساختمان‌های ضاحیه زیر بمباران فرو می‌ریخت. این پیام چند صفحه است اما من به برخی فرازهای آن اشاره می‌كنم. امام خامنه‌ای دراین پیام گفتند برادران من این جنگ شبیه جنگ خندق (جنگ احزاب) است كه قریش و یهود مدینه و همه عشیره‌ها و قبیله‌ها جمع شدند و رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله را با تمام قوا به محاصره درآوردند و تصمیم گرفتند كه اسلام و این گروه مؤمن را ریشه‌كن كنند. این جنگ هم شبیه آن جنگ است و جان‌ها به لب خواهد رسید اما بر خداوند توكل كنید و من به شما می‌گویم كه شما حتماً پیروز خواهید شد بلكه بیشتر می‌گویم زمانی كه این جنگ با پیروزی شما پایان یافت، به قدرتی تبدیل خواهید شد كه هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر آن بایستد.
براستی در آن شرایط، بویژه روزهای نخست جنگ چه كسی می‌توانست پیش‌بینی كند یا به چنین جمع‌بندی برسد.

نظر امام خامنه‌ای درباره حوادث پس از یازده سپتامبر
پس از حوادث یازدهم سپتامبر دیدیم كه چگونه همه به لرزه درآمدند و بسیاری گمان كردند كه منطقه ما وارد دوران آمریكایی شد و تحت سیطره و سلطه مستقیم آمریكا قرار گرفت و این سیطره برای یك‌صد یا دویست سال بر این منطقه باقی خواهد ماند و برخی این جنگ تازه آمریكا را به جنگ‌های صلیبی تشبیه كردند.  من به ایران رفته بودم و به دیدار امام خامنه‌ای مشرف شدم و نظر ایشان را پرسیدم. ایشان برخلاف تمام آنچه در منطقه شایع بود سخن گفت. بیاد می‌آوریم كه در آن شرایط بسیاری از دولت‌ها و گروه‌های سیاسی در منطقه در حال بررسی اوضاع و سرنوشت خود در سایه گمان سیطره آمریكا بر منطقه بودند و حتی برخی مسئولان در ایران می‌آمدند و می‌گفتند كه واقعیت‌های جدید این‌گونه است و باید به بدنبال سازش با آمریكا باشیم.  اما امام خامنه‌ای براساس دیدگاه راهبردی به من گفت كه نگران نباشید. آمریكا به اوج و به قله رسیده است و از این پس ما شاهد سقوط آن هستیم و هم‌اكنون سراشیبی سقوط با آمدن آمریكا به افغانستان و عراق آغاز شده است. آن‌ها به سمت پرتگاه حركت می‌كنند و این آغاز پایان آمریكا و اهداف آن در منطقه است و شما باید بر همین اساس عمل كنید. ایشان گفتند هنگامی كه آمریكا از خلال رژیم‌های كنونی منطقه و ارتش‌ها و ناوگان‌های دریایی خود در منطقه قادر به حمایت از منافعش در این منطقه نیست و ناچار به آوردن تمام ناوگان‌هایش به منطقه شده، این نشانه ضعف است و نشان می‌دهد حكام منطقه نسبت به ملت‌هایشان جهل دارند كه به فرهنگ جهاد و مقاومت وابسته‌اند و از این رو آنچه روی می‌دهد مایه نگرانی نیست بلكه مایه امید است.

می‌توانم بگویم كه طی ده سال گذشته امت با دشوارترین جنگ در تاریخ خود روبه‌رو بوده است و آمریكا و هم‌پیمانان آن، همه امكانات و توان‌های خود را بكار گرفته و آمدند تا بر منطقه سیطره یابند و نظام‌های مقاوم و پایدار را ساقط كنند و امام خامنه‌ای رهبر دشوارترین جنگی در این مدت بود كه به حكمت، عقل، شجاعت و اندیشه بسیار نیازمند است و تاكنون بسیاری از ابعاد این جنگ را نمی‌توان فاش كرد.

نابودی اسرائیل نزدیك است
امام خامنه‌ای اعتقاد دارد كه اسرائیل رو به زوال است و اعتقاد دارد كه نابودی این رژیم دور نیست بلكه این نابودی را نزدیك می‌دانند. ایشان معتقد است كه این روند سازش به هیچ جایی نمی‌رسد و هر آنچه هم‌اكنون در فلسطین و منطقه چه در روندهای سازش یا جریان‌های مقاومت و یا خیزش فلسطین روی می‌دهد بیانگر این حقیقت است كه ما امروز در برابر نسل‌های جدید ملت فلسطین قرار داریم كه بیش از هر زمان دیگری به بازگشت به سرزمین خود ایمان دارند.

ما آنچه امام خامنه‌ای درباره اسرائیل می‌گوید را می‌توانیم از پس‌رفت آمریكا و دستاوردهای مقاومت و تجربه جنگ تموز و جنگ غزه درك كنیم و به این نتیجه می‌رسیم كه اسرائیل إن‌شاءالله در آینده‌ای بسیار نزدیك رو به نابودی است و این دیدگاهی درست و مبتنی بر درك صحیح از واقعیت‌ها از سوی این رهبر شجاع است.

در پایان باید به تحرك جوانان فلسطینی در مرز جولان اشغالی سوریه اشاره كنم. این حركت و پافشاری این جوانان در رویارویی با دشمن پیام آشكاری بر وجود این تصمیم در میان امت است و این جوانان بار دیگر چهره حقیقی دولت آمریكا را فاش كردند كه می‌كوشد انقلاب‌های عربی را مصادره كند. ولی در حوادث اخیر جولان بار دیگر ثابت شد كه آمریكا بطور كامل از اسرائیل حمایت می‌كند. خون‌های پاك این جوانان بار دیگر با افشای حقیقت ادعای آمریكا درباره حقوق بشر و آزادی بیانگر آگاهی سیاسی و تاریخی است كه امام خمینی(ره) و سپس امام خامنه‌ای آن را پایه‌گذاری و تثبیت كردند.
* متن عربی این سخنرانی را از ایـنجا ببینید



طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  اندیشه سیاسی اسلام،  بسیج،  عکس،  جنگ نرم،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: ناگفته‌های سیدحسن نصرالله از ولی امر مسلمین، ناگفته‌های سیدحسن نصرالله از امام خامنه ای، ناگفته‌های سیدحسن نصرالله از رهبر انقلاب، امام خامنه ای، رهبر انقلاب، رهبری، سید حسن نصرا...، رئیس حزب ا... لبنان، نواده روح ا...،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

تا ما هستیم مگر می گذاریم کار امام خامنه ای به وصیت نامه کشیده شود ولی این وصیت نامه برای سال 1342 است.



آنچه می خوانید وصیتنامه رهبر معظم انقلاب در سال 1342 است. متن این وصیت نامه صمیمی و خواندنی به

وصیت نامه رهبر معظم انقلاب

شرح زیر است:

از آنجا که ما در شرایط بحرانی و غیرعادی به سر می بردیم و هر لحظه ممکن بود خطری برای ما پیش بیاید، فردای آن روز نشستم و وصیت نامه خود را نوشتم. تا چند هفته پیش، از این وصیت نامه خبری نداشتم، لیکن آقاسید جعفر آن را برایم آوردند و گفتند که پسرشان در لابلای کاغذهای قدیمی پیدا کرده است. این اصل وصیت نامه است که در بالای آن نوشته ام:

«وصیت نامه سیدعلی خامنه ای مرقومه لیله یکشنبه 27شوال 1382» (فروردین 1342 شمسی) یعنی فردا شب حادثه مدرسه فیضیه نوشته ام. متن وصیت نامه این است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«عبدالله علی بن جوادالحسینی الخامنه ای غفرالله لهما یشهد ان لااله الاالله وحده لا شریک له و ان محمداً صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و خاتم الانبیاء و ان ابن عمه علی بن ابیطالب علیه السلام وصیه سیدالاوصیاء و ان الاحد عشر من اولاده المعصومین صلوت الله علیهم الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمدو علی و الحسن و الحجه اوصیائه و خلفائه و امناءالله علی خلقه و ان الموت حق و المعاد حق و الصراط حق و الجنه و النار حق و ان کل ما جاء به النبی صلی الله علیه و آله حق. اللهم هذا ایمانی و هو ودیعتی عندک اسئلک ان تردها الی و تلقیها ایای یوم حاجتی الیها بفضلک و کرمک.

مهم ترین وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این وظیفه را به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوق الناس رها و آزاد نمایند. ممکن است خود من نتوانم از همه کسانی که ذکر سوءشان بر زبانم رفته و یا بدگوئیشان را از کسی شنیده ام، حلیت بطلبم. این کار مهم و ضروری را باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.

دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند

دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند ... پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این دین الهی راحت کنند. البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط کردم. مبلغی به عنوان رد مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.

از همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشناها و اقوام و منسوبین من استحلال شود. (چون آن روزها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد بود که چرا فلانی اقدام نکرده، فلانی چرا این حرف را زده و این مطلب را گفته است، لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب کنند.)

وصیت نامه رهبر معظم انقلاب

و گمان می کنم بهترین راه این کار آن است که عین وصیت نامه مرا در مجلسی عمومی که آشنایان من باشند، قرائت کنند. پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند، به مفاد حدیث شریف اذا بکیت علی شیء فابک علی الحسین، به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد ان شاءالله تعالی.

گویا دیگر کاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بمحمد و آله الاطهار.

العبد علی الحسینی الخامنه ای

 

 

 

 

(حالا صورت قرض هایم را که در صفحه جداگانه ای نوشته ام برایتان می خوانم):

حدود 100تومان، مقدس زاده بزاز (مشهد)

کمتر از 30تومان، خیاط گنگ (مشهد) 2یا 3تومان، عرب خیاط(قم)

مطابق دفتر دین، آقا شیخ حسن بقال کوچه حجتیه (قم) چون مرتب با او سر و کار داشتیم و نمی دانستیم چقدر به او بدهکاریم (گویا چند تومانی)

آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32تومان تقریباً

حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (قم) (بیشترین پولی را که من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می کردیم.)

مطابق دفتر دین، آقای مروارید کتاب فروش (قم)

مطابق دفتر دین، آقای مصطفوی کتاب فروش (قم)

10 تومان آقای علی حجتی کرمانی

شاید 5تومان، محمد آقانانوا نزدیک منزل (مشهد)







طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا، 
برچسب ها: وصیت نامه امام خامنه ای، وصیت نامه، امام خامنه ای، رهبر، رهبر انقلاب، دلنوشت رهبر، رهبر معظم انقلاب،
(تعداد کل صفحات:2)      1   2