تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر رمضان| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17021/smpl.jpghttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوم: شناخت
دومین چیزى كه در دعا وجود دارد، معارف است؛ و این مخصوص دعاهایى است كه از معصوم به ما رسیده است. امام سجّاد علیه‌الصّلاة والسلام «صحیفه سجّادیه» را به‌صورت دعا تنظیم فرموده و اصلاً دعا خوانده است اما این كتاب، پُر از معارف الهى و اسلامى است. توحید خالص در صحیفه سجّادیه است. نبوّت و عشق به مقام تقدّس نبىّ اسلام علیه و على آله الصّلاة و السّلام در صحیفه سجّادیه است. مثل بقیه دعاهاى مأثور، معارف آفرینش در این كتاب است. همین «دعاى ابوحمزه ثمالى» كه مخصوص سحرهاست -سعى كنید آن را بخوانید و در معنایش توجه و تدبّر داشته باشید- و همین «دعاى كمیل» كه شب‌هاى جمعه خوانده مى‌شود، از جمله دعاهایى است كه سرشار از معارف اسلامى است و در آن‌ها حقایقى به زبان دعا بیان شده است. نه این‌كه آن بزرگوار -امام سجّاد علیه‌الصّلاة والسّلام- نمى‌خواسته دعا كند و دعا را پوشش قرار داده است؛ نه. دعا مى‌كرده، مناجات مى‌كرده و با خدا حرف مى‌زده است. منتها انسانى كه قلبش با خدا و با معارف الهى آشناست، حرف زدنش هم این‌گونه است. حكمت از او سرریز مى‌شود و دعاى او هم عین حكمت است.

دعاهایى كه ما مى‌خوانیم پر از حكمت است. در دعاهاى مأثور از ائمّه علیهم‌السّلام كه به ما مى‌رسد، نكاتى عاید از معارف وجود دارد كه حقیقتاً مورد احتیاج انسان است. آن بزرگواران با آوردن این نكات در دعاها به ما یاد مى‌دهند كه از خدا چه بخواهیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  چه بخواهیم؟
من از دعاى شریف ابوحمزه ثمالى چند فقره برایتان عرض مى‌كنم. این دعاى طولانى، حالت مناجاتى عجیب دارد كه در بخش سوم عرض خواهم كرد. و اما لابه‌لاى این مناجات‌ها، نیازهاى واقعى انسان نهفته است. نیازهاى واقعى آن‌هایى است كه این بزرگوار از خداى متعال مى‌خواهد. مثلاً در فرازى از دعا خطاب به قادر متعال عرض مى‌كند: «اَرْغِدْ عَیشى‌»؛ «زندگىِ مرا زندگىِ گوارایى قرار بده». گوارا بودن زندگى نه با پول، نه با قدرت و نه با داشتن زر و زور است. زیرا یك فرد در عین برخوردارى از همه این امكانات، ممكن است زندگى برایش گوارا نباشد. نگرانى‌اى دارد كه زندگى برایش گوارا نیست. مشكل خانوادگى‌اى دارد كه زندگى برایش گوارا نیست. اولادش مشكلى پیدا مى‌كنند -العیاذُ باللَّه، نستجیر باللَّه، یكى از فرزندان وى اخلاق بدى دارد- دیگر زندگى برایش گوارا نیست. خبرِ بدى به انسان مى‌رسد؛ زندگى بر او تلخ و ناگوار مى‌شود. این انسان، هم پول دارد، هم قدرت دارد، هم امكانات دارد؛ همه‌چیز دارد اما زندگىِ گوارا ندارد. ممكن است انسان فقیرى كه زندگىِ خیلى ساده‌اى دارد و در اتاقى محقّر با عیال و فرزندش در عین تنگدستى گذرانِ زندگى مى‌كند، زندگى‌اش گواراتر از آن فردِ همه‌چیزدارِ ثروتمند و قدرتمند باشد.

ببینید حضرت سجاد علیه‌الصّلاة والسّلام چگونه نقطه اصلى را مورد توجه قرار مى‌دهد. مى‌گوید: «اَرْغِدْ عَیشى‌ وَ اَظْهِرْ مُرُوّتى‌»؛ «زندگى‌ام را گوارا و جوانمردى‌ام را آشكار كن». ظاهراً معناى عبارت دوم این است كه «میدانى به‌وجود آید تا من در آن، صفت جوانمردى را به منصه بروز درآورم». نه این‌كه «مردم ببینند من جوانمردم»؛ نه. براى این‌كه اگر بخواهیم جوانمردى بروز پیدا كند، باید جوانمردى كنیم. صرف این‌كه جوانمردى در درون انسان وجود داشته باشد، كافى نیست. انسان باید جوانمردى را به مرحله عمل برساند و نسبت به كسانى جوانمردى كند. این مى‌شود «اَظْهِرْ مُرُوّتى‌». در ادامه مى‌فرماید: «وَ اَصْلِحْ جَمیعَ اَحْوالى»؛ «همه كارهاى من و احوال مرا اصلاح كن. حالِ دعاى مرا اصلاح كن. حالِ زندگى معمولى من و خانواده‌ام را اصلاح كن. حالِ شغلى را كه دارم، اصلاح كن. همه خصوصیات مرا اصلاح كن». اصلاح هر امرى، به حسب خودش، یك دعاى كامل و جامع است. «وَ اجْعَلنى‌ مِمّن اَطَلْتَ عُمْرَهُ وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ اَتْمَمْتَ عَلَیهِ نِعْمَتَكَ وَ رَضیتَ عَنْهُ وَ اَحْییتَهُ حَیوةً طَیبَةً». مى‌گوید: «مرا از كسانى قرار بده كه عمرى طولانى توأم با عمل نیكو و همراه با نعمتِ كامل الهى و همراه با رضاىِ پروردگار و حیات طیبه دارند». آیا چیزى از این بهتر، وجود دارد؟!

معصومین علیهم‌السّلام یاد مى‌دهند كه چه باید از خدا بخواهیم. چیزهایى كه باید از خدا خواست، همان‌هاست كه آن بزرگواران در ادعیه مطرح مى‌كنند. بعضى در دنیا به سراغ زیادی‌هاى زندگى مى‌روند. مى‌گویند: فلان معامله براى من جور شود. فلان سفر درست شود. فلان شغل گیرم بیاید و... چرا انسان چیزهاى اصلى را از خدا نخواهد؟! پیشوایان دین به ما یاد مى‌دهند: «این‌گونه دعا كنید و این چیزها را از خدا بخواهید». البته نوع دعاهایى كه آنان به ما یاد مى‌دهند، یك فصلِ طولانى را به خود اختصاص مى‌دهد.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  مناسبت ها،  نقش ائمه در احیاء دین، 
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، گفتار امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای در رمضان، رمضان، سی روز، سی گفتار | هفدهم: شناخت و خاكساری،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  منیت و عبودیت
دعا مظهر بندگىِ در مقابل خداوند و براى تقویت روح عبودیت در انسان است؛ و این روح عبودیت و احساس بندگى در مقابل خداوند، همان چیزى است كه انبیاى الهى از اول تا آخر، تربیت و تلاششان متوجهِ این نقطه بوده است كه روح عبودیت را در انسان زنده كنند. سرچشمه همه فضائل انسانى و كارهاى خیرى كه انسان ممكن است انجام بدهد -چه در حوزه شخصى، چه در حوزه اجتماعى و عمومى- همین احساس عبودیت در مقابل خداست. نقطه مقابل این احساس عبودیت، خودبینى و خودخواهى و خودپرستى است؛ منیت است. این منیت است كه در انسان، منشأ همه آفات اخلاقى و عوارض و نتایج عملى آن‌هاست. منشأ همه این جنگ‌ها و كشتارهاى عالم و ظلم‌هایى كه به وقوع می‌پیوندد و منشأ همه فجایعى كه در طول تاریخ اتفاق افتاده -و شما خوانده‌اید، شنیده‌اید یا امروز مشاهده می‌كنید- احساس منیت و خودخواهى و خودبینى در مجموعه‌اى از انسان‌هاست كه سرچشمه این فساد و نابسامانى، در زندگى آن‌هاست. عبودیت نقطه مقابل این خودخواهى و منیت و خودپرستى است.

اگر این خودبینى و خودخواهى در مقابل خداوند متعال باشد -یعنى انسان خود را در مقابل پروردگار قرار بدهد- نتیجه آن در انسان، طغیان است: طاغوت. طاغوت هم فقط پادشاهان نیستند؛ هركدامِ از ما انسان‌ها ممكن است در درون خودمان -خداى نكرده- یك طاغوت و یك بت تربیت كنیم و پرورش بدهیم. در مقابل خدا سركشى كردن و خودبینى داشتن، نتیجه‌اش عبارت از رشد طغیان در انسان است. اگر این خودبینى در مقابل انسان‌هاى دیگر باشد، نتیجه‌اش می‌شود نادیده گرفتن حقوق دیگران؛ تجاوز و دست‌درازى به حقوق این و آن. اگر این خودبینى در مقابل طبیعت واقع بشود، نتیجه‌اش می‌شود تضییع محیط طبیعى؛ یعنى آنچه كه امروز به حق درباره مسأله محیط زیست در دنیا اهتمام هست. نادیده گرفتن محیط طبیعى زیست انسان هم نتیجه طغیان، خودبینى و خودخواهى در مقابل طبیعت است.

دعا ضد همه این‌هاست. دعا كه می‌كنیم، در واقع این حالت خشوع را در خود به‌وجود مى‌آوریم و خودبینى و خودخواهى را در خود سركوب می‌كنیم و در نتیجه، جهان هستى و محیط زندگى انسان‌ها از طغیان و تجاوز به حقوق و طبیعت محفوظ می‌ماند. لذا فرمود: «الدّعا مُخ العبادة»؛ مغز هر عبادتى دعاست. عبادات براى همین است كه بتواند انسان را در مقابل خداى متعال خاشع و دلش را نیز مطیع و تسلیم كند. این اطاعت و خشوع در مقابل خداوند هم از نوع تواضع و خشوع و خضوع انسان‌ها در مقابل یكدیگر نیست؛ بلكه به معناى خشوع و خضوع در مقابل خیر مطلق، جمال مطلق، حُسن مطلق و فضل مطلق اوست.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  نعمت و فرصت
دعا یك نعمت است و فرصت دعا كردن، یك نعمت است. در وصیت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة و السّلام به امام حسن مجتبى علیه‌السّلام این معنا وارد شده است: «اعلم انّ الّذى بیده خزائن ملكوت الدّنیا و الآخرة قد أذن لدعائك و تكفّل لإجابتك»؛ خداى متعال كه همه قدرت آسمان و زمین در قبضه توانایى اوست، به تو اجازه داده كه با او دعا كنى و حرف بزنى و از او بخواهى. «و امرك أن تسأله لیعطیك»؛ از او مطالبه كنى تا او هم به تو عطا كند. این رابطه درخواست كردن و گرفتن از خدا، مایه تعالى روح انسان است و همان تقویت‌كننده روح عبودیت است. «و هو رحیم كریم لم یجعل بینك و بینه من یحجبك عنه»؛ خداى متعال بین خودش و تو واسطه‌اى، فاصله‌اى و حجابى قرار نداده است. هر وقت با خدا شروع كنید به سخن گفتن و عرض نیاز كردن، خداى متعال صدا و درخواست شما را می‌شنود. با خدا همیشه می‌شود هم‌زبان شد، می‌شود گفتگو كرد، می‌شود مأنوس شد و می‌شود از او درخواست كرد. این براى بشر، فرصت و نعمت خیلى بزرگى است.

همین ارتباط با خدا و احساس عبودیت در مقابل خداوند، بزرگترین اثر و خاصیت دعا است. از خدا خواستن؛ كه آن‌وقت خداى متعال هم اجابت خواهد كرد. البته اجابت الهى از طرف پروردگار، هیچ قید و شرطى ندارد؛ این ما هستیم كه با اعمال خودمان مانع اجابت می‌شویم؛ ما هستیم كه موجب می‌شویم دعاى ما مورد اعتنا قرار نگیرد كه خود همین، یكى از معارفى است كه می‌توان از دعا استفاده كرد و یكى از خصوصیات دعا، همین است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  گنجینه معارف
یكى از بركات ادعیه مأثوره‌اى كه از ائمه علیهم‌السّلام رسیده این است كه این دعاها پُر از معارف الهى است. صحیفه سجادیه، دعاى كمیل، دعاى مناجات شعبانیه، دعاى ابى‌حمزه ثمالى -و بقیه دعاهایى كه وارد شده است- پُر از معارف الهى است كه اگر كسى این‌ها را بخواند و بفهمد، علاوه بر آن ارتباط قلبى و اتصالى كه به ذات اقدس الهى و حضرت ربوبى پیدا می‌كند، یك مبلغ عظیمى از معارف را هم از این دعاها فرامی‌گیرد.

من به جوان‌ها قویاً توصیه می‌كنم كه به ترجمه این دعاها توجه كنند. این دعاهاى عرفه و ابى‌حمزه، پُر از معارف است. این‌كه در دعاى كمیل می‌خوانیم: «اللّهم اغفرلى الذّنوب الّتى تحبس الدّعا؛ اللّهم اغفرلى الذّنوب الّتى تنزل البلا» یا «تنزل النقم»، همه این‌ها معارف الهى است؛ معنایش این است كه ما افراد بشر، گاهى خطاها و گناهانى می‌كنیم كه این گناهان مانع از این می‌شود كه دعاى ما مورد اجابت قرار بگیرد و قبول بشود؛ گناهانى از ما سرمی‌زند كه این گناهان بلا را براى ما به ارمغان مى‌آورد. گاهى بلاهاى عمومى و ملى بر اثر گناهانى به‌وجود مى‌آید و البته اعلام نمی‌شود كه این بلا براى این گناه به‌وجود آمد؛ اما وقتى افرادِ صاحب تدبر، فكر و تدبر كنند، می‌فهمند كه این بلا از ناحیه چه عملى متوجه این ملت شد. بعضى اوقات اثرِ اعمال سریع است و بعضى با فاصله است؛ این‌ها را دعا به ما می‌گوید. یا وقتى در دعاى ابوحمزه عرض می‌كنیم: «معرفتى یا مولاى دلیلى علیك و حبّى لك شفیعى إلیك»؛ این‌كه من تو را می‌شناسم، خود این، راهنماى من به‌سوى توست؛ این كه من تو را دوست می‌دارم و محبت تو در دل من هست، خودش شفاعت‌كننده من پیش توست. «و أنا واثق من دلیلی بدلالتك و ساكن من شفیعى إلی شفاعتك»؛ من وقتى این راهنما را مشاهده می‌كنم، این معرفت خودم به تو را -كه راهنما و دلیل من است- نگاه می‌كنم، وقتى این محبتى را كه به تو دارم مورد ملاحظه قرار می‌دهم، می‌بینم این تو هستى كه این محبت و دلالت را به‌وجود آوردى؛ تویى كه دارى كمك می‌كنى. ببینید این چشم انسان را باز می‌كند؛ این یك معرفتى را ایجاد می‌كند؛ این از معارف الهى است؛ كمك الهى، توفیق الهى و عنایت الهى است؛ این‌ها را در دعاها می‌توان پیدا كرد. بنابراین قدر دعا را بدانید.

دعا، خواندنِ خداست؛ حالا می‌تواند به زبان فارسى یا به زبان خودتان باشد؛ هرچه كه می‌خواهید با خدا حرف بزنید؛ این، دعاست. هرچه می‌خواهید با او در میان بگذارید. گاهى هم حاجت خواستن نیست، فقط اُنس با خداست. حاجات هم مختلف است؛ گاهى كسى از خداى متعال، رضاى او را می‌خواهد یا مغفرت او را مطالبه می‌كند، این یك جور حاجت است. یك وقت هم انسان چیزهاى مادى را درخواست می‌كند؛ هیچ مانعى ندارد. خواستن از خدا -هر چیزى و به هر زبانى- خوب است. و همین خواصى را كه عرض كردیم (ارتباط با خدا و احساس بندگى) دارد. البته دعاهاى مأثور از ائمه علیهم‌السّلام بهترین مضامین در زیباترین الفاظ و سرشار از معارف الهى است كه قدر آن‌ها را باید دانست و بایستى به آن‌ها متوسل شد.
خطبه‌‌هاى نماز جمعه‌ تهران‌؛ 21/07/85




برچسب ها: سی روز، سی گفتار | پانزدهم: نماد بندگی، امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، گفتار رهبر در رمضان، رمضان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  منیت و عبودیت
دعا مظهر بندگىِ در مقابل خداوند و براى تقویت روح عبودیت در انسان است؛ و این روح عبودیت و احساس بندگى در مقابل خداوند، همان چیزى است كه انبیاى الهى از اول تا آخر، تربیت و تلاششان متوجهِ این نقطه بوده است كه روح عبودیت را در انسان زنده كنند. سرچشمه همه فضائل انسانى و كارهاى خیرى كه انسان ممكن است انجام بدهد -چه در حوزه شخصى، چه در حوزه اجتماعى و عمومى- همین احساس عبودیت در مقابل خداست. نقطه مقابل این احساس عبودیت، خودبینى و خودخواهى و خودپرستى است؛ منیت است. این منیت است كه در انسان، منشأ همه آفات اخلاقى و عوارض و نتایج عملى آن‌هاست. منشأ همه این جنگ‌ها و كشتارهاى عالم و ظلم‌هایى كه به وقوع می‌پیوندد و منشأ همه فجایعى كه در طول تاریخ اتفاق افتاده -و شما خوانده‌اید، شنیده‌اید یا امروز مشاهده می‌كنید- احساس منیت و خودخواهى و خودبینى در مجموعه‌اى از انسان‌هاست كه سرچشمه این فساد و نابسامانى، در زندگى آن‌هاست. عبودیت نقطه مقابل این خودخواهى و منیت و خودپرستى است.

اگر این خودبینى و خودخواهى در مقابل خداوند متعال باشد -یعنى انسان خود را در مقابل پروردگار قرار بدهد- نتیجه آن در انسان، طغیان است: طاغوت. طاغوت هم فقط پادشاهان نیستند؛ هركدامِ از ما انسان‌ها ممكن است در درون خودمان -خداى نكرده- یك طاغوت و یك بت تربیت كنیم و پرورش بدهیم. در مقابل خدا سركشى كردن و خودبینى داشتن، نتیجه‌اش عبارت از رشد طغیان در انسان است. اگر این خودبینى در مقابل انسان‌هاى دیگر باشد، نتیجه‌اش می‌شود نادیده گرفتن حقوق دیگران؛ تجاوز و دست‌درازى به حقوق این و آن. اگر این خودبینى در مقابل طبیعت واقع بشود، نتیجه‌اش می‌شود تضییع محیط طبیعى؛ یعنى آنچه كه امروز به حق درباره مسأله محیط زیست در دنیا اهتمام هست. نادیده گرفتن محیط طبیعى زیست انسان هم نتیجه طغیان، خودبینى و خودخواهى در مقابل طبیعت است.

دعا ضد همه این‌هاست. دعا كه می‌كنیم، در واقع این حالت خشوع را در خود به‌وجود مى‌آوریم و خودبینى و خودخواهى را در خود سركوب می‌كنیم و در نتیجه، جهان هستى و محیط زندگى انسان‌ها از طغیان و تجاوز به حقوق و طبیعت محفوظ می‌ماند. لذا فرمود: «الدّعا مُخ العبادة»؛ مغز هر عبادتى دعاست. عبادات براى همین است كه بتواند انسان را در مقابل خداى متعال خاشع و دلش را نیز مطیع و تسلیم كند. این اطاعت و خشوع در مقابل خداوند هم از نوع تواضع و خشوع و خضوع انسان‌ها در مقابل یكدیگر نیست؛ بلكه به معناى خشوع و خضوع در مقابل خیر مطلق، جمال مطلق، حُسن مطلق و فضل مطلق اوست.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  نعمت و فرصت
دعا یك نعمت است و فرصت دعا كردن، یك نعمت است. در وصیت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة و السّلام به امام حسن مجتبى علیه‌السّلام این معنا وارد شده است: «اعلم انّ الّذى بیده خزائن ملكوت الدّنیا و الآخرة قد أذن لدعائك و تكفّل لإجابتك»؛ خداى متعال كه همه قدرت آسمان و زمین در قبضه توانایى اوست، به تو اجازه داده كه با او دعا كنى و حرف بزنى و از او بخواهى. «و امرك أن تسأله لیعطیك»؛ از او مطالبه كنى تا او هم به تو عطا كند. این رابطه درخواست كردن و گرفتن از خدا، مایه تعالى روح انسان است و همان تقویت‌كننده روح عبودیت است. «و هو رحیم كریم لم یجعل بینك و بینه من یحجبك عنه»؛ خداى متعال بین خودش و تو واسطه‌اى، فاصله‌اى و حجابى قرار نداده است. هر وقت با خدا شروع كنید به سخن گفتن و عرض نیاز كردن، خداى متعال صدا و درخواست شما را می‌شنود. با خدا همیشه می‌شود هم‌زبان شد، می‌شود گفتگو كرد، می‌شود مأنوس شد و می‌شود از او درخواست كرد. این براى بشر، فرصت و نعمت خیلى بزرگى است.

همین ارتباط با خدا و احساس عبودیت در مقابل خداوند، بزرگترین اثر و خاصیت دعا است. از خدا خواستن؛ كه آن‌وقت خداى متعال هم اجابت خواهد كرد. البته اجابت الهى از طرف پروردگار، هیچ قید و شرطى ندارد؛ این ما هستیم كه با اعمال خودمان مانع اجابت می‌شویم؛ ما هستیم كه موجب می‌شویم دعاى ما مورد اعتنا قرار نگیرد كه خود همین، یكى از معارفى است كه می‌توان از دعا استفاده كرد و یكى از خصوصیات دعا، همین است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  گنجینه معارف
یكى از بركات ادعیه مأثوره‌اى كه از ائمه علیهم‌السّلام رسیده این است كه این دعاها پُر از معارف الهى است. صحیفه سجادیه، دعاى كمیل، دعاى مناجات شعبانیه، دعاى ابى‌حمزه ثمالى -و بقیه دعاهایى كه وارد شده است- پُر از معارف الهى است كه اگر كسى این‌ها را بخواند و بفهمد، علاوه بر آن ارتباط قلبى و اتصالى كه به ذات اقدس الهى و حضرت ربوبى پیدا می‌كند، یك مبلغ عظیمى از معارف را هم از این دعاها فرامی‌گیرد.

من به جوان‌ها قویاً توصیه می‌كنم كه به ترجمه این دعاها توجه كنند. این دعاهاى عرفه و ابى‌حمزه، پُر از معارف است. این‌كه در دعاى كمیل می‌خوانیم: «اللّهم اغفرلى الذّنوب الّتى تحبس الدّعا؛ اللّهم اغفرلى الذّنوب الّتى تنزل البلا» یا «تنزل النقم»، همه این‌ها معارف الهى است؛ معنایش این است كه ما افراد بشر، گاهى خطاها و گناهانى می‌كنیم كه این گناهان مانع از این می‌شود كه دعاى ما مورد اجابت قرار بگیرد و قبول بشود؛ گناهانى از ما سرمی‌زند كه این گناهان بلا را براى ما به ارمغان مى‌آورد. گاهى بلاهاى عمومى و ملى بر اثر گناهانى به‌وجود مى‌آید و البته اعلام نمی‌شود كه این بلا براى این گناه به‌وجود آمد؛ اما وقتى افرادِ صاحب تدبر، فكر و تدبر كنند، می‌فهمند كه این بلا از ناحیه چه عملى متوجه این ملت شد. بعضى اوقات اثرِ اعمال سریع است و بعضى با فاصله است؛ این‌ها را دعا به ما می‌گوید. یا وقتى در دعاى ابوحمزه عرض می‌كنیم: «معرفتى یا مولاى دلیلى علیك و حبّى لك شفیعى إلیك»؛ این‌كه من تو را می‌شناسم، خود این، راهنماى من به‌سوى توست؛ این كه من تو را دوست می‌دارم و محبت تو در دل من هست، خودش شفاعت‌كننده من پیش توست. «و أنا واثق من دلیلی بدلالتك و ساكن من شفیعى إلی شفاعتك»؛ من وقتى این راهنما را مشاهده می‌كنم، این معرفت خودم به تو را -كه راهنما و دلیل من است- نگاه می‌كنم، وقتى این محبتى را كه به تو دارم مورد ملاحظه قرار می‌دهم، می‌بینم این تو هستى كه این محبت و دلالت را به‌وجود آوردى؛ تویى كه دارى كمك می‌كنى. ببینید این چشم انسان را باز می‌كند؛ این یك معرفتى را ایجاد می‌كند؛ این از معارف الهى است؛ كمك الهى، توفیق الهى و عنایت الهى است؛ این‌ها را در دعاها می‌توان پیدا كرد. بنابراین قدر دعا را بدانید.

دعا، خواندنِ خداست؛ حالا می‌تواند به زبان فارسى یا به زبان خودتان باشد؛ هرچه كه می‌خواهید با خدا حرف بزنید؛ این، دعاست. هرچه می‌خواهید با او در میان بگذارید. گاهى هم حاجت خواستن نیست، فقط اُنس با خداست. حاجات هم مختلف است؛ گاهى كسى از خداى متعال، رضاى او را می‌خواهد یا مغفرت او را مطالبه می‌كند، این یك جور حاجت است. یك وقت هم انسان چیزهاى مادى را درخواست می‌كند؛ هیچ مانعى ندارد. خواستن از خدا -هر چیزى و به هر زبانى- خوب است. و همین خواصى را كه عرض كردیم (ارتباط با خدا و احساس بندگى) دارد. البته دعاهاى مأثور از ائمه علیهم‌السّلام بهترین مضامین در زیباترین الفاظ و سرشار از معارف الهى است كه قدر آن‌ها را باید دانست و بایستى به آن‌ها متوسل شد.
خطبه‌‌هاى نماز جمعه‌ تهران‌؛ 21/07/85




طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | پانزدهم: نماد بندگی، امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، گفتار رهبر در رمضان، رمضان،
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/13900521131937b46.jpgاین‌كه مى‌گویند ماه رمضان، ماه ضیافت الهى است و سفره ضیافت الهى پهن است، محتویات این سفره چه چیزهایى است؟ محتویات این سفره كه من و شما باید از آن استفاده كنیم، یكى‌اش روزه است؛ یكى‌اش فضیلت قرآن است -قرآن را گذاشتند در این سفره با فضیلتِ زیاد، بیش از ایام دیگر؛ و به ما گفتند كه تلاوت قرآن كنید- یكى‌اش همین دعاهایى است كه مى‌خوانیم؛ «یا على و یا عظیم»، دعاى افتتاح، دعاى ابوحمزه؛ این‌ها همان مائده‌هایى است كه سر این سفره گذاشته شده.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  بهره‌بری بیشینه
بعضى هستند كه وقتى از كنار سفره رد مى‌شوند، این‌قدر حواسشان پرت است و متوجه جاهاى دیگرند كه اصلاً سفره را نمى‌بینند. داریم كسانى را كه اصلاً سفره ماه رمضان را نمى‌بینند؛ یادشان نیست كه ماه رمضانى آمد و رفت. بعضى هستند كه سفره را مى‌بینند اما به‌خاطر همان سرگرمى‌ها و اشتغال، وقت ندارند سر این سفره بنشینند؛ مى‌خواهند سراغ یك سرگرمى بروند؛ كار دیگرى دارند -دنبال دكان، دنبال كار، دنبال دنیا، دنبال شهوات- مجال این‌كه سر این سفره بنشینند و از آن بهره ببرند، ندارند. بعضى دیگر هم هستند كه نه، سر سفره مى‌نشینند، سفره را مى‌بینند، قدرش را هم مى‌دانند؛ لیكن آدم‌هاى خیلى قانعى‌اند؛ به كم قناعت مى‌كنند؛ لقمه‌اى برمى‌دارند و مى‌روند؛ نمى‌نشینند پاى سفره، خودشان را بهره‌مند و سیراب كنند و از آنچه در سفره هست خود را محظوظ كنند؛ لقمه مختصرى برمى‌دارند و مى‌روند. بعضى هستند كه احساس بى‌میلى مى‌كنند؛ یعنى اشتهایشان تحریك نمى‌شود؛ به‌خاطر این‌كه غذاى پوچِ بیهوده‌اى را خورده‌اند و پاى سفره ضیافتى كه رنگین و جذاب و مقوى است، اصلاً اشتها ندارند. بعضى هم هستند كه نه، در حد اشتها -كه اشتهاشان هم زیاد است- از این سفره استفاده مى‌كنند و واقعاً سیر نمى‌شوند؛ چون مائده، مائده معنوى است.

تمتع به این مائده، فضیلت است؛ چون فتوح و انفتاح و تعالى روح انسانى است. هرچه انسان از این مائده بیشتر استفاده كند، روح انسان تعالى بیشترى پیدا مى‌كند و به هدف خلقت نزدیك‌تر مى‌شود. این غیر از موائد جسمانى است. مائده جسمانى براى رفع نیازى است كه بشود انسان بدن را راه ببرد. زیاده‌روى در آن، یك اشتباه و خطاست؛ یك غلط است. در مائده روحى و معنوى این‌طور نیست؛ چون اصلاً خلقت ما براى تعالى معنوى و تعالى روحى است. مائده روحى چیزى است كه این تعالى را براى ما امكان‌پذیر، تسهیل و محقق مى‌كند. بنابراین هرچه بیشتر بتوانیم استفاده كنیم، باید بكنیم.

بندگان مؤمن و مخلصى كه ما اسم‌هاى این‌ها را شنیده‌ایم، حتى وقتى كارهاى این‌ها را براى ما نقل مى‌كنند، براى ما درست مفهوم نیست؛ اما واقعاً شگفت‌آور است. دو سه ساعت به اذان صبح بیدار شوند و شب‌هاى ماه رمضان اشك بریزند. نقل مى‌كنند مرحوم آمیرزا جواد آقاى ملكى وقتى بیدار مى‌شد، سر حوض آب مى‌نشست تا وضو بگیرد، به آب نگاه مى‌كرد، دعا مى‌خواند و گریه مى‌كرد و تضرع مى‌كرد؛ آب برمى‌داشت روى صورتش مى‌ریخت، گریه و تضرع مى‌كرد؛ به آسمان نگاه مى‌كرد، دعا مى‌خواند، گریه و تضرع مى‌كرد؛ تا وقتى كه بیاید سر سجاده بایستد و آن نماز شب و آن تهجد پُرفیض و پُرحال و پُرطراوت را با عشق و شور انجام بدهد. مرحوم حاج میرزا على آقاى قاضى هم همین‌طور بود. از ماه رمضانش، روزه‌اش، توجهش، تذكرش، نمازش، حكایت‌هایى نقل مى‌كنند. این چیزها براى ما واقعاً درست مفهوم نیست؛ منتها خط روشنى را به ما نشان مى‌دهد و ما باید حداكثر استفاده را بكنیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  تلاوت و تدبر
دوستان سعى كنند در همه اوقات –به‌خصوص در ماه رمضان- تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگى‌تان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشید؛ هرچه ممكن است. تلاوت قرآن هم با تأمل و تدبر اثر مى‌بخشد. تلاوت عجله‌اى كه همین‌طور انسان بخواند و برود و معانى را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست؛ نه این‌كه بى‌فایده باشد. بالاخره انسان همین‌كه توجه دارد این كلام خداست، نفس این یك تعلق و یك رشته ارتباطى است و خود همین هم مغتنم است و نباید كسى را از این‌طور قرآن خواندن منع كرد لیكن تلاوت قرآنى كه مطلوب و مرغوب و مأمورٌبه است، نیست. تلاوت قرآنى مطلوب است كه انسان با تدبر بخواند و كلمات الهى را بفهمد كه به نظر ما مى‌شود فهمید. اگر انسان لغت عربى را بلد باشد و آنچه را هم كه بلد نیست به ترجمه مراجعه كند و در همان تدبر كند؛ دو بار، سه بار، پنج بار كه بخواند، انسان فهم و انشراح ذهنى نسبت به مضمون آیه پیدا مى‌كند كه با بیان دیگرى حاصل نمى‌شود؛ بیشتر با تدبر حاصل مى‌شود؛ این را تجربه كنید. لذا انسان بار اول وقتى مثلاً ده آیه مرتبط به هم را مى‌خواند، یك احساس و یك انتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم كه همین را با توجه مى‌خواند، انتباه دیگرى دارد؛ یعنى انسان انشراح ذهن پیدا مى‌كند. هرچه انسان بیشتر انس و غور پیدا كند، بیشتر مى‌فهمد؛ و ما به این احتیاج داریم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  آن‌ها كه لغزیدند...
عزیزان من! كسانى كه پایشان لغزید، خیلى از مواردش را كه ما دیدیم، ناشى بود از عدم تعمق در امر دین و معارف اسلامى؛ شعائرى بود، شعارهایى بود، احساساتى بود، بر زبانشان بود اما در دلشان عمق نداشت. لذا در گذشته ما كسانى را دیدیم كه آدم‌هاى خیلى تند و داغ و پُرشورى هم بودند، بعد صدوهشتاد درجه وضع این‌ها عوض شد. سال‌هاى اول انقلاب كسانى بودند -من با خصوصیات، آدم‌هایش را مى‌شناسم؛ یعنى كلیات نیست- كه افرادى مثل شهید بهشتى را راحت و صریح از نظر انقلابى بودن و فهم درستش از انقلاب و از راه امام، نفى مى‌كردند. بعد از گذشت مدتى، مشى این‌ها آن‌چنان شد كه مبانى انقلاب و نظام را انكار كردند! بعضى از آن‌ها كه آدم‌هاى با انصاف‌ترى بودند، صریحاً و بعضى‌شان ملتویاً و مزوراً انكار كردند. آدم‌هاى بى‌انصاف‌ترشان این‌ها هستند كه به یك معانى‌اى هم تظاهر مى‌كنند اما باطنشان این‌طور نیست. این به‌خاطر این بود كه این‌ها عمق نداشتند. البته این یكى از عوامل است؛ یك عامل هم شهوات و دنیاطلبى و امثال این‌هاست كه كسانى را هم كه عمق دارند، منحرف مى‌كند. بسیار كسانى بودند كه عمق نداشتند. یكى از راه‌هایى كه این عمق را در اعتقادات انسان، در مبانى فكرى انسان، در روح انسان، در ایمان انسان ایجاد مى‌كند، انس با قرآن است. بنابراین در زندگى حتماً قرآنِ با تدبر را در نظر داشته باشید و نگذارید حذف شود.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  معارف استثنائی
یكى هم این دعاهاست. در دعاهاى معتبر خیلى معارف وجود دارد كه انسان این‌ها را در هیچ‌جا پیدا نمى‌كند؛ جز در خود همین دعاها. از جمله این دعاها، دعاهاى صحیفه سجادیه است. در منابع معرفتى ما چیزهایى وجود دارد كه جز در صحیفه سجادیه یا در دعاهاى مأثور از ائمه علیهم‌السّلام انسان اصلاً نمى‌تواند این‌ها را پیدا كند. این معارف با زبان دعا بیان شده. نه این‌كه خواستند كتمان كنند؛ طبیعت آن معرفت، طبیعتى است كه با این زبان مى‌تواند بیان شود؛ با زبان دیگرى نمى‌تواند بیان شود؛ بعضى از مفاهیم جز با زبان دعا و تضرع و گفتگو و نجواى با پروردگار عالم اصلاً قابل بیان نیست. لذا ما در روایات و حتّى در نهج‌البلاغه از این‌گونه معارف كمتر مى‌بینیم؛ اما در صحیفه سجادیه و در دعاى كمیل و در مناجات شعبانیه و در دعاى عرفه امام حسین و در دعاى عرفه حضرت سجاد و در دعاى ابوحمزه ثمالى از این‌گونه معارف، فراوان مى‌بینیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  روح خستگی‌ناپذیری
از دعاها غفلت نكنید؛ به دعاها بپردازید. دعا هم بكنید. شما بارهاى سنگینى بر دوش دارید؛ دشمن‌هاى زیادى هم دارید؛ مخالفان زیادى هم دارید؛ دولت اسلامى همیشه همین‌طور بوده. از اول انقلاب دولت‌هاى ما، به‌خصوص وقتى كه تازه‌نفس‌اند، مخالفانى دارند؛ هم مخالفان بیرونى، هم مخالفان داخلى. جوّسازى مى‌كنند، شایعه‌پراكنى مى‌كنند، منفى‌بافى مى‌كنند، دروغ پخش مى‌كنند، احیاناً در صحنه عمل و در كارهاى میدانى كارشكنى مى‌كنند. مقابله با این مخالفت‌ها یك مقدار عزم و تصمیم قاطع و جدّ در عمل و خسته نشدن و دنبال كار را گرفتن مى‌خواهد؛ یك مقدار هم توسل و توجه و تضرع و از خدا كمك خواستن لازم دارد. اگر از خداى متعال استمداد و استعانت كنیم، روح خستگى‌ناپذیرى را در ما به‌وجود خواهد آورد. یكى از نعمت‌هاى بزرگ خدا این است كه آدم خسته نشود و حوصله‌اش سر نرود. در راه‌هاى طولانى گاهى انسان قوّه هم دارد، زانو و پاها اصلاً خسته نشده اما آدم از حركت، خسته روحى مى‌شود. این خستگى روحى، انسان را از رسیدن به اهداف بازمى‌دارد. براى این‌كه این خستگى روحى پیش نیاید -كه از خستگى جسمى گاهى خطرش هم بیشتر است- استمداد از پروردگار، توكل به خدا و امیدوارى به كمك الهى لازم است؛ این را از دست ندهید و این را داشته باشید.

من و شما پیش خداى متعال عزیزتر نیستیم از كسانى كه قبل از ما بودند و از كسانى كه بعد از ما خواهند آمد؛ مگر این‌كه عملمان خوب باشد و تقوایمان بیشتر از آن‌ها باشد؛ این را توجه داشته باشید. اگر تقواى بیشترى به خرج دادیم، از خودمان بیشتر مراقبت كردیم، بهتر كار كردیم، بهتر به وظایفمان عمل كردیم، به قانون بیشتر احترام گذاشتیم و در جهت این اهداف، بیشتر پیش رفتیم، پیش خداى متعال عزیزتر خواهیم بود؛ اما بدون آن، نخیر. باید تلاشمان را در این جهت متمركز كنیم. مواظب باشیم در دام‌هایى كه دیگران افتادند، ما نیفتیم. هر كس در آن دام‌ها بیفتد، همان بلاها و همان عواقب برایش متصور است؛ لذا فرقى بین ما و آن‌ها نیست



طبقه بندی: اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | یازدهم: سفره‌ی رمضان، امام خامنه ای، امام خامنه ای و رمضان، گفتار رهبر در رمضان، گفتار رهبر، رمضان،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 مرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()
سلام

عذر می خواهم از غیبتم

دوتا والپیپر برای رمضان طراحی کردم، لینک دانلود رو هم همین جا می گذارم ، امید وارم مورد قبول واقع شود!




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها،  عکس، 
برچسب ها: امام خامنه ای، والپیپر مذهبی، والپیپر اسلامی، رمضان، قطعه ای از بهشت، قرآن کریم، فاقروا ما تیسر من القرآن، islamic wallpapers، imam khamenei، ayatollah khamenei، ramadan،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/13900518448bce02.jpghttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  ماه فرصت‌ها
ماه مبارك رمضان با همه بركاتش و همه زیبائى‌هاى معنوى‌اش، بار دیگر فرا رسید. از قبل از شروع ماه مبارك، پیامبر معظم اسلام مردم را آماده می‌فرمود براى ورود در این عرصه خطیر و والا و پربركت؛ «قد أقبل إلیكم شهر اللَّه بالبركة و الرّحمة». در خطبه روز جمعه آخر ماه شعبان، بنا به روایتى این‌طور فرمود؛ خبر داد، توجه داد به مردم كه ماه رمضان فرا رسید. اگر بخواهیم در یك جمله ماه رمضان را تعریف كنیم، باید عرض كنیم ماه فرصت‌ها. فرصت‌هاى فراوانى در این ماه در برابر من و شماست. اگر از این فرصت‌ها بتوانیم درست استفاده كنیم، ذخیره عظیم و بسیار ارزشمندى در اختیار ما خواهد بود...

در همین خطبه‌اى كه اشاره شد، رسول مكرم فرمودند كه «شهر دعیتم فیه إلى ضیافة اللَّه»؛ این یك ماهى است كه شما در این ماه دعوت شده‌اید به میهمانى الهى. خود این جمله درخور تدبر و تأمل است؛ دعوت به میهمانى الهى. اجبار نكردند كه همه افراد از این میهمانى استفاده كنند؛ نه، فریضه قرار داده‌اند؛ اما تحت اختیار خود ماست كه از این میهمانى استفاده بكنیم یا نكنیم. بعضى هستند كه در این میهمانى عظیم اصلاً فرصت این را پیدا نمی‌كنند كه به این دعوتنامه توجه كنند. غفلت آن‌ها، فرورفتگى آن‌ها در كار مادیت و دنیاى مادى به‌قدرى است كه آمدن و رفتن ماه رمضان را نمی‌فهمند. مثل همین كه كسى را براى یك میهمانى بسیار باشكوه و پرخیر و بركتى دعوت كنند و او فرصت نكند؛ غفلت كند از این‌كه كارت دعوت را حتّى نگاه كند. این‌ها كه دستشان به‌كلى خالى می‌ماند. بعضى می‌فهمند این میهمانى هست اما به این میهمانى نمی‌روند. كسانى كه خداى متعال به آن‌ها لطف نكرده است و توفیق نداده كه با این‌كه عذرى ندارند، روزه را نمی‌گیرند یا از تلاوت قرآن یا از دعاهاى ماه رمضان محروم می‌مانند، آن‌ها همین افراد هستند. كسانى هستند كه وارد این میهمانى نمی‌شوند، نمى‌آیند به این میهمانى؛ حساب این‌ها روشن است. جمع كثیرى از مردم مسلمان -امثال ما- وارد این میهمانى می‌شویم اما بهره ما از این میهمانى به یك اندازه نیست؛ بعضى‌ها بیشترین بهره را از این فرصت می‌برند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  بهره كامل
ریاضتى كه در میهمانى این ماه وجود دارد -كه ریاضت روزه و گرسنگى كشیدن است- شاید بزرگترین دستاورد این ضیافت الهى است. بركاتى كه روزه براى انسان دارد، به‌قدرى این بركات از لحاظ معنوى و ایجاد نورانیت در دل انسان زیاد است كه شاید بشود گفت بزرگترین بركات این ماه همین روزه است. روزه را بعضى می‌گیرند؛ پس این‌ها وارد ضیافت شده‌اند و بهره از این ضیافت را هم گرفته‌اند. لیكن علاوه بر روزه گرفتن -كه ریاضت معنوىِ این ماه مبارك است- این‌ها آموزش خود را هم از قرآن در حد اعلى‌ تأمین می‌كنند؛ تلاوت قرآن با تدبر. با حالت روزه‌دارى یا حالت نورانیتِ ناشى از روزه‌دارى، در شب‌ها و نیمه‌شب‌ها تلاوت قرآن، انس با قرآن، مخاطب خدا قرار گرفتن، لذت دیگرى و معناى دیگرى دارد. چیزى كه انسان در چنین تلاوتى از قرآن فرامی‌گیرد، در حال متعارف و معمول نمی‌تواند به چنین تلاوتى دسترسى پیدا كند؛ آن‌ها از این هم بهره می‌برند. علاوه بر این‌ها از مكالمه با خداى متعال و مخاطبه با خدا، راز و نیاز كردن، دل خود را و اسرار درون خود را براى خدا به زبان آوردن هم بهره‌بردارى می‌كنند؛ یعنى همین دعاها. این دعاى ابى‌حمزه‌ى ثمالى، این دعاهاى روزها، این دعاهاى شب‌ها و سحرها، این‌ها حرف زدن با خداست، خواستن از خداست، نزدیك كردن دل به ساحت حریم عزت الهى است؛ از این هم بهره می‌برند. بنابراین در این میهمانى، از همه دستاوردهاى آن بهره می‌برند.

از این‌ها مقدم‌تر، شاید به جهتى بالاتر از این‌ها، ترك گناهان است؛ در این ماه گناه هم نمی‌كنند. در همان روایت خطبه پیامبر اعظم، امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام سؤال می‌كند از پیغمبر كه در این ماه كدام عمل بافضیلت‌تر است در جواب می‌فرمایند: «الورع عن محارم اللَّه». اجتناب از گناهان و از محارم الهى بر كارهاى اثباتى و ایجابى مقدم است؛ جلوگیرى از آلودگى و زنگار روح و دل است. این افراد از گناه هم اجتناب می‌كنند. پس هم روزه‌دارى است، هم تلاوت است، هم دعا و ذكر است، هم دورى از گناهان است. این مجموعه، انسان را از لحاظ اخلاق و رفتار هم به آن چیزى كه مورد نظر اسلام است، نزدیك می‌كند. وقتى این مجموعه كار انجام گرفت، دل انسان از كینه‌ها خالى می‌شود؛ روح ایثار و فداكارى در انسان زنده می‌شود؛ كمك به محرومان و مستمندان براى انسان آسان می‌شود؛ گذشت به نفع دیگران و به زیان خود در امور مادى براى انسان روان می‌شود. لذا مى‌بینید در ماه رمضان جرم و جنایت كم می‌شود، كار خیر زیاد مى‌شود، محبت بین افراد جامعه بیش از اوقات دیگر می‌شود؛ كه این‌ها به بركت همین ضیافت الهى است.

بعضى این‌طور از ماه رمضان بهره كامل می‌برند، بعضى هم نه؛ از یك چیزى بهره‌مند می‌شوند، از چیز دیگرى خود را محروم نگه می‌دارند. باید تلاش مسلمان در این ماه این باشد كه حداكثر بهره را از این ضیافت الهى بگیرد و دست پیدا كند به رحمت و مغفرت الهى.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  بهترین دعا
من تأكید كنم بر روى استغفار؛ استغفار از گناهان، استغفار از خطاها، استغفار از لغزش‌ها؛ چه گناهان كوچك، چه گناهان بزرگ. این خیلى مهم است كه در این ماه، ما خودمان را، دلمان را از زنگارها پاك كنیم؛ خودمان را از آلودگى‌ها مصفا كنیم، شستشو بدهیم؛ و این با استغفار امكان‌پذیر است. لذا در روایات متعددى دارد كه بهترین دعاها یا در رأس دعاها، استغفار است؛ طلب مغفرت از پروردگار. براى همه هم استغفار هست. پیغمبر اكرم هم -آن انسان والا- استغفار می‌كرد. حالا استغفار امثال ما از نوعى از گناهان است؛ این گناهان متعارف و معمولى و گرایش‌هاى حیوانى در وجود ما و همین گناهانِ به تعبیرى می‌گوئیم گناهان چاروادارى؛ گناه‌هاى آشكار و واضح. بعضى‌ها استغفارشان از چنین گناهانى نیست؛ از ترك اولى‌ است. بعضى ترك اولى‌ هم نمی‌كنند؛ اما استغفار می‌كنند؛ كه این استغفار از قصور ذاتى و طبیعى انسانِ ممكن در قبال عظمت ذات مقدس پروردگار است؛ استغفار از عدم معرفت كامل كه این مال اولیاء و مال بزرگان است.

ما باید از گناهانمان استغفار كنیم. فایده بزرگ استغفار این است كه ما را از غفلت نسبت به خود خارج می‌كند. ما گاهى در مورد خودمان دچار اشتباه می‌شویم. وقتى به فكر استغفار مى‌افتیم، گناهان، خطاها، خیره‌سرى‌ها، پیروى از هواى نفس كه كردیم، تجاوز از حدود كه انجام دادیم، ظلمى كه به نفس خودمان كردیم، ظلمى كه به دیگران كردیم، جلوى چشم ما زنده می‌شود و به یادمان مى‌آید كه چه كرده‌ایم؛ آن‌وقت دچار غرور، دچار نخوت، دچار غفلت نسبت به خود نمی‌شویم. اولین فایده استغفار این است. بعد هم خداى متعال وعده فرموده است كه آن كسى كه استغفار كند، یعنى به‌عنوان یك دعاى حقیقى از خداى متعال حقیقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشیمان باشد، «لوجد اللَّه توّاباً رحیماً»؛ خداى متعال توبه‌پذیر است. این استغفار، بازگشت به سوى پروردگار است؛ پشت كردن به خطاها و گناهان است و خداوند می‌پذیرد؛ اگر استغفار، استغفار حقیقى باشد.

توجه كنید كه همین‌طور آدم به زبان بگوید: استغفراللَّه، استغفراللَّه، استغفراللَّه اما حواسش این طرف و آن طرف باشد، این فایده‌اى ندارد؛ این استغفار نیست. استغفار یك دعاست، یك خواستن است؛ باید انسان حقیقتاً از خدا بخواهد و مغفرت الهى و گذشت پروردگار را بطلبد: من این گناه را كرده‌ام؛ پروردگارا! به من رحم كن، از این گناه من بگذر. این‌طور استغفار كردنى نسبت به هر یك از گناهان، مسلماً غفران الهى را پشت سر خواهد داشت؛ خداى متعال این باب را باز فرموده است.

البته در دین مقدس اسلام، اقرار به گناه پیش دیگران ممنوع است. این‌كه در بعضى از ادیان هست كه بروند توى عبادتگاه‌ها، پیش روحانى، كشیش، بنشینند اعتراف به گناه كنند، این در اسلام نیست و چنین چیزى ممنوع است. پرده‌درىِ نسبت به خود و افشاى اسرار درونى خود و گناهان خود پیش دیگران، ممنوع است؛ هیچ فایده‌اى هم ندارد. این‌كه حالا در آن ادیان خیالى و پندارى و تحریف شده این‌طور ذكر می‌شود كه كشیش گناه را می‌بخشد، نه؛ در اسلام بخشنده گناه، فقط خداست. حتّى پیغمبر هم نمی‌تواند گناه را ببخشد. در آیه شریفه می‌فرماید: «ولو انّهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفراللَّه و استغفر لهم الرّسول لوجد اللَّه توّاباً رحیماً»؛ وقتى گناهى انجام دادند، ظلم به نفس كردند، اگر بیایند پیش تو كه پیغمبر هستى، از خداى متعال طلب مغفرت و طلب بخشش كنند و تو هم براى آن‌ها طلب بخشش كنى، خداوند توبه آن‌ها را می‌پذیرد. یعنى پیغمبر براى آن‌ها طلب بخشش می‌كند؛ خود پیغمبر نمی‌تواند گناه را ببخشد؛ گناه را فقط خداى متعال باید ببخشد. این استغفار است؛ كه این استغفار حقیقتاً جایگاه مهمى دارد. از استغفار در این ماه غفلت نشود؛ به‌خصوص در سحرها، در شب‌ها. دعاهائى كه در ماه رمضان هست، این‌ها را با توجه به معانى‌اش بخوانید.
خطبه‌‌هاى نماز جمعه‌ تهران‌؛ 23/06/86



طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | هشت: ماه فرصت‌ها، امام خامنه ای، خامنه ای، رهبر، گفتار رهبر در رمضان، رمضان،