تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر خمینی کبیر| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
در ساعت 10:25 دقیقه، به یكباره خط مانیتور صاف شد و «دكتر عارفی» اعلام كرد كه كار تمام شد! داد و شیون و هوار از مرد وزن برخاست . من ضمن اینكه خودم را باخته بودم، حالت دیگران را زیر نظر داشتم . «آقای خامنه‏ای» سرشان را به زیر انداخته بودند و بشدت گریه می‏كردند.

اشاره:
«حاج حسین سلیمانی» از جمله محافظان بیت حضرت امام خمینی (ره) بود. خاطرات وی كه در سال 1387 از سوی مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است حاوی نكات جالبی از زندگی آن بزرگ‏مرد تاریخ معاصر جهان است. گوشه‏ای از این خاطرات كه مربوط به روزهای آخر است در چند قسمت به شما تقدیم می‏شود:


* شب ارتحال

«آیت‏الله مشكینی»، «آیت الله مهدوی كنی» و «آقای هاشمی رفسنجانی» و تنی چند از بلندپایگان نظام در آن مقطع، مشغول بازنگری قانون اساسی و تهیه ی متمم برای آن بودند و همان روز جلسه داشتند . به خاطر دارم وقتی حال امام بحرانی و فوتشان قطعی شد، از همان دفتر امام به اعضای شورای بازنگری قانون اساسی زنگ زدند كه جلسه‏شان را منحل كنند و خودشان را به جماران برسانند.

وقتی آقایان به جماران رسیدند، یكی دو ساعت از مغرب و عشاء گذشته بود. در این حال حاج احمد آقا، آقای هاشمی و «حضرت آیت الله خامنه‏ای» به اتاقی در كنار بیمارستان محل بستری شدن امام رفتند. حاج احمد آقا به من گفت: «تو هم بیا»!

در اتاق مزبور، دو صندلی بود و یك صندلی كم بود. مرحوم احمد آقا به من گفت: «یك صندلی بردار و بیا»! صندلی را آوردم و سه بزرگوار بر روی آن نشستند و بنده نیز ایستاده بودم. لحظاتی بود كه «آقای اطبا» فوت امام را قطعی كرده و گفته بودند كه امیدی به نجات امام نیست؛ مگر اینكه خدا فرجی عنایت كند.

آقایان رسماً وارد این بحث شدند كه "بعد از امام چه باید كرد؟ " و حاج احمد آقا به بنده گفتند: «بروید به اعضای مجلس خبر گان بگویید به اینجا بیایند».

در واقع تعدادی از اعضای مجلس خبر گان در شورای بازنگری قانون اساسی هم بودند و به جماران آمده بودند. اعضای شورای نگهبان هم حضور داشتند و در اتاق انتظار، مشغول رؤیت مراحل معالجات امام از طریق دوربین مداربسته بودند و بعضی از مسؤولین لشگری و كشوری كه در حیاط بیمارستان حضور داشتند.

بنده خدمت حضرات آیات: خلخالی، خزعلی، محمدی گیلانی، جنتی، امامی كاشانی ، مهدوی كنی، مؤمن و طاهری خرم‏آبادی و... رفتم و آنان را برای شركت در جلسه‏ای با حضور حاج احمد آقا و آقایان خامنه‏ای، هاشمی و موسوی اردبیلی دعوت كردم.

جلسه‏ی مزبور ترتیب یافت كه البته بنده دیگر در آن حضور نداشتم و به داخل بیمارستان و به بالین حضرت امام رفتم.

حس درونی من این بود كه تشكیل جلسه‏ی مزبور ضروری نیست و امام از میان نخواهند رفت. تصور می‏كردم انقلاب ما قائم به شخص امام است و از این رو حضرت حق برای حفظ اسلام و نظام، امام را حفظ خواهد كرد. ولی بعداً دانستم كه مصلحت بالا تری در كار بوده است. وقتی نزد امام رفتم، دیدم اغماء ایشان همچنان ادامه دارد. این حالت تا حدود 9:30 شب طول كشید .

* آخرین دقایق حیات امام

سران سه قوه و «میرحسین موسوی» كه در جلسه‏ی خبرگان هم حضور داشت، بعد از اتمام جلسه‏شان بالای سر امام آمدند. اعضای بیت و دفتر امام و آقایان توسلی، صانعی، رسولی و داماد و نوه‏های امام و وابستگان درجه یك حضور داشتند. خانم‏های منتسب به بیت امام در بیرون اتاق و پشت در و در قسمت اتاق انتظار ایستاده بودند. تلویزیون مداربسته‏ی این اتاق را خاموش كرده بودند تا خانم‏ها آن صحنه‏های جگرسوز را نبینند.

حدوداً ساعت ده شب بود و دكترها مشغول تلاش و تلاطم بودند؛ گاه سرم وصل می‏كردند و گاه خون تزریق می‏كردند و گاه دستگاه تنفسی را به كار می‏انداختند. مانیتوری كه در كنار تخت امام بود وضعیت مزاج و حالت درونی امام را در قالب نمودارهای نشان می‏داد. هر چه جلوتر می‏رفتیم، حس می‏شد كه نمودارها وضعیت نامناسب‏تری پیدا می كند .

حدود ساعت ده و ربع، وخامت حال امام به اوج رسید. در دقایق آخر، هر پزشكی به سلیقه و طرحی متوسل می‎شد تا بلكه امام زنده بماند. در آخرین دقایق، «آقای دكتر صدر» - كه نسبت فامیلی با حاج احمد آقا داشتند ـ با دست، به قلب امام شوك وارد كرد. ولی اثربخش نبود. این بار به دستگاه شوك متوسل شدند و به كمك پرستاران چند بار، به قلب و سینه‏ی امام شوك وارد كردند. صحنه‏ی دلخراشی بود. در این حال حاج احمد آقا تاب نیاوردند و به پزشكان گفتند: «آیا این شوك اثر دارد یا نه ؟» یكی از پزشكان گفت: «نه، دیگر بی‏فایده است». حاج احمد آقا گفت: «پس دیگر امام را اذیت نكنید و بگذارید به حال خودشان باشند»! دكترها كنار كشیدند.

همه چشم به خطوط مانیتوری كه بالای سر امام بود دوخته بودند. فراز و فرود مختصری داشت؛ ولی رفته‏رفته علایم حیاتی رو به خاموشی می‏نهاد. در ساعت 10:25 دقیقه، به یكباره خط مانیتور صاف شد و «دكتر عارفی» اعلام كرد كه كار تمام شد!

داد و شیون و هوار از مرد وزن برخاست . من ضمن اینكه خودم را باخته بودم، حالت دیگران را زیر نظر داشتم . «آقای خامنه‏ای» سرشان را به زیر انداخته بودند و بشدت گریه می‏كردند. گاهی هم با نگاه پرسش‏گر سر بلند می كردند. چهره‏شان سیاه شده بود و چشمانشان قرمز. معلوم بود كه عمیقاً به ایشان فشار آمده است.

«آقای هاشمی رفسنجانی» كه در آن مقطع جانشین فرمانده كل قوا بودند، معلوم بود كه تحت فشار زیادی هستند؛ ولی خودشان را كنترل می‏كردند و به دیگران دلداری می‏دادند. آقای هاشمی می‏گفت: «شیون نكنید! سرو صدا نكنید. این خواست خدا بوده» .

با این حال، خودنگه‏داری ممكن نبود و افراد به سر و روی خود می‏زدند. در این حال خانم‏های بیت، در را باز كردند و به داخل اتاق آمدند. به آنها گفته شده بود كه داخل اتاق نیایید و عملاً هم جا نبود. دكترها می‏خواستند تعداد مردان اتاق را هم كم كنند. ولی هر چه نگاه می‏كردند، می‏دیدند آنها همه آشنا یا فامیل نزدیك امام هستند و نمی‏شد از بالین امام دورشان كرد. این بود كه تنها توانسته بودند زنان را راضی كنند كه در پشت در و در اتاق انتظار بمانند؛ تا سیر طبابت و درمان امام به هم نخورد. بانوان هم قبول كرده بودند كه پشت در بایستند.

وقتی صدای شیون برخاست، زنان نیز عنان را از كف دادند و به داخل اتاق هجوم آوردند. حاج احمد آقا سرش را روی تخت امام گذاشت و بنا كرد گریه كردن. هر كدام از آقایان در حال خودش بود و به دیگری توجه نداشت. «آقای اردبیلی» بشدت می‏گریست و صدای گریه‏ی بلندش در گوش من طنین می‏انداخت.

به هر حال صدای گریه و زاری به داخل حیاط كشید و موج آن به عده‏ی زیادی از مسؤولان و وزرا و برخی از نمایندگان مجلس و شخص «آقای كروبی» كه در حیاط اجتماع كرده بودند سرایت كرد. آقای كروبی خود را به داخل رساند و وقتی متوجه شد امام از دنیا رفته است، حالش دگرگون شد و كنترلش را از دست داد و روی زمین افتاد و عمامه‏اش به هم ریخت. برخی افراد، زیر كتف ایشان را گرفتند و با خود بیرون بردند. باز هم ایشان بی‏تابی می‏كرد.

آقای رفسنجانی جمع را آرام كرد و شروع كرد به صحبت كردن و گفت كه فعلاً نباید كسی از این موضوع خبردار شود. لذا سرو صدا و شیون نكنید. بعد رو كردند به اعضای بیت و خانواده‏ی حضرت امام و گفتند: «شما كه بیشتر از همه حضرت امام را دوست داشتید اگر می‏خواهید اهداف ایشان و انقلابشان حفظ شود، سرو صدا نكنید. چرا كه ممكن است مورد سوء استفاده قرار گیرد».

بعد از اینكه آقای هاشمی همه را ساكت كردند، حاج احمد آقا از افراد حاضر در اتاق و كنار پیكر امام، حتی سران سه قوه خواست كه آنجا را ترك كنند. من آخرین كسی بودم كه اتاق را ترك كردم . بنا داشتم بمانم كه نكند حال حاج احمد آقا خراب شود . ولی به من هم گفتند: «حسین آقا! شما هم بروید بیرون!» اتاق ماند و پیكر بی‏جان امام و مرحوم حاج احمد آقا. احمد آقا سرش را بر سینه‏ی امام گذاشت. از طریق دوربین مداربسته‏ی اتاق، این صحنه را در اتاق‏های دیگر می‏دیدیم و بعداً هم تلویزیون سراسری مبادرت به پخش آن نمود.

* حضور مردم

موج این داد و هوارها به بیرون منتقل می‏شد و حتی بعضی از مردم در جریان فاجعه قرار گرفتند. در حالی كه در اخبار سراسری اعلام شده بود كه در روند معالجه‏ی حضرت امام خللی پیش آمده است و از مردم خواسته بودند كه برای امام دعا كنند. جمعیت به سمت جماران هجوم آوردند و حلقه به حلقه به مركز خبر نزدیك شدند. بیم آن می‏رفت كه آنها كه بتوانند خود را به نزدیك‏ترین فاصله برسانند مشكوك شوند و احیاناً از خبر ارتحال مطلع شوند.

آقای هاشمی برای اینكه این اتفاق نیفتد و فعلا خبر ارتحال در پرده نگه داشته شود از بیمارستان خارج شد و خطاب به آنها كه شیون می‏كردند، گفت: «بنا نیست فعلاً خبر اعلام شود. چون ممكن است مملكت به خطر بیفتد. لذا آرام‏تر باشید و اگر هم كسی از بیرون از شما سؤال كرد كه گریه و زاری برای چیست بگویید برای امام دعای توسل می خواندیم». بعد، از افراد خواستند كه متفرق شوند و به سر كارهایشان بروند .ظاهراً خود ایشان هم به منزلشان كه در نزدیكی منزل امام بود، رفت .

در جلسه‏ای هم كه سران نظام در بیمارستان ترتیب دادند، قرار شد كه فردای آن روز مجلس خبرگان تشكیل جلسه دهد. بیت امام قدری خلوت شده بود. بعد، آقایان حاج احمد آقا، توسلی، صانعی، امام جمارانی و محمد علی انصاری جلسه ترتیب دادند تا برای كیفیت تغسیل امام تصمیم بگیرند .


برچسب ها: آخرین دقایق حیات امام (ره) چگونه گذشت؟، امام خمینی، وفات حضرت امام خمینی، رهبر انقلاب، آخرین وداع، خمینی کبیر،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()


نیامد چون تو تا در هر دیاری                                     کند در راه راستش پایداری

رهانیدی تو جان ها از اسارت                                   چو دادی یک کلام وحدت بشارت

جهانی را همه مبهوت کردی                                   نصیحت بر دشمن هم دوست کردی

تو بودی مظهری از استقامت                                  کلامت ثابت و بود با صلابت

تو رفتی با دلی آرام به باقی                                    پیامت ماند ولی جای تو خالی



طبقه بندی: امام خمینی،  مناسبت ها،  شعر،  عکس، 
برچسب ها: شعر امام خمینی، رحلت امام خمینی، رهبر عشاق، رهبر ایران، خمینی کبیر، امام خمینی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

آنروز كه عاشق جمالت گشتم دیوانه روى بى مثالت گشتم

دیدم نبود در دو جهان جز تو كسى بیخود شدم و غرق كمالت گشتم

امام خمینى (ره)

بدیهى است رهبرى و هدایت هر انقلابى پس از پیروزى به مراتب مشكلتر از دوره‏هاى پیش از پیروزى زیرا تا زمان حصول پیروزى انگیزه‏هاى فراوانى براى وحدت كلمه به منظور استیلا یافتن بر دشمن مشترك وجود دارد. حتى افراد و گروههایى یافت مى‏شوند كه به رغم عدم خلوص كافى، براى دستیابى به اهداف خاص خود، ضمن قلمداد دادن خود به همراهى و همفكرى با مردم، در مبارزه شركت مى‏كنند و معارضه آشكارى با رهبرى مبارزه و انقلاب ندارند، اما پس از پیروزى انقلاب، به دلیل سهم خواهى كه از خصلتهاى افراد و گروههاى ناخالص است نغمه‏هاى جدایى آنها ساز مى‏شود و این روند در برخى موارد به شكل‏گیرى توطئه‏هاى گوناگون علیه انقلاب و رهبرى آن منجر مى‏گردد.

چنین واقعیتى را در انقلاب اسلامى ایران نیز شاهد بودیم كه نمونه‏هاى بارز آن توطئه‏ها و كارشكنیهاى منافقین، ملى‏گراها و دیگر گروههاى وابسته به شرق و غرب بود. از سوى دیگر قدرتهاى استعمارى نیز به ستیز با انقلاب پرداختند و با تحمیل جنگ ناخواسته، محاصره اقتصادى تبلیغات مسموم و اعمال فشارهاى سیاسى به دشمنى با انقلاب و مردم مسلمان ایران پرداختند اما رهبریهاى خردمندانه و هوشیارانه امام خمینى (س) و مقاومت‏بى نظیر مردم تمام نقشه‏هاى شیطانى مستكبران عالم علیه انقلاب را نقش بر آب ساخت.

رحلت جانگداز امام خمینى (س) این توهم پوچ را در دشمنان قسم خورده انقلاب به وجود آورد كه انقلاب اسلامى از مسیر خود منحرف مى‏شود و توده‏ها به بى تفاوتى كشیده خواهند شد، اما از آنجا كه انقلاب اسلامى ایران، ریشه در اعماق قلوب مردم داشت، هیچ گاه تصور خام مخالفان اسلام و انقلاب و مردم، مصداق نیافت و مجلس خبرگان، یك روز پس از ارتحال امام، با انتخاب یكى از فرزندان رشید اسلام و شاگرد خلف و شایسته امام خمینى - حضرت آیت‏الله خامنه‏اى - بر تداوم راه رهبر راحل، مهر تایید زد و امروز همه جهان بر این نكته اعتراف دارند كه پایانى براى انقلاب اسلامى متصور نیست و ایران اسلامى به عنوان تنها ملجا و مامن محرومان و پشتیبان مستضعفان شناخته شده است.

امروز هر ایرانى مسلمان و آزاده بر خود مى‏بالد كه كشورش در شمار مستقل‏ترین و آزادترین ممالك دنیاست و رهبرش راهى را مى‏پیماید كه بنیانگذار فقید جمهورى اسلامى ایران، از نخستین روزهاى قیام به پیروان راستین و وفادارش نشان داده است.

در تاریخ 28 اردیبهشت‏سال 1368 تیم پزشكى حضرت امام از اولین علائم خونریزى در دستگاه گوارش معظم له اطلاع یافت و بلافاصله معاینات و بررسیهاى لازم صورت گرفت انجام معاینات، دو زخم در معده حضرت امام را مشخص مى‏نمود كه یكى سطحى و دیگر نسبتا عمیق بود. با مشاهده زخمها مشاوره با پزشكان متخصص بیماریهاى گوارشى صورت گرفت.

مشخصات ظاهرى زخمها حكایت مشكوكى از احتمال وجود بیمارى بدخیم مى‏كرد. مطالعات پرتونگارى و عكس‏بردارى از معده امام نشان دهنده ضایعاتى نگران كننده بود. بزرگترین زخم چهار تا پنج‏سانتى‏متر و حاشیه آن نامنظم و كاملا برجسته و متورم بود و در معده آثار خونریزى و خون تازه وجود داشت. این مشاهدات توسط اندوسكوپى و مشاهده داخل معده توسط دستگاه صورت گرفته بود كه شرح آن توسط پزشكان تیم مراقبت از امام، آقایان دكتر عارفى و دكتر فاضل داده شده است.

روز یكشنبه 31 اردیبهشت ماه آزمایشات تكمیلى انجام شده و وضعیت قلبى و عمومى حضرت امام مورد بررسى دقیق واقع شد، چرا كه تصمیم‏گیرى در مورد انتخاب درمانى جراحى در شخصى با سن امام و با وضعیت قلبى و عمومى ایشان تصمیم‏گیرى بسیار دقیق و حساسى بود. در چنین شرایطى با محاسبه بسیار دقیق وضعیت‏بیمارى و خطرات ناشى از عدم انجام عمل جراحى در مقایسه با انجام آن، انتخاب نهایى صورت گرفت.

مشكلى كه از نظر جسمانى براى حضرت امام پیش آمده بود از دو جنبه جان معظم له را تهدید مى‏كرد. یكى ایجاد خونریزى وسیع و كشنده و غیرقابل كنترل و دیگرى احتمال ایجاد سوراخ در جدار معده و ورود محتویات معده به داخل حفر شكم در آن صورت یا به سرعت مرگ مستولى مى‏شد و یا باید تن به انجام عمل جراحى در شرایطى بسیار نامناسب داد كه احتمال خطرش بسیار بیشتر از زمانى بود كه جراحى با آمادگى كامل قلب و وضعیت عمومى بدن صورت مى‏گیرد.

شرح حالى كه حضرت امام از وضعیت جسمانى و دستگاه گوارش ارائه مى‏فرمودند حاكى از افزایش میزان خونریزى در دستگاه گوارش بود و روز به روز بر میزان آن افزوده مى‏شد.

از طرفى مطالعات اندوسكوپى با دستگاه اندوسكوپ وسعت و عمق قابل توجه زخمها را نشان مى‏داد و بخصوص در مورد یكى از زخمها حاكى از نازك شدن خطرناك جدار معده بود.

بنابراین قضاوت پزشكان متفقا در پیشگیرى از دو عارضه بسیار خطرناك و كشنده كه امكان وقوع آن در آینده‏اى نزدیك حتمى مى‏نمود برانجام عمل جراحى قرار گرفت. بنابراین این تصمیم‏گیرى با فرزند امام حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا در میان گذاشته شد و ایشان نیز مساله را با مسئولان مملكتى در میان گذاشت. جوانب كار براى مسئولان كاملا توضیح داده شد و پس از موافقت موضوع با حضرت امام مطرح شد. امام پس از حصور اطلاع از تصمیم پزشكان با خونسردى فرمود: هر طور صلاح است همان طور عمل كنید.

مقدمات عمل جراحى براى روز دوم خرداد آماده شد و امام به بیمارستان منتقل گشت. زمانى كه امام، جماران را به سوى بیمارستان ترك مى‏كرد در سر پایینى كوچه جلو بیت‏به اطرافیان فرمود: من از این سرازیرى كه پایین مى‏روم دیگر بالا نمى‏آیم

و بنا به گفته اطرافیان حالتى حاكى از آرامش و ثبات در برخورد با مساله مرگ در موقع گفتن این جمله كاملا حس مى‏شد.

بررسى‏هاى قلب، وضع امام را، حتى بهتر از آنچه تصور مى‏شد نشان داده بود و با تزریق یكى دو واحد خون، كم‏خونى ناشى از خونریزیهاى مكرر نیز اصلاح شد. بنا به گفته دكتر فاضل جراح امام، معظم له نماز شبشان را خواند كه از تلویزیون نیز بخشى از آن پخش شد.

امام پس از اداى نماز صبح جهت جراحى آماده شد. یكى دو لوله نازك براى رساندن مایعات و نشان دادن فشار داخلى وریدهاى مركزى در رگها قرار گرفت و در ساعت 45/7 دقیقه امام توسط یك برانكارد به اتاق عمل منتقل گشت. بنا به گفته دكتر فاضل در اتاق عمل، تیم جراحى مركب از دكتر فاضل، دو جراح، یك تكنسین، پرستار اتاق عمل، دو نفر متخصص بیهوشى، یك تكنسین بیهوشى و دو متخصص قلب آماده انجام عمل شدند. بیهوشى كه یكى از حساسترین مراحل انجام عمل بود با موفقیت انجام شد و ساعت 30/8 دقیقه انجام جراحى آغاز گشت و جریان عمل توسط تلویزیون مدار بسته‏اى در معرض مشاهده اشخاصى كه در بیرون اتاق عمل حضور داشتند قرار گرفت. جراحى كمتر از دو ساعت طول كشید و در ساعت 20/10 دقیقه به پایان رسید.

طبق اظهارات دكتر فاضل، وقتى شكم امام باز شد مشاهده گشت كه قسمت میانى معده دچار ضایعه است. بزرگترین زخمى كه قبلا ذكر شد در خم بزرگ معده وجود داشت و جدار معده را به نحو خطرناكى نازك نموده بود. ضایعه‏اى كوچك با قطرى حدود شش میلیمتر در قسمت چپ كبد به صورت یك دانه مشاهده مى‏شد و غدد لنفاوى كمى بزرگ بود كه مشابه آن در افراد عادى نیز دیده مى‏شود و اندازه طحال طبیعى بود.

قسمتى از معده كه مبتلا بود، برداشته شد و قسمتهاى باقیمانده به هم متصل گشت و از غدد لنفاوى و كبد نیز نمونه‏بردارى شد و در طول عمل مشكل خاصى پیش نیامد. سپس امام به بخش آى. سى. یو منتقل شد، بخشى كه از نظر مراقبتهاى ویژه داراى امكانات كامل جهت كنترل خطرات احتمالى است. لوله داخل ناى یا تراشه حضرت امام براى 24 ساعت آینده باقى ماند تا وضع تنفسى حضرت امام كاملا مطمئن شود.

در فاصله كوتاهى پس از عمل، جلسه‏اى با حضور مسئولین كشور تشكیل شد و با مشورت دو تا سه نفر از تیم پزشكى، نحوه اطلاع دادن مساله به مردم مشخص شد. نكته‏اى كه در این موضوع مورد توجه قرار گرفت جلوگیرى از ایجاد نگرانى زیاد بود و همان روز ساعت دو بعدازظهر متنى از اخبار رادیو براى مردم خوانده شد مبنى بر اینكه حضرت امام به علت‏خونریزى گوارشى و براى كنترل آن، مورد عمل جراحى موفقى قرار گرفته‏اند و حال ایشان رضایت‏بخش است.

على‏رغم لحن اطلاعیه كه حاكى از موفقیت آمیز بودن جراحى امام بود ملت عاشق و دلباخته امام ناگهان براى اولین بار از كسالت جدید امام مطلع و این موجب بروز نگرانى شد. ولى در طى روزهاى بعد كه رسانه‏هاى گروهى و سیماى جمهورى اسلامى ایران از بهبود حال امام گزارش مى‏دادند دلهاى نگران مردم با ناباورى مى‏رفت كه دلهره و اضطراب را از خود بیرون كند. كه. . . ساعت 30/8 بعدازظهر روز شنبه سیزده خرداد اولین خبر نگران كننده از اخبار شبكه سراسرى پخش شد:



این اطلاعیه امشب از سوى دفتر حضرت امام به این شرح انتشار یافت:

بسمه تعالى

به اطلاع ملت‏شریف و عزیز ایران مى‏رسانیم امروز در ساعت‏سه بعدازظهر در سیر درمان حضرت امام مدظله العاى مشكلى پیش آمد. پزشكان با همه كوشش خستگى ناپذیر خود براى درمان حضرت امام به مراقبت و درمانهاى لازم سرگرمند و از همه لت‏خداجوى درخواست مى‏كنیم دعاهاى خالصانه خود را ادامه دهند. امید و انتظار مى‏رود كه ادعیه شما مردم مورد اجابت‏حضرت حق قرار گیرد.

دفتر امام خمینى

متعاقب پخش این اطلاعیه از اخبار شبكه سراسرى، هزاران دلباخته امام به سوى جماران شتافتند تا از حال امام خویش با خبر شوند. مردم با ناله و اشك راه جماران را در پیش گرفته بودند تا بیقرارى و اضطراب خویش را تسكین دهند. در میان آنان صدها تن از جانبازان انقلاب به چشم مى‏خورند. خانواده‏هاى شهدا، زنان، مردان، پیر و جوان خیابانى را كه به جماران منتهى مى‏شد پر كرده بودند و اندوهبار حال امام خود را جویا مى‏شدند، ولى هیچ‏كس پاسخى نمى‏داد. رفت و آمدهاى پر جنب و جوشى به بیت‏حضرت امام صورت مى‏گرفت و چشمهاى راهیان بیت، بیشتر اوقات گریان بود. نزدیكهاى صبح خبرهاى رسیده غم‏انگیز و غم‏انگیزتر مى‏شد. تا اینكه در اخبار ساعت هفت‏بامداد روز چهارده خرداد. . . و اما بشنوید از روزهاى پس از عمل جراحى از داخل بیمارستان.

در اطلاعیه روز دوم خرداد چیزى از تشخیص بیمارى امام گفته نشد چرا كه در حقیقت از اسرار مملكتى به شمار مى‏رفت و گذشته از آن حال حضرت امام در آن موقع خوب و رضایتبخش بود و بنابراین ظاهر امر حاكى از موفقیت عمل جراحى حضرت امام بود و بر طبق مفاد آن مساله منتفى شده بود.

در واقع در چند روز اول هم اوضاع به خوبى پیش مى‏رفت. امام پس از عمل به راحتى به هوش آمد، منتها به دلیل وجود لوله تراشه در داخل ناى قادر به صحبت كردن نبود و به دستورات پزشكان مبنى بر باز و بسته نمودن چشم و حركات دستها و پاها پاسخ مثبت مى‏داد. ساعت‏شش بعدازظهر همان روز یعنى در دوم خرداد ناگهان اختلالى در منحنى نوار قلب حضرت امام پیدا شد كه نگران كننده بود و حدود یك ساعت و نیم به طول انجامید كه با درمانهاى لازم مرتفع شد و پس از آن در همان روز مصاحبه‏اى توسط پزشكان حضرت امام صورت گرفت و اطلاعاتى در اختیار مردم قرار گرفت.

فرداى آن روز حال امام بهتر بود و چند تن از مسئولین مملكتى و حجت‏الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا خدمت امام رسید. همان روز لوله داخل تراشه حضرت امام برداشته شد و امام قادر به صحبت كردن شد. ضمنا قرار شد وضعیت امام از طریق اطلاعیه‏اى به اطلاع مردم برسد.

در روز پنج‏شنبه چهارم خرداد وضع كلیوى امام مختصر اشكالى پیدا كرد كه پیش بینى آن مى‏شد كه تدابیر لازم اندیشیده شد. در این شرایط به گفته اطرافیان و پزشكان، معظم له حاضران را دلدارى مى‏دادند.

روز سوم پس از عمل، از نظر بروز مشكلات عفونى و پیدا شدن اشكال تنفسى و تب از روزهاى دیگر اهمیت‏بیشترى داشت; و در بخشهاى جراحى پس از انجام عمل در روز سوم بیشتر از روزهاى دیگر احتمال وقوع عوارض وجود دارد. روز جمعه پنجم خرداد ماه یعنى روز سوم پس از عمل عده‏اى از اعضاى خانواده امام و آقاى هاشمى رفسنجانى نیز به حضور ایشان رسیده بودند.

تا ظهر اتفاقى كه نگران كننده باشد نیفتاد و امام با آقاى هاشمى صحبت كرد و وقتى آقاى هاشمى اجازه خواست كه سلامتى حضرت امام را از طریق خطبه‏هاى نماز جمعه به اطلاع مردم رساند، امام اجازه داد و مطالبى فرمود كه توسط آقاى هاشمى به اطلاع مردم رسید و طى آن امام عزیز به مردم سلام رسانید و از كسانى كه ابراز احساسات نموده بودند، تشكر كرد. ولى در ساعت دوازده و پنج دقیقه همان روز امام ناراحتى تنفسى پیدا كرد و در نوار قلبى تغییراتى پیدا شد كه بنا به اظهارات پزشكان بیش از دو سال طول كشید ومختصرى هم تب ایجاد شد كه با تدابیر لازم درمانى و خروج لوله‏هاى تزریقات از رگها مرتفع شد.

روز شنبه به خوبى و بدون وجود واقعه نگران كننده‏اى سپرى شد و فقط به دلیل وجود علائم خونریزى در دستگاه ادرارى، بررسى داخل مثانه با دستگاه و بدون بیهوشى عمومى و صرفا با بى حسى موضعى انجام شد و نكته مهمى مشاهده نشد. بعلاوه یك عكسبردارى هم با استفاده از ماده حاجب از معده صورت گرفت كه نشان دهنده جوش خوردن بخیه‏هاى عمل بود و شب همان روز تصاویرى از حضرت امام از طریق سیماى جمهورى اسلامى ایران ملت پخش شد كه همه مشاهده نمودند، سپس لوله معده خارج شد و رژیم مایعات شروع شد. فرداى آن روز به جز مختصرى كاهش فشار خون، مشكل دیگرى پیش نیامد و امام نماز را با وضو خواند و شب مختصرى هم غذا میل كرد روز دوشنبه هشتم خرداد وضع تنفسى و ریوى امام دچار مشكل شدو ظاهرا مقدارى مایع در داخل ریه‏ها جمع شده بود كه مى‏توانست ناشى از سه عارضه باشد: یكى اینكه ریه‏ها دچار عفونت‏شده باشند، دیگر اینكه وضع قلبى و نارسایى قلب موجب تجمع مایع در ریه شده باشد و سوم اینكه بیمارى اصلى كه معده را گرفتار كرده است ریه‏ها را هم مورد تهاجم قرار داده باشد. مشكل ریوى كماكان ادامه داشت و اختلالات كلیوى نیز به درمان پاسخ نمى‏داد.

روز چهاشنبه جلسه مشاوره‏اى با تعداد زیادى از پزشكان متخصص سراسر كشور تشكیل شد و وضع بیمارى امام از جنبه‏هاى مختلف مورد بررسى قرار گرفت.

در كنار مشكلات متعددى كه وجود داشت، تغییرات نگران كننده فرمول شمارش خون حاكى از پیشرفت‏بیمارى اصلى امام بود كه لزوم انجام سریع شیمى درمانى را مطرح مى‏ساخت، ولى مساله‏اى كه تیم پزشكان در این مورد با آن روبرو شد این بود كه معمولا اگر شیمى درمانى پس از عمل جراحى لزوم داشته باشد آن را دو تا سه هفته پس از جراحى به تعویق مى‏اندازند تا آثار سؤ ناشى از شیمى درمانى مشكلى را در وضع عمومى بدن ایجاد نكند، ولى آزمایشات خون حضرت امام در هر لحظه مبین مشكلات بیشترى بود و ناچار پزشكان، شیمى درمانى را شروع كردند و این در حالى بود كه وضعیت عمومى بدن از نظر وضع ریوى و كلیوى در شرایط چندان مطلوبى به سر نمى‏برد. روز شنبه سیزدهم خرداد دفع ادرارى

به كلى مختل شده بود و كلیه‏ها كه وظیفه دفع ادرار را به عهده دارند به درمانها جواب نمى‏دادند و این موضوع باعث تشدید مساله ریوى نیز مى‏گشت و ریه‏ها نیز پر از مایعى بود كه خروج آن با درمانهاى انجام شده امكانپذیر نبود.

ساعت‏یازده صبح همان روز، نوار قلب تغییراتى را نشان داد و فشار خون كم‏كم كاهش یافت، در بیمارستان پزشكان، حاج احمد آقا، بعضى از مسئولان مملكتى و نوه امام نزد معظم له بودند و بنا به اظهارات نوه حضرت امام ایشان شاید بیش از 100 بار شهادتین گفته بود. امام نماز ظهر و عصر را خواند و حدود ساعت‏سه بعدازظهر یك ایست قلبى پیش آمد كه با ماساژ قلبى و تنفس مصنوعى دوباره قلب به كار افتاد و دستگاهى جهت كمك به ایجاد ضربان قلب در جلوى سینه امام كار گذاشته شد. این وضعیت تا ساعت 30/8 دقیقه بعدازظهر ادامه داشت كه وضع نگران كننده از طریق اخبار شبكه سراسرى سیماى جمهورى اسلامى به اطلاع مردم رسید و موج عاشقان امام به سوى جماران روان گشت. وضعیت عمومى حضرت امام اصلا خوب نبود ولى بعدازظهر گویى مجددا كمى به هوش آمده بود. كهولت‏سن، بیمارى صعب‏العلاج و وضع نامناسب قلبى دست‏به دست هم داده بودند تا ملتى را داغدار كنند. كارى از دست پزشكان بر نمى‏آمد. على‏رغم تلاش همه جانبه و درمانهاى متعدد و مختلف، كارى از پیش نمى‏رفت. انبوه جمعیت هر لحظه در جماران بیشتر و بیشتر مى‏گشت، اشكها از نگرانى جارى بود و دستها به سوى آسمان بلند. چشم حاج احمد آقا مانند چشم میلیونها انسان دیگر، چشم میلیونها فرزند دیگر امام، اشك آلود بود. دستان امام لرزش داشت و در لحظات آخر با صدایى لرزان فرموده بود: من مى‏دانم زنده نمى‏مانم، اگر مرا براى خودم نگهداشته‏اید به حال خودم بگذارید و اگر براى مردم است هر كارى مى‏خواهید بكنید.

در سراسر ایران دستها به دعا برداشته شد، حتى در خارج از مرزها عاشقان امام ضجه‏كنان بقاى امام را از یگانه استدعا مى‏كردند، ولى در ساعت 20/22 دقیقه بعدازظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368، دعاى امام بر دعاى میلیونها انسان غلبه یافت و قلب ملت از كار ایستاد. انالله و انا الیه راجعون.


طبقه بندی: امام خمینی،  اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها،  جنگ نرم،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: رحلت امام خمینی، روخ خدا به خدا پیوست، امام عشق، خمینی کبیر، رهبر شهیدان، امام خمینی، بنیان گذار جمهوری اسلامی، امام روح ا...، لحظات آخر، وداع با روح خدا،