پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر خامنه ای| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/139005195827e27.jpg
شروع ماه مبارك رمضان، در حقیقت عید بزرگى براى مسلمانان است و جا دارد كه مؤمنین، ورود این ماه را به هم تبریك بگویند و یكدیگر را به استفاده هرچه بیشتر از این ماه توصیه كنند. چون ماه ضیافت الهى است، در این ماه فقط مؤمنین و كسانى كه اهل ورود در این ضیافتند، بر سر سفره پروردگار منان و كریم مى‌نشینند. این، غیر از سفره عام كرم الهى است كه همه انسان‌ها بلكه همه موجودات عالم از آن بهره‌مندند؛ این سفره خواص و ضیافت خاصان پروردگار است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  ركن تكامل
«كتب علیكم الصّیام كما كتب على الّذین من قبلكم». ما مى‌دانیم كه نماز و زكات، مخصوص امت اسلام نبوده است؛ بلكه پیامبران قبل از رسول اكرم اسلام صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم در صدر احكام خود، نماز و زكات را داشته‌اند. «و اوصانى بالصّلوة و الزّكوة ما دمت حیاً» از قول حضرت عیسى(ع) است كه به مخاطبان خود مى‌فرماید: خدا من را به نماز و زكات وصیت كرده است. از آیات دیگر قرآن هم این معنا استفاده مى‌شود. آیه اولى كه تلاوت كردم، مى‌فرماید: روزه هم مثل نماز و زكات در شمار احكامى است كه مخصوص امت اسلام نیست؛ بلكه امم سابق و پیامبران گذشته هم مأمور به روزه بوده‌اند.

این نشان‌دهنده این حقیقت است كه در بناى زندگى معنوى انسان‌ها در هر زمان، همچنان‌كه نماز لازم است و این نماز، رابطه معنوى میان انسان و خداست و همچنان كه زكات لازم است و این زكات، تزكیه مالى انسان مى‌باشد، روزه هم واجب و ضرورى است و این یكى از پایه‌هاى اصلى تكامل انسان و تعالى معنوى اوست؛ والّا در طول زمان و با تغییر ادیان مختلف، این خط، ثابت و مستمر نمى‌ماند.

البته روزه در ادیان مختلف و زمان‌هاى گوناگون و به شكل‌هاى دیگر وجود دارد؛ اما گرسنگى كشیدن و اندرون را از طعام خالى داشتن و لب و زبان و دهان را در ساعات معینى بر روى تمتعات جسمانى بستن، خصوصیتى است كه در روزه ادیان مختلف وجود دارد. پس روزه یك ركن اساسى در تعالى معنوى و تكامل روحى و هدایت و تربیت انسانى است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  پلكان تقوا
بعد مى‌فرماید: «لعلّكم تتّقون». یعنى این روزه، پلكانى به سمت تقوا و وسیله‌اى براى تأمین آن در وجود و دل و جان شماست. تقوا این است كه انسان در همه اعمال و رفتار خود مراقب باشد كه آیا این كار مطابق رضاى خدا و امر الهى است یا نه. این حالت مراقبت و پرهیز و برحذر بودن دایمى، اسمش تقواست.

نقطه مقابل تقوا، غفلت و بى‌توجهى و حركت بدون بصیرت است. خدا، ناهوشیارى مؤمن را در امور زندگى نمى‌پسندد. مؤمن باید در همه امور زندگى، چشم باز و دل بیدار داشته باشد. این چشم باز و دل بیدار و هوشیار در همه امور زندگى، براى انسان مؤمن این اثر و فایده را دارد كه متوجه باشد، كارى كه مى‌كند برخلاف خواست خدا و طریقه و ممشاى دین نباشد. وقتى این مراقبت در انسان به‌وجود آمد كه گفتار و عمل و سكوت و قیام و قعود و هر اقدام و تصرف او، برطبق خط مشى‌اى است كه خداى متعال معین كرده، اسم این حالت هوشیارى و توجه و تنبه در انسان تقواست كه در فارسى به پرهیزگارى ترجمه شده؛ و مقصود از پرهیزگارى این است كه حالت پرهیز و برحذر بودن، همیشه در انسان زنده باشد. فایده روزه این است.

اگر ملتى یا فردى داراى تقوا بود، تمام خیرات دنیا و آخرت براى او جلب خواهد شد. فایده تقوا، فقط براى كسب رضاى پروردگار و نیل به بهشت الهى در قیامت نیست؛ فایده تقوا را انسان باتقوا در دنیا هم مى‌بیند. جامعه‌اى كه باتقواست، جامعه‌اى كه راه خدا را با دقت انتخاب مى‌كند و با دقت نیز در آن راه حركت مى‌كند، از نعم الهى در دنیا هم برخوردار مى‌شود، عزت دنیوى هم به‌دست مى‌آورد و خدا علم و معرفت در امور دنیا هم به او مى‌دهد. جامعه‌اى كه در راه تقوا حركت مى‌كند، فضاى زندگى آن جامعه، فضاى سالم و محبت‌آمیز و همراه با تعاون و همكارى بین آحاد جامعه است.

تقوا، كلید خوشبختى دنیوى و اخروى است. بشریت گمراه كه از انواع سختی‌ها و رنج‌هاى شخصى و اجتماعى مى‌نالد، چوب بى‌تقوایى و غفلت و بى‌توجهى و غرق شدن در منجلابى كه شهواتش براى او فراهم كرده است، مى‌خورد. جوامعى كه عقب افتاده‌اند، حالشان معلوم است. جوامع پیشرفته عالم هم، اگرچه از بعضى جهات خوشبختی‌هایى دارند -كه همان هم ناشى از هوشیارى و بیدارى در بعضى از امور زندگى است- اما دچار خلأها و كمبودهاى مرگبارى هستند كه نویسندگان و گویندگان و هنرمندان آن‌ها، امروز با صد زبان آن را بیان مى‌كنند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  وصیت اول و آخر
تقوا، وصیت اول و آخر پیامبران است. در سوره‌هاى مختلف قرآن مى‌خوانید، اولین سخنى كه انبیاى الهى به مردم گفته‌اند، توصیه به تقوا بوده است. اگر تقوا باشد، هدایت الهى هم هست؛ و اگر تقوا نباشد، هدایت الهى هم به‌صورت كامل نصیب فرد و جامعه نمى‌شود. این روزه، مقدمه تقواست.

خداوند در یك آیه دیگر از سوره حدید مى‌فرماید: «یا أیها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه و امنوا برسوله یؤتكم كفلین من رحمته و یجعل لكم نوراً تمشون به». تقوا موجب مى‌شود كه خداى متعال نورى را در قلب و زندگى و راه شما قرار بدهد، تا بتوانید در پرتو آن نور حركت كنید و راه زندگى را پیدا نمایید. بشر نمى‌تواند با سردرگمى حركت كند. بدون شناختن مقصد و هدف، حركت انسانى میسور نیست. این نورى كه مى‌تواند هدف و سرمنزل و راه را به ما نشان بدهد، ناشى از تقوا و پرهیزگارى است. توصیه همه انبیا و اولیا به تقواست...

توصیه مى‌كنم كه در همه امور و آنات زندگی‌تان، تقواى الهى را بر خود فرض و لازم بشمارید؛ مخصوصاً كسانى كه در جامعه مسؤولیت بیشترى دارند. اگرچه در جامعه اسلامى همه مسؤولند، اما هرچه مسؤولیت بیشتر و بار سنگین‌تر باشد، زاد و توشه تقوا بیشتر مورد نیاز است. آن كسانى كه در جامعه مسؤولند، باید بر مایه تقواى خود بیفزایند؛ بدانند كه چه مى‌كنند و بفهمند كه آیا رضاى الهى در این حرفى كه مى‌زنند، در این اقدامى كه انجام مى‌دهند و در این عملى كه مى‌كنند، هست یا نه؟ این، معیار و ملاك است. اگر ما تقوا را پیشه خودمان بكنیم، واللَّه قوی‌ترین قدرت‌هاى مادّى هم نخواهند توانست سر سوزنى در این راه مستقیمى كه ما طى مى‌كنیم، انحراف به‌وجود بیاورند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دعا، امید و حركت
ماه رمضان را مغتنم بشمارید. این روزها را با روزه‌دارى و این شب‌ها را با ذكر و دعا به سر ببرید. فصل دعا هم، همین ماه مبارك است. اگرچه همیشه انسان باید با رشته دعا به خدا متصل باشد اما آیه «و إذا سألك عبادى عنّى فإنّى قریب اجیب دعوة الدّاع إذا دعان» در سوره بقره در خلال همین آیات مباركه مربوط به روزه و ماه رمضان است. در وسط آیات روزه و ماه رمضان، این آیه «و اذا سألك عبادى عنّى فانّى قریب» آمده كه همه انسان‌ها و همه بندگان را به دعا و توجه سوق مى‌دهد و دعوت مى‌كند.

رابطه دعا، رابطه قلبى شما با خداست. دعا، یعنى خواستن و خدا را خواندن. خواستن، یعنى امیدوارى. تا امید نداشته باشید، از خدا چیزى را درخواست نمى‌كنید. انسان ناامید كه چیزى طلب نمى‌كند. پس دعا یعنى امید كه ملازمِ با امید به اجابت است. این امید به اجابت، دل‌ها را مُشتعل مى‌كند و منوّر نگه مى‌دارد. به بركت دعا، جامعه بانشاط و اهل حركت مى‌شود.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  انس یعنی تدبر
این ماه، همچنین بهار قرآن است. انس با قرآن، معرفت اسلامى را در ذهن ما قوی‌تر و عمیق‌تر مى‌كند. بدبختى جوامع اسلامى، به‌خاطر دورى از قرآن و حقایق و معارف آن است. آن كسانى از مسلمانان كه معانى قرآن را نمى‌فهمند و با آن انس ندارند، وضعشان معلوم است. حتّى كسانى هم كه زبان قرآن، زبان آن‌هاست و آن را مى‌فهمند، به‌خاطر عدم تدبر در آیات قرآن با حقایق قرآنى آشنا نمى‌شوند و انس نمى‌گیرند. مى‌بینید كه آیه «لن یجعل اللَّه للكافرین على المؤمنین سبیلاً» یعنى خداوند مؤمنین را زیردست و زبون كفار قرار نداده است، در كشورهاى عربى و به‌وسیله مردم عرب زبان در دنیا خوانده مى‌شود اما به آن عمل نمى‌گردد. در آیات قرآن، توجه و تنبه و تدبر نیست؛ لذا كشورهاى اسلامى عقب مانده‌اند.

انس با قرآن، یعنى قرآن را خواندن و باز خواندن و باز خواندن و در مفاهیم قرآنى تدبر كردن و آن‌ها را فهمیدن. فارسى‌زبان‌ها مى‌توانند از ترجمه قرآن استفاده كنند و كلمات قرآنى را به‌طور تقریب بفهمند و مضامین آیات قرآن را دریابند و در آن‌ها فكر و تأمل كنند. اگر در آیات قرآن تأمل بكنیم، اراده و استقامت ما قوی‌تر و بیشتر از این خواهد شد. همین آیات قرآنى است كه توانست در روزگارى، انسان‌هایى را تربیت كند كه با دنیاى كفر و ظلمات بستیزند. همین معارف است كه ملت بزرگ ما را وادار كرد و مجهز نمود كه با دنیاى مدرن مظلَم جاهلیت -جاهلیت مدرن و جاهلیت قرن بیستم- مقابله كند. امیدواریم كه ملت ما روزبه‌روز به قرآن و حقایق قرآنى نزدیكتر بشوند.



طبقه بندی: مردان خدا،  امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | نهم: عید رمضان، امام خامنه ای، رهبر، خامنه ای، ماه رمضان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

ششم رمضان‌المبارك 1432


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

 به برادران و خواهران عزیز، مسئولین زحمتكش و دلسوز كشور خوشامد عرض میكنم؛ ان‌شاءالله خداوند این ماه شریف را بر همه‌ى شما و بر ملت ایران مبارك بفرماید. خدا را سپاسگزاریم كه یك سال دیگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانیم این مجلس صمیمى و گرم را تشكیل بدهیم و درباره‌ى مسائل مبتلابه و مهم كشور مطالبى را بشنویم و بگوئیم.

 من عرایضم را به سه قسمت تقسیم میكنم: بخش اول، تذكراتى است كه در درجه‌ى اول خود این حقیر احتیاج دارم به اینكه به این تذكرات توجه كنم، كه ان‌شاءالله الهام از معنویت ماه رمضان باشد. یك قسمت هم درباره‌ى مسائل كشور با یك نگاه كلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءالله وقت شد، یك اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهیم كرد.

 مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى - عارف معروف و مشهور و فقیه بزرگوار - در كتاب شریف «المراقبات»شان میفرمایند: روزه یك هدیه‌ى الهى است كه خداى متعال این را به بندگان خود و به مؤمنین هدیه كرده است. تعبیر ایشان این است كه: «الصّوم لیس تكلیفا بل تشریف»؛ روزه را به چشم یك تكلیف نگاه نكنید؛ به شكل یك تشریف و تكریم نگاه كنید، كه «یوجب شكرا بحسبه»؛ این توجه به فریضه‌ى روزه - كه تكریم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شكر است؛ باید خدا را سپاسگزارى كرد. ایشان براى گرسنگى و تشنگى كه مؤمنین در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن میدانند، فوائد متعددى را بیان میكنند كه متخذ از روایات و برخاسته‌ى از دل نورانى این مرد بزرگ است. از جمله‌ى آنها، یا اهمّ آنها - كه ایشان خودشان میگویند این خاصیت از همه مهمتر است - این است كه میگویند این گرسنگى و تشنگى یك صفائى به دل میبخشد كه این صفاى قلبى زمینه را فراهم میكند براى تفكر، كه «تفكّر ساعة خیر من عبادة سنة».(1) این تفكر از نوع تفكرِ مراجعه‌ى به باطن و روح و دل انسان است كه حقایق را روشن میكند و باب حكمت را بر روى انسان میگشاید. از این باید استفاده كرد.

 درباره‌ى عمر فكر كنیم. عمر سرمایه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خیرات به وسیله‌ى عمر - همین ساعات زودگذر - به دست مى‌آید؛ این سرمایه است كه میتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارك ببیند. درباره‌ى این عمر فكر كنیم. گذر عمر را ببینیم. ناپایدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس كنیم. به این گذر زمان توجه كنیم؛ «عمر، برف است و آفتاب تموز». لحظه به لحظه از این سرمایه دارد كاسته میشود؛ و این در حالى است كه این سرمایه، همه چیز ماست براى كسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش میكنیم، در كجا مصرفش میكنیم، در چه راهى آن را خرج میكنیم؟

 تفكر در باب مرگ، عبور از این عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملك‌الموت؛ این لحظه براى همه‌ى ما پیش مى‌آید؛ «كلّ نفس ذائقة الموت»؛(2) همه، این را میچشیم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اینها نكاتى است كه در خور تدبر و تأمل است. فكر در این زمینه‌ها، از جمله‌ى تفكر لازم و اساسى و ضرورى است.

 یك زمینه‌ى دیگر براى تفكر، همین دعاهاست. مضامینى كه در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ایشان در همین «مراقبات» میفرمایند: حقایق و معارفى كه در ادعیه‌ى رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود دارد، یك دهم آن در همه‌ى روایات و خطبِ رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدى و خطب توحیدى. این دعاها خیلى اهمیت دارد.

 من حالا فقره‌اى از یك دعائى را در نظر گرفته‌ام كه چند دقیقه‌اى بعضى از جملات آن را عرض بكنم و تكرارى باشد براى آن كسانى كه شنیده‌اند، و تذكرى باشد براى آن كسانى كه نشنیده‌اند: دعاى بیستم صحیفه‌ى سجادیه؛ دعاى شریف معروف به مكارم‌الاخلاق.

 اولِ این دعا میفرماید: «اللّهمّ صلّ على محمّد و ءال محمّد و حلّنى بحلیة الصّالحین و البسنى زینة المتّقین»؛ آرایش بندگان صالح را به من عنایت كن، من را زینت بده به زینت صالحین، و زیور متقین را به من عنایت بفرما. یعنى من را جزو بندگان صالح و متقین و پرهیزگاران قرار بده. بعد درباره‌ى متقین خصوصیاتى را ذكر میكند، كه اینكه میگوئیم زیور متقین را به من عنایت كن، من را مزین به زینت متقین كن، یعنى چه. در چه چیزى ما به زینت متقین و پرهیزگاران زیور پیدا كنیم و نزدیك شویم؟ معمولاً وقتى صحبت تقوا به نظر مى‌آید، اجتناب از گناهان فردى و انجام عبادات و این چیزها به ذهن متبادر میشود - كه البته آنها یقیناً هست؛ شكى نیست - اما اینجا امام سجاد (علیه الصّلاة و السّلام) بیست و دو سه مطلب را در ذیل این فقره بیان میكنند كه ماها را متوجه به ابعاد جدیدى از معناى تقوا، مفهوم تقوا و مصداق تقوا میكند.

 «و البسنى زینة المتّقین» در این چیزها: اول، «فى بسط العدل»؛ گستردن عدالت. عدالت را در میان جامعه مستقر كنیم؛ عدالت قضائى، عدالت به معناى تقسیم منابع حیاتى كشور میان آحاد مردم، عدالت به معناى تقسیم درست فرصتها میان مردم. تقوائى كه از ما انتظار میرود، جزو پایه‌ها و مبانى این تقواست.

 «و كظم الغیظ»؛ فرو خوردن خشم. یك وقت هست كه شما یك فرد معمولىِ متعارفى هستید، خشم شما نسبت به یك برادر دینى است، نسبت به یكى از اهل خانواده است، نسبت به یكى از كاركنانتان است - كظم غیظ خیلى فضیلت دارد؛ «و الكاظمین الغیظ و العافین عن النّاس»(3) - یك وقت هم هست كه شما یك مسئول اجتماعى هستید، جایگاهى دارید؛ حركت شما، اثبات و نفى شما، قول و فعل شما در جامعه اثر میگذارد؛ در یك چنین شرائطى، خشم شما دیگر با خشم یك آدم معمولى برابر نیست. علیه كسانى، علیه جریانى خشمگین میشویم و حرفى میزنیم؛ آثار اینچنین خشمى با آثار یك خشم معمولى كه حالا انسان بر فرض خشمگین میشود و یك نفر را كتك میزند، خیلى متفاوت است. كظم غیظ؛ خشم را فرو بخورید؛ كار از روى خشم انجام نگیرد. ممكن است شما با یك كسى، با یك جریانى، با یك مجموعه‌اى موافق نباشید؛ اینجا استدلال و منطق حاكم باشد؛ اگر این استدلال و منطق آمیخته شد با خشم، كار را خراب میكند؛ تجاوز از حد انجام میگیرد، اسراف به وقوع میپیوندد؛ «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا».(4) اسراف یعنى زیاده‌روى.

 «و اطفاء النّائرة»؛ یكى از كارهائى كه لازمه‌ى تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. این شعله‌ور شدن آتش - مراد، همین آتشهاى اختلافاتى است كه بین مجموعه‌ها هست، بین گروه‌ها هست، بین دستگاه‌ها هست - در حكم آتش سوزان است. سعى همه باید این باشد كه اطفاء كنند. نباید بر روى آتش بنزین پاشید، نباید آتشها را مشتعل كرد. اینكه ما مكرر در مكرر توصیه میكنیم به دوستان، به مسئولین، به كسانى كه تریبون دارند، به كسانى كه حرفشان یا به طور عموم یا در بخشى از فضاى كشور منعكس میشود، كه گفته‌ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبیرات را كنترل و مراقبت كنند، به خاطر این است. گاهى اوقات یك تعبیرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلكه مشتعل كردن هرچه بیشتر نائره است؛ اطفاء نیست، بلكه ضد اطفاء است.

 «و ضمّ اهل الفرقة»؛ این كسانى كه از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت كشور فاصله میگیرند، كوشش كنید اینها را نزدیك كنید، منضم كنید. كسانى كه میانه‌ى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، كسانى كه یك ایمان نیمه‌كاره‌اى دارند، بكلى از ایمان ببُرند؛ كسانى كه نیمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عكس این عمل كنیم؛ كسانى كه در نیمه‌ى راه هستند، اینها را جذب كنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست.

 «و اصلاح ذات البین»؛ میانه‌ى افراد را اگر اختلافى وجود دارد، اصلاح كنیم. «و افشاء العارفة و ستر العائبة»؛ درباره‌ى اشخاص، نقاط مثبت را، نقاط خوب را افشاء كنیم، منتشر كنیم. از كسى، از مسئولى كار خوبى سراغ دارید، این را بیان كنید و بگوئید. نقطه‌ى مقابل: اگر چنانچه نقطه‌ى منفى‌اى سراغ دارید، این را افشاء نكنید. افشاء نكردن معنایش این نیست كه نهى از منكر نكنید؛ چرا، به خود آن كسى كه به كارش اشكالى وارد است و باید ایراد گرفته شود، گفته بشود؛ اما افشاء كردن این چیزها مصلحت نیست. در این باره صحبتهاى زیادى هست. این یك بخشى از این دعاست. بیست و دو سه مطلب بود كه حالا این شش هفت تایش را اجمالاً عرض كردیم. دلهامان را به این سمت ببریم. از خدا بخواهیم كه «البسنى زینة المتّقین»؛ آرایش متقین را به ما بدهد. بالاخره چاره جز این نیست. روزه هم در قرآن «لعلّكم تتّقون»(5) است؛ روزه را واجب فرمود براى اینكه ما تقوا پیشه كنیم. از جمله‌ى موارد تقوا اینهاست. این، آن بخش اوّلى كه عرض كردیم.

بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  مناسبت ها،  بسیج،  جنگ نرم، 
برچسب ها: امام خامنه ای، دیدار رهبر، بیت رهبری، دیدار در ماه رمضان، خامنه ای، بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران، بیانات امام خامنه ای در دیدار مسئولان نظام،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/13900518448bce02.jpghttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  ماه فرصت‌ها
ماه مبارك رمضان با همه بركاتش و همه زیبائى‌هاى معنوى‌اش، بار دیگر فرا رسید. از قبل از شروع ماه مبارك، پیامبر معظم اسلام مردم را آماده می‌فرمود براى ورود در این عرصه خطیر و والا و پربركت؛ «قد أقبل إلیكم شهر اللَّه بالبركة و الرّحمة». در خطبه روز جمعه آخر ماه شعبان، بنا به روایتى این‌طور فرمود؛ خبر داد، توجه داد به مردم كه ماه رمضان فرا رسید. اگر بخواهیم در یك جمله ماه رمضان را تعریف كنیم، باید عرض كنیم ماه فرصت‌ها. فرصت‌هاى فراوانى در این ماه در برابر من و شماست. اگر از این فرصت‌ها بتوانیم درست استفاده كنیم، ذخیره عظیم و بسیار ارزشمندى در اختیار ما خواهد بود...

در همین خطبه‌اى كه اشاره شد، رسول مكرم فرمودند كه «شهر دعیتم فیه إلى ضیافة اللَّه»؛ این یك ماهى است كه شما در این ماه دعوت شده‌اید به میهمانى الهى. خود این جمله درخور تدبر و تأمل است؛ دعوت به میهمانى الهى. اجبار نكردند كه همه افراد از این میهمانى استفاده كنند؛ نه، فریضه قرار داده‌اند؛ اما تحت اختیار خود ماست كه از این میهمانى استفاده بكنیم یا نكنیم. بعضى هستند كه در این میهمانى عظیم اصلاً فرصت این را پیدا نمی‌كنند كه به این دعوتنامه توجه كنند. غفلت آن‌ها، فرورفتگى آن‌ها در كار مادیت و دنیاى مادى به‌قدرى است كه آمدن و رفتن ماه رمضان را نمی‌فهمند. مثل همین كه كسى را براى یك میهمانى بسیار باشكوه و پرخیر و بركتى دعوت كنند و او فرصت نكند؛ غفلت كند از این‌كه كارت دعوت را حتّى نگاه كند. این‌ها كه دستشان به‌كلى خالى می‌ماند. بعضى می‌فهمند این میهمانى هست اما به این میهمانى نمی‌روند. كسانى كه خداى متعال به آن‌ها لطف نكرده است و توفیق نداده كه با این‌كه عذرى ندارند، روزه را نمی‌گیرند یا از تلاوت قرآن یا از دعاهاى ماه رمضان محروم می‌مانند، آن‌ها همین افراد هستند. كسانى هستند كه وارد این میهمانى نمی‌شوند، نمى‌آیند به این میهمانى؛ حساب این‌ها روشن است. جمع كثیرى از مردم مسلمان -امثال ما- وارد این میهمانى می‌شویم اما بهره ما از این میهمانى به یك اندازه نیست؛ بعضى‌ها بیشترین بهره را از این فرصت می‌برند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  بهره كامل
ریاضتى كه در میهمانى این ماه وجود دارد -كه ریاضت روزه و گرسنگى كشیدن است- شاید بزرگترین دستاورد این ضیافت الهى است. بركاتى كه روزه براى انسان دارد، به‌قدرى این بركات از لحاظ معنوى و ایجاد نورانیت در دل انسان زیاد است كه شاید بشود گفت بزرگترین بركات این ماه همین روزه است. روزه را بعضى می‌گیرند؛ پس این‌ها وارد ضیافت شده‌اند و بهره از این ضیافت را هم گرفته‌اند. لیكن علاوه بر روزه گرفتن -كه ریاضت معنوىِ این ماه مبارك است- این‌ها آموزش خود را هم از قرآن در حد اعلى‌ تأمین می‌كنند؛ تلاوت قرآن با تدبر. با حالت روزه‌دارى یا حالت نورانیتِ ناشى از روزه‌دارى، در شب‌ها و نیمه‌شب‌ها تلاوت قرآن، انس با قرآن، مخاطب خدا قرار گرفتن، لذت دیگرى و معناى دیگرى دارد. چیزى كه انسان در چنین تلاوتى از قرآن فرامی‌گیرد، در حال متعارف و معمول نمی‌تواند به چنین تلاوتى دسترسى پیدا كند؛ آن‌ها از این هم بهره می‌برند. علاوه بر این‌ها از مكالمه با خداى متعال و مخاطبه با خدا، راز و نیاز كردن، دل خود را و اسرار درون خود را براى خدا به زبان آوردن هم بهره‌بردارى می‌كنند؛ یعنى همین دعاها. این دعاى ابى‌حمزه‌ى ثمالى، این دعاهاى روزها، این دعاهاى شب‌ها و سحرها، این‌ها حرف زدن با خداست، خواستن از خداست، نزدیك كردن دل به ساحت حریم عزت الهى است؛ از این هم بهره می‌برند. بنابراین در این میهمانى، از همه دستاوردهاى آن بهره می‌برند.

از این‌ها مقدم‌تر، شاید به جهتى بالاتر از این‌ها، ترك گناهان است؛ در این ماه گناه هم نمی‌كنند. در همان روایت خطبه پیامبر اعظم، امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام سؤال می‌كند از پیغمبر كه در این ماه كدام عمل بافضیلت‌تر است در جواب می‌فرمایند: «الورع عن محارم اللَّه». اجتناب از گناهان و از محارم الهى بر كارهاى اثباتى و ایجابى مقدم است؛ جلوگیرى از آلودگى و زنگار روح و دل است. این افراد از گناه هم اجتناب می‌كنند. پس هم روزه‌دارى است، هم تلاوت است، هم دعا و ذكر است، هم دورى از گناهان است. این مجموعه، انسان را از لحاظ اخلاق و رفتار هم به آن چیزى كه مورد نظر اسلام است، نزدیك می‌كند. وقتى این مجموعه كار انجام گرفت، دل انسان از كینه‌ها خالى می‌شود؛ روح ایثار و فداكارى در انسان زنده می‌شود؛ كمك به محرومان و مستمندان براى انسان آسان می‌شود؛ گذشت به نفع دیگران و به زیان خود در امور مادى براى انسان روان می‌شود. لذا مى‌بینید در ماه رمضان جرم و جنایت كم می‌شود، كار خیر زیاد مى‌شود، محبت بین افراد جامعه بیش از اوقات دیگر می‌شود؛ كه این‌ها به بركت همین ضیافت الهى است.

بعضى این‌طور از ماه رمضان بهره كامل می‌برند، بعضى هم نه؛ از یك چیزى بهره‌مند می‌شوند، از چیز دیگرى خود را محروم نگه می‌دارند. باید تلاش مسلمان در این ماه این باشد كه حداكثر بهره را از این ضیافت الهى بگیرد و دست پیدا كند به رحمت و مغفرت الهى.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  بهترین دعا
من تأكید كنم بر روى استغفار؛ استغفار از گناهان، استغفار از خطاها، استغفار از لغزش‌ها؛ چه گناهان كوچك، چه گناهان بزرگ. این خیلى مهم است كه در این ماه، ما خودمان را، دلمان را از زنگارها پاك كنیم؛ خودمان را از آلودگى‌ها مصفا كنیم، شستشو بدهیم؛ و این با استغفار امكان‌پذیر است. لذا در روایات متعددى دارد كه بهترین دعاها یا در رأس دعاها، استغفار است؛ طلب مغفرت از پروردگار. براى همه هم استغفار هست. پیغمبر اكرم هم -آن انسان والا- استغفار می‌كرد. حالا استغفار امثال ما از نوعى از گناهان است؛ این گناهان متعارف و معمولى و گرایش‌هاى حیوانى در وجود ما و همین گناهانِ به تعبیرى می‌گوئیم گناهان چاروادارى؛ گناه‌هاى آشكار و واضح. بعضى‌ها استغفارشان از چنین گناهانى نیست؛ از ترك اولى‌ است. بعضى ترك اولى‌ هم نمی‌كنند؛ اما استغفار می‌كنند؛ كه این استغفار از قصور ذاتى و طبیعى انسانِ ممكن در قبال عظمت ذات مقدس پروردگار است؛ استغفار از عدم معرفت كامل كه این مال اولیاء و مال بزرگان است.

ما باید از گناهانمان استغفار كنیم. فایده بزرگ استغفار این است كه ما را از غفلت نسبت به خود خارج می‌كند. ما گاهى در مورد خودمان دچار اشتباه می‌شویم. وقتى به فكر استغفار مى‌افتیم، گناهان، خطاها، خیره‌سرى‌ها، پیروى از هواى نفس كه كردیم، تجاوز از حدود كه انجام دادیم، ظلمى كه به نفس خودمان كردیم، ظلمى كه به دیگران كردیم، جلوى چشم ما زنده می‌شود و به یادمان مى‌آید كه چه كرده‌ایم؛ آن‌وقت دچار غرور، دچار نخوت، دچار غفلت نسبت به خود نمی‌شویم. اولین فایده استغفار این است. بعد هم خداى متعال وعده فرموده است كه آن كسى كه استغفار كند، یعنى به‌عنوان یك دعاى حقیقى از خداى متعال حقیقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشیمان باشد، «لوجد اللَّه توّاباً رحیماً»؛ خداى متعال توبه‌پذیر است. این استغفار، بازگشت به سوى پروردگار است؛ پشت كردن به خطاها و گناهان است و خداوند می‌پذیرد؛ اگر استغفار، استغفار حقیقى باشد.

توجه كنید كه همین‌طور آدم به زبان بگوید: استغفراللَّه، استغفراللَّه، استغفراللَّه اما حواسش این طرف و آن طرف باشد، این فایده‌اى ندارد؛ این استغفار نیست. استغفار یك دعاست، یك خواستن است؛ باید انسان حقیقتاً از خدا بخواهد و مغفرت الهى و گذشت پروردگار را بطلبد: من این گناه را كرده‌ام؛ پروردگارا! به من رحم كن، از این گناه من بگذر. این‌طور استغفار كردنى نسبت به هر یك از گناهان، مسلماً غفران الهى را پشت سر خواهد داشت؛ خداى متعال این باب را باز فرموده است.

البته در دین مقدس اسلام، اقرار به گناه پیش دیگران ممنوع است. این‌كه در بعضى از ادیان هست كه بروند توى عبادتگاه‌ها، پیش روحانى، كشیش، بنشینند اعتراف به گناه كنند، این در اسلام نیست و چنین چیزى ممنوع است. پرده‌درىِ نسبت به خود و افشاى اسرار درونى خود و گناهان خود پیش دیگران، ممنوع است؛ هیچ فایده‌اى هم ندارد. این‌كه حالا در آن ادیان خیالى و پندارى و تحریف شده این‌طور ذكر می‌شود كه كشیش گناه را می‌بخشد، نه؛ در اسلام بخشنده گناه، فقط خداست. حتّى پیغمبر هم نمی‌تواند گناه را ببخشد. در آیه شریفه می‌فرماید: «ولو انّهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفراللَّه و استغفر لهم الرّسول لوجد اللَّه توّاباً رحیماً»؛ وقتى گناهى انجام دادند، ظلم به نفس كردند، اگر بیایند پیش تو كه پیغمبر هستى، از خداى متعال طلب مغفرت و طلب بخشش كنند و تو هم براى آن‌ها طلب بخشش كنى، خداوند توبه آن‌ها را می‌پذیرد. یعنى پیغمبر براى آن‌ها طلب بخشش می‌كند؛ خود پیغمبر نمی‌تواند گناه را ببخشد؛ گناه را فقط خداى متعال باید ببخشد. این استغفار است؛ كه این استغفار حقیقتاً جایگاه مهمى دارد. از استغفار در این ماه غفلت نشود؛ به‌خصوص در سحرها، در شب‌ها. دعاهائى كه در ماه رمضان هست، این‌ها را با توجه به معانى‌اش بخوانید.
خطبه‌‌هاى نماز جمعه‌ تهران‌؛ 23/06/86



طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | هشت: ماه فرصت‌ها، امام خامنه ای، خامنه ای، رهبر، گفتار رهبر در رمضان، رمضان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار رئیس و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اهمیت بسیار بالای مقوله فرهنگ به عنوان هویت و شاكله معنوی یك ملت و گستره وسیع و تأثیر عمیق آن در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی، مسئولیت شورای عالی انقلاب فرهنگی را مهم و عظیم خواندند و تأكید كردند: در عرصه تهاجم پیچیده و فراگیر فرهنگِ جبهه استكبار برضد نظام اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی همچون یك قرارگاه اصلی، وظیفه سیاستگذاری راهبردی و هدایت دستگاه‌ها و مراكز تأثیرگذار فرهنگی و بخش‌های اجرایی را برعهده دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با تشكر و قدردانی از تلاش‌ها و اقدامات بسیار خوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، دبیرخانه شورا و شوراهای تابعه، به اهمیت موضوع فرهنگ به عنوان كالبد و باطن یك ملت اشاره كردند و افزودند: فرهنگ و هویت یك ملت و سمت و سوی آن را می توان با استفاده از شاخص‌های مصداقی همچون عقاید، اخلاق، آداب، رفتارهای فردی و اجتماعی و خَلقیات ملی تشخیص داد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان كردند: اگر ملتی، از نظر شاكله ظاهری، مقبول و پیشرفته جلوه كند و از نظر فرهنگی و باطنی دچار نابسامانی باشد، ملت ورشكسته‌ای خواهد بود اما ملتی كه از نظر فرهنگی غنی باشد، حتی اگر برخی مشكلات سیاسی و اقتصادی نیز داشته باشد، بالقوه، ملت مقتدری است.
ایشان حفظ هویت و شاكله باطنی یك ملت را منوط به برطرف كردن نقایص و اصلاح رخنه‌های احتمالی در فرهنگ دانستند و تأكید كردند: روشنفكران، نخبگان، علمای دینی، فعالان سیاسی و در رأس همه، حكومت و حاكمان، قطب‌های تأثیرگذار در فرهنگ ملت‌ها هستند كه هم توانایی تقویت فرهنگ و هم زمینه تضعیف و یا انحطاط آن را دارند.
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری تعبیر چند سال گذشته خود از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه اصلی فرهنگی كشور افزودند: در آن زمان برای برخی سؤال و یا ابهام بوجود آمده بود كه چرا یك اصطلاح نظامی برای مسائل فرهنگی استفاده می‌شود در حالیكه اگر به شرایط كنونی فرهنگی دنیا دقت شود مشاهده می‌شود كه یك تهاجم عظیم و پیچیده در عرصه فرهنگ در جریان است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان كردند: با تحولات عظیم ارتباطاتی كه امروز در دنیا بوجود آمده، جنگ فرهنگی به عرصه‌ای با ابعاد مختلف و فراگیر و پیچیده تبدیل شده است.
ایشان جبهه استكبار را سردمدار اصلی این جنگ فرهنگی خواندند و افزودند: گستره تهاجم فرهنگیِ جبهه استكبار، همه كشورهای دنیا است اما در این تهاجم مهم‌ترین هدف، نظام جمهوری اسلامی است زیرا نظام اسلامی در مقابل نظام سلطه ایستاده و اثبات كرده كه در این ایستادگی خود صادق است و توانایی مقابله و پیشرفت را نیز دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به رسالت‌های فرهنگی انقلاب اسلامی، تأكید كردند: راه مقابله با تهاجم فرهنگی جبهه استكبار، گسترش و تعمیق رسالت‌های فرهنگی انقلاب اسلامی در عرصه‌های اخلاقی، رفتارهای فردی و اجتماعی، عقاید و باورهای دینی و مسائل سیاسی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نسل جوان كنونی انقلاب اسلامی را نسلی مؤمن، انقلابی و آگاه خواندند و خاطرنشان كردند: من این نسل جوان را بسیار باور دارم و نمایش‌های اعتقادی و دینی آن و حضور هوشمندانه سیاسی نسل جوان كنونی به مراتب عمیق‌تر، جذاب‌تر و پرمعناتر است اما باید قبول كرد كه ظرفیت‌های جامعه اسلامی و جوانان بیشتر از وضعیت فعلی است.
ایشان با تأكید بر اینكه باید اخلاق اسلامی بصورت كامل در جامعه محقق شود و فرهنگ عمومی مردم در مسیر صحیح و اسلامی قرار گیرد، افزودند: لازمه این كار، رسوخ دادن باورها و عقاید به عمق جان مردم و جوانان و از بین بردن زمینه‌های گناه در جامعه است، ضمن آنكه باید برخی اختلالات و كمبودها در مسائل تعلیم و تربیت، خانواده، ارتباطات اجتماعی، همكاری جمعی، و وجدان كاری برطرف و اصلاح شوند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: سیاستگذاری راهبردی برای این اهداف و وظایف سنگین، بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، اجرای سیاستگذاری های شورای عالی انقلاب فرهنگی را موضوعی مهم و ضروری خواندند و تأكید كردند: شورای عالی انقلاب فرهنگی از نهادهای قانونی و قطعی نظام، و مصوبات آن لازم‌الاجرا است.
ایشان افزودند: تضمین اجرای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، حضور رؤسای سه قوه در این شورا است و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی همواره باید به سرعت ابلاغ شوند.
رهبر انقلاب اسلامی تدوین سندهای بالادستی را از جمله وظایف اصلی شورای عالی انقلاب فرهنگی برشمردند و افزودند: یكی از سندهای بالادستی مورد نیاز كشور، تدوین نقشه مهندسی فرهنگی است كه باید در آن، ضمن ترسیم وضع مطلوب، نیازها نیز دیده شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یكی دیگر از وظایف مهم شورای عالی انقلاب فرهنگی را تعیین اهداف، سیاست‌ها و راهبردهای مشخص در مورد نخبگان دانستند و تأكید كردند: نخبگان سرمایه‌های اصلی كشور هستند و نباید هیچ سستی یا غفلتی در این موضوع وجود داشته باشد.
ایشان افزودند: ترویج نخبگی، احترام به نخبگان و استقبال از فكر و ایده برتر نخبگان باید همواره مورد توجه شورای عالی انقلاب فرهنگی و دستگاه‌های مسئول باشد.
در ابتدای این دیدار آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به جایگاه و اهمیت این شورا و خدمات ارزشمند آن گفت: تدوین و تصویب سند جامع علمی كشور، بررسی سند تحول آموزش و پرورش، ساماندهی جذب اعضای هیأت‌های علمی، تصمیم‌گیری در موضوع نخبگان، فرهنگ عمومی و عرصه كتاب از جمله اقدامات شورای عالی انقلاب فرهنگی در سالهای اخیر است.
آقای مخبر دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در گزارشی از فعالیت‌های شورا، گفت: تدوین نقشه جامع علمی كشور و پیگیری اجرای آن، توجه به موضوع نخبگان و سند بالادستی آن، جداسازی نظام حوزه از وزارت علوم، اصلاح و بازنگری اسناد برخی فناوری‌های پیشرفته همچون فناوری نانو و بیوتكنولوژی، تدوین منشور توسعه فرهنگ قرآنی، اصلاح ضوابط چاپ و نشر كتاب، شكل‌گیری بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، سیاستگذاری برای بومی‌گزینی در آزمون سراسری دانشگاه‌ها، و تأسیس پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از جمله اقدامات و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است.



طبقه بندی: امام خامنه ای،  مناسبت ها،  عکس،  جنگ نرم، 
برچسب ها: دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با رهبر انقلاب، دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با رهبر، دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با امام خامنه ای، امام خامنه ای، رهبر، خامنه ای،