تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر حضرت زهرا| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
علی و فاطمه

بهترین طریق شناخت یک زن تعریف و توصیف شوهرش می‌باشد. زیرا شوهر از افراد دیگر، حتی از پدر و مادر، همسرش را بهتر می‌شناسد و بر خفایای افکار و رفتار و عادت‌های خوب یا بد او آشناتر است. بنابراین حضرت علی علیه السلام همسرش زهرا علیهاالسلام را کاملاً می‌شناسد و بهتر از دیگران می‌تواند تعریف و توصیف نماید.

امیرالمؤمنین سخنان فراوانی درباره زهرا دارد لیکن در اینجا به دو کلام اکتفا می‌شود:

کلام اول را بامداد اولین روز عروسی در جواب سؤال پیامبر اکرم فرمود. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله صبح اولین روز عروسی وارد حجله شد، از داماد پرسید: کیف وجدت اهلک؟ فقال: نعم العون علی طاعة اللَّه [بحار ج 43 ص 117.]

یعنی رسول خدا از حضرت علی(علیه‌السلام)  پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟ او در جواب عرض کرد: او بهترین یاور است بر اطاعت خدا.

کلام دوم را در آخرین ساعت‌های عمر، حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: امیرالمؤمنین و زهرا در آخرین ساعت‌ها با هم خلوت کردند. و قال: اوصینی بما احببت. قالت: یا ابن عم ما عهدتنی کاذبة و لا خائنة و لا خلفتک منذ عاشرتنی. فقال علیه السلام: معاذ اللَّه انت اعلم باللَّه وابرّ واتقی و اکرم و اشدّ خوفاً من اللَّه من ان اوبّخک بمخالفتی، قد عزّ علیّ مفارقتک [بحار ج 43 ص 91.]

یعنی: زهرا(سلام‌الله‌علیها) در آخرین ساعت‌های وداع به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) گفت: پسر عمو! در طول عمر هرگز به تو دروغ نگفتم و خیانت نکردم و هیچگاه با تو مخالفت ننمودم.

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در پاسخ فرمود: آری ای دختر پیامبر! معاذ اللَّه که تو خلافی را مرتکب شده باشی. مرتبه خداشناسی و نیکوکاری و تقوا و خداترسی تو بالاتر از آن است که با من مخالفت کرده باشی. مفارقت از تو بسیار بر من سخت است.

جز حضرت زهرا علیهاالسلام هیچ زن دیگری لیاقت هسمری با حضرت علی علیه السلام را نداشت، تنها او بود که می‌توانست درباره اش بگوید: نعم العون علی طاعة اللَّه

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در آغاز زندگی زناشوئی خود حضرت زهرا علیهاالسلام را به عنوان بهترین همسری که با کمک او می توان خدای را اطاعت نمود معرفی کرد. جمله (نعم العون علی طاعة اللَّه) جمله ای کوتاه ولی بسیار پر محتوا است. در این جمله هدف ازدواج را بیان کرد که کمک گرفتن از همسر برای اطاعت از خدا باشد و همسرش زهرا را به عنوان بهترین مصداق برای توفیق در این امر مهم دانست. در آخرین ساعتهای وداع فاطمه علیهاالسلام نیز مقام عرفان و نیکوکاری و تقوا و خوف از خدای آن حضرت را ستود و نظر گذشته اش را تأیید نمود. معلوم می‌شود زهرا (سلام‌الله‌علیها) در طول مدت ازدواج نه تنها مزاحم شوهرش در اطاعت از خدا و انجام دادن مسؤولیت سنگین ولایت نبوده، بلکه در تمام ابعاد مؤید و معاون او هم بوده است.

با توجه به شخصیت فوق العاده امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) ، و موقعیت اخلاقی، سیاسی، اجتماعی آن حضرت، شخصیت ممتاز همسرش زهرا علیهاالسلام نیز روشن می‌شود.

علی بن ابی طالب علیه السلام یک فرد عادی نبود، بلکه دومین شخصیت ممتاز اسلام، سپهسالار و سرباز نیرومند و فداکار اسلام بود. مرد عدالت، زهد، انفاق، مواسات، مساوات، ایثار، تقوا، و بالاخره ولی مسلمین و خلیفه رسول خدا بود. خود و خانواده اش در کمال عسرت زندگی می‌کردند و آنچه را که داشت در راه خدا انفاق می‌نمود. بیت المال را در بین مسلمین بالسویه تقسیم می‌کرد و هیچ کس را بر دیگری ترجیح نمی‌داد، حتی سهم خودش و امام حسن و امام حسین نیز بیش از سایرین نبود. وقتی برادرش عقیل شدت فقر خود را به آن حضرت عرض کرد حاضر نشد چیزی اضافه از آنچه به سایر مسلمین می‌داد بدهد. [بحار ج 41 ص 114.]

امیرالمؤمنین علیه السلام چنین مردی بود و می‌خواست این چنین زندگی کند و برای این چنین زیستن به همسری موافق نیاز داشت. و جز حضرت زهرا علیهاالسلام هیچ زن دیگری لیاقت هسمری با او را نداشت، تنها او بود که می‌توانست درباره اش بگوید: نعم العون علی طاعة اللَّه.

ازدواج علی با فاطمه

در اینجاست که مقام ممتاز فاطمه روشن می‌شود و می‌توان او را به عنوان تنها همسر لایق حضرت علی (علیه‌السلام) معرفی نمود. او بود که توانست در بیت علی و بر طبق میل او زندگی کند و در اطاعت خدا و انجام مسؤولیتی که بر عهده اش نهاده بود، مؤید و مشوقش باشد. زهرا علیهاالسلام با رفتار اسلامی خود توانست لیاقت خود را برای فرزندی پیغمبر اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) و همسری امیرالمؤمنین علیه السلام باثبات رساند و به همین جهت از جانب پیامبر به عنوان بزرگترین و شایسته ترین زنان جهان معرفی شد. فاطمه بانوی نمونه ی اسلام است و بانوان اسلام باید از آن حضرت درس زندگی بگیرند.

در این میان خانواده ی رجال دین و روحانیین از مسؤولیت بیشتری برخوردارند. خانمی که همسری یک عالم دین را پذیرفته باید به مسؤولیت مقام شوهرش توجه داشته باشد.

باید بداند که خانه او به منزله خانه پیامبر و علی است. خانه معنویت، علم، عدالت، مواسات، مساوات، ایثار، تقوا، فضیلت، توجه به خدا، خدمت به اسلام و مسلمین، و در یک کلام خانه دعوت به همه فضائل و مکارم اسلامی و انسانی است.

باید بداند که مردم سخنان پیامبر و امامان (علیهم السلام) را از این خانه‌ها می‌شنوند و انتظار دارند عمل آنها را نیز در همین خانواده‌ها مشاهده نمایند.

زن و فرزند یک عالم دین باید بدانند که خانه آنها جای خوشگذرانی و تجمل پرستی نیست بلکه بیت نمایش سیره ی پیامبر و علی و فاطمه علیهم السلام است.

هر زن و فرزند عالمی هم لیاقت آن را ندارد که به عنوان همسر و فرزند یک عالم دین معرفی شود بلکه لیاقت او در صورتی به اثبات می‌رسد که اعمال و رفتارش بر طبق اعمال و رفتار حضرت زهرا علیهاالسلام باشد

باید بدانند که اعمال و رفتار آنها مورد توجه مردم می‌باشد. با رفتار اسلامی خود می‌توانند مروج اسلام باشند و مردم را به خوبی دعوت نمایند و با رفتار غیر اسلامی خود می‌توانند بزرگ ترین ضربه را بر پیکر اسلام وارد نمایند و مردم را نسبت به علماء دین بدبین سازند و سخنانشان را از اعتبار بیندازند. می‌توانند شوهر یا پدرشان را در انجام مسؤولیت کمک نمایند و بدین وسیله مروج دین و در ثواب او شریک باشند، و می‌توانند او را از رعایت شؤون مقام مقدس روحانی بازدارند و سخنان او را از اعتبار ساقط سازند و مردم را به ارتکاب گناه و تخلف از قوانین شریعت تشویق نمایند و خود نیز در کیفر این گناهان سهیم و شریک باشند.

البته رجال دین در یک مرتبه نیستند بلکه هر چه مقام علمی و اجتماعی بالاتری را داشته باشند، خود آنها و خانواده شان نیز مسؤولیت بیشتر و سنگین تری را بر عهده دارند. و به همان مقدار که در انجام مسؤولیت خویش جدیت کنند نزد خدا مأجور خواهند بود. هر عالمی که در یکی از مقامات علمی و دینی قرار گرفت لیاقت آن را ندارد که خلیفه پیامبر و علی (علیهماالسلام) و عالم دین باشد، بلکه لیاقت او در صورتی است که اخلاق و رفتارش مانند پیامبر و علی علیهماالسلام باشد. هر زن و فرزند عالمی هم لیاقت آن را ندارد که به عنوان همسر و فرزند یک عالم دین معرفی شود بلکه لیاقت او در صورتی به اثبات می‌رسد که اعمال و رفتارش بر طبق اعمال و رفتار حضرت زهرا علیهاالسلام باشد.




برچسب ها: فاطمه(سلام‌الله‌علیها) از نگاه علی(علیه‌السلام)، ام الائمه، حضرت زهرا، ولادت حضرت زهرا،
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط عرفان | نظرات ()

بر اساس اسناد تاریخ پس از انباشتن هیزم بر درب منزل حضرت زهرا(سلام الله علیها) مهاجمان اقدام به آتش زدن هیزم ها نموده اند. این شحنه در روضة المناظر از کتب اهل سنت می نویسد: خلیفه اول به سوی خانه علی(علیه السلام) آمد تا این که خانه را با هر که در آن است بسوزاند، إن عمر جا الی بیت علی لیحرقه عی من فیه ... » (1)

البلاذری در انساب الاشراف تصریح دارد که «عمر مشعل بدست بود که فاطمه (سلام الله علیها) او را بر درب خانه اش مشاهده کرد: ... فحاء عمر و معه فتیله قتلقته فاطمه علی الباب. » (2)

فرمان سوزاندن !

شهرستانی از علمای اهل سنت در الملل والنحل می نویسد: «و کان یصیح احرقوا دارها بمن فیها و ما کان فی الدار غیر علی و فاطمه و الحسن و الحسین...؛ کسی فریاد کشید: خانه را با اهلش به آتش بکشید و در خانه کسی جز علی و فاطمه و حسن و حسین نبود.» (3)

براساس گفته عبدالفتاح عبدالمقصود از علمای اهل تسنن او می دانست که فاطمه(سلام الله علیها) در خانه است و با این حال اقدام به آتش زدن درب منزل نمود. عبدالفتاح می نویسد: «قالت له طائفة خافت الله و رعت الرسول فی عقبه: یا ابا حفص انّ فیها فاطمه فصاح لا یبالی و ان ...؛ طایفه ای که می ترسیدند و می خواستند رعایت حال پیامبر اکرم را در مورد دخترش بنمایند گفتند: ای ابا حفص در این خانه فاطمه است! او گفت: اگر چه فاطمه باشد(خانه را به آتش می کشم.) (4)

براساس تصریح این عالم سنّی کمترین حد رعایت حال پیامبر در مورد دخترش شاید همان احترام به منزل و حریم خانه او بود که البته شکسته شد! به خصوص آن که براساس تصریح عبدالفتاح طایفه خداترس چنین هتک حرمتی را هرگز روا نمی دادند!!

در سند البلاذری آمده است که فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: ای پسر خطاب آیا می خواهی درب خانه ام را آتش بزنی؟ او گفت: آری، این محکم ترین امر است در آنچه پدرت آورده...؛ و قالت فاطمه یابن الخطاب اتراک محرقاً علی بابی؟ قال: نعم و ذلک اقوی فیما جاء به ابوک ...» (5) براساس این نقل از عالم اهل سنت عمر پس از اتمام حجت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و کاملاً آگاهانه به جایگاه حضرت به عنوان دختر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) اقدام به سوزاندن درب منزل نمود!

اتمام حجت فاطمه(سلام الله علیها)!

در سند البلاذری آمده است که فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: ای پسر خطاب آیا می خواهی درب خانه ام را آتش بزنی؟ او گفت: آری، این محکم ترین امر است در آنچه پدرت آورده...؛ و قالت فاطمه یابن الخطاب اتراک محرقاً علی بابی؟ قال: نعم و ذلک اقوی فیما جاء به ابوک ...» (5) براساس این نقل از عالم اهل سنت عمر پس از اتمام حجت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و کاملاً آگاهانه به جایگاه حضرت به عنوان دختر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) اقدام به سوزاندن درب منزل نمود!

 

آتش بر درب خانه!

مسعودی در اثبات الوصیة از کتب معتبر اهل سنت نقل می کند که «پس راه خانه علی(علیه السلام) را در پیش گرفتند و به او یورش بردند و درب خانه اش را آتش زدند و او را به زور بیرون کشیدند؛ فوجهوا الی منزله فهجموا علیه و احرقوا بابه واستخرجوه منه کرهاً.» (6) بر این مبنا سوخته شدن درب منزل فاطمه(سلام الله علیها) واقعه ای تاریخی است که مسلمانان این ننگ را بر پیشانی دارند که درب منزل دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به آتش کشیدند! هم چنین مقاتل بن عطیه در مؤتمر علمای بغداد به آتش گرفتن درب منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشاره نموده است. (7)

 

فشار بین در و دیوار!

قلم دیگر نمی تواند جسارت به دختر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را به رشته تحریر در آورد و زبان شرمسار است که بگوید هنگامی که درب منزل آتش گرفت فاطمه (سلام الله علیها) در پشت در بود! تنها به ارائه سند البلاذری از علمای اهل سنت در این باره اکتفا می کنیم که می نویسد: انّه حصر فاطمه (سلام الله علیها) فی الباب حتی اسقطت محسناً ؛ ... فاطمه را چنان در میان در فشرد که محسن را سقط کرد(8) این موضوع در اثبات الوصیة مسعودی و نیز موتمر علماء بغداد از مقاتل بن عطیه نیز آمده است. (9)

علامه مجلسی از علمای شیعه در بحارالانوار به نامه ای از عمر بن خطاب به معاویه اشاره می نماید که در آن می گوید: «فرکلت الباب و قد الصقت احشاء ها بالباب تترسه و سمعتها و قد صرخت صرخة حسبتها قد جعلت اعلی المدینه اسفلها...؛  در حالی که او (فاطمه (سلام الله علیها) سینه خود را به درب چسبانده و خود را به پشت درب پوشانده بود با لگد محکم به درب خانه زدم و شنیدم فریادی کشید که گمان کردم شهر مدینه زیر و رو شده است... (10)

 

حکایت میخ در!

مقاتل بن عطیه در مؤتمر می گوید: وقتی فاطمه (سلام الله علیها) پشت درب آمد تا عمر و دیگران را برگرداند، او فاطمه را بین در و دیوار به شدت فشار داد تا فرزندش سقط شد و میخ در به سینه زهرا(سلام الله علیها) فرو رفت: و لما جاء ت فاطمه خلف الباب الترد عمر و حزبه، عصر عمر فاطمه بین الحائط و الباب عصرة شدیدة قاسیة حتی السقطت جنینها و نبت مسمار الباب فی صدرها...» (11)

 

بدون اذن وارد نشوید!

شرح سوختن در و شکستن باب و فشار بین دیوارها و حکایت میخ در، همگی وقایع تاریخی بی جوابی هستند. مگر در مصحف شریف قرآن نیامده است: یا ایها الذین امنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید بدون اذن به خانه های پیامبر وارد نشوید. (احزاب/53)

و چه کسی است که گواهی ندهد که خانه فاطمه(سلام الله علیها) خانه رسول خداست و حرمت منزل او حرمت منزل پیامبر(صلی الله علیه و آله). این سوال بی پاسخ در همه تاریخ مانده است! چه کسی پاسخش را می دهد؟! جز دل های سوخته و آه های حسرت! ننگ بر پیشانی مسلمانان که با دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پس از او، چنین کردند!

 




طبقه بندی: مناسبت ها،  عکس، 
برچسب ها: اسناد تاریخی اهل سنت در شهادت زهرا(سلام الله علیها)!، فاطمیه، شهادت حضرت زهرا، حضرت زهرا،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط عرفان | نظرات ()

وقتی رهبر معظم انقلاب امسال را سال «جهاد اقتصادی» نامیدند، برخی گمان كردند منظور ایشان «شدت بخشیدن به تلاش‌های اقتصادی» است. اگرچه افزایش تلاش‌های اقتصادی، یكی از اركان جهاد اقتصادی است، اما این تمام ماجرا نیست. اگر مسئله فقط همین بود، بسیاری از اقشار مردم مانند معلمان، دانش‌آموزان، اصحاب قلم، زنان خانه‌دار، پزشكان و پرستاران و ... از دایره خطاب ایشان خارج می‌شدند. در حالی كه ایشان رهبر كل جامعه هستند و از آن‌جا كه نامگذاری‌های ایشان برای جهت‌دهی به سمت و سوی كارهای عموم جامعه است، طبیعتاً نامی را برنمی‌گزینند كه فقط به گروه خاصی مربوط شود.

برخی نیز تصور كردند كه منظور ایشان در درجه اول، اقشاری مانند كشاورزان و كارگران و صاحبان صنایع است و با توجه به عمومیت مخاطبان ایشان، بقیه نیز باید تا حدی كه می‌توانند وارد كارهای اقتصادی شوند. این نیز تلقی نادرستی است. در یك نظام مطلوب، هر كسی باید كار خود را انجام دهد و این‌كه مثلاً معلمان و پزشكان و ... بخواهند وارد كارهای اقتصادی شوند، توصیه عاقلانه‌ای نیست.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif  راهی برای ضربه به حكومت دینی
به نظر می‌رسد ریشه بسیاری از این‌گونه تلقی‌ها این است كه واژه «جهاد» در این عبارت، درست مورد توجه قرار نگرفته است. این كلمه اگرچه در لغت به معنای «تلاش فراوان» است، اما در ادبیات دینی بار معنایی خاصی دارد و با اموری همچون استقامت، ایثارگری، اخلاص و ... گره خورده است. در واقع به نظر می‌رسد كه مقصود ایشان آن است كه همه اقشار جامعه با «روحیه جهادی» به مسائل اقتصادی مربوط به زندگیشان توجه كنند.

این‌جاست كه ناصواب بودن اعتراض عده‌ای كه می‌گویند چرا مهمترین دغدغه رهبر دینی جامعه باید این‌گونه مطالب باشد، معلوم می‌شود: در قرآن كریم، یكی از مهمترین راه‌هایی كه منافقان برای ضربه زدن به حكومت دینی مطرح می‌كنند، ایجاد بحران‌های اقتصادی است. قرآن كریم از قول منافقان نقل می‌كند كه «آن‌ها می‌گویند اطرافیان پیامبر(ص) را در تنگنای اقتصادی قرار دهید تا پراكنده شوند» (سوره منافقون، آیه 7) طبیعتاً یك اقدام مهم مؤمنان برای خنثی كردن این اقدام منافقان در جامعه دینی آن است كه با روحیه جهادی، عرصه اقتصاد جامعه دینی را حفظ كنند.

مسئله جهاد اقتصادی از زاویه دیگری نیز در ادبیات دینی مطرح شده است. بی‌تردید یكی از مهمترین واجبات دینی كه پشتوانه به ثمر نشستن سایر واجبات است، «جهاد» است. قرآن كریم، در اكثر مواردی كه سخن از جهاد به میان آورده، جهاد اقتصادی (جاهدوا باموالهم) را در كنار حضور در جبهه جنگ (جاهدوا بأنفسهم) و بلكه مقدم بر آن ذكر كرده است. (نساء/95؛ انفال/72؛ توبه/20 و 44 و 81 و 88؛ حجرات/15) ضمناً می‌دانیم كه گرداندن امور جبهه‌های جنگ فقط وظیفه و كار افراد نظامی نیست، بلكه در اسلام، جهاد به ویژه اگر شرایط دفاع از نظام و جامعه اسلامی مطرح باشد، بر همگان واجب است؛ چنان‌كه در دوره دفاع مقدس نیز جبهه‌ها را عمدتاً همین بسیجیان (نیروهای مردمی) پر كرده بودند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif نقش زن خانه‌دار در جهاد اقتصادی
بدین ترتیب، اگر اسلام جهاد اقتصادی را هم‌رتبه با حضور در جبهه‌های جنگ معرفی می‌كند و با توجه به این‌كه حضور در جبهه‌های جنگ برای دفاع از جامعه و نظام اسلامی بر همگان واجب است، بنابراین عرصه جهاد اقتصادی نیز عرصه حضور همگان است. البته باید توجه داشت كه در جنگ این‌گونه نبود كه همگی افراد اسلحه بردارند و در متن عملیات شركت كنند، بلكه عده‌ای مشغول برنامه‌ریزی و هدایت بودند، عده‌ای در قسمت تداركات مشغول بودند، عده‌ای به مجروحان رسیدگی می‌كردند، عده‌ای سنگر یا پل می‌ساختند و... اما آنچه كه در همه مشترك بود، آن روحیه جهادی و اخلاص و ایثار بود، نه اسلحه به دست گرفتن. در عرصه جهاد اقتصادی نیز نباید گمان شود تنها كار ممكن، انجام فعالیت‌های اقتصادی است.

در این جهاد وظایف كسانی كه در متن فعالیت‌های اقتصادی هستند، معلوم است اما كسانی كه اصلاً ماهیت شغل و برنامه زندگی‌شان، اقتصادی نیست، چه كارهایی می‌توانند انجام دهند؟ این‌جاست كه سیره حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها كه به لحاظ مشاغل موجود در ادبیات امروزی، او را یك «زن خانه‌دار» باید به حساب آورد، می‌تواند راه‌گشای ما باشد. در این‌جا از باب نمونه با نقل چهار حكایت از زندگی ایشان، به چهار عرصه از مصادیق جهاد اقتصادی ایشان اشاره می‌شود:

1. در اسلام، نفقه زن (یعنی تأمین مسائل اقتصادی زن) برعهده شوهر اوست. بنابراین یكی از محل‌های بروز جهاد اقتصادی حضرت، نحوه مطالبه وی از شوهر است كه سعی می‌كند با سخت گرفتن بر خود كوچك‌ترین فشاری بر همسرش نیاید. از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است كه: «حضرت فاطمه(س) كارهای خانه و آرد كردن گندم و نان پختن و جارو كردن را عهده‌دار شد و حضرت علی(ع) آنچه به بیرون خانه مربوط بود، مانند جابه‌جا كردن هیزم و آوردن گندم. روزی به حضرت زهرا(س) گفت: آیا در خانه چیزی [برای خوردن] داریم؟ حضرت فرمود: قسم به خدایی كه حق تو را عظیم داشت، سه روز است كه چیزی نداریم تا برایت بیاورم. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: پس چرا مرا خبر نكردی؟ فرمود: پیامبر(ص) از این‌كه از تو چیزی بخواهم مرا برحذر داشت و فرمود: از پسرعمویت چیزی نخواه مگر این‌كه خودش برایت بیاورد...» (بحار‌الانوار، ج43، ص31)

2. یكی از مصادیق جهاد اقتصادی كه كاملاً عمومیت دارد، برداشتن بار مشكلات اقتصادی از دوش ناتوانان جامعه است. همگان حكایت سه روز، روزه گرفتن حضرت زهرا(س) و بقیه اهل خانه ایشان را خبر دارند كه در همان زمان یتیم و مسكین و اسیری به ایشان مراجعه كردند و هرسه شب، افطار خود را به آن‌ها بخشیدند بدون این‌كه چشم‌داشت هیچ گونه تشكر و پاداشی از آن‌ها یا از جامعه داشته باشند و آیات سوره انسان در شان آن‌ها نازل گردید.(سوره انسان، آیات8-9)

3. یكی دیگر از مصادیق جهاد اقتصادی در سیره حضرت زهرا(س) پشتوانه قرار دادن دارایی خود برای رفع مشكلات حكومت دینی است و این امری است كه قبل از ایشان مادرش خدیجه(س) انجام داده بود. حضرت زهرا(س) چنان برای رفع نیاز حكومت پیامبر(ص) با تمام وجود آماده بود كه در موارد متعددی كه كسی برای مشكل اقتصادی خود به پیامبر، یعنی به حاكم جامعه دینی مراجعه می‌كرد و پیامبر(ص) خود نمی‌توانست مشكل او را حل كند، او را به حضرت زهرا(س) ارجاع می‌داد. از باب نمونه، می‌توان به حكایت مفصلی اشاره كرد كه امام باقر(ع)، از قول جابر بن عبدالله انصاری برای فرزند خویش امام صادق(ع) نقل كرده‌اند كه جابر گفت:

«روزی نماز عصر را همراه پیامبر خواندیم و هنوز متفرق نشده بودیم كه پیرمردی از مهاجران كه از شدت پیری و ضعف به زحمت راه می‌رفت به سمت ما آمد و پیامبر احوالش را جویا شد. او گفت ای پیامبر خدا گرسنه‌ام سیرم كن، برهنه‌ام مرا لباسی بپوشان، فقیرم دستم را بگیر. حضرت فرمود من چیزی ندارم كه به تو بدهم اما این مقدار هست كه بتوانم تو را به كسی كه اهل خیر باشد راهنمایی كنم. پس به خانه كسی برو كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند. كسی كه خدا را بر خویش مقدم می‌دارد، به خانه فاطمه برو. آن فرد با راهنمایی عمار به خانه حضرت زهرا می‌رود و عرض حال می‌كند و حضرت تنها گردنبند خود را كه آن هم هدیه دختر عمویش (دختر حضرت حمزه) بوده به او می بخشد و...» (بحار‌الانوار، ج43، ص56-58)

4. مصادیق جهاد اقتصادی حضرت زهرا(س)، تنها در سخت گرفتن بر خود و انفاق اموال خلاصه نمی‌شود، بلكه ایشان از دارایی‌های اقتصادی خود در مسیر مبارزات سیاسی نیز استفاده می‌كرد. نمونه بارز آن را پس از رحلت پیامبر(ص) در جریان فدك می‌توان مشاهده كرد. پیامبر اكرم(ص) با توجه به روحیه‌ای كه از حضرت زهرا سراغ داشت، باغات فدك را كه طبق آیه انفال (سوره انفال، آیه1) به حضرت زهرا بخشیده بود و حضرت هم آن را صرفاً در راه رفع نیاز مستنمدان جامعه مصرف می‌كرد. پس از رحلت پیامبر و جریاناتی كه پیش آمد، خلیفه اول فدك را به عنوان اموال حكومتی تصاحب كرد. حضرت در دو خطبه مفصل، فدك را بهانه‌ای برای نقد مشروعیت حكومت خلیفه اول قرار داد و با این اقدام خود نشان داد كه چگونه می‌توان دارایی‌های اقتصادی خویش را در مسیر اصلاح سیاسی جامعه و روشنگری قرار داد.

همه این‌ها شواهدی است كه جهاد اقتصادی امری نیست كه مخاطب آن صرفاً سرمایه‌داران یا تولیدكنندگان و امثال آن‌ها باشند، بلكه هر شخصی، حتی یك زن خانه‌دار هم آن مقدار كه زندگیش با اقتصاد ارتباط برقرار می‌كند، می‌تواند در عرصه این جهاد مشاركت جدی داشته باشد و نقش‌آفرین گردد. اگر به تعبیر قرآن كریم، منافقان می‌پندارند كه با ایجاد مشكلات اقتصادی می‌توانند نظام دینی را زمین بزنند، ما هم باید با جهاد اقتصادی خویش، پندار آن‌ها را نقش بر آب كنیم.




طبقه بندی: مناسبت ها،  جنگ نرم، 
برچسب ها: درس‌هایی كه حضرت زهرا(س) به ما می‌آموزد، حضرت زهرا، فاطمیه،