تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر بیت رهبری| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

ششم رمضان‌المبارك 1432


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

 به برادران و خواهران عزیز، مسئولین زحمتكش و دلسوز كشور خوشامد عرض میكنم؛ ان‌شاءالله خداوند این ماه شریف را بر همه‌ى شما و بر ملت ایران مبارك بفرماید. خدا را سپاسگزاریم كه یك سال دیگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانیم این مجلس صمیمى و گرم را تشكیل بدهیم و درباره‌ى مسائل مبتلابه و مهم كشور مطالبى را بشنویم و بگوئیم.

 من عرایضم را به سه قسمت تقسیم میكنم: بخش اول، تذكراتى است كه در درجه‌ى اول خود این حقیر احتیاج دارم به اینكه به این تذكرات توجه كنم، كه ان‌شاءالله الهام از معنویت ماه رمضان باشد. یك قسمت هم درباره‌ى مسائل كشور با یك نگاه كلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءالله وقت شد، یك اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهیم كرد.

 مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى - عارف معروف و مشهور و فقیه بزرگوار - در كتاب شریف «المراقبات»شان میفرمایند: روزه یك هدیه‌ى الهى است كه خداى متعال این را به بندگان خود و به مؤمنین هدیه كرده است. تعبیر ایشان این است كه: «الصّوم لیس تكلیفا بل تشریف»؛ روزه را به چشم یك تكلیف نگاه نكنید؛ به شكل یك تشریف و تكریم نگاه كنید، كه «یوجب شكرا بحسبه»؛ این توجه به فریضه‌ى روزه - كه تكریم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شكر است؛ باید خدا را سپاسگزارى كرد. ایشان براى گرسنگى و تشنگى كه مؤمنین در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن میدانند، فوائد متعددى را بیان میكنند كه متخذ از روایات و برخاسته‌ى از دل نورانى این مرد بزرگ است. از جمله‌ى آنها، یا اهمّ آنها - كه ایشان خودشان میگویند این خاصیت از همه مهمتر است - این است كه میگویند این گرسنگى و تشنگى یك صفائى به دل میبخشد كه این صفاى قلبى زمینه را فراهم میكند براى تفكر، كه «تفكّر ساعة خیر من عبادة سنة».(1) این تفكر از نوع تفكرِ مراجعه‌ى به باطن و روح و دل انسان است كه حقایق را روشن میكند و باب حكمت را بر روى انسان میگشاید. از این باید استفاده كرد.

 درباره‌ى عمر فكر كنیم. عمر سرمایه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خیرات به وسیله‌ى عمر - همین ساعات زودگذر - به دست مى‌آید؛ این سرمایه است كه میتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارك ببیند. درباره‌ى این عمر فكر كنیم. گذر عمر را ببینیم. ناپایدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس كنیم. به این گذر زمان توجه كنیم؛ «عمر، برف است و آفتاب تموز». لحظه به لحظه از این سرمایه دارد كاسته میشود؛ و این در حالى است كه این سرمایه، همه چیز ماست براى كسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش میكنیم، در كجا مصرفش میكنیم، در چه راهى آن را خرج میكنیم؟

 تفكر در باب مرگ، عبور از این عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملك‌الموت؛ این لحظه براى همه‌ى ما پیش مى‌آید؛ «كلّ نفس ذائقة الموت»؛(2) همه، این را میچشیم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اینها نكاتى است كه در خور تدبر و تأمل است. فكر در این زمینه‌ها، از جمله‌ى تفكر لازم و اساسى و ضرورى است.

 یك زمینه‌ى دیگر براى تفكر، همین دعاهاست. مضامینى كه در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ایشان در همین «مراقبات» میفرمایند: حقایق و معارفى كه در ادعیه‌ى رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود دارد، یك دهم آن در همه‌ى روایات و خطبِ رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدى و خطب توحیدى. این دعاها خیلى اهمیت دارد.

 من حالا فقره‌اى از یك دعائى را در نظر گرفته‌ام كه چند دقیقه‌اى بعضى از جملات آن را عرض بكنم و تكرارى باشد براى آن كسانى كه شنیده‌اند، و تذكرى باشد براى آن كسانى كه نشنیده‌اند: دعاى بیستم صحیفه‌ى سجادیه؛ دعاى شریف معروف به مكارم‌الاخلاق.

 اولِ این دعا میفرماید: «اللّهمّ صلّ على محمّد و ءال محمّد و حلّنى بحلیة الصّالحین و البسنى زینة المتّقین»؛ آرایش بندگان صالح را به من عنایت كن، من را زینت بده به زینت صالحین، و زیور متقین را به من عنایت بفرما. یعنى من را جزو بندگان صالح و متقین و پرهیزگاران قرار بده. بعد درباره‌ى متقین خصوصیاتى را ذكر میكند، كه اینكه میگوئیم زیور متقین را به من عنایت كن، من را مزین به زینت متقین كن، یعنى چه. در چه چیزى ما به زینت متقین و پرهیزگاران زیور پیدا كنیم و نزدیك شویم؟ معمولاً وقتى صحبت تقوا به نظر مى‌آید، اجتناب از گناهان فردى و انجام عبادات و این چیزها به ذهن متبادر میشود - كه البته آنها یقیناً هست؛ شكى نیست - اما اینجا امام سجاد (علیه الصّلاة و السّلام) بیست و دو سه مطلب را در ذیل این فقره بیان میكنند كه ماها را متوجه به ابعاد جدیدى از معناى تقوا، مفهوم تقوا و مصداق تقوا میكند.

 «و البسنى زینة المتّقین» در این چیزها: اول، «فى بسط العدل»؛ گستردن عدالت. عدالت را در میان جامعه مستقر كنیم؛ عدالت قضائى، عدالت به معناى تقسیم منابع حیاتى كشور میان آحاد مردم، عدالت به معناى تقسیم درست فرصتها میان مردم. تقوائى كه از ما انتظار میرود، جزو پایه‌ها و مبانى این تقواست.

 «و كظم الغیظ»؛ فرو خوردن خشم. یك وقت هست كه شما یك فرد معمولىِ متعارفى هستید، خشم شما نسبت به یك برادر دینى است، نسبت به یكى از اهل خانواده است، نسبت به یكى از كاركنانتان است - كظم غیظ خیلى فضیلت دارد؛ «و الكاظمین الغیظ و العافین عن النّاس»(3) - یك وقت هم هست كه شما یك مسئول اجتماعى هستید، جایگاهى دارید؛ حركت شما، اثبات و نفى شما، قول و فعل شما در جامعه اثر میگذارد؛ در یك چنین شرائطى، خشم شما دیگر با خشم یك آدم معمولى برابر نیست. علیه كسانى، علیه جریانى خشمگین میشویم و حرفى میزنیم؛ آثار اینچنین خشمى با آثار یك خشم معمولى كه حالا انسان بر فرض خشمگین میشود و یك نفر را كتك میزند، خیلى متفاوت است. كظم غیظ؛ خشم را فرو بخورید؛ كار از روى خشم انجام نگیرد. ممكن است شما با یك كسى، با یك جریانى، با یك مجموعه‌اى موافق نباشید؛ اینجا استدلال و منطق حاكم باشد؛ اگر این استدلال و منطق آمیخته شد با خشم، كار را خراب میكند؛ تجاوز از حد انجام میگیرد، اسراف به وقوع میپیوندد؛ «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا».(4) اسراف یعنى زیاده‌روى.

 «و اطفاء النّائرة»؛ یكى از كارهائى كه لازمه‌ى تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. این شعله‌ور شدن آتش - مراد، همین آتشهاى اختلافاتى است كه بین مجموعه‌ها هست، بین گروه‌ها هست، بین دستگاه‌ها هست - در حكم آتش سوزان است. سعى همه باید این باشد كه اطفاء كنند. نباید بر روى آتش بنزین پاشید، نباید آتشها را مشتعل كرد. اینكه ما مكرر در مكرر توصیه میكنیم به دوستان، به مسئولین، به كسانى كه تریبون دارند، به كسانى كه حرفشان یا به طور عموم یا در بخشى از فضاى كشور منعكس میشود، كه گفته‌ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبیرات را كنترل و مراقبت كنند، به خاطر این است. گاهى اوقات یك تعبیرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلكه مشتعل كردن هرچه بیشتر نائره است؛ اطفاء نیست، بلكه ضد اطفاء است.

 «و ضمّ اهل الفرقة»؛ این كسانى كه از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت كشور فاصله میگیرند، كوشش كنید اینها را نزدیك كنید، منضم كنید. كسانى كه میانه‌ى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، كسانى كه یك ایمان نیمه‌كاره‌اى دارند، بكلى از ایمان ببُرند؛ كسانى كه نیمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عكس این عمل كنیم؛ كسانى كه در نیمه‌ى راه هستند، اینها را جذب كنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست.

 «و اصلاح ذات البین»؛ میانه‌ى افراد را اگر اختلافى وجود دارد، اصلاح كنیم. «و افشاء العارفة و ستر العائبة»؛ درباره‌ى اشخاص، نقاط مثبت را، نقاط خوب را افشاء كنیم، منتشر كنیم. از كسى، از مسئولى كار خوبى سراغ دارید، این را بیان كنید و بگوئید. نقطه‌ى مقابل: اگر چنانچه نقطه‌ى منفى‌اى سراغ دارید، این را افشاء نكنید. افشاء نكردن معنایش این نیست كه نهى از منكر نكنید؛ چرا، به خود آن كسى كه به كارش اشكالى وارد است و باید ایراد گرفته شود، گفته بشود؛ اما افشاء كردن این چیزها مصلحت نیست. در این باره صحبتهاى زیادى هست. این یك بخشى از این دعاست. بیست و دو سه مطلب بود كه حالا این شش هفت تایش را اجمالاً عرض كردیم. دلهامان را به این سمت ببریم. از خدا بخواهیم كه «البسنى زینة المتّقین»؛ آرایش متقین را به ما بدهد. بالاخره چاره جز این نیست. روزه هم در قرآن «لعلّكم تتّقون»(5) است؛ روزه را واجب فرمود براى اینكه ما تقوا پیشه كنیم. از جمله‌ى موارد تقوا اینهاست. این، آن بخش اوّلى كه عرض كردیم.

بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  مناسبت ها،  بسیج،  جنگ نرم، 
برچسب ها: امام خامنه ای، دیدار رهبر، بیت رهبری، دیدار در ماه رمضان، خامنه ای، بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران، بیانات امام خامنه ای در دیدار مسئولان نظام،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 تیر 1390 توسط عرفان | نظرات ()
به مناسبت ماه شعبان‌المعظم، پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بخشی از بیانات ایشان را در آغاز سال نو در دیدار رئیس‌جمهور، اعضای هیئت دولت و اعضای هیئت رئیسه‌ی مجلس شورای اسلامی منتشر می‌كند.
این دیدار در تاریخ 15 فروردین‌ماه 90 برگزار شد و رهبر معظم انقلاب در آن، به ذكر توصیه‌هایی در باب «مغتنم‌شمردن فرصت‌ها» پرداختند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/13900421135398f95.jpg
متن این بیانات به شرح زیر است: [فایل صوتی از اینجا در دسترس است]
یاد خدا را نباید از قلم انداخت. ما هرچه داریم، از توسل و توجه به حضرت ربوبیت است؛ اوست كه دلها را به سمت اهداف والا متوجه میكند؛ اوست كه دلها را قرص میكند؛ اوست كه دلها را بر روى یك نقطه‌ى ویژه مجتمع میكند. انسانها با هیچ ترفندى نمیتوانند دلها را جذب و مجتمع كنند؛ این دست قدرت الهى است، این كار خداست. بحمداللَّه مردم تو راهند، متوجه‌اند.

ماها باید قدر فرصت را بدانیم. ما كه مسئول هستیم، خداى متعال یك فرصتى به ما داده. این مهلت عمر و مهلت مأموریت یافتن - كه ما هر كداممان در این نظام براى یك مدتى مأموریتى پیدا كردیم - سر مى‌آید. این فرصتى كه به ما داده شده، باید قدر بدانیم و حداكثر استفاده را بكنیم؛ چون وقتى انسان از این عالم پایش را بیرون گذاشت، همه‌ى درهاى حركت و تحرك از سوى خود انسان قفل میشود. بله، ممكن است دیگران براى ما استغفار كنند و به درد ما بخورد، یا كارهائى صدقه‌ى جاریه باشد؛ اما دیگر خود ما هیچ كار نمیتوانیم بكنیم، دستمان بسته است. تا در این دنیا هستیم، دستمان باز است؛ میتوانیم خیلى كارها بكنیم. با یك نگاه، با یك لبخند، با یك كلمه حرف، با یك حركت دست، با یك حركت قلم، شما الان میتوانید به قدر آسمانها و زمین براى خودتان حسنه ایجاد كنید - در این دنیا اینجورى است؛ میتواند انسان بكند، دست باز است - از اینجا كه رفتیم، دست بسته است؛ دیگر هیچ كار نمیتوانیم بكنیم؛ مگر دیگران یك وقتى به یاد ما بیفتند، یك صدقه‌اى بدهند، استغفارى بكنند، یك چیزكى خواهد رسید؛ كه به هیچ وجه جایگزین آن كارى كه خود ما میتوانستیم بكنیم، نخواهد شد. لذاست كه این فرصت را باید قدر دانست.

اگر بخواهیم این قدردانى را به معناى حقیقى كلمه به كار ببندیم، باید همه‌ى نیروها را به صحنه بیاوریم؛ واقعاً كمربسته‌ى كار، وارد میدان شویم و یك مقدارى هم برگردیم به خودمان، نقصهاى خودمان را مشاهده كنیم. ما هر كداممان نقصهائى داریم؛ كم هم نیست. معمولاً عیوب ما انسانها خیلى بیشتر از محسّناتمان است؛ خودمان ملتفت نیستیم. اگر اینجور نبود، كسى مثل پیغمبر با آن عظمت -  كه نور خالص است و ظلمتى در وجود او نیست - استغفار نمیكرد. پیغمبر هم استغفار میكرد؛ «لأستغفر اللَّه فى كلّ یوم سبعین مرّة». حضرت فرمود: بارها و بارها من در روز استغفار میكنم؛ «انّه لیغان على قلبى». طبیعت بشر، اینجورى است. ما مجموعه‌اى از ضعفها هستیم؛ اما خداى متعال توان قدرت پیشرفت و حسن بى‌انتها را هم در ما قرار داده، كه میتوانیم همین طور هى بر این ضعفها فائق بیائیم؛ یكى پس از دیگرى این صفرها را تبدیل كنیم به عدد، این منفى‌ها را تبدیل كنیم به مثبتات. خدا كه به ما ظلم نمیكند. ما میتوانیم همه‌ى اینها را از آن طرف برگردانیم به عدد. هرچه كردیم، پیش رفتیم. آن مقدارى كه باقى میماند و كمبود كار ماست، این را باید متوجه باشیم. یعنى اگر انسان متوجه ضعفهاى خود و كمبودهاى كار خود و عیوب خود نبود، عقب خواهد ماند. یكى از فوائد مسابقه این است دیگر. در مسابقه چون یك رقیب بغل دست انسان هست، آدم كمبود خودش را میفهمد؛ والّا وقتى خود انسان به‌تنهائى دارد میدود، یك وقت لازم بداند، مثلاً مى‌ایستد و چند تا سرفه و عطسه‌اى هم میكند؛ دیگر نمیداند كه همین كار چقدر انسان را عقب مى‌اندازد. وقتى یك نفر بغل دست انسان هست كه همان دو ثانیه، پنج ثانیه را هم توقف نكرده، آدم مى‌بیند كه عجب، چقدر انسان جلو افتاد. در زندگى كارى ما، ثانیه‌ها و دقایق و ساعات، عقب‌افتادگى وجود دارد؛ اینها را باید ببینیم تا به فكر جبران بیفتیم. اگر نتوانیم جبران كنیم، لااقل پیش خداى متعال اقرار كنیم؛ «و ان كان قددنا اجلى و لم یدننى منك عملى فقد جعلت الاقرار بالذّنب الیك وسیلتى».(1) یكى از راه‌هاى تقرب به پروردگار، همین است: اقرار به ذنب و اقرار به كوتاهى‌ها و عقب‌ماندگى‌ها و نقصها و تاریكى‌هائى كه در وجود خودمان هست. به این مسئله توجه كنیم. همه‌ى اینها با توفیقات الهى امكان‌پذیر است.

ما در دوران خوبى واقع شدیم. باید خدا را شكر كنیم، براى اینكه در یك چنین دورانى واقع شدیم و خداى متعال یك چنین نعمت بزرگى، یك چنین فرصت بزرگى در اختیار ما قرار داده كه بتوانیم براى جامعه‌مان، براى كشورمان، براى اسلام عزیز و براى تاریخ مفید باشیم. یك روزى بود كه نمیتوانستیم. آن كسانى كه میخواستند، انگیزه داشتند، همت داشتند، قادر نبودند؛ امروز آنهائى كه همت دارند و انگیزه دارند، قادرند. این را قدر بدانیم و خدا را شكر كنیم. به روح مطهر امام بزرگوارمان رحمت بفرستیم و همچنین به شهداى عزیز و مجاهدان راه حق كه این راه را به روى ما گشودند.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته



طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  بسیج،  مناسبت ها،  دل نوشت، 
برچسب ها: فرصتی به قدر آسمان ها، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، آقای خامنه ای، مولانا سید علی، بیت رهبری، نیمه شعبان، رهبر،

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

اولاً تشكر میكنم از همه‌ى برادران و خواهران كه در بخشهاى مختلف - و همه هم لازم - مشغول كار و تلاش هستید؛ چه بخش مربوط به نماز، چه زكات، چه تفسیر، چه مهدویت و چه بقیه‌ى آنچه كه جناب آقاى قرائتى بیان كردند. همه‌ى اینها كارهاى مهمى است، كارهاى لازمى است و حقاً و انصافاً كار در این بخشها یك انفاق حقیقى و صدقه‌ى مقبوله‌ى عنداللَّه تعالى است ان‌شاءاللَّه. از همه متشكریم، ولى بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشكر كنیم. تشكر كه نه؛ چون كار، كار خداست، براى خداست، ان‌شاءاللَّه خداوند باید از ایشان و همكارانشان تشكر كند؛ لكن قدردانى باید بكنیم. من این چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگویم:

 آقاى قرائتى یك نمونه‌ى بسیار خوب و درس‌آموزى است خود ایشان. اولاً كارهائى را كه ایشان مباشر آنها شد، دنبال آنها رفت، همه‌اش خلأهائى بود كه وجود داشت؛ ایشان خلأها را پر كرده؛ خیلى ارزش دارد. بعضى كارها خوبند، اما تكرارى‌اند. اگر كسى توانست نیازها را، خلأها را پیدا كند، بشناسد و همت بگمارد بر اینكه این خلأها را پر كند، این ارزش مضاعفى دارد. ایشان اینجور عمل كرده است؛ هم در قضیه‌ى نماز - نمازِ با این عظمت، با این اهمیت، ركن دین، مایه‌ى قبول همه‌ى اعمال انسان، این مورد بى‌اعتنائى قرار بگیرد در جامعه، توجه لازم به آن نشود. این، خیلى خلأ بزرگى است - ایشان به این خلأ پرداخت، هم مسئله‌ى زكات، كه واقعاً در جامعه‌ى ما مطرح نبود و خود این مطرح نبودن یك نقطه‌ى ضعف بود، یك نقیصه بود، ایشان همت كرد، وارد شد؛ همه جا برو، همه جا بگو، به همه اصرار كن، خسته نشو، تا این به جریان بیفتد. قضیه‌ى تفسیر همین جور است، قضیه‌ى مهدویت و بقیه‌ى قضایائى كه حالا ایشان دنبال میكنند؛ این یك نكته است در كار آقاى قرائتى عزیز و محترممان.

 نكته‌ى دوم كه اهمیت آن از نكته‌ى اول بیشتر هم هست، صفا و خلوص ایشان است. خود این صفا هم موجب شده است كه ایشان بتواند كارها را پیش ببرد. خداى متعال با نیتهاى خالص همراه است؛ خلوص نیت تأثیر عجیبى دارد در پیشرفت كارهائى كه با این نیت انجام میگیرد. این هم یك نكته است؛ خیلى مهم است.

 من اینها را عرض كردم نه براى خاطر اینكه حالا بخواهیم از یكى تجلیل كنیم یا یكى را بزرگ كنیم. اینها كه نه مورد احتیاج و انتظار آقاى قرائتى است، نه ما دنبال این چیزها هستیم؛ میخواهیم اینجور كار كردن براى ما - براى همه‌مان، بخصوص ما طلبه‌ها - الگو بشود؛ یعنى اینجور حركت كنیم؛ نه اینكه حالا همین كارها را بكنیم؛ بلكه به این معنا كه بگردیم دنبال خلأها، دنبال آنچه كه نیاز به آن هست، اینها را پیدا كنیم. هر كسى ذوقى دارد، استعدادى دارد، توانائى‌هایى دارد، ظرفیتى دارد، از این ظرفیت استفاده بشود براى اینكه كار انجام بگیرد. این یك.

 دوم، استمرار و پیگیرى، كه من حالا همین جا از خود آقاى قرائتى و همكاران ایشان هم میخواهم كه این كارهائى كه شروع كردند، مطلقاً اینها را رها نكنند؛ این كارها پیگیرى بشود، دنبالگیرى بشود. اینجور نباشد كه یك كارى را شروع كنیم، بمجرد اینكه بركاتى، ثمراتى از آن ظاهر شد، خرسند بشویم، خوشحال بشویم، خدا را هم شكر بكنیم، ولى احساس بى‌نیازى، احساس سیرى به ما دست بدهد؛ نه، باید كار دنبال بشود. امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند به ایشان، به همه‌ى شما برادران، خواهران عزیز كمك كند، طول عمر بدهد، سلامتى بدهد كه بتوانید این كارها را دنبال كنید؛ اینها مهم است.

 اما مسئله‌ى مهدویت كه این روزها به مناسبت نزدیكى نیمه‌ى شعبان و عید بزرگ اسلامى - بلكه بشرى - با طرح این مسئله تناسب دارد، همین قدر باید عرض كنیم كه مسئله‌ى مهدویت در شمار چند مسئله‌ى اصلى در چرخه و حلقه‌ى معارف عالیه‌ى دینى است؛ مثل مسئله‌ى نبوت مثلاً، اهمیت مسئله‌ى مهدویت را در این حد باید دانست. چرا؟ چون آن چیزى كه مهدویت مبشر آن هست، همان چیزى است كه همه‌ى انبیاء، همه‌ى بعثتها براى خاطر آن آمدند و آن ایجاد یك جهان توحیدى و ساخته و پرداخته‌ى بر اساس عدالت و با استفاده‌ى از همه‌ى ظرفیتهائى است كه خداى متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده؛ یك چنین دورانى است دیگر، دوران ظهور حضرت مهدى (سلام اللَّه علیه و عجّل اللَّه تعالى فرجه). دوران جامعه‌ى توحیدى است، دوران حاكمیت توحید است، دوران حاكمیت حقیقى معنویت و دین بر سراسر زندگى انسانهاست و دوران استقرار عدل به معناى كامل و جامع این كلمه است. خب، انبیاء براى این آمدند.

 ما مكرر عرض كردیم كه همه‌ى حركتى كه بشریت در سایه‌ى تعالیم انبیاء، در طول این قرون متمادیه انجام دادند، حركت به سمت جاده‌ى اسفالته‌ى عریضى است كه در دوران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّریف) به سمت اهداف والا كشیده شده است كه بشر در آن جاده حركت خواهد كرد. مثل اینكه یك جماعتى از انسانها در كوه و كمر و راه‌هاى دشوار و باتلاق‌زارها و خارستانها با راهنمائى‌هاى كسانى همین طور حركت دارند میكنند تا خودشان را به آن جاده‌ى اصلى برسانند. وقتى به جاده‌ى اصلى رسیدند، راه باز است؛ صراط مستقیم روشن است؛ حركت در آن آسان است؛ راحت در آن راه حركت میكنند. وقتى به جاده اصلى رسیدند، اینجور نیست كه حركت متوقف بشود؛ نه، تازه حركت به سمت اهداف والاى الهى شروع میشود؛ چون ظرفیت بشر یك ظرفیت تمام‌نشدنى است. در طول این قرون متمادى، بشر از كج‌راهه‌ها، بیراهه‌ها، راه‌هاى دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پاى مجروح شده و زخم‌آلود، در بین این راه‌ها حركت كرده است تا خودش را به این جاده‌ى اصلى برساند. این جاده‌ى اصلى همان جاده‌ى زمان ظهور است؛ همان دنیاى زمان ظهور است كه اصلاً حركت بشریت به یك معنا از آنجا شروع میشود.

 اگر مهدویت نباشد، معنایش این است كه همه‌ى تلاش انبیاء، همه‌ى این دعوتها، این بعثتها، این زحمات طاقت‌فرسا، اینها همه‌اش بى‌فایده باشد، بى‌اثر بماند. بنابراین، مسئله‌ى مهدویت یك مسئله‌ى اصلى است؛ جزو اصلى‌ترین معارف الهى است. لذاست كه در همه‌ى ادیان الهى هم تقریباً - حالا تا آنجائى كه ما اطلاع داریم - یك چیزى كه لبّ و معناى حقیقى آن همان مهدویت است، وجود دارد، منتها به شكلهاى تحریف شده، به شكلهاى مبهم، بدون اینكه درست روشن باشد كه چه میخواهند بگویند.

 مسئله‌ى مهدویت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ یعنى مخصوص شیعه نیست. همه‌ى مذاهب اسلامى غایت جهان را كه اقامه‌ى حكومت حق و عدل به وسیله‌ى مهدى (علیه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روایات معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پیغمبر اكرم و از بزرگان نقل شده است. بنابراین، هیچ تردیدى در آن نیست. منتها امتیاز شیعه در این است كه مسئله‌ى مهدویت در آن یك مسئله‌ى مبهم نیست؛ یك مسئله‌ى پیچیده‌اى كه براى بشر قابل فهم نباشد، نیست؛ یك مسئله‌ى روشن است، مصداق واضحى دارد كه این مصداق را میشناسیم، خصوصیاتى از او را میدانیم، پدران او را میشناسیم، خانواده‌ى او را میشناسیم، ولادت او را میشناسیم، جزئیات آن را خبر داریم. در این معرفى هم باز روایات شیعه، تنهائى در صحنه نیستند؛ حتّى روایاتى از غیر طریق شیعه هم وجود دارد كه همین معرفى را براى ما روشن میكند و باید كسانى كه مال مذاهب دیگر هستند، توجه كنند و دقت كنند تا این حقیقت روشن را دربیابند. بنابراین اهمیت مسئله یك چنین سطحى دارد و ما بیشتر از دیگران اولى‌ هستیم به اینكه به این مسئله بپردازیم؛ كارهاى علمى و دقیق و متقن روى این مسئله انجام بگیرد.

 مسئله‌ى انتظار هم كه جزء لاینفك مسئله‌ى مهدویت است، از آن كلیدواژه‌هاى اصلى فهم دین و حركت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است؛ انتظار؛ انتظار یعنى ترغب، یعنى مترصد یك حقیقتى كه قطعى است، بودن؛ این معناى انتظار است. انتظار یعنى این آینده حتمى و قطعى است؛ بخصوص انتظارِ یك موجود حىّ و حاضر؛ این خیلى مسئله‌ى مهمى است. اینجور نیست كه بگویند كسى متولد خواهد شد، كسى به وجود خواهد آمد؛ نه، كسى است كه هست، وجود دارد، حضور دارد، در بین مردم است. در روایت دارد كه مردم او را مى‌بینند، همچنانى كه او مردم را مى‌بیند، منتها نمیشناسند. در بعضى از روایات تشبیه شده است به حضرت یوسف كه برادران او را میدیدند، بین آنها بود، در كنار آنها بود، روى فرش آنها راه میرفت، ولى نمیشناختند. یك چنین حقیقت بارز، واضح و برانگیزاننده‌اى؛ این كمك میكند به معناى انتظار. این انتظار را بشریت نیاز دارد، امت اسلامى به طریق اولى‌ نیاز دارد. این انتظار، تكلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتى انسان یقین دارد كه یك چنین آینده‌اى هست؛ همچنانى كه در آیات قرآن هست: «و لقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر انّ الارض یرثها عبادى الصّالحون. انّ فى هذا لبلغا لقوم عابدین»(1) - مردمانى كه اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند - باید خود را آماده كنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه‌اش آماده‌سازى خود هست. بدانیم كه یك حادثه‌ى بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت كه حالا سالها یا مدتها مانده است كه این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمیشود گفت كه این حادثه نزدیك است و در همین نزدیكى اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود. انتظار ایجاب میكند كه انسان خود را به آن شكلى، به آن صورتى، به آن هیئت و خُلقى نزدیك كند كه در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شكل و آن هیئت متوقع است. این لازمه‌ى انتظار است. وقتى بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یك چنین دورانى قرار است باشد - ما كه منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیك كنیم، خودمان را با عدل آشنا كنیم، آماده‌ى عدل كنیم، آماده‌ى پذیرش حق كنیم. انتظار یك چنین حالتى را به وجود مى‌آورد.

 یكى از خصوصیاتى كه در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است كه انسان به وضع موجود، به اندازه‌ى پیشرفتى كه امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبه‌روز این پیشرفت را، این تحقق حقایق و خصال معنوى و الهى را در خود، در جامعه بیشتر كند. اینها لوازم انتظار است.

 خب، بحمداللَّه امروز كسانى دارند در مسئله‌ى انتظار كارِ عالمانه میكنند؛ آن طورى كه در گزارشهاى جناب آقاى قرائتى بود و قبلاً هم این گزارش را خوانده بودم، حالا هم كه ایشان اشاره كردند و گفتند. از كارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئله‌ى انتظار و مسئله‌ى دوران ظهور نباید غفلت كرد. و از كارِ عامیانه و جاهلانه بشدت باید پرهیز كرد. از جمله‌ى چیزهائى كه میتواند یك خطر بزرگ باشد، كارهاى عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متكى به سند و مدرك در مسئله‌ى مربوط به امام زمان (عجّل‌اللَّه تعالى فرجه الشّریف) است، كه همین زمینه را براى مدعیان دروغین فراهم میكند. كارهاى غیرعالمانه، غیرمستند، غیر متكى به منابع و مدارك معتبر، صرف تخیلات و توهمات؛ اینجور كارى مردم را از حالت انتظار حقیقى دور میكند، زمینه را براى مدعیان دروغگو و دجال فراهم میكند؛ از این بایستى بشدت پرهیز كرد.

 در طول تاریخ مدعیانى بودند؛ بعضى از مدعیان هم همین چیزى كه حالا اشاره كردند، یك علامتى را بر خودشان یا بر یك كسى تطبیق كردند؛ همه‌ى اینها غلط است. بعضى از این چیزهائى كه راجع به علائم ظهور هست، قطعى نیست؛ چیزهائى است كه در روایات معتبرِ قابل استناد هم نیامده است؛ روایات ضعیف است، نمیشود به آنها استناد كرد. آن مواردى هم كه قابل استناد هست، اینجور نیست كه بشود راحت تطبیق كرد. همیشه عده‌اى این شعرهاى شاه نعمت‌اللَّه ولى را - در طول سالهاى متمادى و در موارد زیادى - بر آدمهاى مختلفى در قرون مختلف تطبیق كردند، كه بنده دیدم. گفتند بله، اینى كه گفته من فلان كس را، فلان جور مى‌بینم، این فلان كس است؛ یك شخصى را گفته‌اند. باز در یك زمان، صد سال بعد مثلاً، یك كس دیگرى را پیدا كردند و به او تطبیق كردند! اینها غلط است، اینها كارهاى منحرف‌كننده است، كارهاى غلطانداز است. وقتى انحراف و غلط به وجود آمد، آن وقت حقیقت، مهجور خواهد شد، مشتبه خواهد شد، وسیله‌ى گمراهى اذهان مردم فراهم خواهد شد؛ لذا از كارِ عوامانه، از تسلیم شدن در مقابل شایعات عامیانه بایستى بشدت پرهیز كرد. كارِ عالمانه، قوى، متكى به مدرك و سند، كه البته كار اهل فنِ این كار است، این هم كار هر كسى نیست، باید اهل فن باشد، اهل حدیث باشد، اهل رجال باشد، سند را بشناسد، اهل تفكر فلسفى باشد؛ بداند، حقایقى را بشناسد، آن وقت میتواند در این زمینه وارد میدان شود و كار تحقیقاتى انجام دهد. این بخش از كار را هرچه ممكن است، بیشتر باید جدى گرفت تا راه ان‌شاءاللَّه براى مردم باز شود؛ هرچه دلها با مقوله‌ى مهدویت آشنا شود و انس پیدا كند و حضور آن بزرگوار براى ما، ما مردمى كه در دوران غیبت هستیم، محسوستر شود و بیشتر حس كنیم و رابطه بیشتر داشته باشیم، این براى دنیاى ما و براى پیشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواهد بود.

 این توسلاتى كه در زیارات مختلف وجود دارد كه بعضى از اینها اسانید خوبى هم دارد، اینها بسیار باارزش است. و توسل، توجه، انسِ با آن بزرگوار از دور. این انس به معناى این نیست كه حالا كسى ادعا كند كه من خدمت حضرت میرسم یا صداى ایشان را میشنوم؛ ابداً اینجور نیست. غالب آنچه كه در این زمینه گفته میشود، ادعاهائى است كه یا دروغ است، یا طرف دروغ هم نمیگوید، تصور میكند، تخیل میكند. ما كسانى را دیدیم. آدمهاى دروغگوئى نبودند، اما خیال میكردند، تخیل میكردند؛ تخیلات خودشان را به عنوان واقعیت براى این و آن نقل میكردند! نبایستى تسلیم اینها شد. راه درست، راه منطقى. آن توسل، توسل از دور است؛ توسلى است كه امام آن را از ما میشنود، ان‌شاءاللَّه میپذیرد؛ ولو اینكه ما با مخاطب خودمان از دور داریم حرف میزنیم؛ اشكالى ندارد. خداى متعال سلامِ سلام‌دهندگان و پیامِ پیام‌دهندگان را به آن بزرگوار میرساند. این توسلات و این انس معنوى بسیار خوب و لازم است.

 امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال ظهور آن حضرت را هرچه نزدیكتر كند، ما را جزو یاران آن بزرگوار، هم در غیبتش، هم در حضورش قرار بدهد و ان‌شاءاللَّه ما را جزو مجاهدانِ در كنار آن بزرگوار و شهیدشدگان در ركاب آن بزرگوار قرار بدهد.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌



طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  اندیشه سیاسی اسلام،  بسیج، 
برچسب ها: بیانات در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت، امام خامنه ای، رهبر انقلاب، نائب امام زمان، بیت رهبری، سخنان رهبری، سخنان مقام معظم رهبری، بیانات رهبری در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 تیر 1390 توسط عرفان | نظرات ()

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

 تبریك عرض میكنم این عید بزرگ و این روز شریف را به حضار محترم این مجلس، مسئولان محترم كشور، سفیران محترم كشورهاى اسلامى و به عموم ملت عزیز ایران و به امت بزرگ اسلامى و به همه‌ى جامعه‌ى بشریت.

 اگر عظمت و اهمیت ایام به این باشد كه خداى متعال لطفى را در روزى بر بشریت نازل كرده باشد، یقیناً روز مبعث عظیم‌ترین و مهمترین همه‌ى روزهاى سال است؛ چون نعمت بعثت و برانگیختن پیامبر اعظم براى بشریت از همه‌ى نعمتهاى الهى در طول تاریخ بزرگتر است. بنابراین میتوان به‌جرأت این را گفت كه روز مبعث، برترین و بزرگترین و پربركت‌ترین روزهاى همه‌ى ایام سال است. خاطره‌ى آن روز را باید گرامى بداریم و عظمت آن حادثه را در نظرمان مجسم كنیم.

 امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرمود: «ارسله على حین فترة من الرّسل و طول هجعة من الأمم»؛ بعثت در هنگامى اتفاق افتاد كه دوران طولانى‌اى بود بشریت از حضور انبیاى الهى محروم بود. از ظهور حضرت عیسى حدود ششصد سال میگذشت. صدها سال بود كه بشر در میان خود سفیر الهى ندیده بود. نتیجه چه بود؟ «و الدّنیا كاسفة النّور ظاهرة الغرور»؛(1) دنیا تاریك بود، ظلمانى بود، معنویت رخت بربسته بود، بشر در جهالت و گمراهى و غرور به سر میبرد. در یك چنین شرائطى، خداى متعال پیغمبر را فرستاد.

 نبى مكرم، آن عنصر شایسته‌اى بود كه براى یك چنین حركت عظیمى، براى طول تاریخ بشریت، خداوند او را آماده كرده بود. لذا توانست در طول بیست و سه سال یك جریانى را به راه بیندازد كه این جریان با همه‌ى موانع، با همه‌ى مشكلات، تا امروز تاریخ را جلو رانده و پیش برده است. بیست و سه سال، زمان كوتاهى است. سیزده سال از این مدت هم با مبارزاتِ غریبانه گذشت. در مكه اول با پنج نفر و ده نفر و پنجاه نفر شروع شد و جمعیت معدودى در زیر فشارهاى طاقت‌فرساى دشمنان متعصب، كور و جاهل توانستند مقاومت كنند. ستونهاى مستحكمى ساخته شد براى اینكه جامعه‌ى اسلامى و تمدن اسلامى بر روى این ستونها قرار بگیرد. بعد هم خداوند متعال شرائطى را پیش آورد كه پیغمبر توانست به مدینه هجرت كند و این نظام و این جامعه را به وجود بیاورد و این تمدن را پى‌ریزى كند. همه‌ى مدتى هم كه پیغمبر اكرم این نظام نوپا را پرداخت، ساخت، آماده كرد و پیش راند، ده سال شده است؛ یعنى یك مدت كوتاه. یك چنین حوادثى معمولاً در طوفان امواج حوادث دنیا گم میشود، از بین میرود، فراموش میشود. ده سال خیلى مدت كوتاهى است؛ اما در همین مدت پیغمبر اكرم توانست این نهال را غرس كند، آبیارى كند، وسیله‌ى رشد و نمو آن را فراهم كند؛ یك حركتى را ایجاد كند كه این حركت یك تمدنى را آفرید و این تمدن بر اوج قله‌ى تمدن بشرى در دوران مناسب خود قرار گرفت. یعنى در قرن سوم و چهارم هجرى، در همه‌ى دنیاى آن روز، با سابقه‌ى تمدنها، با حكومتهاى مقتدر، با میراثهاى گوناگون تاریخى، هیچ تمدنى به عظمت و رونق تمدن اسلامى مشاهده نشده است؛ این هنر اسلام است.

 و این در حالى است كه از بعد از دوران نبى مكرم اسلام، از بعد از همان دوران ده‌ساله، حوادث گوناگون و تلخى هم براى امت اسلامى به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیرى‌هاى داخلى پیدا شد. با همه‌ى اینها، انحرافاتى كه در طول زمان به وجود آمد، ناخالصى‌هائى كه در جریان اسلام پیدا شد و رشد كرد، پیام پیغمبر اكرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد كه همه‌ى دنیا و همه‌ى تمدنهاى امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجرى مسلمانان است. این یك تجربه است.

 بشریت اگر بیندیشد و انصاف را رعایت كند، تصدیق خواهد كرد كه نجات بشر و حركت بشر به سوى كمال، به بركت اسلام ممكن خواهد شد و لاغیر. ما مسلمانها قدرناشناسى كردیم؛ ما نمك خوردیم و نمكدان را شكستیم؛ ما قدر اسلام را ندانستیم؛ ما پایه‌هائى را كه پیغمبر اكرم براى بناى جوامع برجسته و متكامل انسانى بناگذارى كرده بود، در میان خود نگه نداشتیم؛ ما ناشكرى و ناسپاسى كردیم و چوبش را هم خوردیم. اسلام این توانائى را داشت و دارد كه بشریت را به سعادت برساند، به كمال برساند و از لحاظ مادى و معنوى او را رشد دهد. این پایه‌هائى كه پیغمبر گذاشتند - پایه‌ى ایمان، پایه‌ى عقلانیت، پایه‌ى مجاهدت، پایه‌ى عزت - پایه‌هاى اصلى جامعه‌ى اسلامى است.

 ایمانمان را در دلهاى خود و در عمل خود تقویت كنیم؛ از خرد انسانى، كه هدیه‌ى بزرگ الهى به بشر است، استفاده كنیم؛ جهاد فى‌سبیل‌الله را  چه در میدانهاى نبرد نظامى، آن وقتى كه لازم باشد؛ چه در میدانهاى دیگر، میدان سیاست، میدان اقتصاد و دیگر میدانها - دنبال كنیم و حس عزت و كرامت انسانى و اسلامى را براى خودمان مغتنم بشماریم.

 اینها وقتى در یك جامعه‌اى زنده بشود، این جامعه همان حركت اسلامى را، همان خط نبى معظم اسلام را یقیناً دنبال خواهد كرد. به بركت پیام اسلام، به بركت نداى امام بزرگوار، ما ملت ایران توانستیم بخشى از آن را در زندگى خودمان تحقق ببخشیم؛ آثار و ثمراتش را داریم مشاهده میكنیم.

 امروز دنیاى اسلام متوجه شده است. این حركاتى كه امروز در برخى كشورهاى شمال آفریقا و منطقه‌ى خاورمیانه مشاهده میشود، همان استفاده و استضائه‌ى از نور اسلام و استفاده‌ى از جهتگیرى دست مبارك پیغمبر اكرم است. لذاست كه آینده‌ى این منطقه، آینده‌ى این كشورها، به توفیق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، آینده‌ى روشنى است.

 غربى‌ها بیخود لجاجت میكنند، بیخود بر مواضع غلط خودشان پافشارى میكنند. آنچه امروز در مصر و در تونس و در برخى كشورهاى دیگر به جریان افتاده است و مشاهده میشود، معنایش این است كه تاریخ این منطقه ورق خورده است و فصل جدیدى شروع شده است. آن موازنه‌ى غلطِ ظالمانه‌اى كه از صد سال پیش، صد و پنجاه سال پیش، مستكبران غربى، مستعمران غربى در این منطقه به وجود آورده بودند و میخواستند این را حاكم بر سرنوشت این منطقه‌ى عظیم و حساس بكنند، به هم خورده است؛ فصل جدیدى شروع شده است.

 البته امروز قدرتهاى مستكبر غربى جان‌سختى به خرج میدهند؛ نمیخواهند در مقابل این واقعیت بزرگ و غیرقابل انكار تسلیم شوند كه ملتهاى منطقه بیدار شدند، ملتهاى منطقه به اسلام برگشته‌اند؛ لیكن حقیقت همین است. نفس اسلامى در كشورهاى مسلمان دمیده شده است. وابستگان و حكام دست‌نشانده‌ى آمریكا و غرب با این ملتها كارى كردند كه این ملتها احساس كردند كه جز قیام، جز حركت عظیم عمومى، جز انقلاب، راهى در مقابل آنها نیست؛ لذا قدم در این راه گذاشتند و دارند پیش میروند. این حركتها یقیناً به نتیجه خواهد رسید.

 البته غربى‌ها خیلى تلاش میكنند. امروز همه‌ى دستگاه‌هاى تبلیغاتى و سیاسى و اقتصادى آمریكا و بعضى از مزدورانشان در این منطقه به كار افتاده است تا این انقلابهاى مردمى را، این قیامهاى بزرگ را از مسیر اصلى منحرف كنند؛ جنبه‌ى اسلامى آن را مخفى كنند، مكتوم كنند، انكار كنند؛ كسانى را پیدا كنند كه با فریب مردم بر سر كار بیایند و همه‌ى معادله‌ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. این تلاشها را دارند میكنند، لیكن فایده‌اى ندارد؛ ملتها بیدار شده‌اند. وقتى ملتى بیدار شد، وقتى ملتى وارد عرصه شد، جان خود را كف دست گرفت و آمد، دیگر نمیشود او را برگرداند، نمیشود او را فریب داد. ما امیدواریم این مسیر دشوار ملتهاى مسلمانِ قیام كرده و آنهائى كه این زمینه در آنها هست، ان‌شاءالله ادامه پیدا كند و این مسیر هرچه كوتاه‌تر شود. نتیجه قطعى است؛ راه ممكن است طولانى باشد، ممكن است كوتاه باشد.

 امروز آمریكائى‌ها به كمك صهیونیستها، به كمك برخى از همپیمانان و مزدوران خودشان در منطقه تلاش میكنند این انقلابها را منحرف كنند، بر اینها مسلط شوند، بر روى امواج اینها سوار شوند؛ لیكن فایده‌اى ندارد. البته براى ملتها دردسر درست میكنند - این دردسرها طبیعى است - اختلاف ایجاد میكنند؛ ما همه‌ى این چیزها را تجربه كرده‌ایم. در انقلاب ما هم اختلاف ایجاد كردند، نفوذ پیدا كردند، اقوام را به جان هم انداختند، درگیرى‌هاى داخلى درست كردند، یك دشمن خارجى را تحریك كردند كه به ما حمله‌ى نظامى كند، لشكركشى كند؛ اینها همه اتفاق افتاد، اما ملت ایستاد، راه را با قدرت ادامه داد، بر همه‌ى اینها فائق آمد، بعد از این هم فائق خواهد آمد. بنابراین، این مشكلات هست.

 امروز مشاهده میكنید در مصر، در جاهاى دیگر، اختلافات داخلى ایجاد میكنند، درگیرى ایجاد میكنند، یقیناً سلسله‌ى ترورها و فتنه‌انگیزى‌ها را به راه خواهند انداخت. علاج عبارت است از همین بیدارى مردم، بیدارى نخبگان؛ نخبگان علمى، نخبگان سیاسى، مسئولان دلسوز و علاقه‌مند به سرنوشت كشور. اینها باید بیدار باشند، مراقبت كنند و ان‌شاءالله كار به بهترین وجهى ادامه پیدا خواهد كرد. این همان ادامه‌ى بعثت پیغمبر و حركت نبوى است كه امروز به این شكل دارد خود را نشان میدهد.

 ملتهاى مظلوم دنبال كرامت خودشان هستند؛ همان عزت و كرامتى كه یكى از پایه‌هاى دعوت پیغمبر بود. در طول سالهاى متمادى، دشمنان و مستكبران و اشغالگران و مداخله‌گران، ملتهاى ما را استثمار كردند؛ در عین حال آنها را تحقیر كردند، ذلیل كردند. ملتها وقتى كه از اسلام بهره‌مند باشند، عزت‌طلبند، كرامت‌طلبند. این همان حركت اسلامى است. حركت اسلامى معنایش این است.

 ما ملتهاى مسلمان باید هشیار باشیم. نخبگان كشورهاى اسلامى باید بیدار باشند؛ خودشان را سرگرم بگومگوهاى بى‌مورد و كم‌اهمیت نكنند؛ اختلافات مذهبى، اختلافات قومى، اختلافات سلیقه‌اى و بحثهاى حاشیه‌اى را وارد نكنند. آنچه كه در این منطقه دارد اتفاق مى‌افتد، عظمتش بیش از این حرفهاست.

 ما ملت ایران هم خوشحال و خوشوقتیم از این كه مى‌بینیم ملتهاى مسلمان دارند حركت میكنند و آزادى و كرامت خودشان را به دست مى‌آورند. از آغاز پیدایش و پیروزى این انقلاب در ایران، مواضع انقلاب نسبت به مسائل منطقه، حركتهاى منطقه، قیامهاى منطقه، روشن بوده است. هر جائى كه حركت بر ضد استكبار است، بر ضد صهیونیسم است، بر ضد دولت غاصب صهیونیستى در كشور عزیز فلسطین است، این حركت، حركت مقبول و مورد حمایت و تأیید ماست. هر جا حركت علیه آمریكاست، علیه این دیكتاتورىِ بین‌المللى است - كه امروز آمریكا یك دیكتاتورى بین‌المللى به وجود آورده است - هر جا حركت علیه دیكتاتورى‌هاى داخلى است، براى احقاق حق ملتهاست، ما با آنها موافقیم.

 باید همه هوشیار باشند؛ هم ما هوشیار باشیم، هم ملتها هوشیار باشند؛ بدانند دسائس و حیله‌هاى دشمنان متنوع است، پیچیده است. بصیرت را معیار كار خودمان قرار بدهیم. ملتها توجه داشته باشند؛ آمریكائى‌ها و صهیونیستها و مزدورانشان و همراهانشان سعى میكنند انقلابها را منحرف كنند؛ كشورهائى را كه در آنها بیدارى به وجود آمده است، مورد توجه قرار میدهند؛ هرچه میتوانند، تلاش میكنند حركت این ملتها را منحرف كنند.

 ملت مظلوم بحرین هم مثل ملت مصر است، مثل ملت تونس است، مثل ملت یمن است؛ آنجا هم قضیه همین است؛ تفكیك بین اینها معنا ندارد. ما مى‌بینیم متأسفانه كسانى به جاى اینكه به حرف دل ملتها توجه كنند، راهى را میروند، حركتى را میكنند كه دشمنان این ملتها این حركت را دارند دنبال میكنند. امروز آمریكا براى شبیه‌سازى كارى كه در مصر و در تونس و در یمن و در لیبى و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است كه سوریه را - كه در خط مقاومت است - دچار مشكل كند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این كشورها متفاوت است. در این كشورها حركت ضد آمریكا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست آمریكا آشكار و مشهود است؛ صهیونیستها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه كنیم. ما نباید معیار را فراموش كنیم. آنجائى كه حركت ضد آمریكا و ضد صهیونیسم است، آن حركت، حركت اصیل و مردمى است؛ آنجائى كه شعارها به نفع آمریكا و صهیونیسم است، آنجا حركت انحرافى است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگرى را حفظ خواهیم كرد.

 البته میدانیم دشمنان نظام جمهورى اسلامى خشمگین میشوند، عصبانى میشوند، بر توطئه‌هاى خودشان علیه ما مى‌افزایند. ما در مقابل این توطئه‌ها ایستادگى كردیم. ملت آبدیده شده است. ملت ایران در طول این سى سال، در مقابل انواع توطئه‌ها ایستاده است؛ استقامت كرده است؛ آبدیده شده است. دلشان را خوش میكنند به بعضى از حوادث داخلى، خوشحالى میكنند.

 خوشبختانه امروز دستگاه‌هاى گوناگون كشور، با امید، با شوق، مشغول كارهاى خودشان هستند. در همین مدتهاى اخیر، در همین سال اخیر، شما ببینید چقدر كار در كشور انجام گرفته است. ما از كشورى كه وارد كننده‌ى فرآورده‌هاى نفتى بود، تبدیل شدیم به كشورى كه این فرآورده‌ها را صادر میكنیم. در زمینه‌هاى مختلف، بحمدالله كشور مشغول است. همین مسئله‌ى كوچك كردن دولت - اقدامى كه دولت و مجلس مشتركاً انجام دادند - كار بسیار مهم و بزرگى است؛ اینها بایستى دنبال شود و ان‌شاءالله دنبال میشود.

 ملت ایران با ایستادگى خود، با مقاومت خود، با اتحاد خود، با امید بى‌پایان خود به كمك الهى، و مسئولان كشور با وحدت كلمه، با همكارى‌هاى خود، ان‌شاءالله خواهند توانست یك بار دیگر امید دشمنان ملت ایران را تبدیل به نومیدى و یأس كنند.

 از خداوند متعال میخواهیم كه به بركات فراوان خود بر این ملت بیفزاید؛ و به بركت این روز شریف و این عید مبارك، و به احترام وجود مقدس خاتم‌الانبیاء، ان‌شاءالله ملت ایران و ملتهاى مسلمان را مشمول تفضلات و نصرت خود قرار بدهد و قلب مقدس ولى‌عصر (ارواحنا فداه) را از همه‌ى ما راضى و خشنود كند.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته



طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: امام خامنه ای، بیت رهبری، دیدار در روز عید مبعث، عید مبعث، رهبر، آقای خامنه ای، مولانا خامنه ای، بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث، بیانات امام خامنه ای در دیدار مسئولان نظام عید مبعث،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 توسط عرفان | نظرات ()

السلام ای ثمر عمر پیمبر زهرا *** داده طه لقبت حضرت مادر زهرا

کفو و همتای علی فاتح خیبر زهرا *** به ائمه شده ای حجت اکبر زهرا

التماسیم و به الطاف شما محتاجیم *** با همان دست دعا کن به خدا محتاجیم

وقت آن است که از خاک تو زر جمع کنیم *** چادرت را بتکانی و قمر جمع کنیم

باید از بین کلام تو نظر جمع کنیم *** باز هم خطبه بخوانی و گوهر جمع کنیم

آنکسانی که به آئین خدا محتاجند *** به بیانات تو در دین خدا محتاجند

بگو از راه خدایی که فراموش شده *** بگو از راهنمایی که فراموش شده

از رسول دو سرایی که فراموش شده *** بگو از حق ولایی که فراموش شده

پهلویت گرچه شکسته است ولی حرف بزن *** باز هم فاطمه از حق علی حرف بزن

تو همان جمع فضائل تو همان جمع صفات *** تو همان جلوه توحید همان جلوه ذات

احتجاجات تو لبریز دلیل و آیات *** راه بیراهه شود گر ندمی تو هیهات

بگو این فتنه با رایت اسلام از چیست *** بی تفاوت شدن امت اسلام از چیست

از تو ما یاد گرفتیم که رحمت باشیم *** اهل بنده شدن و اهل اطاعت باشیم

در خوشی های زمان یاد قیامت باشیم *** همه جا گوش به فرمان ولایت باشیم

چیست فرمان ولایت همه با هم بودن *** همه در دایره فاطمه با هم بودن

ای به زخم رخ و پهلوی تو اکرام و سلام *** ای که خون پسرت گشته قوام اسلام

فرصت گفتن از تو شده در این ایام *** کربلا شرح غم توست به معنی تمام

از علی و غم او تو سخن آغاز نما *** سفره درد غریبانه خود باز نما



غم علی، غصه علی، ناله علی، آه علی، نور الله علی، شمس علی، ماه علی،

اول و آخر معراج علی، راه علی، پهلوی داغ شهادت ولی الله علی

خوشترین درد علی خسته ترین مرد علی

به زمین خوردن من نیز صدا کرد علی




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مناسبت ها،  شعر، 
برچسب ها: شعری كه حاج‌منصور در بیت‌رهبری خواند، شعر حاج منصور در بیت رهبری، بیت رهبری،