تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب ابر امام خمینی| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 شهریور 1390 توسط عمار | نظرات ()
الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله...

نمی دونم چرا ولی وقتی عکس آقا رو وکتور کردم خیلی زیاد شبیه امام شد

برای دانلود روی پیشنمایش زیر کلیک کنید




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  امام خمینی،  مناسبت ها،  عکس، 
برچسب ها: امام خامنه ای، والپیپر، والپیپر مذهبی، امام خمینی، والپیپر سایز بزرگ، والپیپر عریض، imam khamenei، wide wallpaper، islamic wallpapers،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()
حاج حسن پورمنصوری فرهنگی مامور در مدارس جمهوری اسلامی و نویسنده در حوزه ادبیات داستانی، در امارات متحده عربی نقل می کند که در سال 1372 خورشیدی در باشگاه ایرانیان در دبی به نام النادی الایرانی سر سفره شام، دکتر غلام علی افروز نقل کرد:

«سالی با آقایان کیومرث صابری فومنی (گل آقا) و دکتر مصطفی میرسلیم همراه  آقای خامنه ای که رییس جمهور وقت ایران بود، برای شرکت در غبارروبی مقام شریف امام رضا (ع) حضور داشتیم. پس از غبارروبی، حضرت آقا درهمان مقام ماند.

هنگام صبحانه دیدم که آقای خامنه ای مضطرب هستند و حالتی عجیب دارند. قضیه را پرسیدم و ایشان گفت: خوابی دیدم که مرا شگفت زده کرد. اصرار کردیم که خواب را بگوید. اول نپذیرفت، ولی با پافشاری دوستان بالاخره گفت: در مقام حضرت(ع) خوابم برد. در خواب دید که امام خمینی بر من وارد شد و با انگشت اشاره خطاب به من گفت: تو یوسفی ! تو یوسفی ! تو یوسفی!

حضرت آقای خامنه ای مانده بود که چرا امام این گونه او را یوسف خطاب کرده است.

سالیانی گذشت و در نهایت پس از رحلت جانگذار بنیانگذار جمهوری اسلامی، با آقایان صابری و میرسلیم برای تبریک خدمت آقا رسیدیم. همین که وارد شدیم آقای صابری با همان روحیه شوخ طلبی انگشت خود را به سمت آقا گرفت و سه بار گفت: تو یوسفی ! تو یوسفی ! تو یوسفی!

---------

زمانی که امام خامنه ای در زندان کمیته مشترک ساواک به سر می بردند

هم سلولی ایشان که از روحانیون مبارز مشهد بوده خواب می بیند که امام خمینی  (ره) فوت کرده است و در لحظه ای که بدن مطهر ایشان بر روی سنگ غسالخانه کفن پیچ است ناگهان بر می خیزند و با اشاره به آیت الله خامنه ای سه بار می فرمایند: تو یوسف می شوی ، تو یوسف می شوی ، تو یوسف می شوی

با تعریف این خواب آقا چندان خوشحال نمی شوند چون اگر یوسف هم بشود می داند که یوسف چه مصائبی کشید

سالها می گذرد و زمانی که آیت الله خامنه ای به امام جمعه ای تهران انتخاب می شوند آن روحانی نزد آقا آمده و می گوید گفتم که یوسف می شوید...

 سالها بعد زمانی که آقا رئیس جمهور شدند باز آن روحانی می آید و می گوید رئیس جمهوری به مقام یوسف نزدیکتر است یوسف شدی...

و در زمان رهبری ایشان هم با خوشحالی تمام می گوید که دیدید خوابم تعبیر شد یقینا یوسف شدی و عزیز ایران...

این خاطره را حجه الاسلام عابدینی در مسجد دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین روز شنبه 18 دی تعریف کردند

 

با تقوایان خود را برای دین به سختی و مشقت می افکنند.

خطبه متقین

امام علی علیه السلام




طبقه بندی: امام خمینی،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها،  دل نوشت،  عکس، 
برچسب ها: امام خمینی، امام خامنه ای، یوسف زمان، خواب امام خامنه ای،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
در ساعت 10:25 دقیقه، به یكباره خط مانیتور صاف شد و «دكتر عارفی» اعلام كرد كه كار تمام شد! داد و شیون و هوار از مرد وزن برخاست . من ضمن اینكه خودم را باخته بودم، حالت دیگران را زیر نظر داشتم . «آقای خامنه‏ای» سرشان را به زیر انداخته بودند و بشدت گریه می‏كردند.

اشاره:
«حاج حسین سلیمانی» از جمله محافظان بیت حضرت امام خمینی (ره) بود. خاطرات وی كه در سال 1387 از سوی مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است حاوی نكات جالبی از زندگی آن بزرگ‏مرد تاریخ معاصر جهان است. گوشه‏ای از این خاطرات كه مربوط به روزهای آخر است در چند قسمت به شما تقدیم می‏شود:


* شب ارتحال

«آیت‏الله مشكینی»، «آیت الله مهدوی كنی» و «آقای هاشمی رفسنجانی» و تنی چند از بلندپایگان نظام در آن مقطع، مشغول بازنگری قانون اساسی و تهیه ی متمم برای آن بودند و همان روز جلسه داشتند . به خاطر دارم وقتی حال امام بحرانی و فوتشان قطعی شد، از همان دفتر امام به اعضای شورای بازنگری قانون اساسی زنگ زدند كه جلسه‏شان را منحل كنند و خودشان را به جماران برسانند.

وقتی آقایان به جماران رسیدند، یكی دو ساعت از مغرب و عشاء گذشته بود. در این حال حاج احمد آقا، آقای هاشمی و «حضرت آیت الله خامنه‏ای» به اتاقی در كنار بیمارستان محل بستری شدن امام رفتند. حاج احمد آقا به من گفت: «تو هم بیا»!

در اتاق مزبور، دو صندلی بود و یك صندلی كم بود. مرحوم احمد آقا به من گفت: «یك صندلی بردار و بیا»! صندلی را آوردم و سه بزرگوار بر روی آن نشستند و بنده نیز ایستاده بودم. لحظاتی بود كه «آقای اطبا» فوت امام را قطعی كرده و گفته بودند كه امیدی به نجات امام نیست؛ مگر اینكه خدا فرجی عنایت كند.

آقایان رسماً وارد این بحث شدند كه "بعد از امام چه باید كرد؟ " و حاج احمد آقا به بنده گفتند: «بروید به اعضای مجلس خبر گان بگویید به اینجا بیایند».

در واقع تعدادی از اعضای مجلس خبر گان در شورای بازنگری قانون اساسی هم بودند و به جماران آمده بودند. اعضای شورای نگهبان هم حضور داشتند و در اتاق انتظار، مشغول رؤیت مراحل معالجات امام از طریق دوربین مداربسته بودند و بعضی از مسؤولین لشگری و كشوری كه در حیاط بیمارستان حضور داشتند.

بنده خدمت حضرات آیات: خلخالی، خزعلی، محمدی گیلانی، جنتی، امامی كاشانی ، مهدوی كنی، مؤمن و طاهری خرم‏آبادی و... رفتم و آنان را برای شركت در جلسه‏ای با حضور حاج احمد آقا و آقایان خامنه‏ای، هاشمی و موسوی اردبیلی دعوت كردم.

جلسه‏ی مزبور ترتیب یافت كه البته بنده دیگر در آن حضور نداشتم و به داخل بیمارستان و به بالین حضرت امام رفتم.

حس درونی من این بود كه تشكیل جلسه‏ی مزبور ضروری نیست و امام از میان نخواهند رفت. تصور می‏كردم انقلاب ما قائم به شخص امام است و از این رو حضرت حق برای حفظ اسلام و نظام، امام را حفظ خواهد كرد. ولی بعداً دانستم كه مصلحت بالا تری در كار بوده است. وقتی نزد امام رفتم، دیدم اغماء ایشان همچنان ادامه دارد. این حالت تا حدود 9:30 شب طول كشید .

* آخرین دقایق حیات امام

سران سه قوه و «میرحسین موسوی» كه در جلسه‏ی خبرگان هم حضور داشت، بعد از اتمام جلسه‏شان بالای سر امام آمدند. اعضای بیت و دفتر امام و آقایان توسلی، صانعی، رسولی و داماد و نوه‏های امام و وابستگان درجه یك حضور داشتند. خانم‏های منتسب به بیت امام در بیرون اتاق و پشت در و در قسمت اتاق انتظار ایستاده بودند. تلویزیون مداربسته‏ی این اتاق را خاموش كرده بودند تا خانم‏ها آن صحنه‏های جگرسوز را نبینند.

حدوداً ساعت ده شب بود و دكترها مشغول تلاش و تلاطم بودند؛ گاه سرم وصل می‏كردند و گاه خون تزریق می‏كردند و گاه دستگاه تنفسی را به كار می‏انداختند. مانیتوری كه در كنار تخت امام بود وضعیت مزاج و حالت درونی امام را در قالب نمودارهای نشان می‏داد. هر چه جلوتر می‏رفتیم، حس می‏شد كه نمودارها وضعیت نامناسب‏تری پیدا می كند .

حدود ساعت ده و ربع، وخامت حال امام به اوج رسید. در دقایق آخر، هر پزشكی به سلیقه و طرحی متوسل می‎شد تا بلكه امام زنده بماند. در آخرین دقایق، «آقای دكتر صدر» - كه نسبت فامیلی با حاج احمد آقا داشتند ـ با دست، به قلب امام شوك وارد كرد. ولی اثربخش نبود. این بار به دستگاه شوك متوسل شدند و به كمك پرستاران چند بار، به قلب و سینه‏ی امام شوك وارد كردند. صحنه‏ی دلخراشی بود. در این حال حاج احمد آقا تاب نیاوردند و به پزشكان گفتند: «آیا این شوك اثر دارد یا نه ؟» یكی از پزشكان گفت: «نه، دیگر بی‏فایده است». حاج احمد آقا گفت: «پس دیگر امام را اذیت نكنید و بگذارید به حال خودشان باشند»! دكترها كنار كشیدند.

همه چشم به خطوط مانیتوری كه بالای سر امام بود دوخته بودند. فراز و فرود مختصری داشت؛ ولی رفته‏رفته علایم حیاتی رو به خاموشی می‏نهاد. در ساعت 10:25 دقیقه، به یكباره خط مانیتور صاف شد و «دكتر عارفی» اعلام كرد كه كار تمام شد!

داد و شیون و هوار از مرد وزن برخاست . من ضمن اینكه خودم را باخته بودم، حالت دیگران را زیر نظر داشتم . «آقای خامنه‏ای» سرشان را به زیر انداخته بودند و بشدت گریه می‏كردند. گاهی هم با نگاه پرسش‏گر سر بلند می كردند. چهره‏شان سیاه شده بود و چشمانشان قرمز. معلوم بود كه عمیقاً به ایشان فشار آمده است.

«آقای هاشمی رفسنجانی» كه در آن مقطع جانشین فرمانده كل قوا بودند، معلوم بود كه تحت فشار زیادی هستند؛ ولی خودشان را كنترل می‏كردند و به دیگران دلداری می‏دادند. آقای هاشمی می‏گفت: «شیون نكنید! سرو صدا نكنید. این خواست خدا بوده» .

با این حال، خودنگه‏داری ممكن نبود و افراد به سر و روی خود می‏زدند. در این حال خانم‏های بیت، در را باز كردند و به داخل اتاق آمدند. به آنها گفته شده بود كه داخل اتاق نیایید و عملاً هم جا نبود. دكترها می‏خواستند تعداد مردان اتاق را هم كم كنند. ولی هر چه نگاه می‏كردند، می‏دیدند آنها همه آشنا یا فامیل نزدیك امام هستند و نمی‏شد از بالین امام دورشان كرد. این بود كه تنها توانسته بودند زنان را راضی كنند كه در پشت در و در اتاق انتظار بمانند؛ تا سیر طبابت و درمان امام به هم نخورد. بانوان هم قبول كرده بودند كه پشت در بایستند.

وقتی صدای شیون برخاست، زنان نیز عنان را از كف دادند و به داخل اتاق هجوم آوردند. حاج احمد آقا سرش را روی تخت امام گذاشت و بنا كرد گریه كردن. هر كدام از آقایان در حال خودش بود و به دیگری توجه نداشت. «آقای اردبیلی» بشدت می‏گریست و صدای گریه‏ی بلندش در گوش من طنین می‏انداخت.

به هر حال صدای گریه و زاری به داخل حیاط كشید و موج آن به عده‏ی زیادی از مسؤولان و وزرا و برخی از نمایندگان مجلس و شخص «آقای كروبی» كه در حیاط اجتماع كرده بودند سرایت كرد. آقای كروبی خود را به داخل رساند و وقتی متوجه شد امام از دنیا رفته است، حالش دگرگون شد و كنترلش را از دست داد و روی زمین افتاد و عمامه‏اش به هم ریخت. برخی افراد، زیر كتف ایشان را گرفتند و با خود بیرون بردند. باز هم ایشان بی‏تابی می‏كرد.

آقای رفسنجانی جمع را آرام كرد و شروع كرد به صحبت كردن و گفت كه فعلاً نباید كسی از این موضوع خبردار شود. لذا سرو صدا و شیون نكنید. بعد رو كردند به اعضای بیت و خانواده‏ی حضرت امام و گفتند: «شما كه بیشتر از همه حضرت امام را دوست داشتید اگر می‏خواهید اهداف ایشان و انقلابشان حفظ شود، سرو صدا نكنید. چرا كه ممكن است مورد سوء استفاده قرار گیرد».

بعد از اینكه آقای هاشمی همه را ساكت كردند، حاج احمد آقا از افراد حاضر در اتاق و كنار پیكر امام، حتی سران سه قوه خواست كه آنجا را ترك كنند. من آخرین كسی بودم كه اتاق را ترك كردم . بنا داشتم بمانم كه نكند حال حاج احمد آقا خراب شود . ولی به من هم گفتند: «حسین آقا! شما هم بروید بیرون!» اتاق ماند و پیكر بی‏جان امام و مرحوم حاج احمد آقا. احمد آقا سرش را بر سینه‏ی امام گذاشت. از طریق دوربین مداربسته‏ی اتاق، این صحنه را در اتاق‏های دیگر می‏دیدیم و بعداً هم تلویزیون سراسری مبادرت به پخش آن نمود.

* حضور مردم

موج این داد و هوارها به بیرون منتقل می‏شد و حتی بعضی از مردم در جریان فاجعه قرار گرفتند. در حالی كه در اخبار سراسری اعلام شده بود كه در روند معالجه‏ی حضرت امام خللی پیش آمده است و از مردم خواسته بودند كه برای امام دعا كنند. جمعیت به سمت جماران هجوم آوردند و حلقه به حلقه به مركز خبر نزدیك شدند. بیم آن می‏رفت كه آنها كه بتوانند خود را به نزدیك‏ترین فاصله برسانند مشكوك شوند و احیاناً از خبر ارتحال مطلع شوند.

آقای هاشمی برای اینكه این اتفاق نیفتد و فعلا خبر ارتحال در پرده نگه داشته شود از بیمارستان خارج شد و خطاب به آنها كه شیون می‏كردند، گفت: «بنا نیست فعلاً خبر اعلام شود. چون ممكن است مملكت به خطر بیفتد. لذا آرام‏تر باشید و اگر هم كسی از بیرون از شما سؤال كرد كه گریه و زاری برای چیست بگویید برای امام دعای توسل می خواندیم». بعد، از افراد خواستند كه متفرق شوند و به سر كارهایشان بروند .ظاهراً خود ایشان هم به منزلشان كه در نزدیكی منزل امام بود، رفت .

در جلسه‏ای هم كه سران نظام در بیمارستان ترتیب دادند، قرار شد كه فردای آن روز مجلس خبرگان تشكیل جلسه دهد. بیت امام قدری خلوت شده بود. بعد، آقایان حاج احمد آقا، توسلی، صانعی، امام جمارانی و محمد علی انصاری جلسه ترتیب دادند تا برای كیفیت تغسیل امام تصمیم بگیرند .


برچسب ها: آخرین دقایق حیات امام (ره) چگونه گذشت؟، امام خمینی، وفات حضرت امام خمینی، رهبر انقلاب، آخرین وداع، خمینی کبیر،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()


نیامد چون تو تا در هر دیاری                                     کند در راه راستش پایداری

رهانیدی تو جان ها از اسارت                                   چو دادی یک کلام وحدت بشارت

جهانی را همه مبهوت کردی                                   نصیحت بر دشمن هم دوست کردی

تو بودی مظهری از استقامت                                  کلامت ثابت و بود با صلابت

تو رفتی با دلی آرام به باقی                                    پیامت ماند ولی جای تو خالی



طبقه بندی: امام خمینی،  مناسبت ها،  شعر،  عکس، 
برچسب ها: شعر امام خمینی، رحلت امام خمینی، رهبر عشاق، رهبر ایران، خمینی کبیر، امام خمینی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()


قالَ رسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تاركٌ فیكُمُ الثّقلَیْنِ كتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی‌ یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ.

 الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ اللّهُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك‌ و جلالِك‌ و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیّةُ بِجمیعِ أسمائكَ حتّی‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایَعْلَمُهُ غَیرُك‌؛ و اللَّعنُ علی‌ ظالِمیهم‌ اصلِ الشَجَرةِ الخَبیثةِ.

                  و بعد، اینجانب‌ مناسب‌ می‌دانم‌ كه‌ شمه‌ای‌ كوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذكر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، كه‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ كه‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایرة‌ وجود، از ملك‌ تا ملكوت‌ اعلی‌ و از آنجا تا لاهوت‌   و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛   و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اكبر» و «ثقل‌ كبیر»   كه‌ از هر چیز اكبر است‌ جز ثقل‌ اكبر كه‌ اكبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر كه‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلكه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار كوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

                 شاید جملة‌  لَنْ یَفْتَرِقا حتّی‌ یَرِدا عَلَیَّ الْحَوض‌  اشاره‌ باشد بر اینكه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر یكی‌ از این‌ دو گذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ و مهجوریت‌ هر یك‌ مهجوریت‌ دیگری‌ است‌، تا آنگاه‌ كه‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آیا این‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ كثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌   و اضمحلال‌ قطرات‌ در دریا است‌، یا چیز دیگر كه‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد. و باید گفت‌ آن‌ ستمی‌ كه‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعة‌ رسول‌ اكرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلكه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌ كه‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

                و ذكر این‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ حدیث‌ «ثقلین‌» متواتر   بین‌ جمیع‌ مسلمین‌ است‌ و  ] در [  كتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌»   تا كتب‌ دیگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مكرره‌ از پیغمبر اكرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌.   و این‌ حدیث‌ شریف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جمیع‌ بشر بویژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و باید همة‌ مسلمانان‌ كه‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوی‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذری‌ برای‌ جاهلان‌ بیخبر باشد برای‌ علمای‌ مذاهب‌ نیست‌.

                 اكنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر كتاب‌ خدا، این‌ ودیعة‌ الهی‌ و ماترك‌ پیامبر اسلام‌ ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگیزی‌ كه‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ كرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتیان‌، قرآن‌ كریم‌ را وسیله‌ای‌ كردند برای‌ حكومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ و مفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ و آشنایان‌ به‌ حقایق‌ را كه‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اكرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دریافت‌ كرده‌ بودند و ندای‌  اِنّی‌ تاركٌ فیكُمُ الثقلان‌  در گوششان‌
 بود با بهانه‌های‌ مختلف‌ و توطئه‌های‌ از پیش‌ تهیه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقیقت‌ قرآن‌ را ـ كه‌ برای‌ بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ كردند؛ و بر حكومت‌ عدل‌ الهی‌ ـ كه‌ یكی‌ از آرمانهای‌ این‌ كتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ كشیدند و انحراف‌ از دین‌ خدا و كتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌ كردند، تا كار به‌ جایی‌ رسید كه‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

                 و هرچه‌ این‌ بنیان‌ كج‌ به‌ جلو آمد كجیها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا كه‌ قرآن‌ كریم‌ را كه‌ برای‌ رشد جهانیان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلكه‌ عائلة‌ بشری‌، از مقام‌ شامخ‌ احدیت‌ به‌ كشف‌ تام‌ محمدی‌(ص‌)   تنزل‌ كرد كه‌ بشریت‌ را به‌ آنچه‌ باید برسند برساند و این‌ ولیدة‌ «علم‌ الاسما ء »   را از شرّ شیاطین‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حكومت‌ را به‌ دست‌ اولیا ء الله، معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الاولین‌ و الا´خرین‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر كه‌ صلاح‌ بشریت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند كه‌ گویی‌ نقشی‌ برای‌ هدایت‌ ندارد و كار به‌ جایی‌ رسید كه‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حكومتهای‌ جائر و آخوندهای‌ خبیثِ بدتر از طاغوتیان‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اقامة‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالی‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ این‌ كتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشی‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنكه‌ باید وسیلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشریت‌ و كتاب‌ زندگی‌ آنان‌ باشد، وسیلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گردید و یا بكلی‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، كه‌ دیدیم‌ اگر كسی‌ دم‌ از حكومت‌ اسلامی‌ برمی‌آورد و از سیاست‌، كه‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ می‌گفت‌ گویی‌ بزرگترین‌ معصیت‌ را مرتكب‌ شده‌؛ و كلمة‌ «آخوند سیاسی‌» موازن‌ با آخوند بی‌دین‌ شده‌ بود و اكنون‌ نیز هست‌.

                 و اخیراً قدرتهای‌ شیطانی‌ بزرگ‌ به‌ وسیلة‌ حكومتهای‌ منحرفِ خارج‌ از تعلیمات‌ اسلامی‌، كه‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، برای‌ محو قرآن‌ و تثبیت‌ مقاصد شیطانی‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زیبا طبع‌ می‌كنند و به‌ اطراف‌ می‌فرستند و با این‌ حیلة‌ شیطانی‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ می‌كنند. ما همه‌ دیدیم‌ قرآنی‌ را كه‌ محمدرضا خان‌ پهلوی‌ طبع‌ كرد و عده‌ای‌ را اغفال‌ كرد و بعض‌ آخوندهای‌ بیخبر از مقاصد اسلامی‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و می‌بینیم‌ كه‌ ملك‌ فهد هر سال‌ مقدار زیادی‌ از ثروتهای‌ بی‌پایان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ كریم‌ و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی‌ می‌كند و وهابیت‌، این‌ مذهب‌ سراپا بی‌اساس‌ و خرافاتی‌ را ترویج‌ می‌كند؛ و مردم‌ و ملتهای‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوی‌ ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام‌ عزیز و قرآن‌ كریم‌ برای‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداری‌ می‌كند.

                 ما مفتخریم‌ و ملت‌ عزیز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ كه‌ پیرو مذهبی‌ است‌ كه‌ می‌خواهد حقایق‌ قرآنی‌، كه‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ بلكه‌ بشریت‌ دم‌ می‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترین‌ نسخة‌ نجات‌ دهندة‌ بشر از جمیع‌ قیودی‌ كه‌ بر پای‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پیچیده‌ است‌ و او را به‌ سوی‌ فنا و نیستی‌ و بردگی‌ و بندگی‌ طاغوتیان‌ می‌كشاند نجات‌ دهد.

                 و ما مفتخریم‌ كه‌ پیرو مذهبی‌ هستیم‌ كه‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالی‌ بوده‌، و امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌، این‌ بندة‌ رها شده‌ از تمام‌ قیود، مأمور رها كردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگیها است‌.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ كتاب‌ نهج‌البلاغه‌   كه‌ بعد از قرآن‌ بزرگترین‌ دستور زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌ و بالاترین‌ كتاب‌ رهایی‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوی‌ و حكومتی‌ آن‌ بالاترین‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ ائمة‌ معصومین‌، از علی‌ بن‌ ابیطالب‌ گرفته‌ تا منجی‌ بشر حضرت‌ مهدی‌ صاحب‌ زمان‌ ـ علیهم‌ آلاف‌ التحیات‌ والسلام‌ ـ كه‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمة‌ ما هستند.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ ادعیة‌ حیاتبخش‌ كه‌ او را «قرآن‌ صاعد»   می‌خوانند از ائمة‌ معصومین‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانیة‌»   امامان‌ و «دعای‌ عرفات‌»
 حسین‌ بن‌ علی‌ ـ علیهما السلام‌ ـ و «صحیفة‌ سجادیه‌» این‌ زبور آل‌ محمد و «صحیفة‌ فاطمیه‌»   كه‌ كتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالی‌ به‌ زهرای‌ مرضیه‌ است‌ از ما است‌.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ «باقرالعلوم‌»   بالاترین‌ شخصیت‌ تاریخ‌ است‌ و كسی‌ جز خدای‌ تعالی‌ و رسول‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و ائمة‌ معصومین‌ ـعلیهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درك‌ نكرده‌ و نتوانند درك‌ كرد، از ما است‌.

                 و ما مفتخریم‌ كه‌ مذهب‌ ما «جعفری‌» است‌ كه‌ فقه‌ ما كه‌ دریای‌ بی‌پایان‌ است‌، یكی‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخریم‌ به‌ همة‌ ائمة‌ معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پیروی‌ آنانیم‌.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ ائمة‌ معصومین‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ علیهم‌ ـ در راه‌ تعالی‌ دین‌ اسلام‌ و در راه‌ پیاده‌ كردن‌ قرآن‌ كریم‌ كه‌ تشكیل‌ حكومت‌ عدل‌ یكی‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعید به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازی‌ حكومتهای‌ جائرانه‌ و طاغوتیان‌ زمان‌ خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم‌ كه‌ می‌خواهیم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پیاده‌ كنیم‌ و اقشار مختلفة‌ ملت‌ ما در این‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزیزان‌ خود را نثار راه‌ خدا می‌كنند.

ما مفتخریم‌ كه‌ بانوان‌ و زنان‌ پیر و جوان‌ و خرد و كلان‌ در صحنه‌های‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ و نظامی‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ یا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالی‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ كریم‌ فعالیت‌ دارند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامی‌ كه‌ برای‌ دفاع‌ از اسلام‌ و كشور اسلامی‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شركت‌، و از محرومیتهایی‌ كه‌ توطئة‌ دشمنان‌ و ناآشنایی‌ دوستان‌ از احكام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلكه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحمیل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قید خرافاتی‌ كه‌ دشمنان‌ برای‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضی‌ آخوندهای‌ بی‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمین‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندی‌ كه‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمی‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ می‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مكرر دیدیم‌ كه‌ زنان‌ بزرگواری‌ زینب‌گونه‌ ـ علیها سلام‌الله ـ فریاد می‌زنند كه‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خدای‌ تعالی‌ و اسلام‌ عزیز از همه‌ چیز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ این‌ امر؛ و می‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعیم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچیز دنیا.

                 و ملت‌ ما بلكه‌ ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اینكه‌ دشمنان‌ آنان‌ كه‌ دشمنان‌ خدای‌ بزرگ‌ و قرآن‌ كریم‌ و اسلام‌ عزیزند، درندگانی‌ هستند كه‌ از هیچ‌ جنایت‌ و خیانتی‌ برای‌ مقاصد شوم‌ جنایتكارانة‌ خود دست‌ نمی‌كشند و برای‌ رسیدن‌ به‌ ریاست‌ و مطامع‌ پست‌ خود دوست‌ و دشمن‌ را نمی‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امریكا این‌ تروریست‌ بالذات‌ دولتی‌ است‌ كه‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ كشیده‌ و هم‌ پیمان‌ او صهیونیست‌ جهانی‌   است‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مطامع‌ خود جنایاتی‌ مرتكب‌ می‌شود كه‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خیال‌ ابلهانة‌ «اسرائیل‌ بزرگ‌»!   آنان‌ را به‌ هر جنایتی‌ می‌كشاند. و ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند كه‌ دشمنان‌ آنها حسین‌ اردنی‌  این‌ جنایت‌ پیشة‌ دوره‌گرد، و حسن‌   و حسنی‌ مبارك‌   هم‌ آخور با اسرائیل‌ جنایتكارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امریكا و اسرائیل‌ از هیچ‌ خیانتی‌ به‌ ملتهای‌ خود رویگردان‌ نیستند. و ما مفتخریم‌ كه‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقی‌ است‌ كه‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنایتكاری‌ و نقض‌ حقوق‌ بین‌المللی‌ و حقوق‌ بشر می‌شناسند و همه‌ می‌دانند كه‌ خیانتكاریِ او به‌ ملت‌ مظلوم‌ عراق‌ و شیخ‌نشینان‌ خلیج‌، كمتر از خیانت‌ به‌ ملت‌ ایران‌ نباشد.

                 و ما و ملتهای‌ مظلوم‌ دنیا مفتخریم‌ كه‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ و دستگاههای‌ تبلیغات‌ جهانی‌، ما و همة‌ مظلومان‌ جهان‌ را به‌ هر جنایت‌ و خیانتی‌ كه‌ ابرقدرتهای‌ جنایتكار دستور می‌دهند متهم‌ می‌كنند. كدام‌ افتخار بالاتر و والاتر از اینكه‌ امریكا با همة‌ ادعاهایش‌ و همة‌ ساز و برگهای‌ جنگی‌اش‌ و آنهمه‌ دولتهای‌ سرسپرده‌اش‌ و به‌ دست‌ داشتن‌ ثروتهای‌ بی‌پایانِ ملتهای‌ مظلوم‌ عقب‌افتاده‌ و در دست‌ داشتن‌ تمام‌ رسانه‌های‌ گروهی‌، در مقابل‌ ملت‌ غیور ایران‌ و كشور حضرت‌ بقیة‌الله ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفدا ء  ـ آنچنان‌ وامانده‌ و رسوا شده‌ است‌ كه‌ نمی‌داند به‌ كه‌ متوسل‌ شود! و رو به‌ هر كس‌ می‌كند جواب‌ رد می‌شنود! و این‌ نیست‌ جز به‌ مددهای‌ غیبی‌ حضرت‌ باری‌ تعالی‌ ـ جلَّت‌ عظمتُه‌ـ كه‌ ملتها را بویژه‌ ملت‌ ایران‌ اسلامی‌ را بیدار نموده‌ و از ظلمات‌ ستمشاهی‌ به‌ نور اسلام‌ هدایت‌ نموده‌.

                 من‌ اكنون‌ به‌ ملتهای‌ شریف‌ ستمدیده‌ و به‌ ملت‌ عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌كنم‌ كه‌ از این‌ راه‌ مستقیم‌ الهی‌ كه‌ نه‌ به‌ شرقِ ملحد و نه‌ به‌ غربِ ستمگرِ كافر وابسته‌ است‌، بلكه‌ به‌ صراطی‌ كه‌ خداوند به‌ آنها نصیب‌ فرموده‌ است‌ محكم‌ و استوار و متعهد و پایدارْ پایبند بوده‌، و لحظه‌ ] ای‌ [  از شكر این‌ نعمت‌ غفلت‌ نكرده‌ و دستهای‌ ناپاك‌ عمال‌ ابرقدرتها، چه‌ عمال‌ خارجی‌ و چه‌ عمال‌ داخلی‌ بدتر از خارجی‌، تزلزلی‌ در نیت‌ پاك‌ و ارادة‌ آهنین‌ آنان‌ رخنه‌ نكند؛ و بدانند كه‌ هرچه‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ عالم‌ و قدرتهای‌ شیطانی‌ غرب‌ و شرق‌ اشتلم‌ می‌زنند دلیل‌ بر قدرت‌ الهی‌ آنان‌ است‌ و خداوند بزرگ‌ سزای‌ آنان‌ را هم‌ در این‌ عالم‌ و هم‌ در عوالم‌ دیگر خواهد داد. «إنَّه‌ ولیُّ النِّعَم‌ و بِیَدِه‌ ملكوتُ كلِّ شی‌ ء ٍ».

                 و با كمال‌ جِد و عجز از ملتهای‌ مسلمان‌ می‌خواهم‌ كه‌ از ائمة‌ اطهار و فرهنگ‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌، نظامی‌ این‌ بزرگ‌ راهنمایان‌ عالم‌ بشریت‌ به‌ طور شایسته‌ و به‌ جان‌ و دل‌ و جانفشانی‌ و نثار عزیزان‌ پیروی‌ كنند. از آن‌ جمله‌ دست‌ از فقه‌ سنتی‌ كه‌ بیانگر مكتب‌ رسالت‌ و امامت‌ است‌ و ضامن‌ رشد و عظمت‌ ملتها است‌، چه‌ احكام‌ اولیه‌ و چه‌ ثانویه‌   كه‌ هر دو مكتب‌ فقه‌ اسلامی‌ است‌، ذره‌ای‌ منحرف‌ نشوند و به‌ وسواس‌ خناسان‌ معاند با حق‌ و مذهب‌ گوش‌ فرا ندهند و بدانند قدمی‌ انحرافی‌، مقدمة‌ سقوط‌ مذهب‌ و احكام‌ اسلامی‌ و حكومت‌ عدل‌ الهی‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ از نماز جمعه‌ و جماعت‌ كه‌ بیانگر سیاسی‌ نماز است‌ هرگز غفلت‌ نكنند، كه‌ این‌ نماز جمعه‌ از بزرگترین‌ عنایات‌ حق‌ تعالی‌ بر جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ مراسم‌ عزاداری‌ ائمة‌ اطهار و بویژه‌ سید مظلومان‌ و سرور شهیدان‌، حضرت‌ ابی‌عبدالله الحسین‌ ـ صلوات‌ وافر الهی‌ و انبیا و ملائكة‌الله و صلحا بر روح‌ بزرگ‌ حماسی‌ او باد ـ هیچ‌گاه‌ غفلت‌ نكنند. و بدانند آنچه‌ دستور ائمه‌ ـ علیهم‌السلام‌ ـ برای‌ بزرگداشت‌ این‌ حماسة‌ تاریخی‌ اسلام‌ است‌ و آنچه‌ لعن‌ و نفرین‌ بر ستمگران‌ آل‌ بیت‌ است‌، تمام‌ فریاد قهرمانانة‌ ملتها است‌ بر سردمداران‌ ستم‌پیشه‌ در طول‌ تاریخ‌ الی‌ الابد. و می‌دانید كه‌ لعن‌ و نفرین‌ و فریاد از بیداد بنی‌امیه‌ ـلعنة‌الله علیهم‌ـ با آنكه‌ آنان‌ منقرض‌ و به‌ جهنم‌ رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران‌ جهان‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ این‌ فریاد ستم‌شكن‌ است‌.

                 و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها و اشعار مرثیه‌ و اشعار ثنای‌ از ائمة‌ حق‌ ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ به‌طور كوبنده‌ فجایع‌ و ستمگریهای‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر یادآوری‌ شود؛ و در این‌ عصر كه‌ عصر مظلومیت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امریكا و شوروی‌ و سایر وابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، این‌ خائنین‌ به‌ حرم‌ بزرگ‌ الهی‌ ـ لعنة‌الله و ملائكته‌ و رسله‌ علیهم‌ ـ است‌ به‌ طور كوبنده‌ یادآوری‌ و لعن‌ و نفرین‌ شود. و همه‌ باید بدانیم‌ كه‌ آنچه‌ موجب‌ وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ است‌ این‌ مراسم‌ سیاسی‌ است‌ كه‌ حافظ‌ ملّیت‌ مسلمین‌، بویژه‌ شیعیان‌ ائمة‌ اثنی‌ عشر
 ـ علیهم‌ صلوات‌ الله و سلم‌ ـ  ] است‌ [ .

                 و آنچه‌ لازم‌ است‌ تذكر دهم‌ آن‌ است‌ كه‌ وصیت‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ اینجانب‌ اختصاص‌ به‌ ملت‌ عظیم‌الشأن‌ ایران‌ ندارد، بلكه‌ توصیه‌ به‌ جمیع‌ ملل‌ اسلامی‌ و مظلومان‌ جهان‌ از هر ملت‌ و مذهب‌ می‌باشد.

                 از خداوند ـ عزوجل‌ ـ عاجزانه‌ خواهانم‌ كه‌ لحظه‌ای‌ ما و ملت‌ ما را به‌ خود واگذار نكند و از عنایات‌ غیبی‌ خود به‌ این‌ فرزندان‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزیز لحظه‌ ] ای‌ [  دریغ‌ نفرماید.

 روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی‌

 

 




طبقه بندی: امام خمینی، 
برچسب ها: وصیت نامه روخ خدا امام خمینی(ره)، امام خمینی، وصیت نامه، وصیت نامه عشق، امام عشاق، پیر جماران، حضرت روح ا...، وفات امام خمینی، سالگرد ارتحال امام خمینی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

آنروز كه عاشق جمالت گشتم دیوانه روى بى مثالت گشتم

دیدم نبود در دو جهان جز تو كسى بیخود شدم و غرق كمالت گشتم

امام خمینى (ره)

بدیهى است رهبرى و هدایت هر انقلابى پس از پیروزى به مراتب مشكلتر از دوره‏هاى پیش از پیروزى زیرا تا زمان حصول پیروزى انگیزه‏هاى فراوانى براى وحدت كلمه به منظور استیلا یافتن بر دشمن مشترك وجود دارد. حتى افراد و گروههایى یافت مى‏شوند كه به رغم عدم خلوص كافى، براى دستیابى به اهداف خاص خود، ضمن قلمداد دادن خود به همراهى و همفكرى با مردم، در مبارزه شركت مى‏كنند و معارضه آشكارى با رهبرى مبارزه و انقلاب ندارند، اما پس از پیروزى انقلاب، به دلیل سهم خواهى كه از خصلتهاى افراد و گروههاى ناخالص است نغمه‏هاى جدایى آنها ساز مى‏شود و این روند در برخى موارد به شكل‏گیرى توطئه‏هاى گوناگون علیه انقلاب و رهبرى آن منجر مى‏گردد.

چنین واقعیتى را در انقلاب اسلامى ایران نیز شاهد بودیم كه نمونه‏هاى بارز آن توطئه‏ها و كارشكنیهاى منافقین، ملى‏گراها و دیگر گروههاى وابسته به شرق و غرب بود. از سوى دیگر قدرتهاى استعمارى نیز به ستیز با انقلاب پرداختند و با تحمیل جنگ ناخواسته، محاصره اقتصادى تبلیغات مسموم و اعمال فشارهاى سیاسى به دشمنى با انقلاب و مردم مسلمان ایران پرداختند اما رهبریهاى خردمندانه و هوشیارانه امام خمینى (س) و مقاومت‏بى نظیر مردم تمام نقشه‏هاى شیطانى مستكبران عالم علیه انقلاب را نقش بر آب ساخت.

رحلت جانگداز امام خمینى (س) این توهم پوچ را در دشمنان قسم خورده انقلاب به وجود آورد كه انقلاب اسلامى از مسیر خود منحرف مى‏شود و توده‏ها به بى تفاوتى كشیده خواهند شد، اما از آنجا كه انقلاب اسلامى ایران، ریشه در اعماق قلوب مردم داشت، هیچ گاه تصور خام مخالفان اسلام و انقلاب و مردم، مصداق نیافت و مجلس خبرگان، یك روز پس از ارتحال امام، با انتخاب یكى از فرزندان رشید اسلام و شاگرد خلف و شایسته امام خمینى - حضرت آیت‏الله خامنه‏اى - بر تداوم راه رهبر راحل، مهر تایید زد و امروز همه جهان بر این نكته اعتراف دارند كه پایانى براى انقلاب اسلامى متصور نیست و ایران اسلامى به عنوان تنها ملجا و مامن محرومان و پشتیبان مستضعفان شناخته شده است.

امروز هر ایرانى مسلمان و آزاده بر خود مى‏بالد كه كشورش در شمار مستقل‏ترین و آزادترین ممالك دنیاست و رهبرش راهى را مى‏پیماید كه بنیانگذار فقید جمهورى اسلامى ایران، از نخستین روزهاى قیام به پیروان راستین و وفادارش نشان داده است.

در تاریخ 28 اردیبهشت‏سال 1368 تیم پزشكى حضرت امام از اولین علائم خونریزى در دستگاه گوارش معظم له اطلاع یافت و بلافاصله معاینات و بررسیهاى لازم صورت گرفت انجام معاینات، دو زخم در معده حضرت امام را مشخص مى‏نمود كه یكى سطحى و دیگر نسبتا عمیق بود. با مشاهده زخمها مشاوره با پزشكان متخصص بیماریهاى گوارشى صورت گرفت.

مشخصات ظاهرى زخمها حكایت مشكوكى از احتمال وجود بیمارى بدخیم مى‏كرد. مطالعات پرتونگارى و عكس‏بردارى از معده امام نشان دهنده ضایعاتى نگران كننده بود. بزرگترین زخم چهار تا پنج‏سانتى‏متر و حاشیه آن نامنظم و كاملا برجسته و متورم بود و در معده آثار خونریزى و خون تازه وجود داشت. این مشاهدات توسط اندوسكوپى و مشاهده داخل معده توسط دستگاه صورت گرفته بود كه شرح آن توسط پزشكان تیم مراقبت از امام، آقایان دكتر عارفى و دكتر فاضل داده شده است.

روز یكشنبه 31 اردیبهشت ماه آزمایشات تكمیلى انجام شده و وضعیت قلبى و عمومى حضرت امام مورد بررسى دقیق واقع شد، چرا كه تصمیم‏گیرى در مورد انتخاب درمانى جراحى در شخصى با سن امام و با وضعیت قلبى و عمومى ایشان تصمیم‏گیرى بسیار دقیق و حساسى بود. در چنین شرایطى با محاسبه بسیار دقیق وضعیت‏بیمارى و خطرات ناشى از عدم انجام عمل جراحى در مقایسه با انجام آن، انتخاب نهایى صورت گرفت.

مشكلى كه از نظر جسمانى براى حضرت امام پیش آمده بود از دو جنبه جان معظم له را تهدید مى‏كرد. یكى ایجاد خونریزى وسیع و كشنده و غیرقابل كنترل و دیگرى احتمال ایجاد سوراخ در جدار معده و ورود محتویات معده به داخل حفر شكم در آن صورت یا به سرعت مرگ مستولى مى‏شد و یا باید تن به انجام عمل جراحى در شرایطى بسیار نامناسب داد كه احتمال خطرش بسیار بیشتر از زمانى بود كه جراحى با آمادگى كامل قلب و وضعیت عمومى بدن صورت مى‏گیرد.

شرح حالى كه حضرت امام از وضعیت جسمانى و دستگاه گوارش ارائه مى‏فرمودند حاكى از افزایش میزان خونریزى در دستگاه گوارش بود و روز به روز بر میزان آن افزوده مى‏شد.

از طرفى مطالعات اندوسكوپى با دستگاه اندوسكوپ وسعت و عمق قابل توجه زخمها را نشان مى‏داد و بخصوص در مورد یكى از زخمها حاكى از نازك شدن خطرناك جدار معده بود.

بنابراین قضاوت پزشكان متفقا در پیشگیرى از دو عارضه بسیار خطرناك و كشنده كه امكان وقوع آن در آینده‏اى نزدیك حتمى مى‏نمود برانجام عمل جراحى قرار گرفت. بنابراین این تصمیم‏گیرى با فرزند امام حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا در میان گذاشته شد و ایشان نیز مساله را با مسئولان مملكتى در میان گذاشت. جوانب كار براى مسئولان كاملا توضیح داده شد و پس از موافقت موضوع با حضرت امام مطرح شد. امام پس از حصور اطلاع از تصمیم پزشكان با خونسردى فرمود: هر طور صلاح است همان طور عمل كنید.

مقدمات عمل جراحى براى روز دوم خرداد آماده شد و امام به بیمارستان منتقل گشت. زمانى كه امام، جماران را به سوى بیمارستان ترك مى‏كرد در سر پایینى كوچه جلو بیت‏به اطرافیان فرمود: من از این سرازیرى كه پایین مى‏روم دیگر بالا نمى‏آیم

و بنا به گفته اطرافیان حالتى حاكى از آرامش و ثبات در برخورد با مساله مرگ در موقع گفتن این جمله كاملا حس مى‏شد.

بررسى‏هاى قلب، وضع امام را، حتى بهتر از آنچه تصور مى‏شد نشان داده بود و با تزریق یكى دو واحد خون، كم‏خونى ناشى از خونریزیهاى مكرر نیز اصلاح شد. بنا به گفته دكتر فاضل جراح امام، معظم له نماز شبشان را خواند كه از تلویزیون نیز بخشى از آن پخش شد.

امام پس از اداى نماز صبح جهت جراحى آماده شد. یكى دو لوله نازك براى رساندن مایعات و نشان دادن فشار داخلى وریدهاى مركزى در رگها قرار گرفت و در ساعت 45/7 دقیقه امام توسط یك برانكارد به اتاق عمل منتقل گشت. بنا به گفته دكتر فاضل در اتاق عمل، تیم جراحى مركب از دكتر فاضل، دو جراح، یك تكنسین، پرستار اتاق عمل، دو نفر متخصص بیهوشى، یك تكنسین بیهوشى و دو متخصص قلب آماده انجام عمل شدند. بیهوشى كه یكى از حساسترین مراحل انجام عمل بود با موفقیت انجام شد و ساعت 30/8 دقیقه انجام جراحى آغاز گشت و جریان عمل توسط تلویزیون مدار بسته‏اى در معرض مشاهده اشخاصى كه در بیرون اتاق عمل حضور داشتند قرار گرفت. جراحى كمتر از دو ساعت طول كشید و در ساعت 20/10 دقیقه به پایان رسید.

طبق اظهارات دكتر فاضل، وقتى شكم امام باز شد مشاهده گشت كه قسمت میانى معده دچار ضایعه است. بزرگترین زخمى كه قبلا ذكر شد در خم بزرگ معده وجود داشت و جدار معده را به نحو خطرناكى نازك نموده بود. ضایعه‏اى كوچك با قطرى حدود شش میلیمتر در قسمت چپ كبد به صورت یك دانه مشاهده مى‏شد و غدد لنفاوى كمى بزرگ بود كه مشابه آن در افراد عادى نیز دیده مى‏شود و اندازه طحال طبیعى بود.

قسمتى از معده كه مبتلا بود، برداشته شد و قسمتهاى باقیمانده به هم متصل گشت و از غدد لنفاوى و كبد نیز نمونه‏بردارى شد و در طول عمل مشكل خاصى پیش نیامد. سپس امام به بخش آى. سى. یو منتقل شد، بخشى كه از نظر مراقبتهاى ویژه داراى امكانات كامل جهت كنترل خطرات احتمالى است. لوله داخل ناى یا تراشه حضرت امام براى 24 ساعت آینده باقى ماند تا وضع تنفسى حضرت امام كاملا مطمئن شود.

در فاصله كوتاهى پس از عمل، جلسه‏اى با حضور مسئولین كشور تشكیل شد و با مشورت دو تا سه نفر از تیم پزشكى، نحوه اطلاع دادن مساله به مردم مشخص شد. نكته‏اى كه در این موضوع مورد توجه قرار گرفت جلوگیرى از ایجاد نگرانى زیاد بود و همان روز ساعت دو بعدازظهر متنى از اخبار رادیو براى مردم خوانده شد مبنى بر اینكه حضرت امام به علت‏خونریزى گوارشى و براى كنترل آن، مورد عمل جراحى موفقى قرار گرفته‏اند و حال ایشان رضایت‏بخش است.

على‏رغم لحن اطلاعیه كه حاكى از موفقیت آمیز بودن جراحى امام بود ملت عاشق و دلباخته امام ناگهان براى اولین بار از كسالت جدید امام مطلع و این موجب بروز نگرانى شد. ولى در طى روزهاى بعد كه رسانه‏هاى گروهى و سیماى جمهورى اسلامى ایران از بهبود حال امام گزارش مى‏دادند دلهاى نگران مردم با ناباورى مى‏رفت كه دلهره و اضطراب را از خود بیرون كند. كه. . . ساعت 30/8 بعدازظهر روز شنبه سیزده خرداد اولین خبر نگران كننده از اخبار شبكه سراسرى پخش شد:



این اطلاعیه امشب از سوى دفتر حضرت امام به این شرح انتشار یافت:

بسمه تعالى

به اطلاع ملت‏شریف و عزیز ایران مى‏رسانیم امروز در ساعت‏سه بعدازظهر در سیر درمان حضرت امام مدظله العاى مشكلى پیش آمد. پزشكان با همه كوشش خستگى ناپذیر خود براى درمان حضرت امام به مراقبت و درمانهاى لازم سرگرمند و از همه لت‏خداجوى درخواست مى‏كنیم دعاهاى خالصانه خود را ادامه دهند. امید و انتظار مى‏رود كه ادعیه شما مردم مورد اجابت‏حضرت حق قرار گیرد.

دفتر امام خمینى

متعاقب پخش این اطلاعیه از اخبار شبكه سراسرى، هزاران دلباخته امام به سوى جماران شتافتند تا از حال امام خویش با خبر شوند. مردم با ناله و اشك راه جماران را در پیش گرفته بودند تا بیقرارى و اضطراب خویش را تسكین دهند. در میان آنان صدها تن از جانبازان انقلاب به چشم مى‏خورند. خانواده‏هاى شهدا، زنان، مردان، پیر و جوان خیابانى را كه به جماران منتهى مى‏شد پر كرده بودند و اندوهبار حال امام خود را جویا مى‏شدند، ولى هیچ‏كس پاسخى نمى‏داد. رفت و آمدهاى پر جنب و جوشى به بیت‏حضرت امام صورت مى‏گرفت و چشمهاى راهیان بیت، بیشتر اوقات گریان بود. نزدیكهاى صبح خبرهاى رسیده غم‏انگیز و غم‏انگیزتر مى‏شد. تا اینكه در اخبار ساعت هفت‏بامداد روز چهارده خرداد. . . و اما بشنوید از روزهاى پس از عمل جراحى از داخل بیمارستان.

در اطلاعیه روز دوم خرداد چیزى از تشخیص بیمارى امام گفته نشد چرا كه در حقیقت از اسرار مملكتى به شمار مى‏رفت و گذشته از آن حال حضرت امام در آن موقع خوب و رضایتبخش بود و بنابراین ظاهر امر حاكى از موفقیت عمل جراحى حضرت امام بود و بر طبق مفاد آن مساله منتفى شده بود.

در واقع در چند روز اول هم اوضاع به خوبى پیش مى‏رفت. امام پس از عمل به راحتى به هوش آمد، منتها به دلیل وجود لوله تراشه در داخل ناى قادر به صحبت كردن نبود و به دستورات پزشكان مبنى بر باز و بسته نمودن چشم و حركات دستها و پاها پاسخ مثبت مى‏داد. ساعت‏شش بعدازظهر همان روز یعنى در دوم خرداد ناگهان اختلالى در منحنى نوار قلب حضرت امام پیدا شد كه نگران كننده بود و حدود یك ساعت و نیم به طول انجامید كه با درمانهاى لازم مرتفع شد و پس از آن در همان روز مصاحبه‏اى توسط پزشكان حضرت امام صورت گرفت و اطلاعاتى در اختیار مردم قرار گرفت.

فرداى آن روز حال امام بهتر بود و چند تن از مسئولین مملكتى و حجت‏الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا خدمت امام رسید. همان روز لوله داخل تراشه حضرت امام برداشته شد و امام قادر به صحبت كردن شد. ضمنا قرار شد وضعیت امام از طریق اطلاعیه‏اى به اطلاع مردم برسد.

در روز پنج‏شنبه چهارم خرداد وضع كلیوى امام مختصر اشكالى پیدا كرد كه پیش بینى آن مى‏شد كه تدابیر لازم اندیشیده شد. در این شرایط به گفته اطرافیان و پزشكان، معظم له حاضران را دلدارى مى‏دادند.

روز سوم پس از عمل، از نظر بروز مشكلات عفونى و پیدا شدن اشكال تنفسى و تب از روزهاى دیگر اهمیت‏بیشترى داشت; و در بخشهاى جراحى پس از انجام عمل در روز سوم بیشتر از روزهاى دیگر احتمال وقوع عوارض وجود دارد. روز جمعه پنجم خرداد ماه یعنى روز سوم پس از عمل عده‏اى از اعضاى خانواده امام و آقاى هاشمى رفسنجانى نیز به حضور ایشان رسیده بودند.

تا ظهر اتفاقى كه نگران كننده باشد نیفتاد و امام با آقاى هاشمى صحبت كرد و وقتى آقاى هاشمى اجازه خواست كه سلامتى حضرت امام را از طریق خطبه‏هاى نماز جمعه به اطلاع مردم رساند، امام اجازه داد و مطالبى فرمود كه توسط آقاى هاشمى به اطلاع مردم رسید و طى آن امام عزیز به مردم سلام رسانید و از كسانى كه ابراز احساسات نموده بودند، تشكر كرد. ولى در ساعت دوازده و پنج دقیقه همان روز امام ناراحتى تنفسى پیدا كرد و در نوار قلبى تغییراتى پیدا شد كه بنا به اظهارات پزشكان بیش از دو سال طول كشید ومختصرى هم تب ایجاد شد كه با تدابیر لازم درمانى و خروج لوله‏هاى تزریقات از رگها مرتفع شد.

روز شنبه به خوبى و بدون وجود واقعه نگران كننده‏اى سپرى شد و فقط به دلیل وجود علائم خونریزى در دستگاه ادرارى، بررسى داخل مثانه با دستگاه و بدون بیهوشى عمومى و صرفا با بى حسى موضعى انجام شد و نكته مهمى مشاهده نشد. بعلاوه یك عكسبردارى هم با استفاده از ماده حاجب از معده صورت گرفت كه نشان دهنده جوش خوردن بخیه‏هاى عمل بود و شب همان روز تصاویرى از حضرت امام از طریق سیماى جمهورى اسلامى ایران ملت پخش شد كه همه مشاهده نمودند، سپس لوله معده خارج شد و رژیم مایعات شروع شد. فرداى آن روز به جز مختصرى كاهش فشار خون، مشكل دیگرى پیش نیامد و امام نماز را با وضو خواند و شب مختصرى هم غذا میل كرد روز دوشنبه هشتم خرداد وضع تنفسى و ریوى امام دچار مشكل شدو ظاهرا مقدارى مایع در داخل ریه‏ها جمع شده بود كه مى‏توانست ناشى از سه عارضه باشد: یكى اینكه ریه‏ها دچار عفونت‏شده باشند، دیگر اینكه وضع قلبى و نارسایى قلب موجب تجمع مایع در ریه شده باشد و سوم اینكه بیمارى اصلى كه معده را گرفتار كرده است ریه‏ها را هم مورد تهاجم قرار داده باشد. مشكل ریوى كماكان ادامه داشت و اختلالات كلیوى نیز به درمان پاسخ نمى‏داد.

روز چهاشنبه جلسه مشاوره‏اى با تعداد زیادى از پزشكان متخصص سراسر كشور تشكیل شد و وضع بیمارى امام از جنبه‏هاى مختلف مورد بررسى قرار گرفت.

در كنار مشكلات متعددى كه وجود داشت، تغییرات نگران كننده فرمول شمارش خون حاكى از پیشرفت‏بیمارى اصلى امام بود كه لزوم انجام سریع شیمى درمانى را مطرح مى‏ساخت، ولى مساله‏اى كه تیم پزشكان در این مورد با آن روبرو شد این بود كه معمولا اگر شیمى درمانى پس از عمل جراحى لزوم داشته باشد آن را دو تا سه هفته پس از جراحى به تعویق مى‏اندازند تا آثار سؤ ناشى از شیمى درمانى مشكلى را در وضع عمومى بدن ایجاد نكند، ولى آزمایشات خون حضرت امام در هر لحظه مبین مشكلات بیشترى بود و ناچار پزشكان، شیمى درمانى را شروع كردند و این در حالى بود كه وضعیت عمومى بدن از نظر وضع ریوى و كلیوى در شرایط چندان مطلوبى به سر نمى‏برد. روز شنبه سیزدهم خرداد دفع ادرارى

به كلى مختل شده بود و كلیه‏ها كه وظیفه دفع ادرار را به عهده دارند به درمانها جواب نمى‏دادند و این موضوع باعث تشدید مساله ریوى نیز مى‏گشت و ریه‏ها نیز پر از مایعى بود كه خروج آن با درمانهاى انجام شده امكانپذیر نبود.

ساعت‏یازده صبح همان روز، نوار قلب تغییراتى را نشان داد و فشار خون كم‏كم كاهش یافت، در بیمارستان پزشكان، حاج احمد آقا، بعضى از مسئولان مملكتى و نوه امام نزد معظم له بودند و بنا به اظهارات نوه حضرت امام ایشان شاید بیش از 100 بار شهادتین گفته بود. امام نماز ظهر و عصر را خواند و حدود ساعت‏سه بعدازظهر یك ایست قلبى پیش آمد كه با ماساژ قلبى و تنفس مصنوعى دوباره قلب به كار افتاد و دستگاهى جهت كمك به ایجاد ضربان قلب در جلوى سینه امام كار گذاشته شد. این وضعیت تا ساعت 30/8 دقیقه بعدازظهر ادامه داشت كه وضع نگران كننده از طریق اخبار شبكه سراسرى سیماى جمهورى اسلامى به اطلاع مردم رسید و موج عاشقان امام به سوى جماران روان گشت. وضعیت عمومى حضرت امام اصلا خوب نبود ولى بعدازظهر گویى مجددا كمى به هوش آمده بود. كهولت‏سن، بیمارى صعب‏العلاج و وضع نامناسب قلبى دست‏به دست هم داده بودند تا ملتى را داغدار كنند. كارى از دست پزشكان بر نمى‏آمد. على‏رغم تلاش همه جانبه و درمانهاى متعدد و مختلف، كارى از پیش نمى‏رفت. انبوه جمعیت هر لحظه در جماران بیشتر و بیشتر مى‏گشت، اشكها از نگرانى جارى بود و دستها به سوى آسمان بلند. چشم حاج احمد آقا مانند چشم میلیونها انسان دیگر، چشم میلیونها فرزند دیگر امام، اشك آلود بود. دستان امام لرزش داشت و در لحظات آخر با صدایى لرزان فرموده بود: من مى‏دانم زنده نمى‏مانم، اگر مرا براى خودم نگهداشته‏اید به حال خودم بگذارید و اگر براى مردم است هر كارى مى‏خواهید بكنید.

در سراسر ایران دستها به دعا برداشته شد، حتى در خارج از مرزها عاشقان امام ضجه‏كنان بقاى امام را از یگانه استدعا مى‏كردند، ولى در ساعت 20/22 دقیقه بعدازظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368، دعاى امام بر دعاى میلیونها انسان غلبه یافت و قلب ملت از كار ایستاد. انالله و انا الیه راجعون.


طبقه بندی: امام خمینی،  اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها،  جنگ نرم،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: رحلت امام خمینی، روخ خدا به خدا پیوست، امام عشق، خمینی کبیر، رهبر شهیدان، امام خمینی، بنیان گذار جمهوری اسلامی، امام روح ا...، لحظات آخر، وداع با روح خدا،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
با سلام . رفقا چند طراحی زیبا از امام خمینی برای بنر پیدا کردم امیدوارم استفاده کنید.



یا علی مدد. ایام رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی حضرت امام روح ا... موسوی الخمینی



طبقه بندی: مردان خدا،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: امام خمینی، عکس امام خمینی، بنر امام خمینی، رحلت امام خمینی، بنیان گذار انقلاب،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()


غزل امام خمینی(ره)

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم

غزل مقام معظم رهبری


تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی



برچسب ها: مشاعره امام خمینی و رهبر انقلاب، امام خامنه ای وامام خمینی، امام خمینی، امام خامنه ای، رهبر کبیر انقلاب، بنیان گذار جمهوری اسلامی، مشاعره، مشاعره مذهبی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
جاذبه و دافعه یكی از شاخص‌های خط امام(ره)، به عنوان بنیان‌گذار جمهوری اسلامی است و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز در 14 خرداد سال گذشته اینگونه به آن اشاره كردند: «امام دعواى شخصى ندارد؛ اما در دائره‌ى مكتب، با قاطعیت كامل، جاذبه و دافعه‌ى خود را اعمال میكند. این یك شاخص عمده از زندگى امام و مكتب امام است. تولّى و تبرّى در عرصه‌ى سیاست هم باید تابع تفكر و فكر و مبانى اسلامى و مذهبى باشد.»
به مناسبت فرارسیدن سالروز ارتحال امام خمینی(ره) پرونده‌ای را آماده انتشار كردیم كه به ماهیت، ابعاد و چگونگی جاذبه و دافعه امام(ره) می‌پردازد. متن زیر گفت‌وگویی است با حضرت آیت‌الله گرامی، از شاگردان امام(ره) كه به بررسی و تحلیل این موضوع پرداخته است:


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif رهبر انقلاب، معیار جاذبه و دافعه حضرت امام(ره) را «اسلام ناب محمدی» می‌دانند. لطفاً دراین‌باره توضیح دهید.
اعتقاد به خدا و روش الهی معیار ایشان بود. البته در هر زمان و بر حسب شرایط، نوع اقدامات فرق می‌كرد اما معیار، همان روش الهی بود. مثلاً مرحوم امام(ره)، چهارشنبه آخر سال 41 در مسجد اعظم فرمودند آن‌هایی كه تمسك به سیره شیخنا الاستاد (آیت‌الله شیخ عبدالكریم حائری) می‌كنند، باید بدانند كه اگر مرحوم شیخ هم الان زنده بود، وظیفه‌اش همان روشی است كه ما امروز انتخاب كردیم.
جدایی برخی از روی نیت‌های خدایی بود و برخی دیگر از روی اغراض سیاسی و مسائل دنیایی. بعضی‌ها نواقص را می‌دیدند و جدا می‌شدند. امام هم نه این‌كه آن نواقص را نبیند اما مثبتات مهم‌تر را می‌دید.

شما حساب كنید در جریان پیروزی انقلاب، زمانی كه بختیار اعلام حكومت نظامی كرد، اگر به ذهنشان نیامده بود كه مردم به خیابان‌ها بریزند و حكومت نظامی را بشكنند، تمام زحمات از سال 42 به بعد از بین می‌رفت و كشتار مفصلی صورت می‌گرفت. در تمام موارد ایشان به دنبال انجام وظیفه بود.

وقتی در نجف بودند با این‌كه برخی افراد نسبت به ایشان رعایت آداب را نمی‌كردند اما ایشان نسبت به مراجع نجف خیلی احترام قائل بودند. مرحوم امام خیلی احترام می‌گذاشتند و این حفظ حیثیت دیگران كه ایشان به آن اهتمام داشتند بر مبنای جنبه‌های خدایی بود.

در زمان خود آقای بروجردی ایشان در درس خود در مسجد سلماسی كه من هم حضور داشتم، به تناسبی بر ضرورت غلبه بر هوای نفس صحبت كردند و آن‌گاه گفتند: برای كسی كه خدا پرچم را به دست او داده خضوع نمی‌كنیم!» ایشان اشاره داشتند به برخی افراد كه حرمت آقای بروجردی را رعایت نمی‌كردند. بر همین اساس مرحوم امام(ره) در زمان آقا یبروجردی نه رساله دادند و نه كتاب‌هایی را كه جنبه فتوایی داشت، منتشر نكردند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif قبل از پیروزی انقلاب اسلامی می‌بینیم كه حضرت امام(ره) طوری نهضت را پیش بردند كه گروه‌های مختلفی كه به نوعی مخالف شاه بودند، می‌ایند و با نهضت همراه می‌شوند. امام هم به آن‌ها نه نمی‌گویند. اما برخی از همین گروه‌ها بعد از پیروزی انقلاب آشكارا از امام جدا می‌شوند. تحلیل شما دراین‌باره چیست؟
یك مطلب را در نظر بگیرید كه گاهی راه وصول به اهداف ما بر حسب اقتضائات زمانی تغییر می‌كند. امام از ظرفیت تمامی افراد و گروه‌ها استفاده كرد. یكی از آقایانی كه بعدها در جریان انقلاب همراهی نمی‌كرد و چه بسا مزاحمت‌هایی هم ایجاد می‌كرد، آن اوایل كاملاً با مبارزات همراهی داشت و امام هم از او استفاده می‌كرد ولی وقتی از نهضت جدا شد، امام از او انتقاد كرد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif درواقع تا جایی كه عَلم مخالفت را برنداشته بودند، امام هم مخالفتی نمی‌كردند.
بله، یادم هست كه درباره یكی از روحانیونی صحبت می‌كردیم كه در جریان 28 مرداد عقیده‌اش این بود كه باید شاه را نگه داریم و به همین دلیل وسیله‌ای شد در دست آمریكایی‌ها. اما همین آقا بعدها جزو انقلابیون قرار گرفت و مطرود شاه شد. من یك وقتی به مرحوم امام گفتم كه آقای فلانی كه آمده در صف مبارزه، خیلی خوشنام نیست و مورد انتقاد مبارزین است. اما امام فرمود: «ما از ایشان بدی ندیدیم.» منظورشان در جریان نهضت بود و تا آخر عمر هم بدی نكرد و در مسیر مبارزه ماند تا از دنیا رفت.

زمان حضرت علی (ع)، یكی از علاقمندان ایشان شرب خمر كرده بود. به حضرت خبر رسید و ایشان دستور داد حد شرعی را بر وی جاری كردند. او هم قهر كرد و رفت طرف معاویه. البته بعدها پشیمان شد و در وصف حضرت علی(ع) قصیده‌ای هم سرود اما می‌خواهم بگویم مسیر، مسیر خداست.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif یعنی حضرت امام در جاذبه و دافعه خود، به این كار نداشتند كه اطرافیانی از ایشان پراكنده می‌شوند یا خیر.
بله، این مسئله مهمی است. إن‌شاءالله خداوند به ما استقامتی بدهد كه بتوانیم در همه حالات، روش الهی و هدف الهی را دنبال كنیم.
من از سال 35 شمسی پای درس امام بودم. روزی دو ساعت فقه و اصول و گاهی بعضی جلسات خصوصی خدمت ایشان می‌رسیدیم. آن چیزی كه در زندگی ایشان مشهود بود، اعتقاد و پیروی از روش خدایی بود.

امام با تمام علاقه و رفاقتی كه به برخی یاران خود داشتند و در زمان شاه هم برای زندانی شدن و محكومیت آن‌ها بیانیه داده بودند، اما در مسئله انقلاب كوتاه نمی‌آمدند. در واقع می‌توان گفت كه انقلاب، دین ایشان بود و مراعات آن را می‌كردند؛ چون انقلاب واقعاً انقلاب بزرگی بود. مسئله كوچكی كه نیست. اشكالات زیادی وجود دارد اما اصل انقلاب خیلی عجیب بود نه در ایران بلكه در دنیا؛  یعنی نهضت های آزادی بخش جهانی تحت تاثیر واقع شدند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif در اولین دوره انتخابات مجلس، منافقین ادعای تقلب گسترده در انتخابات را مطرح كردند. در دومین دوره مجلس نیز افرادی كه به مجلس راه پیدا نكردند، شورای نگهبان را زیر سؤال بردند كه امام(ره) در موضع‌گیری قاطعانه گفتند كه «تضعیف شورای نگهبان و جوسازی درباره انتخابات، آغاز انحرافی است كه در نهایت همچون صدر مشروطیت به انحراف اساسی انقلاب منجر خواهد شد.» تحلیل شما از رفتار و برخورد حضرت امام با این موضوع چیست؟
ایشان تأكید داشتند كه باید طبق قانون عمل شود. ایشان در تمام این موارد می‌گفتند كه تخلف از قانون نباید اتفاق بیافتد. امام دقیقاً مراقب بود كه چیزی برخلاف قانونی عمل نشود. من از سال 35 شمسی پای درس امام بودم. روزی دو ساعت فقه و اصول و گاهی بعضی جلسات خصوصی خدمت ایشان می‌رسیدیم. آن چیزی كه در زندگی ایشان مشهود بود، اعتقاد و پیروی از روش خدایی بود.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif در جریان عزل قائم‌مقام رهبری می‌بینیم كه امام، شاگرد و همراه خود در نهضت را كنار می‌گذارد و بعد از تذكرات مختلف، رسماً ایشان را عزل می‌كند. شما نحوه برخورد حضرت امام را در این جریان چطور تحلیل می‌كنید؟
حضرت امام(ره) با كمال علاقه‌ای كه به آقای منتظری داشت و تعبیر «حاصل عمر» را برای ایشان به‌كار برد، به ناچار حاصل عمرش را كنار گذاشت، چون انقلاب به منزله دین مرحوم امام بود و احساس كرد كه روش ایشان، روش متناسب با انقلاب نیست. در هر حال از این طرف هم معتقدم كه اقدامات آقای منتظری از روی هوا و هوس نبود.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif ما اگر بخواهیم افرادی را كه از خط امام جدا شدند تبارشناسی كنیم، این‌ها را از چه طیف‌هایی می‌دانید؟
ببینید همه را نمی‌شود یك جور حساب كرد. چون جدایی برخی، از روی نیت‌های خدایی بود و برخی دیگر از روی اغراض سیاسی و مسائل دنیایی. بعضی‌ها نواقص را می‌دیدند و جدا می‌شدند. امام هم نه این‌كه آن نواقص را نبیند اما مثبتات مهم‌تر را می‌دید. آن‌ها آن خرابی‌ها را می‌دیدند و لذا حاضر به همكاری نبودند و من نسبت به بعضی از علما یقین دارم كه قصدشان خدایی بود. مثلاً مرحوم آسید احمد خوانساری از اولین افرادی بود كه همكاری نكرد، اما احدی نمی‌تواند در تقوای ایشان خدشه كند. حتی یك‌بار آقای خامنه‌ای خصوصی فرمودند كه ایشان تالی‌تلو معصوم بودند. من به‌خصوص می‌خواهم بر روی این مسئله تاكید كنم آن‌هایی كه نسبت به برخی از علما بی‌احترامی می‌كنند، این‌ها در برابر امام زمان(عج) و خدا مسئولند.
بنابراین این طیف فقط نواقص را می‌دیدند. البته امام هم نواقص را می‌دانست اما می‌گفت: «مثبتات، مهم‌تر است و ما اگر بر روی نواقص و كاستی‌ها تأكید كنیم بر روی اصل مسئله تأثیر می‌گذارد.»

انقلاب ایجاد شده و نام تشیع در دنیا مطرح شده است و این‌ها مثبتات خیلی مهمی است. البته نواقصی هم هست ولی اگر مدام این نواقص را در رادیو و تلویزیون بگوییم، به‌تدریج بر اصل انقلاب اسلامی تأثیر می‌گذارد. من فكر می‌كنم مادامی كه قانون عمل می‌شود - چه زمان مرحوم امام(ره) چه بعد از ایشان- انتقاد زیاد، به‌صلاح مملكت نیست و این موجب می‌شود كه زبان دشمن باز شود و ضربه بیشتری به ما بزند. نباید انتقادها طوری باشد كه دشمن به همه‌مان جسارت كند. در زمان آقای بروجردی رییس شهربانی قم یك اشتباهی كرد كه قضایای آن مفصل است. ما خدمت آقای گلپایگانی رسیدیم و ایشان فرمود كه درست است فلان اشتباه صورت گرفته و به ما توهین شده است اما ما نباید در واكنش خود به‌گونه‌ای رفتار كنیم كه توهین بزرگتری به ما بشود. منظورشان این بود كه مقابل آقای بروجردی كار كردن، توهین به همه ما است.


طبقه بندی: مردان خدا،  اندیشه سیاسی اسلام،  جنگ نرم، 
برچسب ها: در مسئله انقلاب كوتاه نمی‌آمدند، امام خمینی، سیره امام خمینی، بنیان گذار جمهوری اسلامی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط عرفان | نظرات ()

حضرت امام خمینی (ره) 12 مهر58 در شهر قم و در جمع نمایندگان مجلس خبرگان رهبری فرمودند: من وقتى مواجه با این چهره‏هاى اسلامى، انسانى و خواستنى مى‏شوم احساس غرور مى‏كنم. من شما را همچو مى‏یابم كه براى اسلام در همه جا حاضر هستید. آیه‏اى را كه آقا قرائت كردند: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُركُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ «1» اگر یارى بكنید خدا را- یارى خدا؛ یارى احكام خداست، یارى قرآن كریم است، و یارى جمهورى اسلامى است- چنانچه یارى كنید خدا را، خدا هم شما را یارى مى‏كند. این یك قضیه كه یارى مى‏كند و شما این قضیه را در عین دیدید. كه شما یارى كردید اسلام را و یارى كردید احكام اسلام را و یارى كردید نهضت اسلامى را، جمهورى اسلامى را؛ و خداوند یارى كرد شما را. اگر یارى خداوند تعالى نبود، چه طور امكان داشت شماى بدون اسلحه، بدون سازوبرگ جنگى و بدون یك نظام، غلبه كنید بر آنهایى كه خودشان همه چیز داشتند و همه قدرتها در دست آنها بود، و قدرتهاى شیطانى خارجى هم پشت سرشان ایستاده بود و تأییدشان مى‏كرد، لكن شما را خدا نصرت داد. آنهایى كه غفلت دارند از این معنا كه یك اراده بزرگ در عالَم هست و همه چیز تحت آن اراده است، آنها برایشان معمّاست، یك معمّاى حل نشدنى، كه چه طور شد این مطلب كه یك ملت با هیچ و هیچ سازوبرگ بر یك همچو قدرتهاى بزرگ غلبه كرد و همه را بیرون راند. اینها غافل‏اند از اینكه یك‏ اراده‏اى فوق همه اراده‏ها هست. و خداى تبارك و تعالى وعده كرده است به مردم كه چنانچه نصرت كنید خدا را، خدا هم نصرت مى‏كند شما را. آنهایى كه به ما وراء طبیعت اعتقاد ندارند، براى آنها این مسائل معماست. اما براى ما كه قائل به یك همچو قدرتى هستیم- و با برهان قوى ثابت كردیم یك همچو قدرتى را- هیچ معمّا نیست، معمّا پیش ما نیست این مسائل. خداوند یارى كرد شما را؛ و یارى خداوند كافى است.

اگر یارى خداوند نبود، چه طور در ظرف یك مدت كوتاهى یك ملتى كه هر كدام یك خیال خاصى براى خودشان داشتند، هر طبقه‏اى یك آمال و آرزو و یك برنامه‏اى داشتند، یكدفعه همه مجتمع شدند در یك امر. اگر نصرت خدا نبود، چه طور یك ملتى كه از یك پاسبان مى‏ترسید، یك پاسبان اگر در بازار مى‏آمد اجازه به خودش نمى‏داد كه بگوید ما امروز مثلًا بیرق نمى‏زنیم بالاى دكانها، هیچ همچو چیزى در ذهنش نمى‏آمد، به خودش همچو اجازه‏اى نمى‏داد، اگر یارى خدا نبود، چه طور همین ملت به همین وضع یكدفعه ریختند بیرون، گفتند ما اصلًا سلطنت نمى‏خواهیم! سلطنت رژیم دو هزار و پانصد ساله را ما نمى‏خواهیم؛ این نصرتهاى این خداست. شما شاید گاهى غفلت كنید از آن.

نصرت الهى در گِرو نصرت اسلام‏

اگر نصرت خدا نبود، چه طور ذهن اینها را منصرف كرد از اینكه مقابله با همه قدرتها پیدا كند. اگر اینها با آن قدرتى كه در دست داشتند مقابله مى‏كردند و همان طور كه الآن در افغانستان براى برادرهاى مسْلم ما این طور مسائل پیش آمده است. اینها را خداى تبارك و تعالى منصرف كرد. و یك رعبى در دلشان انداخت، یك انصرافى برایشان حاصل شد كه مقابله اصلًا نكنند، مقابله هم بكنند، مقابله‏هاى خیلى جدّى نباشد. این انصرافى بود كه خدا در قلب اینها ایجاد كرد؛ و رعبى بود كه ایجاد كرد، ترسیدند؛ یعنى یك قدرت بزرگ شیطانى از یك ملت بى‏ساز و برگ ترسید و نتوانست مقاومت بكند. اینها نصرتهاى الهى است، كه به حسب نظر كسى كه یك قدرى تأمل در اطراف قضایا بكند، واضح است كه همه نصرت خدا بود. همه این پیشرفتها، نصرتِ خدا بود.

جمله دوم: وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ شما توجه كنید كه تا حالا شما با قدرت و قوه ایمان آمدید، و نصرت خدا را كردید. اگر چنانچه خدا هم نصرت كرد شما را و پیش بردید، لكن اگر نصرت خدا را بكنید، یك چیز دیگر هم دنبالش هست؛ و آن این است كه قدمهاى شما را ثابت نگه مى‏دارد. اگر خداى نخواسته نصرت را شما فراموش كنید و گمان كنید مطلب تمام است، گذشت دیگر، و بروید سراغ كارهاى خودتان هر كسى مشغول گرفتاریهاى خودش بشود و از این نصرت الهى كه باید بكند، از نصرت به اسلام و احكام اسلام، غفلت كند- آن نصرت سابق چون كردید، نصرت هم داد- لكن اگر نصرت از آنجا قطع بشود؛ یعنى نصرت شما قطع بشود، قدمهاتان دیگر ثابت نمى‏ماند. بخواهید قدم ثابت بماند، تعقیب كنید این برنامه‏اى كه تا كنون داشتید، تعقیب كنید، ما بین راه هستیم.

هشدار درباره نفوذیها

الآن ملاحظه مى‏كنید كه یك مسئله مشكلى كه پیش ما هست، و باید آگاه بشوید همه و آگاه كنید همه را، و علماى اسلام آگاه كنند همه را، قضیه شوراهاست. قضیه شوراها را یك امر سطحى و یك امر كوچك نشمرید. این شوراها اختیاراتى دارند كه به واسطه آن اختیارات مى‏توانند مسائل ما را ضایع كنند؛ و مى‏توانند مسائل اسلامى را جلو ببرند. بدانید كه الآن دنبال اینكه اعلام این شده است كه شوراهاى شهر را بناست تشكیل بدهند، دستجاتى كه مخالف با نهضت اسلام هستند و از اسلام مى‏ترسند، از احكام اسلام مى‏ترسند، اینها در صدد توطئه هستند كه یك افرادى را جا بزنند به ملت. آنها مى‏دانند كه خودشان ندارند این قدر جمعیت، عددشان این قدرها نیست كه بتوانند ببرند، لكن افرادى را جا بزنند، افرادى كه از خودشان است، از حزب خودشان است، جا بزنند به ملت، و ملت را اغفال كنند براى رأى دادن به آنها.

ویژگى‏هاى اعضاى شوراى شهر

روزى است امروز كه باید هم علماى اسلام و هم مردم متفكر و هم همه طبقات درست این چشمهاشان را باز كنند، و افرادى كه انتخاب مى‏كنند افرادى كه شناسایى از قبل داشته باشند. هر كس در هر شهرى هست افرادى را از سابق مى‏شناسد، در زمان رژیم افرادى را مى‏شناسد؛ مى‏داند كه اینها اهل توطئه نبودند؛ اسلامى بودند، و روشن بودند در امور اسلامى؛ و خائن نبودند؛ چپگرا نبودند؛ راستگرا نبودند؛ به صراط مستقیم اسلامى بودند. هر كس در هر شهرى هست افراد را مى‏شناسد. از افرادى كه درست نشناسید كه اینها چه مردمى هستند، چه اشخاص بازارى و چه اشخاص ادارى و چه اشخاص روحانى، هیچ فرقى نمى‏كند باید بشناسید كه این آدم در این مدتى كه زمان طاغوت بود چكاره بود. اگر شناختید او را و درست هر كسى در محیط خودش شناسایى كرد اشخاصى را، آن وقت علمایى كه آنجا هستند، در بلاد هستند، و اشخاصى كه از بازاریها و معتمدین بازار و عرض مى‏كنم، اینها هستند، دانشگاهیها، دانشجوها، این افراد را معرفى كنند به مردم. افراد باید اولًا مسلمان باشند؛ و ثانیاً معتقد به نهضت باشند؛ امین باشند در كارهایشان؛ ایمان حقیقى داشته باشند؛ متعهد باشند نسبت به احكام اسلام؛ سوابق خلاف و سوء نداشته باشند. از روحانیین هم باید تعیین بشود. از اهل بازار هم باید باشد. از آن صنفهاى دیگر هم باید باشد. لكن، همه باید در این معنا شركت داشته باشند كه مُسْلِم [باشند]. و البته آنهایى كه غیر مسلم هستند براى خودشان شوراهایى ممكن است تعیین كنند، لكن مسلم و متعهد به اسلام متعهد به این نهضت؛ معتقد به این نهضت؛ مخالف با طاغوت، انحراف چپ و راستى نداشته باشد. نه به طرف آن گروه سرمایه دارى برود؛ نه به طرف چپ باشد، مستقیم، اسلامى، دلسوز براى این ملت. اگر مسلمان باشد و متعهد باشد، آن براى ملت دلسوز است؛ خیانتكار نیست؛ با امانت كارش را انجام مى‏دهد؛ هر كارى بخواهد براى آن شهر خودش انجام بدهد، به مصلحت افراد آن شهر، به مصلحت خود آن شهر، به مصلحت اسلام عمل مى‏كند.

هشدار به طبقات مختلف ملت‏

و اگر خداى نخواسته در این مسأله غفلت بكنید، یا روحانیین غفلت بكنند، یا خطبا غفلت بكنند، یا فضلا غفلت بكنند، یا دانشگاهیهاى متعهد غفلت بكنند، یا بازاریها غفلت بكنند، یا كشاورزان و كارگران غفلت بكنند، و یك اشخاصى كه بر خلاف مسیر ملت است، بر خلاف مسیر اسلام است پیدا بشود، ممكن است كه یك شهرى را به فساد بكشد؛ و ممكن است بعد از او یك مملكتى به فساد كشیده بشود. باید با تمام قوا با تمام قدرت غفلت نكنید از این معنا؛ و علماى بلاد غفلت نكنند از این امر؛ اهل منبر غفلت نكنند؛ فضلایى كه در اطراف هستند، اهل علمى كه در اطراف هستند، دانشگاهیها، دانشجوها، همه غفلت از این نكنند. كه یك افرادى كه باید سرنوشت یك شهر را شما مى‏خواهید به یك عده بدهید، سرنوشت همه چیز شهر را به یك عدّه مى‏خواهید بدهید، باید یك كسى باشد كه هم سررشته داشته باشد از امور؛ و هم امین و معتقد به نهضت باشد. این یكى از مسائل بزرگ است كه ما الآن مواجه با آن هستیم فعلًا، و بعدش هم مسائل دیگرى پیش مى‏آید، و ما بین راه هستیم الآن. ما الآن مسائلى پیش داریم كه یكى یكى باید درست بشود، و تا این مسائل درست نشود، ما نرسیدیم به آن مطلبى كه جمهورى اسلامى است.

الآن شما ملاحظه كنید كه در همین مجلس خبرگان، كه آقایان اهل علم و علما و عدّه دیگرى هستند، بعض افراد هستند كه فكرشان فكر اسلامى نیست. یا اگر فكر اسلامى باشد، اسلام را درست نمى‏دانند چیست. اینها الآن در مسائلى اشكالتراشى مى‏كنند، و لو مواجه با این است كه اكثریت مخالف با آنها هستند؛ لكن در عین حالى كه اكثریت مسْلم و طرفدار اسلام و اسلام را مى‏دانند چى است، مع ذلك، یكى دو نفر وقتى كه در یك محلى باشد كه همه‏شان هم چه هستند، الّا یكى دو نفر، اشكالتراشى مى‏كنند و چوب لاى چرخ مى‏گذارند. و لهذا من باید به آقایان، هم به آقایان اهل خبره، مجلس خبره، عرض كنم كه تحت تأثیر قلمها و قدمهایى كه بر خلاف اسلام دارد برداشته مى‏شود واقع نشوید. شما مسائل را آن طورى كه فهمیدید كه براى اسلام است، اسلام را تقویت كنید. خدا ناصر شماست. خداوند یارى مى‏كند: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُركُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ نصرت خدا را بدهید، خدا ناصر شماست.

اهمیّت ویژه ولایت فقیه‏

به گزارش صراط نیوز ایشان در ادامه بیان داشتند: به حرفهاى آنهایى كه بر خلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفكر حساب مى‏كنند و مى‏خواهند ولایت فقیه را قبول نكنند [اعتنا نكنید] اگر چنانچه فقیه در كار نباشد، ولایت فقیه در كار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت، یا خداست، یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتى غیر مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بین مى‏رود كه به امر خداى تبارك و تعالى یك كسى نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمى كه نمى‏فهمند اسلام چه است؛ نمى‏فهمند فقیه چه است؛ نمى‏فهمند كه ولایت فقیه یعنى چه. آنها خیال مى‏كنند كه یك فاجعه به جامعه است! اینها اسلام را فاجعه مى‏دانند، نه ولایت فقیه را. اینها اسلام را فاجعه مى‏دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست. ولایت فقیه، تَبَع اسلام است.




بطلان وكالت نماینده مخالف با جمهورى اسلامى‏

چشم‏هایتان را باز كنید! اهل خبره چشمشان را باز كنند. كسانى كه با ولایت فقیه مخالفت مى‏كنند بر خلاف این چیزى كه ملت آنها را تعیین كرده است عمل مى‏كنند، وكالت ندارند در این امر. من اولى كه مجلس بنا بود تأسیس بشود، و پیش‏بینى این امور را مى‏كردم. اعلام كردم كه مردم جمهورى اسلامى مى‏خواهند، جمهورى غربى را [نمى‏خواهند] جمهورى كمونیستى نمى‏خواهند مردم. مردم، جمهورى اسلامى مى‏خواهند. مردم شما را وكیل كردند كه جمهورى اسلامى درست كنید. كسى كه مخالفت كند با احكام اسلام، مخالف با جمهورى اسلامى است؛ مخالف با رأى موكّلین هست، آنها شما را وكیل نكردند براى این امر. همه‏تان هم اگر چنانچه یك چیزى بگویید كه بر خلاف مصالح اسلام باشد، وكیل نیستید؛ حرفتان قبول نیست، مقبول نیست. ما به دیوار مى‏زنیم آن حرفى را كه بر خلاف مصالح اسلام باشد. آن قدرى كه شما اختیار دارید در این مجلس، این است كه جمهورى اسلامى را بر طبق موازین اسلامى پیاده كنید. البته راجع به امور ادارى‏اش و اینها نظر دادن هیچ مانعى ندارد. نظر دادن مانعى ندارد؛ اما اشكالتراشى و این حرفها را به مردم القا كردن كه اگر چنانچه فقاهت در كار بیاید و فقیه باشد، اگر چنانچه ولایت فقیه باشد، یك بساطى لازم مى‏آید و یك بساط دیگرى.

مخالفت دشمنان با اسلام و نهضت اسلامى‏

آقا ما مدتها زیر بار طاغوت بودیم، بس است! ملت ما مدتها- پنجاه سال، بلكه دو هزار و پانصد سال- زیر بار طاغوت بود، بس است! آقایان بگذارید یك چند وقتى هم مردم الهى بشوند، تجربه كنید. لا اقل بفهمید این معنا را، كه با تجربه بفهمید، كه یك ملتى كه تا حالا تحت بار طاغوت بوده است، حالا هم تحت بار اللَّه باشد، این را تجربه كنید. اگر از اسلام بدى دیدید، بگویید چه بدى از اسلام تا حالا دیدید؟ تا حالا كه اسلامى در كار نبوده در مملكت ما نمى‏گذاشتند، حالا هم شماها نمى‏گذارید. آن وقت دشمنها [نمى‏گذاشتند] حالا بعضى دوستهایى كه ملتفت نیستند، نمى‏گذارند. یا شاید بعضیشان هم دشمن باشند. چرا باید شما بترسید از اینكه یك نفر آدم در مثلًا تو اتاق‏اش [نشسته‏] و یك چیزى مى‏نویسد، در روزنامه هم درج مى‏كند. اینها نمى‏دانند اصلًا معناى اسلام چه است. اینها مخالف نهضت اسلام هستند. اینها اگر مخالف با رژیم هم باشند، مخالف با اسلام هم هستند. اینها یك چیز دیگرى مى‏خواهند، نه رژیم باشد و نه اسلام باشد؛ یك جمهورى دمكراتیك. دمكراتیك آن هم به آن معنایى كه غرب وارد كرده اینجا؛ نه به آن معنایى كه حتى كه در غرب است. آن جمهورى كه در آن دمكراتیك كه در غرب هست حتى در ایران نیامده تا حالا، آن وارداتى است. این دمكراتیك كه در ایران آمده، آن آزادى و آن نمى‏دانم استقلال و آن مسائلى كه تا حالا آمده، همانهایى بوده است كه آریامهر فریاد مى‏كرد «تمدن بزرگ»؛ و همان بود كه همه دیدید این «تمدن بزرگ» پدر این ملت را درآورد! بس است! كافى است! آریامهر كافى‏ است براى ما تا قیامت. این قدر تبعیت نكنید از این رژیم، این قدر تبعیت نكنید از این غربیها، از این شرقیها. كافى است ظلمى كه به ما تا كنون شده است. باز هم باید ما زیر بار ظلم برویم؟ باز هم از زیر بار اسلام مى‏خواهند خارج شوند؟ یك مسئله «تشریفاتى!» بله، آقایان بعضیشان مى‏گویند مسئله ولایت فقیه یك مسئله «تشریفاتى» باشد، مضایقه نداریم. اما اگر بخواهد ولىّ، دخالت بكند در امور، نه، ما آن را قبول نداریم- حتماً باید یك كسى از غرب بیاید دخالت بكند؟!- ما قبول نداریم كه یك كسى اسلام تعیین كرده او دخالت بكند. اگر متوجه به لوازم این معنا باشند، مرتد مى‏شوند! لكن متوجه نیستند.

گرفتارى‏هاى دوستان جاهل و دشمنان عاقل‏

ما این گرفتاریها را داریم. ما بین راه هستیم. ما بعد از این هم گرفتارى راجع به رئیس جمهورش داریم: یكى مى‏گوید لازم نیست مسلمان باشد. یكى مى‏گوید لازم نیست شیعه باشد. یكى مى‏گوید لازم نیست نمى‏دانم چه باشد، طرفدار اسلام باشد. ما بعد از این گرفتارى داریم، آقا. گرفتار همین یا دوستهاى جاهل، یا دشمنان عاقلِ متوجه. ما گرفتاریم باز، ما بین راهیم. آقا، سستى نكند ملت ما. اگر وكلاشان خواستند بر خلاف اسلام عمل بكنند، مردم مختارند كه وكلا را عَزْلِشان بكنند، بریزندشان دور. آنها خیال مى‏كنند كه نه، این خلاف آزادى است. شما دارید دیكتاتورى مى‏كنید! شما دارید در مقابل ملت مى‏ایستید. ملت اسلام را مى‏خواهد، شما مى‏گویید لازم نیست! ملت ولایت فقیه را مى‏خواهد، كه خدا فرموده است، شما مى‏گویید خیر، لازم نیست! و شما مى‏خواهید چند نفر آدم را بر سایرین تحمیل بكنید. این دیكتاتورى است؛ نه اینكه اكثریت در آنجا كه با آنهایى است كه اسلام را مى‏دانند چه است و تبعیت اسلام را هم دارند. شما چند نفر ایستاده‏اید در مقابل اسلام.

ولایت فقیه، خواسته ملت‏

من از خداى تبارك و تعالى مى‏خواهم كه ما را از شرّ دوستهاى جاهل و دشمنهاى شیطان نجات بدهد. و در این مراحلى كه داریم كه بعد آن پیش مى‏آید، مجلس شورا، آن شوراها، كه نصیحت را عرض كردم كه باید چه بكنید- آنجا هم ان شاء اللَّه در هر موقعش عرض مى‏كنم ان شاء اللَّه این راه را با قدرت و با قوّه و با بینش كامل این راه را طى بكنید. و طى مى‏كند، این ملت است، ملت مى‏خواهد، ما چه بكنیم. شما فرض بكنید كه خیر، فاجعه است، ما فرض مى‏كنیم كه فاجعه است، این فاجعه را ملت ما مى‏خواهد، شما چه مى‏گویید این ولایت فقیه را شما مى‏گویید این «فاجعه» است! این فاجعه را ملت ما مى‏خواهد. بیایید، سؤال مى‏كنیم، به رفراندم مى‏گذاریم، كه آقا ولایت فقیه را كه آقایان مى‏فرمایند «فاجعه» است، شما مى‏خواهید؟ ببینید «آرى» اش چه قدر است «نه» اش چه قدر است. خدا همه‏تان را توفیق بدهد؛ مؤید بكند.



طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام، 
برچسب ها: رئیس‌جمهور منهای ولایت فقیه، طاغوت است، امام خمینی، رئیس جمهور،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 آبان 1389 توسط عمار | نظرات ()
از باب مقدمه می گویم که شاه نعمت الله ولی، از عرفای قرن هشتم و معاصرحافظ شیرازی بوده و95 سال عمر کرده است و مزار او در ماهان کرمان واقع است و شهید مطهری در جلد 14 مجموعه آثار خود؛ صفحه 577 او را اجمالاً توثیق کرده و او را از معاریف و مشاهیر عرفا خوانده اند که نسب به علی (ع) می برد. پیش بینی های او شامل وقایع دوران صفویه و بعد از آن می شود و اهمیت آن از این جهت است که صفویه، قرنها پس از مرگ او به قدرت رسیده اند.

 

قــدرت کردگــار می بـینــم                                          حالــت روزگــار می بـینــم

ازنجوم این سخن نمی گویم                                         بلکـه از کردگــار می بینــم

از سلاطیــن گــردش دوران                                         یک به یک را سوار می بینم

هر یکی را به مثل ذره نــــور                                        پرتــوی آشکــار می بـینــم

از بـزرگـی و رفعـت ایشــان                                         صفــوی برقرار می بینـــم

..........................

آخــر پادشاهـــی صفــــوی                                         یک حسینی*به کار می بینم

*آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین؛ شاهی فاسد و ستمگر بوده است.

نادری در جهان شــود پیــدا                                         قامتــش استــوار می بینــــم

آخــر عهــد نـوجــــوانی او                                          قتــــل او آشکـــار می بینـــم

شهر تبریز را چو کوفه کنند                                          شهــرطهــران* قرار می بینم

* اشاره به انتقال پایتخت به تهران.

بعد از آن دیگـری  فنا گردد                                         شـاه دیگـر به کـــارمی بینم

که محمـد* به نـام او باشــــد                                        تیـــغ او آبــدار می بــینـــم

* بنابر ویژگیهایی که از او می گوید، مرادش احتمالاً محمد شاه قاجار است نه ،آغا محمدخان قاجار.

چــارده ســال پادشاهـــی او                                        دولتــش کامکــار می بینــم

سال کز مرغ می شـود پیــدا                                         مــرگ او آشکــار می بینـم

..........................

ناصر الدین به نصـرت دوران                                       چـارده هشـت سال*می بینــم

* چهار ضرب در ده بعلاوه 8 : 48 سال : عمر پادشاهی ناصرالدین شاد بعد از قتل امیر کبیر.

..........................

از شهنشــاه ناصـر الدین شـاه                                       شیــونــی بیــم دار*می بینــم

* اشاره به ترور ناصرالدین شاه.

روز جمعـــه ز شهر ذیقعــده                                          تن او در مـــــزار می بــینـم

بعد از آن شه مظفــر الدین را                                       شاهیِــش ناگــوار می بینــم

چـارشنبـه ز شهـر ذیقعـــــده*                                      مــرگ او آشکــار می بینـم

* مرگ هر دو ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه در ذیقعده واقع شده است بنابراین پیش بینی او در این باره دقیق می باشد.

از الــف تا بـه دال می گویـم                                         شاه و شاهــی فکارمی بینـم*

* اشاره به نهضت مشروطیت ایران و تهدید پایه های سلطنت قاجاریه است.

درخراسان ومصروشام وعراق                                       فتنــه و کـــارزار می بینـــم

جنگ وآشوب و فتنه ی بسیار                                      در یمیــن و یســار*می بینـم

* آغاز جنگ جهانی اول، مصادف با ، آخرین روزهای عمر مشروطیت ایران.

غــارت و قتــل لشکــر بسیـار                                      در میــان و کنــار می بـینـم

شه چو بیرون رود ز جاگاهش*                                     شاه دیگــر** بکارمی بـینـم

* مراد، احمد شاه قاجار است، جالب آنکه به خروج او از کشور اشاره می کند و نه مرگ او.

** مراد، رضا شاه است.

چون فریدون به تخـت بنشینـد                                      نوکرانـش قطـــار می بینــم

متصف بر صفات............                                              ........

ادامه در ادامه مطلب ...




ادامه مطلب
طبقه بندی: دل نوشت،  کتاب، 
برچسب ها: شاه نعمت الله ولی، پیشگویی، صفویه، زندیه، افشاریه، قاجاریه، پهلوی، امام خمینی، حروف ابجد، ظهور، حضرت ولی عصر، دجال، سفیانی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 آبان 1389 توسط عمار | نظرات ()

هر روز سیاه تر از دیروز می شد . هر روز خورشید نور کم تری می بخشید .هر شب ماه از زمین فاصله می گرفت برای بزرگ تر شدن تصویر روی آن کلیک کنید. هر شب آسمان سیاه تر جلوه می کرد . ابر های سیاه از شدت خشم نعره میزند . و اثری از رحمت نبود ...
که سگان آمریکایی حکم  سروری ما را گرفته بودند و کثیف ترین آدم های روی زمین مدیران ما بودند .
امروز در قم خبری است . همه جهان یک سو و قم در برابرش . همه عالم یک سمت و خمینی در برابرش .

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

لَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلکافِرینَ عَلى المُؤمِنینَ سَبیلا

آیا ملت ایران مى‏داند در این روزها در مجلس چه گذشت؟ مى‏داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتى واقع شد؟ مى‏داند مجلس، به پیشنهاد دولت، سند بردگى ملت ایران را امضا کرد، اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشى بودن ملت مسلمان را به امریکا داد؟ قلم سیاه کشید بر جمیع مفاخر اسلامى و ملى ما؟ قلم سرخ کشید بر تمام لاف و گزافهاى چندین ساله سران قوم؟
به حسب این رأى ننگین، اگر یک مستشار امریکایى یا یک خادم مستشار امریکایى به یکى از مراجع تقلید ایران، به یکى از افراد محترم ملت، به یکى از صاحب منصبان عالى رتبه ایران، هر جسارتى بکند، هر خیانتى بنماید، پلیس حق بازداشت او را ندارد؛محاکم ایران حق رسیدگى ندارد. ولى اگر به یک سگ آنها تعرضى بشود، پلیس باید دخالت کند؛ دادگاه باید رسیدگى نماید!

علما و روحانیون که مى‏گویند باید قدرت سرنیزه در مقدرات کشور دخالت نکند، باید وکلاى پارلمان مبعوث از ملت باشند، باید دولتها ملى باشند، باید اختناق از مطبوعات برداشته شود و سازمانها نظارت در آنها نکنند و آزادى را از ملت مسلمان سلب ننمایند، براى آن است که این ننگها را بر ملت تحمیل نکنند و ما را مواجه با این مصیبتها ننمایند. چرا وکلاى پارلمان، با آنکه به حسب قاعده انسانیت و ملیت با همچو سند اسارتى صد در صد مخالف هستند، نفس نمى‏کشند؛ و جز دو- سه نفر آنها، که معلوم است با اضطراب صحبت کرده‏اند، خاموش نشسته‏اند؟

اکنون من اعلام مى‏کنم که این رأى ننگین مجلسین مخالف اسلام و قرآن است، و قانونیت ندارد؛ مخالف رأى ملت مسلمان است. وکلاى مجلسین وکیل ملت نیستند؛ وکلاى سرنیزه هستند! رأى آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هیچ ارزشى ندارد. و اگر اجنبیها بخواهند از این رأى کثیف سوء استفاده کنند، تکلیف ملت تعیین خواهد شد.

دنیا بداند که هر گرفتارى‏اى که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است؛ از امریکاست. ملل اسلام از اجانب عموماً و از امریکا خصوصاً متنفر است. بدبختى دوَل اسلامى از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست. اجانبند که مخازن پر قیمت زیرزمینى ما را به یغما برده و مى‏برند. انگلیس است که سالیان دراز طلاى سیاه ما را با بهاى ناچیز برده و مى‏برد. اجانبند که کشور عزیز ما را اشغال کرده و بدون مجوز از سه طرف به آن حمله کرده و سربازان ما را از پا در آوردند. دیروز ممالک اسلامى به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند؛ امروز به چنگال امریکا و عمال آن. امریکاست که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانى مى‏کند. امریکاست که به اسرائیل قدرت مى‏دهد که اعراب مسْلم را آواره کند. امریکاست که وکلا را، یا بیواسطه یا با واسطه، بر ملت ایران تحمیل مى‏کند. امریکاست که اسلام و قرآن مجید را به حال خود مضر مى‏داند، و مى‏خواهد آنها را از جلو خود بردارد. امریکاست که روحانیون را خار راه استعمار مى‏داند، و باید آنها را به حبس و زجر و اهانت بکشد. امریکاست که به مجلس و دولت ایران فشار مى‏آورد که چنین تصویبنامه مفتضحى را که تمام مفاخر اسلامى و ملى ما را پایمال مى‏کند، تصویب و اجرا کنند. امریکاست که با ملت اسلام معامله وحشیگرى و بدتر از آن مى‏نماید

بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند. بر ارتش ایران است که اجازه ندهندچنین کارهاى ننگینى در ایران واقع شود. از بالاترها، به هر وسیله هست، بخواهند این سند استعمار را پاره کنند؛ این دولت را ساقط کنند؛ وکلایى که به این امر مفتضح رأى دادند از مجلس بیرون کنند. بر ملت است که از علماى خود بخواهند در این امر ساکت ننشینند. بر علماى اعلام است که از مراجع اسلام بخواهند این امر را ندیده نگیرند. بر فضلا و مدرسین حوزه‏هاى علمیه است که از علماى اعلام بخواهند که سکوت را بشکنند. بر طلاب علوم است که از مدرسین بخواهند که غافل از این امر نباشند. بر ملت مسلمان است که از وعاظ و خطبا بخواهند که آنان را که آگاه از این مصیبت بزرگ نیستند آگاه کنند. بر خطبا و وعاظ است که با بیان محکم، بى‏هراس، بر این امر ننگین اعتراض کنند و ملت را بیدار کنند. بر اساتید دانشگاه است که جوانان را از آنچه زیر پرده است مطلع کنند. بر جوانان دانشگاهى است که با حرارت با این طرح مفتضح مخالفت کنند؛ با آرامش و با شعارهاى حساس، مخالفت دانشگاه را به ملتهاى دنیا برسانند. بر دانشجویان ممالک خارجه است که در این امر حیاتى که آبروى مذهب و ملت را در خطر انداخته، ساکت ننشینند. بر پیشوایان دوَل اسلامى است که فریاد ما را به دنیا برسانند، و از مراکز پخش آزاد، ناله جانسوز این ملت بدبخت را به جهان گوشزد کنند. بر علما و خطباى ملل اسلامى است که با سیل اعتراض این ننگ را از جبهه ملت معظم ایران، برادران اسلامى خود، بزدایند. و بر جمیع طبقات ملت است که از مناقشات جزئى موسمى خود صرف نظر کرده، و در راه هدف مقدس استقلال و بیرون رفتن از قید اسارت کوشش کنند. بر رجال شریف سیاسى است که ما را از مطالب زیر پرده که در مجلس گفته شده آگاه نمایند. بر احزاب سیاسى است در این امر مشترک با یکدیگر توافق کنند.

هدف مراجع عظام و روحانیون در هر جا باشند، یکى است. و آن پشتیبانى از دیانت مقدسه اسلام و قرآن مجید و طرفدارى از مسلمین است. اختلافى بین علماى اعلام و نگهبانان اسلام در این هدف مقدس نیست. اگر فرضاً اختلاف اجتهاد و نظرى در امرى جزئى و ناچیز باشد، مثل سایر اختلافات در امور فرعى، مانع از وحدت نظر در امور اصولى نیست. اگر سازمانهاى دولتى گمان کرده‏اند با سمپاشیها مى‏توانند ما را از هدف مقدس خود منحرف کنند و به دست جُهال متعصب به قصد شوم خود برسند، خطا کرده‏اند. این جانب، که یک نفر از خدمتگزاران علماى اعلام و ملت اسلام هستم، در موقع خطیر و براى مصالح بزرگ اسلامى حاضرم براى کوچکترین افراد تواضع و کوچکى کنم، تا چه رسد به علماى اعلام و مراجع عظام- کثّر اللَّه أمثالهم. لازم است جوانهاى متعصب و طلاب تازه کار از زبان و قلم خود جلوگیرى کنند؛ و در راه اسلام و هدف مقدس قرآن از امورى که موجب تشتت و تفرقه است خوددارى نمایند. علماى اعلام براى خاتمه دادن به هرج و مرج و بى‏نظمیها در فکر اصلاح عمومى هستند، اگر دولتها مجال فکر به ما بدهند؛ اگر گرفتاریهایى که از ناحیه هیأت حاکمه پیش مى‏آید و ناراحتیهاى روحى مجال تصفیه و اصلاح داخلى به ما بدهد. این نحو گرفتاریهاست که ما را از مسیر خود، که مسیر تصفیه حوزه‏ها و اصلاح همه جانبه است، بازمى‏دارد. با احساس خطر براى اسلام و قرآن کریم، براى ملت و ملیت مجال تفکر در امور دیگر باقى نمانده. اهمیت این موضوعات به قدرى است که مشاغل خاص ما را تحت الشعاع قرار داده است.‏

آیا ملت مسلمان مى‏داند که در حال حاضر عده‏اى از علما و مبلغین و طلاب و بسیارى از مسلمین بیگناه در زندانها به سر مى‏برند، و بر خلاف قوانین آنها را بدون رسیدگى مدتهاى مدیدى زندانى کرده‏اند؟ و مرجعى نیست که به این وضع هرج و مرج ارتجاعى قرون وسطایى خاتمه دهد. اینها دنبال قتل عام 15 خرداد، 12 محرم، است که جراحت آن از قلب ملت پاک نخواهد شد. هیأت حاکمه به جاى اینکه براى اقتصاد ایران، براى جلوگیرى از ورشکستگیهاى بازرگانان محترم، براى نان و آب فقرا و مستمندان، براى زمستان سیاه بى‏خانمانها، براى پیدا کردن کار براى جوانان فارغ التحصیل و سایر طبقات بیچاره، فکرى بکند، به کارهاى مخرب، مثل آنچه گفته شد و نظایر آن، دست مى‏زند؛ از قبیل استخدام زن براى دبیرستانهاى پسرانه و مرد براى دبیرستانهاى دخترانه، که فساد آن بر همه روشن [است‏] و اصرار به آنکه زنها در دستگاههاى دولتى وارد شوند، که فساد و بیهوده بودنش بر همه واضح است. امروز اقتصاد ایران به دست‏ امریکا و اسرائیل است؛ و بازار ایران از دست ایرانى و مسْلم خارج شده است، و غبار ورشکستگى و فقر به رخسار بازرگان و زارع نشسته است؛ و اصلاحات آقایان، بازار سیاه براى امریکا و اسرائیل درست کرده است؛ و کسى نیست که به داد ملت فقیر برسد.

من از فکر زمستان امسال رنج مى‏برم. من شدت گرسنگى و خداى نخواسته هلاکت بسیارى از فقرا و مستمندان را پیش‏بینى مى‏کنم. لازم است خود ملت به فکر فقرا باشند. لازم است از حالا براى زمستان آنها تهیه‏اى شود که فجایع سال سابق تکرار نشود. لازم است علماى اعلام بلاد، مردم را دعوت به این امر ضرورى بفرمایند

از خداى متعال عظمت اسلام و مسلمین و رهایى دوَل اسلامى را از شرّ اجانب- خذلهم اللَّه تعالى خواستار است.
والسلام على من اتبع الهدى.
روح اللَّه الموسوی الخمینى‏




طبقه بندی: مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها،  دل نوشت،  عکس، 
برچسب ها: امام خمینی، کاپیتولاسیون،
(تعداد کل صفحات:2)      1   2