تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب مردان خدا| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 خرداد 1391 توسط عمار | نظرات ()

بیانات در مصاحبه با خبرنگار صداوسیما درباره دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر


http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/13900303125158d3e.jpg
به مناسبت سالگرد فتح خرمشهر پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر انقلاب (Khamenei.ir) به بازخوانی سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (به عنوان رییس جمهوری و رییس شورای عالی دفاع در آن زمان) می‌پردازد. این بیانات كه دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را مطرح میكند، در گفتگو با خبرنگار صداوسیما و در تاریخ 1365/6/29 ایراد شده كه در سوم خرداد 90 منتشر شده است.
 
سوال: آقاى خامنه‌اى سؤالى كه مى‌شود مطرح كرد مسأله‌ى دفاعى بودن جنگ است. ما از ابتداى جنگ و شروع تجاوز عراق اعلام كردیم كه در حال دفاع هستیم و بعد از این‌كه وارد خاك عراق هم شدیم این مسأله را عنوان مى‌كنیم كه باز جنگ ما یك جنگ دفاعى است. شما این مسأله را چگونه تعبیر مى‌كنید؟

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
جنگ ما از آغاز به صورت دفاع شروع شد و تا این ساعت هم ما در حال دفاع هستیم. علت هم این است كه حتى ورود ما به خاك عراق، در ادامه‌ى دفاع مقدس ماست. البته دشمن طبعاً مایل است كه هنگامى كه مى‌تواند و احساس قدرت مى‌كند، وارد مرزهاى ما بشود، تا هر وقتى كه مى‌تواند در آن‌جا بماند، ویرانگرى بكند، تخریب بكند، افراد نظامى و غیرنظامى را به قتل برساند، زندگى را ناامن بكند، هر وقت هم كه تاب نیاورد و نتوانست بماند، برگردد و داخل مرزهاى خودش بشود و ما هم با فداكارى و با توانائى مردم، وقتى كه توانستیم او را از مرزها بیرون برانیم، لب مرز بایستیم كه نبادا وارد خاك دشمن بشویم و به حریم دشمن نبادا كه قدم بگذاریم، این میل دشمن است.

اما عقل و منطق انسانى، همچنین احكام اسلامى به ما اجازه‌ى این را نمى‌دهند. ما دشمن را باید ببینیم كه چگونه دشمنى است. یك وقت دشمنى است كه آمده براى گرفتن یك تپه، تصرف یك رودخانه، یك موذى‌گرى مرزى، بعد هم سركوب مى‌شود برمى‌گردد سرجایش و قضیه تمام مى‌شود. این‌جا البته بعد از آنى كه دشمن را ما راندیم مسأله تمام شده است. لكن یك وقت دشمن بناى بر قلدرى و زورگوئى دارد. مسأله‌ى او با بیرون رفتن از مرزها، آن هم با قدرت‌نمائى نیروهاى اسلامى و فداكاریهاى فراوان حل شده و تمام شده نیست. دشمن خیلى این را مغتنم مى‌شمارد كه وقتى قصد تجاوز دارد و وارد خاك مى‌شود، تا جایى كه مى‌تواند بماند، بعد هم كه رفت بیرون، ما لب مرزها بایستیم او تجدید قواى خودش بكند و هنگامى كه باز لازم دانست و مصلحت دانست برگردد، تجاوز خودش را آغاز كند.

من یك وقتى یك مثالى زدم، گفتم كه دزدى، متجاوزى، وارد خانه‌ى شما مى‌شود، وارد مزرعه‌ى شما مى‌شود و ویران مى‌كند، نابود مى‌كند، مى‌دزدد، مى‌كشد. اگر تحمل كردید كه مى‌ماند، اگر تحمل نكردید و با فشار و زور و قدرت‌نمائى او را بیرون كردید، هیچكس به شما نمى‌گوید كه شما از خانه‌ات دیگر پا بیرون نگذار، پا توى مزرعه‌ى او یا خانه‌ى او نگذار كه این تجاوز به حریم اوست. نه، عقل به شما حكم مى‌كند كه بروید گریبان این دشمن را بگیرید، گلوى او را بفشارید و اولاً: از او بپرسید چرا این كار را كرده و مجازاتش كنید به این كار و ثانیاً: حقتان را بگیرید، آنچه كه تضییع شده از او باز پس بگیرید. این یك حكم عقلى است. این چیزى نیست كه این را ما ابداع كرده باشیم. همه‌ى انسانها و همه‌ى فطرتهاى سالم همین جور فكر مى‌كنند.

اصولاً وارد شدن به حریم خاك دیگران دو نوع است: یك نوع این است كه از روى تجاوز، به قصد تصرف و براى زورگوئى است؛ این تهاجم است، این تجاوز است. همان‌طور كه عراق وارد خاك ما شد. دلیلى براى این كار نداشت. یك بهانه‌هایى همان اوّل ذكر كردند، اما حتى خودشان هم كاملاً واقف بودند و مى‌دانستند كه اینها بهانه است. دنیا هم این را فهمید. لذا بود كه همه‌ى كسانى كه توى مسأله جنگ وارد شدند، تا امروز هم بما مى‌گویند، از اوائل هم به ما گفتند كه ما مى‌دانیم متجاوز كى است، این تجاوز است. یكجور وارد شدن به خاك دشمن هست كه براى استنقاذ حق است، براى گوشمال دادن به متجاوز است، براى حفظ امنیت است. براى تأمین مرزها از حوادث مشابه بعدى از سوى همین دشمن هست، این را نمى‌شود گفت تجاوز.

بنابراین ما، تا وقتى كه در پشت مرزهاى خودمان مى‌جنگیدیم كه روشن بود داشتیم دفاع مى‌كردیم از خاك خودمان. آن وقتى هم كه وارد خاك عراق شدیم، باز به دنباله‌ى همین مسأله است. ما مجازات متجاوز و گوشمال دادن به متجاوز را یكى از هدفهاى ادامه‌ى جنگ ذكر كردیم و همین هم هست. البته این را هم باید بگویم كه هنوز در مرزهاى ما، همه‌ى مناطق از دشمن پاكسازى نشده است. ما هنوز مناطقى را داریم كه از جمله نفت‌شهر و بخشى از مراكز دیگر مرزىِ ما كه هنوز در اختیار دشمن هست و ما ادامه‌ى جنگمان ولو براى پس گرفتن اینها هم كه باشد، یك عمل دفاعى است. اما وقتى اینها را هم پس بگیریم، ما دنبال كردن دشمن و رفتن داخل اعماق خاك او براى گوشمال دادن او، این را همه، دفاع از خود و مجازات متجاوز مى‌شناسند. بنابراین دفاعى بودن این جنگ یك چیز واضحى است.

البته ما این را گفتیم بارها و همه هم این را قبول كردند از ما كه ما قصد ماندن در این مناطق تصرف شده‌ى از عراق را نداریم. نه فاو، نه جزیره و نه هیچ نقطه‌ى دیگر، نقاطى نیست كه ما اینها را براى خودمان و جزء خاك خودمان دانسته باشیم. نه اینها مال عراق است، مال مردم عراق است، مال هر رژیم صالحى است كه بعدها بر سر كار بیاید در عراق. فعلاً حركت ما، حركتى است كه در دفاع از امنیت ما و در دفاع از آرامش و صلحى است كه براى زندگى دو همسایه كه ما و عراق باشیم، ضرورى و لازم است.



طبقه بندی: امام خامنه ای،  امام خمینی،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 بهمن 1390 توسط عرفان | نظرات ()
تشكیل كنگره علمی زندگی امام هشتم در جوار تربت پاك آن بزرگ‌وار و هم‌زمان با سال‌روز ولادت آن حضرت، گام تازه‌ای در جهت روشن‌گری چهره تابناك ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) و آشنائی با زندگی‌نامه پرحماسه و پررنج آن پیشوایان عظیم‌الشأن است. باید اعتراف كنیم كه زندگی ائمه (علیهم‌السّلام) به درستی شناخته نشده و ارج و منزلت جهاد مرارت‌بار آنان حتی بر شیعیانشان پوشیده مانده است.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8297/H/smpf-1.jpg
مهم‌ترین چیزی كه در زندگی ائمه به‌طور شایسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر "مبارزه حاد سیاسی" است. از آغاز نیمه دوم قرن اول هجری كه خلافت اسلامی به‌طور آشكار با پیرایه‌های سلطنت آمیخته شد و امامت اسلامی به حكومت جابرانه پادشاهی بدل گشت، ائمه اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) مبارزه سیاسی خود را به شیوه‌ای متناسب با اوضاع و شرائط، شدت بخشیدند. این مبارزه بزرگ‌ترین هدفش تشكیل نظام اسلامی و تأسیس حكومتی بر پایه امامت بود.
تاریخ نتوانسته است ترسیم روشنی از دوران ده‌ساله زندگی امام هشتم در زمان هارون و بعد از او در دوران پنج‌ساله جنگ‌های داخلی میان خراسان و بغداد به ما ارائه كند، اما به تدبر می‌توان فهمید كه امام هشتم در این دوران همان مبارزه درازمدت اهل‌بیت را كه در همه اعصار بعد از عاشورا استمرار داشته با همان جهت‌گیری و همان اهداف ادامه می‌داده است.
اكنون جای آن است كه به اختصار، حادثه ولیعهدی را مورد مطالعه قرار دهیم. در این حادثه امام هشتم علی‌بن‌موسی‌الرضا در برابر یك تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یك نبرد پنهانی سیاسی كه پیروزی یا ناكامی آن می‌توانست سرنوشت تشیع را رقم بزند، واقع شد. مأمون از دعوت امام هشتم به خراسان چند مقصود عمده را تعقیب می‌كرد:
اولین و مهم‌ترین آن‌ها، تبدیل صحنه‌ی مبارزات حاد انقلابی شیعیان به عرصه فعالیت سیاسی آرام و بی‌خطر بود. همان‌طور كه گفتم شیعیان در پوشش تقیه، مبارزاتی خستگی‌ناپذیر و تمام نشدنی داشتند،این مبارزات كه با دو ویژگی همراه بود، تأثیر توصیف‌ناپذیری در برهم زدن بساط خلافت داشت، آن دو ویژگی، یكی مظلومیت بود و دیگری قداست... با این كار مأمون آن دو ویژگی مؤثر و نافذ را نیز از گروه علویان می‌گرفت زیرا جمعی كه رهبرشان فرد ممتاز دستگاه خلافت و ولیعهد پادشاه مطلق‌العنان وقت و متصرف در امور كشور است نه مظلوم است و نه آن‌چنان مقدس.
دوم: تخطئه مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه بودن خلافت‌های اموی و عباسی و مشروعیت دادن به این خلافت‌ها بود.
سوم: این‌كه مأمون با این كار، امام را كه همواره یك كانون معارضه و مبارزه بود، در كنترل دستگاه‌های خود قرار می‌داد و به‌جز خود آن حضرت، همه سران و گردن‌كشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره خود در می‌آورد.
چهارم: این‌كه امام را كه یك عنصر مردمی و قبله امیدها و مرجع سؤال‌ها و شكوه‌ها بود در محاصره مأموران حكومت قرار می‌داد و رفته‌رفته رنگ مردمی بودن را از او می‌زدود و میان او مردم و سپس میان او و عواطف و محبت‌های مردم فاصله می‌افكند.
هدف پنجم این بود كه با این كار برای خود وجهه و حیثیتی معنوی كسب می‌كرد. طبیعی بود كه در دنیای آن روز همه او را بر این‌كه فرزندی از پیغمبر و شخصیت مقدس و معنوی را به ولیعهدی خود برگزیده و برادران و فرزندان خود را از این امتیاز محروم ساخته است ستایش كنند و همیشه چنین است كه نزدیكی دین‌داران به دنیاطلبان از آبروی دین‌داران می‌كاهد و بر آبروی دنیاطلبان می‌افزاید.
ششم آن‌كه در پندار مأمون، امام با این كار، به یك توجیه‌گر دستگاه خلافت بدل می‌گشت. بدیهی است شخصی در حد علمی و تقوائی امام با آن حیثیت و حرمت بی‌نظیری كه وی به‌عنوان فرزند پیامبر در چشم همگان داشت، اگر نقش توجیه حوادث را در دستگاه حكومت برعهده می‌گرفت هیچ نغمه‌ی مخالفی نمی‌توانست خدشه‌ای بر حیثیت آن دستگاه وارد سازد. این همان حصار منیعی بود كه می‌توانست همه‌ی خطاها و زشتی‌های دستگاه خلافت را از چشم‌ها پوشیده بدارد.
اكنون به تشریح سیاست‌ها و تدابیر امام علی‌بن‌موسی‌الرضا در این حادثه می‌پردازیم:
1- هنگامی‌كه امام را از مدینه به خراسان دعوت كردند آن حضرت فضای مدینه را از كراهت و نارضائی خود پركرد، به‌طوری‌كه همه‌كس در پیرامون امام یقین كردند كه مأمون با نیت سوء حضرت را از وطن خود دور می‌كند. امام بدبینی خود به مأمون را با هر زبان ممكن به همه‌ی گوش‌ها رساند. در وداع با حرم پیغمبر، در وداع با خانواده‌اش هنگام خروج از مدینه، در طواف كعبه كه برای وداع انجام می‌داد، با گفتار و رفتار، با زبان دعا و زبان اشك، بر همه ثابت كرد كه این سفر، سفر مرگ اوست. همه كسانی كه باید طبق انتظار مأمون نسبت به او خوش‌بین و نسبت به امام به خاطر پذیرش پیشنهاد او بدبین می‌شدند در اولین لحظات این سفر دل‌شان از كینه مأمون كه امام عزیزشان را این‌طور ظالمانه از آنان جدا می‌كرد و به قتلگاه می‌برد لبریز شد.
2- هنگامی‌كه در مرو پیشنهاد ولایت‌عهدی آن حضرت مطرح شد، حضرت به شدت استنكاف كردند و تا وقتی مأمون صریحاً آن حضرت را تهدید به قتل نكرد آن را نپذیرفتند. این مطلب همه‌جا پیچید كه علی‌بن‌موسی‌الرضا ولیعهدی و پیش از آن خلافت را كه مأمون به او با اصرار پیشنهاد كرده بود نپذیرفته است. دست‌اندركاران امور كه به ظرافت تدبیر مأمون واقف نبودند ناشیانه عدم قبول امام را همه‌جا منتشر كردند، حتی فضل‌بن‌سهل در جمعی از كارگزاران و مأموران حكومت گفت من هرگز خلافت را چنین خوار ندیده‌ام، امیرالمؤمنین آن را به علی‌بن‌موسی‌الرضا تقدیم می‌كند و علی‌بن‌موسی دست رد به سینه‌ی او می‌زند.
3- با این همه علی‌بن‌موسی‌الرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت كه در هیچ‌یك از شئون حكومت دخالت نكند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد و مأمون كه فكر می‌كرد فعلاً در شروع كار این شرط قابل تحمل است و بعدها به تدریج می‌توان امام را به صحنه فعالیت‌های خلافتی كشانید، این شرط را از آن حضرت قبول كرد. روشن است كه با تحقق این شرط، نقشه‌ی مأمون نقش برآب می‌شد و بیشترین هدف‌های او نابرآورده می‌گشت.
4- اما بهره‌برداری اصلی امام از این ماجرا بسی از اینها مهم‌تر است: امام با قبول ولیعهدی، دست به حركتی می‌زند كه در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی‌نظیر بوده است و آن برملا كردن داعیه‌ی امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمان‌هاست. تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن سخنانی را كه در طول یكصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیه و به خصیصین و یاران نزدیك گفته نشده بود به صدای بلند فریاد كرد و با استفاده از امكانات معمولی آن زمان كه جز در اختیار خلفا و نزدیكان درجه یك آن‌ها قرار نمی‌گرفت آن را به گوش همه رساند.
5- درحالی‌كه مأمون امام را جدا از مردم می‌پسندید و این جدائی را در نهایت وسیله‌ای برای قطع رابطه‌ی معنوی و عاطفی میان امام و مردم می‌خواست، امام در هر فرصتی خود را در معرض ارتباط با مردم قرار می‌داد، با این‌كه مأمون آگاهانه مسیر حركت امام از مدینه تا مرو را به طرزی انتخاب كرده بود كه شهرهای معروف به محبت اهل بیت مانند كوفه و قم در سر راه قرار نگیرند. امام در همان مسیر تعیین شده، از هر فرصتی برای ایجاد رابطه‌ی جدیدی میان خود و مردم استفاده كرد. در اهواز آیات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض محبت دل‌هائی كه با او نامهربان بودند قرار داد، در نیشابور حدیث سلسلةالذهب را برای همیشه به یادگار گذاشت و علاوه بر آن نشانه‌های معجزه‌آسای دیگری نیز آشكار ساخت و در جابه‌جای این سفر طولانی فرصت ارشاد مردم را مغتنم شمرد، در مرو كه سر منزل اصلی و اقامت‌گاه خلافت بود هم هرگاه فرصتی دست داد حصارهای دستگاه حكومت را برای حضور در انبوه جمعیت مردم شكافت.
6- نه تنها سرجنبانان تشیع از سوی امام به سكوت و سازش تشویق نشدند بلكه قرائن حاكی از آن است كه وضع جدید امام موجب دل‌گرمی آنان شد و شورش‌گرانی كه بیشترین دوران‌های عمر خود را در كوه‌های صعب‌العبور و آبادی‌های دوردست و با سختی و دشواری می‌گذراندند با حمایت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا حتی مورد احترام و تجلیل كارگزاران حكومت در شهرهای مختلف نیز قرار گرفتند.
مأمون نه تنها با حضور او نتوانسته معارضان شیعی خود را به خود خوشبین و دست و زبان تند آنان را از خود و خلافت خود منصرف سازد بلكه حتی علی‌بن‌موسی مایه‌ی امان و اطمینان و تقویت روحیه آنان نیز شده است، در مدینه و مكه و دیگر اقطار مهم اسلامی نه فقط نام علی‌بن‌موسی به تهمت حرص بدنیا و عشق به مقام و منصب از رونق نیفتاده بلكه حشمت ظاهری بر عزت معنوی او افزوده شده و زبان ستایش‌گران پس از ده‌ها سال به فضل و رتبه معنوی پدران مظلوم و معصوم او گشوده شده است. كوتاه سخن آن‌كه مأمون در این قمار بزرگ نه تنها چیزی بدست نیاورده كه بسیاری چیزها را از دست داده و در انتظار است كه بقیه را نیز از دست بدهد. این‌جا بود كه مأمون احساس شكست و خسران كرد و در صدد بر آمد كه خطای فاحش خود را جبران كند و خود را محتاج آن دید كه پس از این همه سرمایه‌گذاری سرانجام برای مقابله با دشمنان آشتی‌ناپذیر دستگاه‌های خلافت یعنی ائمه اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) به همان شیوه‌ای متوسل شد كه همیشه گذشتگان ظالم و فاجر او متوسل شده بودند، یعنی قتل.
بدیهی است قتل امام هشتم پس از چنان موقعیت ممتاز به آسانی میسور نبود. قرائن نشان می‌دهد كه مأمون پیش از اقدام قطعی خود برای به شهادت رساندن امام به كارهای دیگری دست زده است كه شاید بتواند این آخرین علاج را آسان‌تر به كار برد، شایعه‌پراكنی و نقل سخنان دروغ از قول امام از جمله این تدابیر است، به گمان زیاد این‌كه ناگهان در مرو شایع شد كه علی‌بن‌موسی همه مردم را بردگان خود می‌داند جز با دست‌اندركاری عمال مأمون ممكن نبود.
هنگامی‌كه ابی‌الصلت این خبر را برای امام آورد حضرت فرمود: "بار الها، ای پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین تو شاهدی كه نه من و نه هیچ یك از پدرانم هرگز چنین سخنی نگفته‌ایم و این یكی از همان ستم‌هائی است كه از سوی اینان به ما می‌شود."
تشكیل مجالس مناظره با هر آن كسی كه كمتر امیدی به غلبه او بر امام می‌رفت نیز از جمله همین تدابیر است. هنگامی‌كه امام، مناظره كنندگان ادیان و مذاهب مختلف را در بحث عمومی خود منكوب كرد و آوازه دانش و حجت قاطعش در همه جا پیچید، مأمون در صدد برآمد كه هر متكلم و اهل مجادله‌ای را به مجلس مناظره با امام بكشاند، شاید یك نفر در این بین بتواند امام را مجاب كند. البته چنان كه می‌دانیم هر چه تشكیل مناظرات ادامه می‌یافت قدرت علمی امام آشكارتر می‌شد و مأمون از تأثیر این وسیله نومیدتر.
در آخر چاره‌ای جز آن نیافت كه به دست خود و بدون هیچ‌گونه واسطه‌ای امام را مسموم كند و همین كار را كرد و در ماه صفر دویست و سه هجری یعنی قریب دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدینه به خراسان و یك سال و اندی پس از صدور فرمان ولیعهدی به نام آن حضرت دست خود را به جنایت بزرگ و فراموش نشدنی قتل امام آلود.

متن كامل پیام


طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: شش تدبیر امام رضا علیه‌السلام در نبرد با مامون، امام رضا، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، شهادت امام رضا، شهادت سلطان ایرانیان، تحلیل رهبر معظم انقلاب از سیاست‌ورزی علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط عرفان | نظرات ()
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدی‌روشن در حادثه تروریستی در تهران، این ترور بزدلانه را نشانه‌ی به بن‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی دانستند.
متن پیام به این شرح است:

                              ----------------------------------------------------------------------------------------
                                                                    بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریك غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.
این ترور بزدلانه كه عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند كرد به جنایت كثیف و پلید خود اعتراف كنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبكه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شكست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش كه با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یك جنبش تاریخی و برخاسته از یك عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به كوری چشم سران اردوگاه استكبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم كرد و پیشرفت رشك‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم كشید، و البته از مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم كرد.

اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی كشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریك و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سكینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میكنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای
22/دیماه/1390




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها،  جنگ نرم، 
برچسب ها: پیام تسلیت در پی شهادت نخبه‌ی جوان شهید احمدی روشن، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، پیام تسلیت رهبر، شهید مصطفی احمدی روشن، منافقین کوردل،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 آذر 1390 توسط عرفان | نظرات ()
 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18283/03.jpg

 
 
 
 
 
برای استفاده این صوت در سایت یا وبلاگ خود می توانید از این کد استفاده کنید


برای دانلود از save target as استفاده کنید.



 


طبقه بندی: امام خامنه ای،  بسیج،  مناسبت ها،  جنگ نرم،  مردان خدا، 
برچسب ها: شهید غدیر، حسن تهرانی مقدم، پدر موشک ایران، شهید حسن تهرانی مقدم، نماهنگ شهید تهرانی مقدم، ولکن ا... رمی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 آذر 1390 توسط عمار | نظرات ()
بسم رب الحسین

تشنه رفتن برا تو | مرثیه خوندن برامن
برنگشتن برا تو | تو خیمه موندن برا من
پر پرواز برا تو | پرهای بسته برا من
خسته رفتن برا تو | این همه خسته برا من
غم امت برا تو | حفظ امامت برا من
دست بیعت برا تو | خط ولایت برا من
قمرامون برا تو | این همه اختر برا من
پسرهامون برا تو | این همه دختر برا من
غم زینب برا تو | تموم غم ها برا من
علی اكبر برا تو | ناله لیلا برا من
اینجا موندن برا تو | تا كوفه رفتن برا من

انصافا مرثیه خوانی شب شام غریبان را از دست دهید ، ضرر کرده اید ....
لینک دانلود و متن مرثیه را در ادامه گذاشته ایم...
التماس دعا...






برای خواندن متن شعر و دریافت فایل صوتی کلیک کنید...
طبقه بندی: نقش ائمه در احیاء دین،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها،  دل نوشت،  شعر،  عکس،  نواهنگ، 
برچسب ها: محمود کریمی، شب چهارم حسینیه امام خمینی، امام خامنه ای، شام غریبان،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390 توسط عرفان | نظرات ()

-بیم و امید در خطبه ی غدیر!

-درس پیامبری!

-پیامبر منافقان را می شناخت!

اکنون به بررسی دلایل خود پیامبر (ص) در ابلاغ امامت علی بن ابیطالب (ع) به عنوان امیرالمؤمنین می پردازیم. دلایلی که همواره روشنگر راه مسلمانان و شیعیان خواهد بود.

 

خود پیامبر (ص) دلیل می آورند!

پس از آنکه پیامبر (ص) در غدیر همگان را فراخواندند و غرض خویش را از این اجتماع آمدن جبرئیل آن هم برای سه مرتبه و دستور الهی مبنی بر ابلاغ وحی بیان نمودند فرمودند:

نخستین دلیل بر امامت حضرت علی (ع) آن است که مقام و منزلت ایشان نسبت به پیامبر (ص) همانند هارون به موسی (ع) است و چه کسی است که نداند هارون نسبت به موسی چگونه بود! او برادر و وصی و جانشین و امام پس از موسی بود که هدایت امّت را پس از او و در غیاب او بدست داشت. چگونه است که مردم جایگاه علی (ع) را پس از پیامبر (ص) به درستی فهم نمی کنند؟! ...

فاعلم کلّ ابیض و اسود أنّ علیّ بن ابیطالب أخی و وصیّی و خلیفتی و الامام من بعدی الذّی محلّه منّی محلّ هارون من موسی إلا انّه لابنی بعدی و هو ولیّکم بعدالله و رسوله و قد انزل الله تبارک و تعالی علّی بذلک آیه من کتابه: أنّما ولیّکم الله و رسوله و الذّین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزّکوه و هم راکعون.

اعلام می کنم که همه بدانند و سفید و سیاه آگاه شوند که علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من و امام بعد از من است و مقام او نسبت به من مانند مقام هارون نسبت به موسی است جز آن که پیامبری بعد از من نخواهد آمد و او بعد از خدا و رسول ولی و پیشوای شماست و فرمان را خداوند و تعالی صادر فرموده است. این آیه از کتاب خداست: "این است و جز این نیست، ولی شما خدا و رسول او هستند و آنان که ایمان آورده اند و اقامه ی نماز می نمایند و در حال رکوع زکات می دهند."(مانده/55)

 

حدیث منزلت

بر اساس فرمایشات نبی اکرم (ص) نخستین دلیل بر امامت حضرت علی (ع) آن است که مقام و منزلت ایشان نسبت به پیامبر (ص) همانند هارون به موسی (ع) است و چه کسی است که نداند هارون نسبت به موسی چگونه بود! او برادر و وصی و جانشین و امام پس از موسی بود که هدایت امّت را پس از او و در غیاب او بدست داشت. چگونه است که مردم جایگاه علی (ع) را پس از پیامبر (ص) به درستی فهم نمی کنند؟! ...

 

غدیر

 

آیه ی ولایت!

دومین دلیل پیامبر (ص) آیه ی ولایت از قرآن کریم است که ولی شما خدا و سپس رسول و سپس مؤمنانی است که اقامه ی نماز می کنند و در حال رکوع زکات می دهند. گرچه همگان می دانستند که مصداق این آیه علی بن ابیطالب (ع) است اما پیامبر (ص) باز هم در خطبه ی غدیر حجّت را تمام فرمودند: و علی بن ابیطالب أقام الصلوه و اتی الزّکاه و هو راکع یرید الله عزّ و جلّ فی کل حال؛و علی بن ابیطالب (ع) اقامه ی نماز نمود و در حال رکوع زکات داد و او در هر حال رضای پروردگار را می جوید.

 

افاضه ی حلال و حرام الهی به علی (ع)!

پیامبر (ص) در این خطبه پس از ابلاغ وحی الهی مبنی بر امامت علی (ع) توضیح می فرمایند که حلال و حرام الهی را به علم افاضی به علی (ع) داده اند! پس جز او پس از پیامبر (ص) از حلال و حرام الهی آگاهی ندارد.

لاحلال إلا ما احلّه الله و لاحرام الا ما حرّمه الله، عرّفنی الحلال و الحرام و أنا أفضت بما علّمنی ربّی من کتابه و حلاله و حرامه إلیه؛ حلالی نیست مگر آنچه را که خداوند حلال فرموده و حرامی نیست مگر آنچه را که خداوند حرام فرموده و آنچه را که خداوند از حلال و حرام به من تعلیم فرموده من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش تعلیم نموده است، من همه را به علی آموخته ام! پیامبر (ص) ما در اینجا تصریح فرموده اند که حلال و حرام تنها توسط شارع مقدس و خود خداوند متعال وضع می شود و حتی به دست خود پیامبر (ص) نیز نمی باشد چه رسد به دست سایر مردم! البته تاریخ پاسخی ندارد که چرا پس از پیامبر (ص) برخی از مردم حلال و حرامهایی را وضع نمودند؟! آیا آنها حتی از پیامبر (ص) نیز بالاتر بودند؟! ...

سپس همه ی حلال و حرام الهی و در یک کلام دین اسلام و احکام الهی را که پیامبر (ص) از خدا آموخته بود به علی (ع) یاد داد و به روح و قلب او افاضه نمود. تعبیر پیامبر (ص) در اینجا تعلیم نیست بلکه همه ی حلال و حرام الهی به علی (ع) افاضه شد و قلب او منوّر به نور اسلام گردید. چه کسی چه او شایسته است که کشتی هدایت را پس از پیامبر (ص) به دست گیرد؟! ...

 

علم علی (ع) ضامن پیشوایی مردم!

پیامبر (ص) تأکید ویژه ای بر روی علم علی بن ابیطالب (ع) دارند: معاشر الناس، ما من علم إلا و قد أحصاه الله فی و کلّ علم علّمت فقد احصیته فی علی امام المتّقین و ما من علم إلا و قد علّمته علیاً و هوالامام المبین؛ ای مردم؛ هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را به من آموخت و هر دانشی که به من آموخته شد من آن را به علی پیشوای پرهیزگاران آموختم و دیگر دانش نیست مگر آنکه به علی تعلیم کرده ام و او پیشوای بزرگ و آشکار شماست!

برای امامت و پیشوایی بر امت باید به علم الهی آگاهی داشت و به فرموده ی پیامبر صدیق و راستگو همه ی آنچه را خداوند به پیامبر تعلیم فرموده بود، پیامبر (ص) همه را در علی (ع) منحصر نمود و دیگر علمی نیست که علی (ع) از آنها غافل باشد. به راستی دیگر چه کسی بود که علوم الهی را از پیامبر (ص) آموخته بود؟! ... جز علی (ع) کس دیگری هم بود؟!...

اگر پیامبر علم خویش را تنها به علی (ع) تعلیم فرمود و در او منحصر نمود چه شد که پس از پیامبر (ص) پیشوایی و امامت میان سایرین تقسیم شد؟! ... تاریخ باید پاسخگو باشد!

سبقت علی (ع) در اسلام و عبادت در پیشگاه الهی تنها شایسته ی اوست و غیر او کسی در این مورد با او برابری نمی کند. روزگاری که دیگران مشغول پرستش بتها بودند او در پیشگاه خداوند متعال سر به سجده می نهاد و به سوی او عبادت می کرد. پس از پیامبر (ص) اما مدعیان دروغگو زیاد بودند و پیامبر (ص) البته همه را می شناخت از همان ابتدا! ...

سبقت در اسلام!

از دیگر دلایل امامت علی بن ابیطالب (ع) سبقت او در اسلام است که کسی به این شرافت مزیِن نیست ثمّ إنّه اوَّل من ءامن بالله و رسوله و هوالذی فدی رسول الله بنفسه و هوالذی کان مع رسول الله و لا أحد یعبد الله مع رسوله من الرّجال غیره؛ علی اول کسی است که ایمان به خدا و رسول او آورد و او برای حفظ جان رسول خدا جانبازی نمود. او اول کسی است که با رسول خدا پروردگار را عبادت می کرد هنگامی که احدی از مردان غیر از او با من خدا را عبادت نمی کرد.

سبقت علی (ع) در اسلام و عبادت در پیشگاه الهی تنها شایسته ی اوست و غیر او کسی در این مورد با او برابری نمی کند. روزگاری که دیگران مشغول پرستش بتها بودند او در پیشگاه خداوند متعال سر به سجده می نهاد و به سوی او عبادت می کرد. پس از پیامبر (ص) اما مدعیان دروغگو زیاد بودند و پیامبر (ص) البته همه را می شناخت از همان ابتدا! ...

 

لیله المبیت!

در همین خرازی که از خطبه ی غدیر آمد، پیامبر (ص) از دیگر فضائل امیرالمومنین را جانبازی او برای حفظ رسول خدا می شمارند. لیله المبیت، آن شب که همه توطئه قتل رسول خدا را چیده بودند، آن شب که شیطان درس آموز کفّار بود، ... در آن شب چه کسی جز علی (ع) جانبازی نمود؟! ...

کسی که جان رسول را مقدم بر خود داشت، هیچ کس به این فضیلت او نیز دست نمی یابد! سراسر خطبه ی غدیر در بیان اوصاف و ویژگی های کسی است که جز او لیاقت و شایستگی جانشینی پیامبر را کسی ندارد و در آن اجتماع عظیم همگان شنیدند و بسیاری بر خود لرزیدند! و تاریخ پس از پیامبر (ص) همه چیز را گواهی می دهد! ...




طبقه بندی: نقش ائمه در احیاء دین،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: غدیر، عید غدیر، امام علی، مشروعیت شیعه از خطبه ی غدیر،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390 توسط عرفان | نظرات ()

بسم رب الشهدا والصدیقین

نام او جواد است.از بسیجی های پولدار بالای شهر بود که داوطلبی به جبهه ها اعزام شد.از مسجد لرزاده به مناطق جنگی جنوب اعزام شد اما به علت کمبود نیرو در مناطق غرب به غرب اعزام شد.چون از بچه های تهران بود و خیلی نترس و شجاع، در گروه اطلاعات عملیات مسلم بن عقیل قرار گرفت. قرار شده بود بعد از شناسایی های چند ماهه در منطقه عملیاتی سومار به جنگ با ارتش عراق بپردازند اما به محض شروع عملیات متوجه میشوند که عملیات لو رفته ولی با شجاعت تمام به همراه بقیه هم رزمانش میجنگند تا این که پیرمردی به جلو میرود تا یکی از بعثی ها را به درک واصل کند که ناگهان تیری میخورد،این صحنه را که میبیند به یاری پیرمرد میشتابد اما در همین حین دو تیر به او میزنند و به شهادت میرساندش.

حال امروز سالگرد همین شهید بزرگوار میباشد،شهید جواد جعفری فر

برای شادی روح این شهید فاتحه ای قرائت بفرمائید.

التماس دعا




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها، 
برچسب ها: شهید جواد جعفری فر، شهدا، شادبود شهدا،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 شهریور 1390 توسط عرفان | نظرات ()

شب است و سكوت است و ماه است و من             فغان و غم اشك و آه است و من


شب و خلوت و بغض نشكفته‌ام                 شب و مثنوی‌های ناگفته‌ام


شب و ناله‌های نهان در گلو                 شب و ماندن استخوان در گلو


من امشب خبر می‌كنم درد را            كه آتش زند این دل سرد را


بگو بشكفد بغض پنهان من                كه گل سرزند از گریبان من 


مرا كشت خاموشی ناله‌ها            دریغ از فراموشی لاله‌ها


كجا رفت تأثیر سوز و دعا؟                كجایند مردان بی‌ادّعا؟


كجایند شور‌آفرینان عشق؟                علمدار مردان میدان عشق


كجایند مستان جام الست؟                    دلیران عاشق، شهیدان مست


همانان كه از وادی دیگرند                    همانان كه گمنام و نام‌آورند


هلا، پیر هشیار درد آشنا!                    بریز از می صبر، در جام ما

 
من از شرمساران روی توام                    ز دُردی كشان سبوی توام

 
غرورم نمی‌خواست این سان مرا                پریشان و سر در گریبان مرا


غرورم نمی‌دید این روز را                        چنان ناله‌های جگر‌سوز را


غرورم برای خدا بود و عشق                         پل محكمی بین ما بود و عشق


نه، این دل سزاوار ماندن نبود                    سزاوار ماندن، دل من نبود


من از انتهای جنون آمدم                    من از زیر باران خون آمدم


از آن‌جا كه پرواز یعنی خدا                  سرانجام و آغاز یعنی خدا


هلا، دین‌فروشان دنیا‌پرست!                        سكوت شما پشت ما را شكست


چرا ره نبستید بر دشنه‌ها؟                 ندادید آبی به لب تشنه‌ها


نرفتید گامی به فرمان عشق                 نبردید راهی به میدان عشق


اگر داغ دین بر جبین می‌زنید                        چرا دشنه بر پشت دین می‌زنید؟


خموشید و آتش به جان می‌زنید            زبونید و زخم زبان می‌زنید


كنون صبر باید بر این داغ‌ها                    كه پر گل شود كوچه‌ها، باغ‌ها


شب است و سكوت است و ماه است و من...





طبقه بندی: مردان خدا،  مناسبت ها،  شعر، 
برچسب ها: مثنوی شرمساری، شعر دفاع مقدس، شعر شهدا، هفته دفاع مقدس، شهیدان خدایی، فرشتگان الهی، سربازان روح ا...،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 شهریور 1390 توسط عرفان | نظرات ()
دور از واقع نیست اگر بگوییم بیش از نیمی از تاریخ این سرزمین به جنگ‌های گرم و كشمكش‌های سرد گذشته است. هنوز غبار سم اسبان مغول، ننشسته بود كه تیموریان تاختند، و پس از آن غُزها و سپس صلیبیون و از آن پس عثمانی‌های آناتولی و چندی بعد، سپاه دریایی پرتغال و بلژیك از جنوب، و آنگاه روس و انگلیس و ... . چنین است كه در جویبار سرنوشت این ملت مظلوم، هماره خون جاری بوده است، و بدین روی بر بام حیاتشان همیشه پرچم مقاومت در رقص و اهتزاز


چرا ایستادیم ؟

ایرانیان، در طول تاریخ پر نشیب و فراز خود، جنگ‌های بسیاری را تجربه‌ كرده‌اند. دور از واقع نیست اگر بگوییم بیش از نیمی از تاریخ این سرزمین به جنگ‌های گرم و كشمكش‌های سرد گذشته است. هنوز غبار سم اسبان مغول، ننشسته بود كه تیموریان تاختند، و پس از آن غُزها و سپس صلیبیون و از آن پس عثمانی‌های آناتولی و چندی بعد، سپاه دریایی پرتغال و بلژیك از جنوب، و آنگاه روس و انگلیس و ... . چنین است كه در جویبار سرنوشت این ملت مظلوم، هماره خون جاری بوده است، و بدین روی بر بام حیاتشان همیشه پرچم مقاومت در رقص و اهتزاز.

چرا و چیست آنچه موجب خشم و تجاوز دیگران است، و چگونه است كه بوم جنگ هرگز از بام ما برنمی‌خیزد؟ آیا سرزمین ما را مواهبی است كه همگان را به طمع می‌اندازد؟ آیا ایرانی مسلمان و مسلمان ایرانی، سخنی دارد كه باید خاموش گردد و پنبه سكوت در دهانش كرد؟ آیا كاستی‌های ما، چنین سرنوشت ناراستی بر ما رقم زده‌ است؟ ما چگونه مردمی بودیم كه باید در روستای گلستان و تركمن‌چای، پای عهدنامه‌هایی را امضا می‌كردیم كه هنوز داغ آن سینه‌ها را می‌سوزاند و دل‌ها را می‌شوراند؟

دریغا كه مغول را راندیم، اما تیمور را سفره تسلیم گستراندیم؛ صلیب‌ها را شكستیم، اما از جنگ با همسایه عثمانی طرفی نبستیم؛ پرچم مشروطه افراشتیم، اما پانزده سال بعد، با همان پرچم، چكمه‌های رضاخان را برق انداختیم. چرا؟

پاسخ را باید از آنان پرسید كه تاریخ می‌دانند و مردم‌شناسی خوانده‌اند و جهان را آن‌گونه كه بوده است، می‌شناسند. آنچه در این نوشته كوتاه بر ماست، اشارت به دفاعی است مقدس و شكوهمند كه چراغ آثارش هنوز می‌درخشد و تا روزی كه ایرانی می‌زید، از این نور، پرتو غیرت و معرفت می‌گیرد.

در آخرین روزهای گرم تابستان 1359، جغد شومی در آسمان آبی ایران پدیدار شد و از آن پس مارهای بسیاری به سوی مرزهای جنوب و غرب ایران خزیدند. هنوز ریشه‌های انقلاب دینی، اندیشه‌های مردم را نپیموده بود كه دست‌های آهنین جور، جنبیدن گرفت و نهال تازه سرازخاک برآورده را آماج تبرهای خشم و كینه دیرینه خود كرد. چه می‌باید می‌كردند مردمی كه هنوز طعم انقلاب خویش را هم نچشیده بودند كه ناگاه بر سر و روی‌شان تیر و بمب و گلوله، باریدن گرفت؟ جنگیدند و دفاع را این‌بار بر خود همچون نماز و روزه فریضه انگاشتند. چنین بود كه نخستین برگ‌ها از دفتر دفاع مقدس ورق خورد و آن شد كه دیدیم یا شنیدیم، و پس از ما سینه‌به‌سینه، نَقل و نُقل مجالس خواهد شد. از جنگ و دفاع گریزی نداشتیم و این «ناگزیر» را به فال نیك گرفتیم؛ زیرا باید كه یکبار و برای همیشه، جهانیان را خبر می‌كردیم كه از معجون ایران و اسلام، جز غیرت و آزادگی برنمی‌خیزد.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  مناسبت ها،  بسیج،  دل نوشت، 
برچسب ها: شهدا، دفاع مقدس، چرا شهدا ایستادند؟، مردان مرد، سبک بالان عاشق، شهیدان، از خاک تا افلاک، چرا ایستادیم ؟،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 شهریور 1390 توسط عرفان | نظرات ()
بسم رب الشهدا و الصدیقین

هر که میخواهد ما را بشناسد،داستان کربلا را بخواند. 










طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها،  بسیج،  عکس،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: شهدا، دفاع مقدس، طراحی مذهبی، شهیدان خدایی، سبک بالان، والپیپر شهدا، گرافیک شهدا، هفته دفاع مقدس، والپیپر دفاع مقدس،

آیت‌الله خامنه‌ای با اذهان و قلوب ما سخن گفتند

|گفت‌وگو با روزنامه‌نگار فلسطینی|

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif علی بغدادی، از مهمانان حاضر در نخستین اجلاس بیداری اسلامی،  متولد شهر بیت‌المقدس است كه ۵۱ سال پیش به آمریكا رفته و تاكنون در این كشور سكونت داشته است. شغل وی پیش از ورود به آمریكا مدیریت مربوط به نرم‌افزار و طراحی‌های كامپیوتری است اما با ورود به آمریكا به یك فعال سیاسی، نویسنده و ژورنالیست فعال تبدیل می‌شود چرا كه به گفته خودش وظیفه‌‌اش به عنوان یك مسلمان این است كه حقیقت را به آمریكایی‌ها نشان دهد و بگوید واقعاً در دنیا چه می‌گذرد. وی در این گفت‌و گو به تشریح بیانات رهبر معظم انقلاب در نخستین اجلاس بیداری اسلامی پرداخته است:

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif كدام قسمت از سخنرانی رهبر انقلاب بیش‌تر مورد توجه خواهد گرفت؟ چه از سوی انقلابیون، چه از سوی افكار عمومی و چه از سوی غرب؛ واكنش آن‌ها چه خواهد بود؟

قبل از هر چیز باید تصریح كنم كه بسیار بسیار تحت تاثیر سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای قرار گرفتم، دلیل‌اش این است كه این مرد بسیار علمی حرف می‌زند و وقت تلف نمی‌كند. وی دارای نظریه است و ایده‌های وی تنها محدود به مسلمانان نیست. وی درباره انسانیت سخن می‌گوید و  دغدغه مردم، مظلومان و برقراری عدالت و آزادی و برابری را در سرتاسر جهان را دارد. من شخصا علاقه‌ای ندارم تنها در مورد مسلمانان حرف بزنم و تنها بر روی مسلمانان متمركز شویم؛ اكنون بشریت در رنج است، سخنان ایشان هم در این راستا بود. امام خامنه‌ای با قلب و ذهن ما سخن می‌گفت.  وی با لفاظی‌های سیاسی و حرف‌های بیهوده وقت را تلف نمی‌كند.


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها،  عکس، 
برچسب ها: اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، بازتاب های اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، خبرنگار فلسطینی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 شهریور 1390 توسط عمار | نظرات ()
می گفتند:
شلمچه را نمی شود بنویسی، شلمچه را باید ببینی. 
یکی هم می گفت: شلمچه را حیف است تنها با چشم سر ببینی، کم بهره می مانند آنان که به چشم سر اکتفا می کنند.
ضرر می کنند آنان که با چشم دل شلمچه را نمی بینند.

حالا تو بگو: با چشم دلی که سالها بسته مانده، خدایا چه کنم؟




ادامه متن
طبقه بندی: مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها،  دل نوشت،  عکس،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: شلمچه، جنگ، دلنوشت، شهدا،
(تعداد کل صفحات:11)      1   2   3   4   5   6   7   ...