تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب امام خمینی| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 خرداد 1391 توسط عمار | نظرات ()

بیانات در مصاحبه با خبرنگار صداوسیما درباره دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر


http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/13900303125158d3e.jpg
به مناسبت سالگرد فتح خرمشهر پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر انقلاب (Khamenei.ir) به بازخوانی سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (به عنوان رییس جمهوری و رییس شورای عالی دفاع در آن زمان) می‌پردازد. این بیانات كه دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را مطرح میكند، در گفتگو با خبرنگار صداوسیما و در تاریخ 1365/6/29 ایراد شده كه در سوم خرداد 90 منتشر شده است.
 
سوال: آقاى خامنه‌اى سؤالى كه مى‌شود مطرح كرد مسأله‌ى دفاعى بودن جنگ است. ما از ابتداى جنگ و شروع تجاوز عراق اعلام كردیم كه در حال دفاع هستیم و بعد از این‌كه وارد خاك عراق هم شدیم این مسأله را عنوان مى‌كنیم كه باز جنگ ما یك جنگ دفاعى است. شما این مسأله را چگونه تعبیر مى‌كنید؟

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
جنگ ما از آغاز به صورت دفاع شروع شد و تا این ساعت هم ما در حال دفاع هستیم. علت هم این است كه حتى ورود ما به خاك عراق، در ادامه‌ى دفاع مقدس ماست. البته دشمن طبعاً مایل است كه هنگامى كه مى‌تواند و احساس قدرت مى‌كند، وارد مرزهاى ما بشود، تا هر وقتى كه مى‌تواند در آن‌جا بماند، ویرانگرى بكند، تخریب بكند، افراد نظامى و غیرنظامى را به قتل برساند، زندگى را ناامن بكند، هر وقت هم كه تاب نیاورد و نتوانست بماند، برگردد و داخل مرزهاى خودش بشود و ما هم با فداكارى و با توانائى مردم، وقتى كه توانستیم او را از مرزها بیرون برانیم، لب مرز بایستیم كه نبادا وارد خاك دشمن بشویم و به حریم دشمن نبادا كه قدم بگذاریم، این میل دشمن است.

اما عقل و منطق انسانى، همچنین احكام اسلامى به ما اجازه‌ى این را نمى‌دهند. ما دشمن را باید ببینیم كه چگونه دشمنى است. یك وقت دشمنى است كه آمده براى گرفتن یك تپه، تصرف یك رودخانه، یك موذى‌گرى مرزى، بعد هم سركوب مى‌شود برمى‌گردد سرجایش و قضیه تمام مى‌شود. این‌جا البته بعد از آنى كه دشمن را ما راندیم مسأله تمام شده است. لكن یك وقت دشمن بناى بر قلدرى و زورگوئى دارد. مسأله‌ى او با بیرون رفتن از مرزها، آن هم با قدرت‌نمائى نیروهاى اسلامى و فداكاریهاى فراوان حل شده و تمام شده نیست. دشمن خیلى این را مغتنم مى‌شمارد كه وقتى قصد تجاوز دارد و وارد خاك مى‌شود، تا جایى كه مى‌تواند بماند، بعد هم كه رفت بیرون، ما لب مرزها بایستیم او تجدید قواى خودش بكند و هنگامى كه باز لازم دانست و مصلحت دانست برگردد، تجاوز خودش را آغاز كند.

من یك وقتى یك مثالى زدم، گفتم كه دزدى، متجاوزى، وارد خانه‌ى شما مى‌شود، وارد مزرعه‌ى شما مى‌شود و ویران مى‌كند، نابود مى‌كند، مى‌دزدد، مى‌كشد. اگر تحمل كردید كه مى‌ماند، اگر تحمل نكردید و با فشار و زور و قدرت‌نمائى او را بیرون كردید، هیچكس به شما نمى‌گوید كه شما از خانه‌ات دیگر پا بیرون نگذار، پا توى مزرعه‌ى او یا خانه‌ى او نگذار كه این تجاوز به حریم اوست. نه، عقل به شما حكم مى‌كند كه بروید گریبان این دشمن را بگیرید، گلوى او را بفشارید و اولاً: از او بپرسید چرا این كار را كرده و مجازاتش كنید به این كار و ثانیاً: حقتان را بگیرید، آنچه كه تضییع شده از او باز پس بگیرید. این یك حكم عقلى است. این چیزى نیست كه این را ما ابداع كرده باشیم. همه‌ى انسانها و همه‌ى فطرتهاى سالم همین جور فكر مى‌كنند.

اصولاً وارد شدن به حریم خاك دیگران دو نوع است: یك نوع این است كه از روى تجاوز، به قصد تصرف و براى زورگوئى است؛ این تهاجم است، این تجاوز است. همان‌طور كه عراق وارد خاك ما شد. دلیلى براى این كار نداشت. یك بهانه‌هایى همان اوّل ذكر كردند، اما حتى خودشان هم كاملاً واقف بودند و مى‌دانستند كه اینها بهانه است. دنیا هم این را فهمید. لذا بود كه همه‌ى كسانى كه توى مسأله جنگ وارد شدند، تا امروز هم بما مى‌گویند، از اوائل هم به ما گفتند كه ما مى‌دانیم متجاوز كى است، این تجاوز است. یكجور وارد شدن به خاك دشمن هست كه براى استنقاذ حق است، براى گوشمال دادن به متجاوز است، براى حفظ امنیت است. براى تأمین مرزها از حوادث مشابه بعدى از سوى همین دشمن هست، این را نمى‌شود گفت تجاوز.

بنابراین ما، تا وقتى كه در پشت مرزهاى خودمان مى‌جنگیدیم كه روشن بود داشتیم دفاع مى‌كردیم از خاك خودمان. آن وقتى هم كه وارد خاك عراق شدیم، باز به دنباله‌ى همین مسأله است. ما مجازات متجاوز و گوشمال دادن به متجاوز را یكى از هدفهاى ادامه‌ى جنگ ذكر كردیم و همین هم هست. البته این را هم باید بگویم كه هنوز در مرزهاى ما، همه‌ى مناطق از دشمن پاكسازى نشده است. ما هنوز مناطقى را داریم كه از جمله نفت‌شهر و بخشى از مراكز دیگر مرزىِ ما كه هنوز در اختیار دشمن هست و ما ادامه‌ى جنگمان ولو براى پس گرفتن اینها هم كه باشد، یك عمل دفاعى است. اما وقتى اینها را هم پس بگیریم، ما دنبال كردن دشمن و رفتن داخل اعماق خاك او براى گوشمال دادن او، این را همه، دفاع از خود و مجازات متجاوز مى‌شناسند. بنابراین دفاعى بودن این جنگ یك چیز واضحى است.

البته ما این را گفتیم بارها و همه هم این را قبول كردند از ما كه ما قصد ماندن در این مناطق تصرف شده‌ى از عراق را نداریم. نه فاو، نه جزیره و نه هیچ نقطه‌ى دیگر، نقاطى نیست كه ما اینها را براى خودمان و جزء خاك خودمان دانسته باشیم. نه اینها مال عراق است، مال مردم عراق است، مال هر رژیم صالحى است كه بعدها بر سر كار بیاید در عراق. فعلاً حركت ما، حركتى است كه در دفاع از امنیت ما و در دفاع از آرامش و صلحى است كه براى زندگى دو همسایه كه ما و عراق باشیم، ضرورى و لازم است.



طبقه بندی: امام خامنه ای،  امام خمینی،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 شهریور 1390 توسط عمار | نظرات ()
الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله...

نمی دونم چرا ولی وقتی عکس آقا رو وکتور کردم خیلی زیاد شبیه امام شد

برای دانلود روی پیشنمایش زیر کلیک کنید




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  امام خمینی،  مناسبت ها،  عکس، 
برچسب ها: امام خامنه ای، والپیپر، والپیپر مذهبی، امام خمینی، والپیپر سایز بزرگ، والپیپر عریض، imam khamenei، wide wallpaper، islamic wallpapers،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/16844/smpl.jpgپایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در نظر دارد در ایام ماه مبارك رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصیه‌هایی اخلاقی از رهبر معظم انقلاب را منتشر كند. این رهنمودها تحت عنوان «سی روز، سی گفتار» و در سحرگاه ایام ماه مبارك بر روی خروجی سایت قرار خواهد گرفت. روز اول: «معراج مهمان»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  فرصت عروج
مسأله اساسى در باب ماه رمضان، این است كه بشر -كه در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او محاصره شده و انگیزه‌هاى گوناگون، او را به‌سمت پایین و تنزل و سقوط مى‌كشاند- فرصتى پیدا كند كه در آن بتواند روح را -كه روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد- به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهى، تخلق پیدا كند. ماه رمضان، چنین فرصتى است.

البته غیر از ماه رمضان، فرصت‌هاى دیگرى هم هست. مثلاً همین نمازهاى پنج‌گانه، فرصت‌هایى است كه ما مى‌توانیم با استفاده از آن‌ها عروج كنیم؛ خودمان را اصلاح نماییم و زنگارها و پوسیدگی‌ها و غفلت‌ها و بیماری‌هاى معنوى را از خودمان دور كنیم. نماز، فرصت بسیار خوبى است. شما اگر امتحان نكرده‌اید -كه قاعدتاً امتحان كرده‌اید و إن‌شاءاللَّه عمل دائمى شما، همین‌طور باشد- امتحان كنید. توجه بكنید كه در حال نماز، اگر متوجه خودتان و كارى كه از شما سر مى‌زند باشید، قطعاً بعد از نمازِ شما، با قبل از نمازِ شما متفاوت خواهد بود. شرطش همین است كه توجه كنید در حال نماز، مشغول چه كارى هستید.

بهترش این است كه اذكار نماز را بفهمید؛ كارِ بسیار آسانى است. نباید بگوییم كه ما فارسى‌زبانیم و نمى‌توانیم عبارات عربى را بفهمیم. مجموع عباراتى كه در نماز خوانده مى‌شود -از اول تا به آخر- یاد گرفتن آن براى آدم‌هاى متوسط، یك ساعت هم كار ندارد؛ خیلى آسان است. كتاب‌هایى هم نوشته شده كه این‌ها را ترجمه كرده‌اند. اگر به معانى توجه كنید و بفهمید كه مضمون این كلمات چیست و در آن‌ها تدبر كنید، البته بهتر است. اگر این مقدار هم ممكن نشد، حداقل وقتى در حال سجده‌اید، بدانید كه با خدا حرف مى‌زنید؛ وقتى در حال ركوعید، بدانید كه پروردگار عالم را تعظیم مى‌كنید؛ وقتى در حال قرائت و ذكر هستید، بدانید كه با چه كسى حرف مى‌زنید. نفس همین توجه، مهم است.

اگر این توجه حاصل بشود و یاد خدا در نماز تأمین گردد -كه «و لذكراللَّه اكبر»- این نماز براى شما «معراج‌المؤمن» خواهد بود و شما را عروج خواهد داد. عروج، همین است كه شما در باطن خودتان، صفا و لطافت و نورانیت بیشترى را بعد از نماز احساس مى‌كنید.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوره بازیابی و بازسازی
انواع عبادات، فرصت‌هایى براى ما هستند؛ لیكن ماه رمضان، یك فرصت استثنایى در دوران سال است. در این سى روز یا بیست و نه روز به‌طور مداوم، غیر از نمازهاى موظف پنج‌گانه و نوافلى كه همیشه انسان مى‌تواند آن‌ها را بخواند، دعاهایى هست كه توجه به آن دعاها و خواندنشان، انسان را نورانیت مضاعفى مى‌بخشد. این دعاها را در اختیار ما گذاشته‌اند. كیفیت حرف زدن و مناجات كردن با خدا را به ما یاد داده‌اند. معین كرده‌اند كه چه حرف‌هایى را مى‌شود با خدا زد. بعضى از این جملاتِ ادعیه مأثوره از ائمه علیهم‌السّلام هست كه اگر این‌ها نبود، آدم نمى‌توانست خودش تشخیص بدهد كه مى‌شود با خدا با این زبان حرف زد و این‌طور از خدا خواست و التماس كرد.

علاوه بر این‌ها، همین نفس روزه ماه رمضان است كه یك زمینه روحانیت و نورانیت براى روزه‌دار مى‌باشد و او را براى كسب فیوضات الهى، آماده مى‌كند. این، مجموعه ماه رمضان، با نماز و با وظایف مقرره همیشگى و با روزه و با دعاهایش است كه اگر شما به این‌ها توجه كنید و تلاوت قرآن را هم به آن اضافه نمایید -كه گفته‌اند ماه رمضان، بهار قرآن است- یك دوره‌ى بازسازى و بازیابى و نجات خود از پوسیدگی‌ها و فسادها و امثال این‌ها خواهد بود؛ دوره خیلى مغتنمى است. اصل قضیه این است كه ما بتوانیم در ماه رمضان، این سیرِ الى‌اللَّه را بكنیم و مى‌شود.

گاهى كه پس از پایان ماه رمضان، خدمت امام رضوان‌اللَّه تعالى‌علیه مى‌رسیدم، برایم محسوس بود كه ایشان نورانی‌تر شده‌اند و حرف زدن و نگاه و اشاره و حركت دست و اظهارنظرشان، با قبل از ماه رمضان فرق كرده است. دوره ماه رمضان، براى یك انسان مؤمن و والا، این‌طورى است. آن‌قدر به او و به قلب و باطنش، نورانیت مى‌بخشد كه انسان این را در مشاهده حضورى او حس مى‌كند و از حرف‌زدنش مى‌فهمد كه نورانی‌تر شده است. بندگان خدا همین‌طورند. ما باید از این فرصت، خیلى استفاده كنیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوری از گناه
براى نزدیكى به خدا، اصل قضیه، ترك گناهان است. انجام مستحبات و نوافل و توسلات و دعا و بقیه امور، فرع است. اصل قضیه، این است كه انسان از صدور گناه و خلاف از خود، مانع بشود. این، همان تقوا را مى‌طلبد. تقوا و پرهیزگارى، مهمترین -یا بگوییم اوّلی‌ترین- مظهرى است كه وجود انسان باید داشته باشد. همین است كه مانع از گناه انسان مى‌شود. گناه نمى‌گذارد كه انسان، حتّى خود را به لبه دریاى عظیم مغفرت الهى برساند و از آن استفاده كند. گناه نمى‌گذارد كه ما حال دعا و توجه پیدا كنیم. گناه نمى‌گذارد كه ما به فكر بازنگرى و بازسازى خودمان بیفتیم. كوشش بكنیم از گناه فاصله بگیریم. این، شرط اول قضیه است.

البته گناهان مختلفند؛ گناه‌هاى گوناگونِ فردى و اجتماعى، گناه‌هایى كه به‌وسیله دست یا چشم یا زبان و از طرق گوناگون حاصل مى‌شود. براى افراد مسلمان، شاید گناهان، مخفى نباشد و مى‌دانند كه چه چیزى گناه است. آن كسى كه دعا هم مى‌خواند، مستحبات را هم انجام مى‌دهد، وظایف شرعیش را هم انجام مى‌دهد؛ اما در كنار آن‌ها، از گناه هم اجتناب ندارد، مثل آن كسى است كه در حال سرماخوردگى و تب، هم داروهایى را كه ضد سرماخوردگى است و شفابخش است، مى‌خورد و هم از غذاهایى كه براى سرماخوردگى مضر است، استفاده مى‌كند. معلوم است كه آن داروها، اثر نخواهد كرد. معلوم است كه اگر آدم بیمار، آن غذایى كه براى او مضر است، آن عملى كه براى او زیان‌آور است، به آن‌ها ارتكاب بكند، براى او، دارو اثرى نخواهد كرد.

باید زمینه استفاده از رحمت و مغفرت و افاضات معنوى الهى را آماده كرد و آن، با ترك گناه است. لذا شما در دعاى كمیل مى‌بینید كه امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة والسّلام مى‌فرماید: «اللّهم اغفر لى الذّنوب الّتى تحبس الدّعاء» یعنى خدایا! آن گناهانى كه دعاى مرا حبس خواهد كرد، آن‌ها را بیامرز. گناهان، مانع از اجابت دعا مى‌شود. در همین شب‌ها و سحرها، در دعاى شریف ابوحمزه مى‌خوانید: «فرّق بینى و بین ذنبى المانع لى من لزوم طاعتك». خدایا! میان من و گناهم فاصله بینداز؛ آن گناهى كه مانع از انجام وظایفم مى‌شود و باعث مى‌گردد كه نتوانم خودم را به تو نزدیك كنم. اصل قضیه، مسأله ترك گناه است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  گناه در نظام اسلامی و نظام طاغوتی
مهمترین حُسن یك نظام و حكومت اسلامى در این است كه فضا را، فضاى گناه‌آلود نمى‌كند. در نظام‌هاى طاغوتى، فضا گناه‌آلود است. اگر انسان هم بخواهد گناه نكند، گویى براى او میسور نیست و همه‌چیز، انسان را به طرف گناه سوق مى‌دهد. در نظام اسلامى، این‌طور نیست. در نظام اسلامى، فضا گناه‌آلود نیست. گناهكار هست، در سطوح مختلف و در مشاغل متعدد هم هست، با اختیارات گوناگون هم هست -نه این‌كه نیست- اما گناه، ممكن است فقط جاذبه شخصى داشته باشد؛ یعنى هوى‌ و هوس انسان، او را به طرف گناه بكشاند. این نظام، غیر از نظام طاغوتى و شیطانى است كه گناه، معیار پیشرفت اجتماعى هم است! در نظام اسلامى، گناه نه فقط معیار پیشرفت نیست، بلكه ضد پیشرفت و ضد ارزش و معیار تنزل است.

گناه از هر كسى كه صادر بشود، نباید گفت چون این شخص انجام مى‌دهد، پس اشكالى ندارد، یا لابد اشكالى ندارد. نه، گناه را بایستى شناخت و گناهكار را به‌وسیله‌ى گناه باید شناخت. هر كسى گناه را انجام داد، گناهكار است؛ هر كه مى‌خواهد باشد. این تصور غلط است كه ما بگوییم چون فلانى این كار را مى‌كند، لابد اشكالى ندارد كه مى‌كند؛ اگر اشكال داشت، كه نمى‌كرد. البته حمل بر صحت، ایرادى ندارد؛ بلكه خوب و مستحسن است. در كار همه مؤمنین، انسان باید حمل بر صحت بكند. تا آن‌جایى كه ممكن است، نباید حمل بر فساد كرد؛ اما وقتى یك عملِ خلافِ بیّن و واضح از كسى سر زد، هیچ تفاوت نمى‌كند كه این كس، چه كسى باشد. هر كسى باشد، گناه، گناه است؛ بلكه وقتى افراد ممتاز گناه را انجام بدهند، جرم گناه در آن افراد، بیشتر هم خواهد بود.

بنابراین، اصل قضیه، اجتناب از گناه است كه باید سعى كنیم در این ماه رمضان، إن‌شاءاللَّه با تمرین و حدیث نفس و ریاضت، گناه را از خودمان دور كنیم. اگر گناه از ما دور شد، آن‌وقت راه براى عروج و پرواز در ملكوت آسمان‌ها ممكن خواهد شد و انسان خواهد توانست، آن سیرِ معنوى و الهى و آن طیرانِ معین‌شده براى انسان را انجام بدهد؛ اما با سنگینى بار گناه، چنین چیزى ممكن نیست. این ماه رمضان، فرصت خوبى براى دور شدن از گناه است.
سخنرانى در دیدار با مردم در روز یازدهم ماه مبارك رمضان؛ 18/01/69



طبقه بندی: امام خمینی،  اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مناسبت ها، 
برچسب ها: امام خامنه ای، امام خامنه ای رهبر انقلاب، رهبر انقلاب، ماه رمضان، مهمانی خدا، سی روز، سی گفتار | یك: معراج مهمان،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

 بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الاطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌.

سلام و رحمت خدا بر روح مطهر امام بزرگوار و شهداى انقلاب اسلامى. امروز بار دیگر ملت ایران سالگرد امام بزرگوارمان را با این تجدید یاد و خاطره، در جهت مكتب امام و راه امام پى میگیرند. هر سال روز چهاردهم خرداد فرصتى است براى مطرح شدن بخشى و بُعدى از ابعاد زندگى مطهر امام و خط مبارك و روشن آن بزرگوار. امسال این روز با روز اول ماه مبارك رجب هم همراه است. ماه رجب، ماه رحمت و بركت الهى است. از پیغمبر مكرم اسلام نقل شده است كه فرمود: «اللّهمّ بارك لنا فى رجب و شعبان».(1) این ماه و ماه شعبان، گذرگاه مؤمنان به سوى ماه ضیافت الهى - ماه مبارك رمضان - است.

 امسال سالگرد امام با یك حادثه‌ى مهم دیگر نیز همراه و همزمان است و آن، بیدارى اسلامى است؛ حادثه و حماسه‌اى كه امام بزرگوار ما انتظار آن را میكشیدند، آرزوى آن را داشتند و از آن خبر هم داده بودند. امام بزرگوار حركت بیدارى ملتهاى مسلمان را پیش‌بینى میكرد و خداوند متعال تفضل فرمود، این پیش‌بینى به وقوع پیوست؛ همچنان كه سقوط حكومت شوروى را پیش‌بینى كرد و خداى متعال آن را تحقق بخشید.

 امروز عرایض من در دو بخش است، كه امیدوارم بتوانم در مدت كوتاهى این دو بخش را عرض كنم. یك بخش، مرورى است بر درس بزرگ امام بزرگوار ما؛ مرورى بر مكتب ماندگار امام عزیز ما كه ذخیره‌ى ملت ایران است؛ سرمایه‌اى است كه ملت ایران با تكیه‌ى بر آن، با در دست داشتن این سرمایه، توانسته است گذرگاه‌هاى دشوارى را كه به طور معمول و متعارف در سر راه ملتى با چنین آرمانهائى قرار دارد، طى كند. یك بخش هم نگاه به مسائل منطقه است.

 در باب مكتب امام، این نكته را ملت عزیز ایران كاملاً میدانند كه ارادت و محبت مردم به امام بزرگوار، صرفاً از نوع یك علقه‌ى قلبى و احساسى و عاطفى نیست. اگرچه از لحاظ احساسات و عواطف، محبت امام در دلها موج میزند، اما این همه‌ى مسئله نیست؛ بلكه ارادت مردم به امام بزرگوار، به معنى پذیرش مكتب امام به عنوان راه روشن و خط روشن حركت عمومى و همگانى ملت ایران است؛ یك راهنماى نظرى و عملى است كه كشور و ملت را به عزت و پیشرفت و عدالت میرساند. در طول این سى و دو سال گذشته، عملاً هم همین بوده است. یعنى هر جا ما توفیق پیدا كردیم كه به توصیه‌هاى امام جامه‌ى عمل بپوشانیم، هر جا توانستیم خط انگشت اشاره‌ى امام را دنبال كنیم، توفیقات فراوانى نصیب ما شد. مردم با این چشم، به راه امام و خط امام و میراث ماندگار امام نگاه میكنند. در این سى سال، ملت ما توانسته است در مقابل سنگین‌ترین توطئه‌ها ایستادگى كند. علیه ملت ایران توطئه‌ى نظامى بود، توطئه‌ى امنیتى بود، توطئه‌ى اقتصادى بود - این تحریمهاى گسترده در طول این سى سال وجود داشته است - توطئه‌ى تبلیغاتى بود - امپراتورى گسترده‌ى رسانه‌اى و تبلیغات، علیه ملت ایران به طور كامل مشغول كار و تحریك بوده است - توطئه‌ى سیاسى بود. ملت ایران به بركت مكتب امام و راه امام، در مقابل این توطئه‌ها ایستادگى كرد.

 مكتب امام یك بسته‌ى كامل است، یك مجموعه است، داراى ابعادى است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه كرد. دو بُعد اصلى در مكتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است. بُعد معنویت است؛ یعنى امام بزرگوار ما صرفاً با تكیه‌ى بر عوامل مادى و ظواهر مادى، راه خود را پى نمیگرفت؛ اهل ارتباط با خدا، اهل سلوك معنوى، اهل توجه و تذكر و خشوع و ذكر بود؛ به كمك الهى باور داشت؛ امید او به خداى متعال، امید پایان‌ناپذیرى بود. و در بُعد عقلانیت، به كار گرفتن خرد و تدبیر و فكر و محاسبات، در مكتب امام مورد ملاحظه بوده است. من نسبت به هر كدام، چند جمله‌اى عرض خواهم كرد.

برای خواندن بقیه بیانات امام خامنه ای به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خمینی،  امام خامنه ای،  مناسبت ها،  عکس، 
برچسب ها: بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره)، بیانات امام خامنه ای در سالگرد امام خمینی(ره)، بیانات امام خامنه ای، رهبر در مرقد امام خمینی، علمدار ولایت،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()
حاج حسن پورمنصوری فرهنگی مامور در مدارس جمهوری اسلامی و نویسنده در حوزه ادبیات داستانی، در امارات متحده عربی نقل می کند که در سال 1372 خورشیدی در باشگاه ایرانیان در دبی به نام النادی الایرانی سر سفره شام، دکتر غلام علی افروز نقل کرد:

«سالی با آقایان کیومرث صابری فومنی (گل آقا) و دکتر مصطفی میرسلیم همراه  آقای خامنه ای که رییس جمهور وقت ایران بود، برای شرکت در غبارروبی مقام شریف امام رضا (ع) حضور داشتیم. پس از غبارروبی، حضرت آقا درهمان مقام ماند.

هنگام صبحانه دیدم که آقای خامنه ای مضطرب هستند و حالتی عجیب دارند. قضیه را پرسیدم و ایشان گفت: خوابی دیدم که مرا شگفت زده کرد. اصرار کردیم که خواب را بگوید. اول نپذیرفت، ولی با پافشاری دوستان بالاخره گفت: در مقام حضرت(ع) خوابم برد. در خواب دید که امام خمینی بر من وارد شد و با انگشت اشاره خطاب به من گفت: تو یوسفی ! تو یوسفی ! تو یوسفی!

حضرت آقای خامنه ای مانده بود که چرا امام این گونه او را یوسف خطاب کرده است.

سالیانی گذشت و در نهایت پس از رحلت جانگذار بنیانگذار جمهوری اسلامی، با آقایان صابری و میرسلیم برای تبریک خدمت آقا رسیدیم. همین که وارد شدیم آقای صابری با همان روحیه شوخ طلبی انگشت خود را به سمت آقا گرفت و سه بار گفت: تو یوسفی ! تو یوسفی ! تو یوسفی!

---------

زمانی که امام خامنه ای در زندان کمیته مشترک ساواک به سر می بردند

هم سلولی ایشان که از روحانیون مبارز مشهد بوده خواب می بیند که امام خمینی  (ره) فوت کرده است و در لحظه ای که بدن مطهر ایشان بر روی سنگ غسالخانه کفن پیچ است ناگهان بر می خیزند و با اشاره به آیت الله خامنه ای سه بار می فرمایند: تو یوسف می شوی ، تو یوسف می شوی ، تو یوسف می شوی

با تعریف این خواب آقا چندان خوشحال نمی شوند چون اگر یوسف هم بشود می داند که یوسف چه مصائبی کشید

سالها می گذرد و زمانی که آیت الله خامنه ای به امام جمعه ای تهران انتخاب می شوند آن روحانی نزد آقا آمده و می گوید گفتم که یوسف می شوید...

 سالها بعد زمانی که آقا رئیس جمهور شدند باز آن روحانی می آید و می گوید رئیس جمهوری به مقام یوسف نزدیکتر است یوسف شدی...

و در زمان رهبری ایشان هم با خوشحالی تمام می گوید که دیدید خوابم تعبیر شد یقینا یوسف شدی و عزیز ایران...

این خاطره را حجه الاسلام عابدینی در مسجد دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین روز شنبه 18 دی تعریف کردند

 

با تقوایان خود را برای دین به سختی و مشقت می افکنند.

خطبه متقین

امام علی علیه السلام




طبقه بندی: امام خمینی،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها،  دل نوشت،  عکس، 
برچسب ها: امام خمینی، امام خامنه ای، یوسف زمان، خواب امام خامنه ای،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()


نیامد چون تو تا در هر دیاری                                     کند در راه راستش پایداری

رهانیدی تو جان ها از اسارت                                   چو دادی یک کلام وحدت بشارت

جهانی را همه مبهوت کردی                                   نصیحت بر دشمن هم دوست کردی

تو بودی مظهری از استقامت                                  کلامت ثابت و بود با صلابت

تو رفتی با دلی آرام به باقی                                    پیامت ماند ولی جای تو خالی



طبقه بندی: امام خمینی،  مناسبت ها،  شعر،  عکس، 
برچسب ها: شعر امام خمینی، رحلت امام خمینی، رهبر عشاق، رهبر ایران، خمینی کبیر، امام خمینی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()


قالَ رسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تاركٌ فیكُمُ الثّقلَیْنِ كتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی‌ یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ.

 الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ اللّهُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك‌ و جلالِك‌ و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیّةُ بِجمیعِ أسمائكَ حتّی‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایَعْلَمُهُ غَیرُك‌؛ و اللَّعنُ علی‌ ظالِمیهم‌ اصلِ الشَجَرةِ الخَبیثةِ.

                  و بعد، اینجانب‌ مناسب‌ می‌دانم‌ كه‌ شمه‌ای‌ كوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذكر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، كه‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ كه‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایرة‌ وجود، از ملك‌ تا ملكوت‌ اعلی‌ و از آنجا تا لاهوت‌   و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛   و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اكبر» و «ثقل‌ كبیر»   كه‌ از هر چیز اكبر است‌ جز ثقل‌ اكبر كه‌ اكبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر كه‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلكه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار كوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

                 شاید جملة‌  لَنْ یَفْتَرِقا حتّی‌ یَرِدا عَلَیَّ الْحَوض‌  اشاره‌ باشد بر اینكه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر یكی‌ از این‌ دو گذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ و مهجوریت‌ هر یك‌ مهجوریت‌ دیگری‌ است‌، تا آنگاه‌ كه‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آیا این‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ كثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌   و اضمحلال‌ قطرات‌ در دریا است‌، یا چیز دیگر كه‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد. و باید گفت‌ آن‌ ستمی‌ كه‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعة‌ رسول‌ اكرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلكه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌ كه‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

                و ذكر این‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ حدیث‌ «ثقلین‌» متواتر   بین‌ جمیع‌ مسلمین‌ است‌ و  ] در [  كتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌»   تا كتب‌ دیگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مكرره‌ از پیغمبر اكرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌.   و این‌ حدیث‌ شریف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جمیع‌ بشر بویژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و باید همة‌ مسلمانان‌ كه‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوی‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذری‌ برای‌ جاهلان‌ بیخبر باشد برای‌ علمای‌ مذاهب‌ نیست‌.

                 اكنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر كتاب‌ خدا، این‌ ودیعة‌ الهی‌ و ماترك‌ پیامبر اسلام‌ ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگیزی‌ كه‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ كرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتیان‌، قرآن‌ كریم‌ را وسیله‌ای‌ كردند برای‌ حكومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ و مفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ و آشنایان‌ به‌ حقایق‌ را كه‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اكرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دریافت‌ كرده‌ بودند و ندای‌  اِنّی‌ تاركٌ فیكُمُ الثقلان‌  در گوششان‌
 بود با بهانه‌های‌ مختلف‌ و توطئه‌های‌ از پیش‌ تهیه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقیقت‌ قرآن‌ را ـ كه‌ برای‌ بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ كردند؛ و بر حكومت‌ عدل‌ الهی‌ ـ كه‌ یكی‌ از آرمانهای‌ این‌ كتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ كشیدند و انحراف‌ از دین‌ خدا و كتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌ كردند، تا كار به‌ جایی‌ رسید كه‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

                 و هرچه‌ این‌ بنیان‌ كج‌ به‌ جلو آمد كجیها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا كه‌ قرآن‌ كریم‌ را كه‌ برای‌ رشد جهانیان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلكه‌ عائلة‌ بشری‌، از مقام‌ شامخ‌ احدیت‌ به‌ كشف‌ تام‌ محمدی‌(ص‌)   تنزل‌ كرد كه‌ بشریت‌ را به‌ آنچه‌ باید برسند برساند و این‌ ولیدة‌ «علم‌ الاسما ء »   را از شرّ شیاطین‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حكومت‌ را به‌ دست‌ اولیا ء الله، معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الاولین‌ و الا´خرین‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر كه‌ صلاح‌ بشریت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند كه‌ گویی‌ نقشی‌ برای‌ هدایت‌ ندارد و كار به‌ جایی‌ رسید كه‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حكومتهای‌ جائر و آخوندهای‌ خبیثِ بدتر از طاغوتیان‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اقامة‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالی‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ این‌ كتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشی‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنكه‌ باید وسیلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشریت‌ و كتاب‌ زندگی‌ آنان‌ باشد، وسیلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گردید و یا بكلی‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، كه‌ دیدیم‌ اگر كسی‌ دم‌ از حكومت‌ اسلامی‌ برمی‌آورد و از سیاست‌، كه‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ می‌گفت‌ گویی‌ بزرگترین‌ معصیت‌ را مرتكب‌ شده‌؛ و كلمة‌ «آخوند سیاسی‌» موازن‌ با آخوند بی‌دین‌ شده‌ بود و اكنون‌ نیز هست‌.

                 و اخیراً قدرتهای‌ شیطانی‌ بزرگ‌ به‌ وسیلة‌ حكومتهای‌ منحرفِ خارج‌ از تعلیمات‌ اسلامی‌، كه‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، برای‌ محو قرآن‌ و تثبیت‌ مقاصد شیطانی‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زیبا طبع‌ می‌كنند و به‌ اطراف‌ می‌فرستند و با این‌ حیلة‌ شیطانی‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ می‌كنند. ما همه‌ دیدیم‌ قرآنی‌ را كه‌ محمدرضا خان‌ پهلوی‌ طبع‌ كرد و عده‌ای‌ را اغفال‌ كرد و بعض‌ آخوندهای‌ بیخبر از مقاصد اسلامی‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و می‌بینیم‌ كه‌ ملك‌ فهد هر سال‌ مقدار زیادی‌ از ثروتهای‌ بی‌پایان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ كریم‌ و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی‌ می‌كند و وهابیت‌، این‌ مذهب‌ سراپا بی‌اساس‌ و خرافاتی‌ را ترویج‌ می‌كند؛ و مردم‌ و ملتهای‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوی‌ ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام‌ عزیز و قرآن‌ كریم‌ برای‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداری‌ می‌كند.

                 ما مفتخریم‌ و ملت‌ عزیز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ كه‌ پیرو مذهبی‌ است‌ كه‌ می‌خواهد حقایق‌ قرآنی‌، كه‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ بلكه‌ بشریت‌ دم‌ می‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترین‌ نسخة‌ نجات‌ دهندة‌ بشر از جمیع‌ قیودی‌ كه‌ بر پای‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پیچیده‌ است‌ و او را به‌ سوی‌ فنا و نیستی‌ و بردگی‌ و بندگی‌ طاغوتیان‌ می‌كشاند نجات‌ دهد.

                 و ما مفتخریم‌ كه‌ پیرو مذهبی‌ هستیم‌ كه‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالی‌ بوده‌، و امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌، این‌ بندة‌ رها شده‌ از تمام‌ قیود، مأمور رها كردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگیها است‌.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ كتاب‌ نهج‌البلاغه‌   كه‌ بعد از قرآن‌ بزرگترین‌ دستور زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌ و بالاترین‌ كتاب‌ رهایی‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوی‌ و حكومتی‌ آن‌ بالاترین‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ ائمة‌ معصومین‌، از علی‌ بن‌ ابیطالب‌ گرفته‌ تا منجی‌ بشر حضرت‌ مهدی‌ صاحب‌ زمان‌ ـ علیهم‌ آلاف‌ التحیات‌ والسلام‌ ـ كه‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمة‌ ما هستند.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ ادعیة‌ حیاتبخش‌ كه‌ او را «قرآن‌ صاعد»   می‌خوانند از ائمة‌ معصومین‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانیة‌»   امامان‌ و «دعای‌ عرفات‌»
 حسین‌ بن‌ علی‌ ـ علیهما السلام‌ ـ و «صحیفة‌ سجادیه‌» این‌ زبور آل‌ محمد و «صحیفة‌ فاطمیه‌»   كه‌ كتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالی‌ به‌ زهرای‌ مرضیه‌ است‌ از ما است‌.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ «باقرالعلوم‌»   بالاترین‌ شخصیت‌ تاریخ‌ است‌ و كسی‌ جز خدای‌ تعالی‌ و رسول‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و ائمة‌ معصومین‌ ـعلیهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درك‌ نكرده‌ و نتوانند درك‌ كرد، از ما است‌.

                 و ما مفتخریم‌ كه‌ مذهب‌ ما «جعفری‌» است‌ كه‌ فقه‌ ما كه‌ دریای‌ بی‌پایان‌ است‌، یكی‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخریم‌ به‌ همة‌ ائمة‌ معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پیروی‌ آنانیم‌.

                 ما مفتخریم‌ كه‌ ائمة‌ معصومین‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ علیهم‌ ـ در راه‌ تعالی‌ دین‌ اسلام‌ و در راه‌ پیاده‌ كردن‌ قرآن‌ كریم‌ كه‌ تشكیل‌ حكومت‌ عدل‌ یكی‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعید به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازی‌ حكومتهای‌ جائرانه‌ و طاغوتیان‌ زمان‌ خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم‌ كه‌ می‌خواهیم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پیاده‌ كنیم‌ و اقشار مختلفة‌ ملت‌ ما در این‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزیزان‌ خود را نثار راه‌ خدا می‌كنند.

ما مفتخریم‌ كه‌ بانوان‌ و زنان‌ پیر و جوان‌ و خرد و كلان‌ در صحنه‌های‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ و نظامی‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ یا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالی‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ كریم‌ فعالیت‌ دارند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامی‌ كه‌ برای‌ دفاع‌ از اسلام‌ و كشور اسلامی‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شركت‌، و از محرومیتهایی‌ كه‌ توطئة‌ دشمنان‌ و ناآشنایی‌ دوستان‌ از احكام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلكه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحمیل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قید خرافاتی‌ كه‌ دشمنان‌ برای‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضی‌ آخوندهای‌ بی‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمین‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندی‌ كه‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمی‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ می‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مكرر دیدیم‌ كه‌ زنان‌ بزرگواری‌ زینب‌گونه‌ ـ علیها سلام‌الله ـ فریاد می‌زنند كه‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خدای‌ تعالی‌ و اسلام‌ عزیز از همه‌ چیز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ این‌ امر؛ و می‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعیم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچیز دنیا.

                 و ملت‌ ما بلكه‌ ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اینكه‌ دشمنان‌ آنان‌ كه‌ دشمنان‌ خدای‌ بزرگ‌ و قرآن‌ كریم‌ و اسلام‌ عزیزند، درندگانی‌ هستند كه‌ از هیچ‌ جنایت‌ و خیانتی‌ برای‌ مقاصد شوم‌ جنایتكارانة‌ خود دست‌ نمی‌كشند و برای‌ رسیدن‌ به‌ ریاست‌ و مطامع‌ پست‌ خود دوست‌ و دشمن‌ را نمی‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امریكا این‌ تروریست‌ بالذات‌ دولتی‌ است‌ كه‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ كشیده‌ و هم‌ پیمان‌ او صهیونیست‌ جهانی‌   است‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مطامع‌ خود جنایاتی‌ مرتكب‌ می‌شود كه‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خیال‌ ابلهانة‌ «اسرائیل‌ بزرگ‌»!   آنان‌ را به‌ هر جنایتی‌ می‌كشاند. و ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند كه‌ دشمنان‌ آنها حسین‌ اردنی‌  این‌ جنایت‌ پیشة‌ دوره‌گرد، و حسن‌   و حسنی‌ مبارك‌   هم‌ آخور با اسرائیل‌ جنایتكارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امریكا و اسرائیل‌ از هیچ‌ خیانتی‌ به‌ ملتهای‌ خود رویگردان‌ نیستند. و ما مفتخریم‌ كه‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقی‌ است‌ كه‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنایتكاری‌ و نقض‌ حقوق‌ بین‌المللی‌ و حقوق‌ بشر می‌شناسند و همه‌ می‌دانند كه‌ خیانتكاریِ او به‌ ملت‌ مظلوم‌ عراق‌ و شیخ‌نشینان‌ خلیج‌، كمتر از خیانت‌ به‌ ملت‌ ایران‌ نباشد.

                 و ما و ملتهای‌ مظلوم‌ دنیا مفتخریم‌ كه‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ و دستگاههای‌ تبلیغات‌ جهانی‌، ما و همة‌ مظلومان‌ جهان‌ را به‌ هر جنایت‌ و خیانتی‌ كه‌ ابرقدرتهای‌ جنایتكار دستور می‌دهند متهم‌ می‌كنند. كدام‌ افتخار بالاتر و والاتر از اینكه‌ امریكا با همة‌ ادعاهایش‌ و همة‌ ساز و برگهای‌ جنگی‌اش‌ و آنهمه‌ دولتهای‌ سرسپرده‌اش‌ و به‌ دست‌ داشتن‌ ثروتهای‌ بی‌پایانِ ملتهای‌ مظلوم‌ عقب‌افتاده‌ و در دست‌ داشتن‌ تمام‌ رسانه‌های‌ گروهی‌، در مقابل‌ ملت‌ غیور ایران‌ و كشور حضرت‌ بقیة‌الله ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفدا ء  ـ آنچنان‌ وامانده‌ و رسوا شده‌ است‌ كه‌ نمی‌داند به‌ كه‌ متوسل‌ شود! و رو به‌ هر كس‌ می‌كند جواب‌ رد می‌شنود! و این‌ نیست‌ جز به‌ مددهای‌ غیبی‌ حضرت‌ باری‌ تعالی‌ ـ جلَّت‌ عظمتُه‌ـ كه‌ ملتها را بویژه‌ ملت‌ ایران‌ اسلامی‌ را بیدار نموده‌ و از ظلمات‌ ستمشاهی‌ به‌ نور اسلام‌ هدایت‌ نموده‌.

                 من‌ اكنون‌ به‌ ملتهای‌ شریف‌ ستمدیده‌ و به‌ ملت‌ عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌كنم‌ كه‌ از این‌ راه‌ مستقیم‌ الهی‌ كه‌ نه‌ به‌ شرقِ ملحد و نه‌ به‌ غربِ ستمگرِ كافر وابسته‌ است‌، بلكه‌ به‌ صراطی‌ كه‌ خداوند به‌ آنها نصیب‌ فرموده‌ است‌ محكم‌ و استوار و متعهد و پایدارْ پایبند بوده‌، و لحظه‌ ] ای‌ [  از شكر این‌ نعمت‌ غفلت‌ نكرده‌ و دستهای‌ ناپاك‌ عمال‌ ابرقدرتها، چه‌ عمال‌ خارجی‌ و چه‌ عمال‌ داخلی‌ بدتر از خارجی‌، تزلزلی‌ در نیت‌ پاك‌ و ارادة‌ آهنین‌ آنان‌ رخنه‌ نكند؛ و بدانند كه‌ هرچه‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ عالم‌ و قدرتهای‌ شیطانی‌ غرب‌ و شرق‌ اشتلم‌ می‌زنند دلیل‌ بر قدرت‌ الهی‌ آنان‌ است‌ و خداوند بزرگ‌ سزای‌ آنان‌ را هم‌ در این‌ عالم‌ و هم‌ در عوالم‌ دیگر خواهد داد. «إنَّه‌ ولیُّ النِّعَم‌ و بِیَدِه‌ ملكوتُ كلِّ شی‌ ء ٍ».

                 و با كمال‌ جِد و عجز از ملتهای‌ مسلمان‌ می‌خواهم‌ كه‌ از ائمة‌ اطهار و فرهنگ‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌، نظامی‌ این‌ بزرگ‌ راهنمایان‌ عالم‌ بشریت‌ به‌ طور شایسته‌ و به‌ جان‌ و دل‌ و جانفشانی‌ و نثار عزیزان‌ پیروی‌ كنند. از آن‌ جمله‌ دست‌ از فقه‌ سنتی‌ كه‌ بیانگر مكتب‌ رسالت‌ و امامت‌ است‌ و ضامن‌ رشد و عظمت‌ ملتها است‌، چه‌ احكام‌ اولیه‌ و چه‌ ثانویه‌   كه‌ هر دو مكتب‌ فقه‌ اسلامی‌ است‌، ذره‌ای‌ منحرف‌ نشوند و به‌ وسواس‌ خناسان‌ معاند با حق‌ و مذهب‌ گوش‌ فرا ندهند و بدانند قدمی‌ انحرافی‌، مقدمة‌ سقوط‌ مذهب‌ و احكام‌ اسلامی‌ و حكومت‌ عدل‌ الهی‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ از نماز جمعه‌ و جماعت‌ كه‌ بیانگر سیاسی‌ نماز است‌ هرگز غفلت‌ نكنند، كه‌ این‌ نماز جمعه‌ از بزرگترین‌ عنایات‌ حق‌ تعالی‌ بر جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ مراسم‌ عزاداری‌ ائمة‌ اطهار و بویژه‌ سید مظلومان‌ و سرور شهیدان‌، حضرت‌ ابی‌عبدالله الحسین‌ ـ صلوات‌ وافر الهی‌ و انبیا و ملائكة‌الله و صلحا بر روح‌ بزرگ‌ حماسی‌ او باد ـ هیچ‌گاه‌ غفلت‌ نكنند. و بدانند آنچه‌ دستور ائمه‌ ـ علیهم‌السلام‌ ـ برای‌ بزرگداشت‌ این‌ حماسة‌ تاریخی‌ اسلام‌ است‌ و آنچه‌ لعن‌ و نفرین‌ بر ستمگران‌ آل‌ بیت‌ است‌، تمام‌ فریاد قهرمانانة‌ ملتها است‌ بر سردمداران‌ ستم‌پیشه‌ در طول‌ تاریخ‌ الی‌ الابد. و می‌دانید كه‌ لعن‌ و نفرین‌ و فریاد از بیداد بنی‌امیه‌ ـلعنة‌الله علیهم‌ـ با آنكه‌ آنان‌ منقرض‌ و به‌ جهنم‌ رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران‌ جهان‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ این‌ فریاد ستم‌شكن‌ است‌.

                 و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها و اشعار مرثیه‌ و اشعار ثنای‌ از ائمة‌ حق‌ ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ به‌طور كوبنده‌ فجایع‌ و ستمگریهای‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر یادآوری‌ شود؛ و در این‌ عصر كه‌ عصر مظلومیت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امریكا و شوروی‌ و سایر وابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، این‌ خائنین‌ به‌ حرم‌ بزرگ‌ الهی‌ ـ لعنة‌الله و ملائكته‌ و رسله‌ علیهم‌ ـ است‌ به‌ طور كوبنده‌ یادآوری‌ و لعن‌ و نفرین‌ شود. و همه‌ باید بدانیم‌ كه‌ آنچه‌ موجب‌ وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ است‌ این‌ مراسم‌ سیاسی‌ است‌ كه‌ حافظ‌ ملّیت‌ مسلمین‌، بویژه‌ شیعیان‌ ائمة‌ اثنی‌ عشر
 ـ علیهم‌ صلوات‌ الله و سلم‌ ـ  ] است‌ [ .

                 و آنچه‌ لازم‌ است‌ تذكر دهم‌ آن‌ است‌ كه‌ وصیت‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ اینجانب‌ اختصاص‌ به‌ ملت‌ عظیم‌الشأن‌ ایران‌ ندارد، بلكه‌ توصیه‌ به‌ جمیع‌ ملل‌ اسلامی‌ و مظلومان‌ جهان‌ از هر ملت‌ و مذهب‌ می‌باشد.

                 از خداوند ـ عزوجل‌ ـ عاجزانه‌ خواهانم‌ كه‌ لحظه‌ای‌ ما و ملت‌ ما را به‌ خود واگذار نكند و از عنایات‌ غیبی‌ خود به‌ این‌ فرزندان‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزیز لحظه‌ ] ای‌ [  دریغ‌ نفرماید.

 روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی‌

 

 




طبقه بندی: امام خمینی، 
برچسب ها: وصیت نامه روخ خدا امام خمینی(ره)، امام خمینی، وصیت نامه، وصیت نامه عشق، امام عشاق، پیر جماران، حضرت روح ا...، وفات امام خمینی، سالگرد ارتحال امام خمینی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

آنروز كه عاشق جمالت گشتم دیوانه روى بى مثالت گشتم

دیدم نبود در دو جهان جز تو كسى بیخود شدم و غرق كمالت گشتم

امام خمینى (ره)

بدیهى است رهبرى و هدایت هر انقلابى پس از پیروزى به مراتب مشكلتر از دوره‏هاى پیش از پیروزى زیرا تا زمان حصول پیروزى انگیزه‏هاى فراوانى براى وحدت كلمه به منظور استیلا یافتن بر دشمن مشترك وجود دارد. حتى افراد و گروههایى یافت مى‏شوند كه به رغم عدم خلوص كافى، براى دستیابى به اهداف خاص خود، ضمن قلمداد دادن خود به همراهى و همفكرى با مردم، در مبارزه شركت مى‏كنند و معارضه آشكارى با رهبرى مبارزه و انقلاب ندارند، اما پس از پیروزى انقلاب، به دلیل سهم خواهى كه از خصلتهاى افراد و گروههاى ناخالص است نغمه‏هاى جدایى آنها ساز مى‏شود و این روند در برخى موارد به شكل‏گیرى توطئه‏هاى گوناگون علیه انقلاب و رهبرى آن منجر مى‏گردد.

چنین واقعیتى را در انقلاب اسلامى ایران نیز شاهد بودیم كه نمونه‏هاى بارز آن توطئه‏ها و كارشكنیهاى منافقین، ملى‏گراها و دیگر گروههاى وابسته به شرق و غرب بود. از سوى دیگر قدرتهاى استعمارى نیز به ستیز با انقلاب پرداختند و با تحمیل جنگ ناخواسته، محاصره اقتصادى تبلیغات مسموم و اعمال فشارهاى سیاسى به دشمنى با انقلاب و مردم مسلمان ایران پرداختند اما رهبریهاى خردمندانه و هوشیارانه امام خمینى (س) و مقاومت‏بى نظیر مردم تمام نقشه‏هاى شیطانى مستكبران عالم علیه انقلاب را نقش بر آب ساخت.

رحلت جانگداز امام خمینى (س) این توهم پوچ را در دشمنان قسم خورده انقلاب به وجود آورد كه انقلاب اسلامى از مسیر خود منحرف مى‏شود و توده‏ها به بى تفاوتى كشیده خواهند شد، اما از آنجا كه انقلاب اسلامى ایران، ریشه در اعماق قلوب مردم داشت، هیچ گاه تصور خام مخالفان اسلام و انقلاب و مردم، مصداق نیافت و مجلس خبرگان، یك روز پس از ارتحال امام، با انتخاب یكى از فرزندان رشید اسلام و شاگرد خلف و شایسته امام خمینى - حضرت آیت‏الله خامنه‏اى - بر تداوم راه رهبر راحل، مهر تایید زد و امروز همه جهان بر این نكته اعتراف دارند كه پایانى براى انقلاب اسلامى متصور نیست و ایران اسلامى به عنوان تنها ملجا و مامن محرومان و پشتیبان مستضعفان شناخته شده است.

امروز هر ایرانى مسلمان و آزاده بر خود مى‏بالد كه كشورش در شمار مستقل‏ترین و آزادترین ممالك دنیاست و رهبرش راهى را مى‏پیماید كه بنیانگذار فقید جمهورى اسلامى ایران، از نخستین روزهاى قیام به پیروان راستین و وفادارش نشان داده است.

در تاریخ 28 اردیبهشت‏سال 1368 تیم پزشكى حضرت امام از اولین علائم خونریزى در دستگاه گوارش معظم له اطلاع یافت و بلافاصله معاینات و بررسیهاى لازم صورت گرفت انجام معاینات، دو زخم در معده حضرت امام را مشخص مى‏نمود كه یكى سطحى و دیگر نسبتا عمیق بود. با مشاهده زخمها مشاوره با پزشكان متخصص بیماریهاى گوارشى صورت گرفت.

مشخصات ظاهرى زخمها حكایت مشكوكى از احتمال وجود بیمارى بدخیم مى‏كرد. مطالعات پرتونگارى و عكس‏بردارى از معده امام نشان دهنده ضایعاتى نگران كننده بود. بزرگترین زخم چهار تا پنج‏سانتى‏متر و حاشیه آن نامنظم و كاملا برجسته و متورم بود و در معده آثار خونریزى و خون تازه وجود داشت. این مشاهدات توسط اندوسكوپى و مشاهده داخل معده توسط دستگاه صورت گرفته بود كه شرح آن توسط پزشكان تیم مراقبت از امام، آقایان دكتر عارفى و دكتر فاضل داده شده است.

روز یكشنبه 31 اردیبهشت ماه آزمایشات تكمیلى انجام شده و وضعیت قلبى و عمومى حضرت امام مورد بررسى دقیق واقع شد، چرا كه تصمیم‏گیرى در مورد انتخاب درمانى جراحى در شخصى با سن امام و با وضعیت قلبى و عمومى ایشان تصمیم‏گیرى بسیار دقیق و حساسى بود. در چنین شرایطى با محاسبه بسیار دقیق وضعیت‏بیمارى و خطرات ناشى از عدم انجام عمل جراحى در مقایسه با انجام آن، انتخاب نهایى صورت گرفت.

مشكلى كه از نظر جسمانى براى حضرت امام پیش آمده بود از دو جنبه جان معظم له را تهدید مى‏كرد. یكى ایجاد خونریزى وسیع و كشنده و غیرقابل كنترل و دیگرى احتمال ایجاد سوراخ در جدار معده و ورود محتویات معده به داخل حفر شكم در آن صورت یا به سرعت مرگ مستولى مى‏شد و یا باید تن به انجام عمل جراحى در شرایطى بسیار نامناسب داد كه احتمال خطرش بسیار بیشتر از زمانى بود كه جراحى با آمادگى كامل قلب و وضعیت عمومى بدن صورت مى‏گیرد.

شرح حالى كه حضرت امام از وضعیت جسمانى و دستگاه گوارش ارائه مى‏فرمودند حاكى از افزایش میزان خونریزى در دستگاه گوارش بود و روز به روز بر میزان آن افزوده مى‏شد.

از طرفى مطالعات اندوسكوپى با دستگاه اندوسكوپ وسعت و عمق قابل توجه زخمها را نشان مى‏داد و بخصوص در مورد یكى از زخمها حاكى از نازك شدن خطرناك جدار معده بود.

بنابراین قضاوت پزشكان متفقا در پیشگیرى از دو عارضه بسیار خطرناك و كشنده كه امكان وقوع آن در آینده‏اى نزدیك حتمى مى‏نمود برانجام عمل جراحى قرار گرفت. بنابراین این تصمیم‏گیرى با فرزند امام حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا در میان گذاشته شد و ایشان نیز مساله را با مسئولان مملكتى در میان گذاشت. جوانب كار براى مسئولان كاملا توضیح داده شد و پس از موافقت موضوع با حضرت امام مطرح شد. امام پس از حصور اطلاع از تصمیم پزشكان با خونسردى فرمود: هر طور صلاح است همان طور عمل كنید.

مقدمات عمل جراحى براى روز دوم خرداد آماده شد و امام به بیمارستان منتقل گشت. زمانى كه امام، جماران را به سوى بیمارستان ترك مى‏كرد در سر پایینى كوچه جلو بیت‏به اطرافیان فرمود: من از این سرازیرى كه پایین مى‏روم دیگر بالا نمى‏آیم

و بنا به گفته اطرافیان حالتى حاكى از آرامش و ثبات در برخورد با مساله مرگ در موقع گفتن این جمله كاملا حس مى‏شد.

بررسى‏هاى قلب، وضع امام را، حتى بهتر از آنچه تصور مى‏شد نشان داده بود و با تزریق یكى دو واحد خون، كم‏خونى ناشى از خونریزیهاى مكرر نیز اصلاح شد. بنا به گفته دكتر فاضل جراح امام، معظم له نماز شبشان را خواند كه از تلویزیون نیز بخشى از آن پخش شد.

امام پس از اداى نماز صبح جهت جراحى آماده شد. یكى دو لوله نازك براى رساندن مایعات و نشان دادن فشار داخلى وریدهاى مركزى در رگها قرار گرفت و در ساعت 45/7 دقیقه امام توسط یك برانكارد به اتاق عمل منتقل گشت. بنا به گفته دكتر فاضل در اتاق عمل، تیم جراحى مركب از دكتر فاضل، دو جراح، یك تكنسین، پرستار اتاق عمل، دو نفر متخصص بیهوشى، یك تكنسین بیهوشى و دو متخصص قلب آماده انجام عمل شدند. بیهوشى كه یكى از حساسترین مراحل انجام عمل بود با موفقیت انجام شد و ساعت 30/8 دقیقه انجام جراحى آغاز گشت و جریان عمل توسط تلویزیون مدار بسته‏اى در معرض مشاهده اشخاصى كه در بیرون اتاق عمل حضور داشتند قرار گرفت. جراحى كمتر از دو ساعت طول كشید و در ساعت 20/10 دقیقه به پایان رسید.

طبق اظهارات دكتر فاضل، وقتى شكم امام باز شد مشاهده گشت كه قسمت میانى معده دچار ضایعه است. بزرگترین زخمى كه قبلا ذكر شد در خم بزرگ معده وجود داشت و جدار معده را به نحو خطرناكى نازك نموده بود. ضایعه‏اى كوچك با قطرى حدود شش میلیمتر در قسمت چپ كبد به صورت یك دانه مشاهده مى‏شد و غدد لنفاوى كمى بزرگ بود كه مشابه آن در افراد عادى نیز دیده مى‏شود و اندازه طحال طبیعى بود.

قسمتى از معده كه مبتلا بود، برداشته شد و قسمتهاى باقیمانده به هم متصل گشت و از غدد لنفاوى و كبد نیز نمونه‏بردارى شد و در طول عمل مشكل خاصى پیش نیامد. سپس امام به بخش آى. سى. یو منتقل شد، بخشى كه از نظر مراقبتهاى ویژه داراى امكانات كامل جهت كنترل خطرات احتمالى است. لوله داخل ناى یا تراشه حضرت امام براى 24 ساعت آینده باقى ماند تا وضع تنفسى حضرت امام كاملا مطمئن شود.

در فاصله كوتاهى پس از عمل، جلسه‏اى با حضور مسئولین كشور تشكیل شد و با مشورت دو تا سه نفر از تیم پزشكى، نحوه اطلاع دادن مساله به مردم مشخص شد. نكته‏اى كه در این موضوع مورد توجه قرار گرفت جلوگیرى از ایجاد نگرانى زیاد بود و همان روز ساعت دو بعدازظهر متنى از اخبار رادیو براى مردم خوانده شد مبنى بر اینكه حضرت امام به علت‏خونریزى گوارشى و براى كنترل آن، مورد عمل جراحى موفقى قرار گرفته‏اند و حال ایشان رضایت‏بخش است.

على‏رغم لحن اطلاعیه كه حاكى از موفقیت آمیز بودن جراحى امام بود ملت عاشق و دلباخته امام ناگهان براى اولین بار از كسالت جدید امام مطلع و این موجب بروز نگرانى شد. ولى در طى روزهاى بعد كه رسانه‏هاى گروهى و سیماى جمهورى اسلامى ایران از بهبود حال امام گزارش مى‏دادند دلهاى نگران مردم با ناباورى مى‏رفت كه دلهره و اضطراب را از خود بیرون كند. كه. . . ساعت 30/8 بعدازظهر روز شنبه سیزده خرداد اولین خبر نگران كننده از اخبار شبكه سراسرى پخش شد:



این اطلاعیه امشب از سوى دفتر حضرت امام به این شرح انتشار یافت:

بسمه تعالى

به اطلاع ملت‏شریف و عزیز ایران مى‏رسانیم امروز در ساعت‏سه بعدازظهر در سیر درمان حضرت امام مدظله العاى مشكلى پیش آمد. پزشكان با همه كوشش خستگى ناپذیر خود براى درمان حضرت امام به مراقبت و درمانهاى لازم سرگرمند و از همه لت‏خداجوى درخواست مى‏كنیم دعاهاى خالصانه خود را ادامه دهند. امید و انتظار مى‏رود كه ادعیه شما مردم مورد اجابت‏حضرت حق قرار گیرد.

دفتر امام خمینى

متعاقب پخش این اطلاعیه از اخبار شبكه سراسرى، هزاران دلباخته امام به سوى جماران شتافتند تا از حال امام خویش با خبر شوند. مردم با ناله و اشك راه جماران را در پیش گرفته بودند تا بیقرارى و اضطراب خویش را تسكین دهند. در میان آنان صدها تن از جانبازان انقلاب به چشم مى‏خورند. خانواده‏هاى شهدا، زنان، مردان، پیر و جوان خیابانى را كه به جماران منتهى مى‏شد پر كرده بودند و اندوهبار حال امام خود را جویا مى‏شدند، ولى هیچ‏كس پاسخى نمى‏داد. رفت و آمدهاى پر جنب و جوشى به بیت‏حضرت امام صورت مى‏گرفت و چشمهاى راهیان بیت، بیشتر اوقات گریان بود. نزدیكهاى صبح خبرهاى رسیده غم‏انگیز و غم‏انگیزتر مى‏شد. تا اینكه در اخبار ساعت هفت‏بامداد روز چهارده خرداد. . . و اما بشنوید از روزهاى پس از عمل جراحى از داخل بیمارستان.

در اطلاعیه روز دوم خرداد چیزى از تشخیص بیمارى امام گفته نشد چرا كه در حقیقت از اسرار مملكتى به شمار مى‏رفت و گذشته از آن حال حضرت امام در آن موقع خوب و رضایتبخش بود و بنابراین ظاهر امر حاكى از موفقیت عمل جراحى حضرت امام بود و بر طبق مفاد آن مساله منتفى شده بود.

در واقع در چند روز اول هم اوضاع به خوبى پیش مى‏رفت. امام پس از عمل به راحتى به هوش آمد، منتها به دلیل وجود لوله تراشه در داخل ناى قادر به صحبت كردن نبود و به دستورات پزشكان مبنى بر باز و بسته نمودن چشم و حركات دستها و پاها پاسخ مثبت مى‏داد. ساعت‏شش بعدازظهر همان روز یعنى در دوم خرداد ناگهان اختلالى در منحنى نوار قلب حضرت امام پیدا شد كه نگران كننده بود و حدود یك ساعت و نیم به طول انجامید كه با درمانهاى لازم مرتفع شد و پس از آن در همان روز مصاحبه‏اى توسط پزشكان حضرت امام صورت گرفت و اطلاعاتى در اختیار مردم قرار گرفت.

فرداى آن روز حال امام بهتر بود و چند تن از مسئولین مملكتى و حجت‏الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا خدمت امام رسید. همان روز لوله داخل تراشه حضرت امام برداشته شد و امام قادر به صحبت كردن شد. ضمنا قرار شد وضعیت امام از طریق اطلاعیه‏اى به اطلاع مردم برسد.

در روز پنج‏شنبه چهارم خرداد وضع كلیوى امام مختصر اشكالى پیدا كرد كه پیش بینى آن مى‏شد كه تدابیر لازم اندیشیده شد. در این شرایط به گفته اطرافیان و پزشكان، معظم له حاضران را دلدارى مى‏دادند.

روز سوم پس از عمل، از نظر بروز مشكلات عفونى و پیدا شدن اشكال تنفسى و تب از روزهاى دیگر اهمیت‏بیشترى داشت; و در بخشهاى جراحى پس از انجام عمل در روز سوم بیشتر از روزهاى دیگر احتمال وقوع عوارض وجود دارد. روز جمعه پنجم خرداد ماه یعنى روز سوم پس از عمل عده‏اى از اعضاى خانواده امام و آقاى هاشمى رفسنجانى نیز به حضور ایشان رسیده بودند.

تا ظهر اتفاقى كه نگران كننده باشد نیفتاد و امام با آقاى هاشمى صحبت كرد و وقتى آقاى هاشمى اجازه خواست كه سلامتى حضرت امام را از طریق خطبه‏هاى نماز جمعه به اطلاع مردم رساند، امام اجازه داد و مطالبى فرمود كه توسط آقاى هاشمى به اطلاع مردم رسید و طى آن امام عزیز به مردم سلام رسانید و از كسانى كه ابراز احساسات نموده بودند، تشكر كرد. ولى در ساعت دوازده و پنج دقیقه همان روز امام ناراحتى تنفسى پیدا كرد و در نوار قلبى تغییراتى پیدا شد كه بنا به اظهارات پزشكان بیش از دو سال طول كشید ومختصرى هم تب ایجاد شد كه با تدابیر لازم درمانى و خروج لوله‏هاى تزریقات از رگها مرتفع شد.

روز شنبه به خوبى و بدون وجود واقعه نگران كننده‏اى سپرى شد و فقط به دلیل وجود علائم خونریزى در دستگاه ادرارى، بررسى داخل مثانه با دستگاه و بدون بیهوشى عمومى و صرفا با بى حسى موضعى انجام شد و نكته مهمى مشاهده نشد. بعلاوه یك عكسبردارى هم با استفاده از ماده حاجب از معده صورت گرفت كه نشان دهنده جوش خوردن بخیه‏هاى عمل بود و شب همان روز تصاویرى از حضرت امام از طریق سیماى جمهورى اسلامى ایران ملت پخش شد كه همه مشاهده نمودند، سپس لوله معده خارج شد و رژیم مایعات شروع شد. فرداى آن روز به جز مختصرى كاهش فشار خون، مشكل دیگرى پیش نیامد و امام نماز را با وضو خواند و شب مختصرى هم غذا میل كرد روز دوشنبه هشتم خرداد وضع تنفسى و ریوى امام دچار مشكل شدو ظاهرا مقدارى مایع در داخل ریه‏ها جمع شده بود كه مى‏توانست ناشى از سه عارضه باشد: یكى اینكه ریه‏ها دچار عفونت‏شده باشند، دیگر اینكه وضع قلبى و نارسایى قلب موجب تجمع مایع در ریه شده باشد و سوم اینكه بیمارى اصلى كه معده را گرفتار كرده است ریه‏ها را هم مورد تهاجم قرار داده باشد. مشكل ریوى كماكان ادامه داشت و اختلالات كلیوى نیز به درمان پاسخ نمى‏داد.

روز چهاشنبه جلسه مشاوره‏اى با تعداد زیادى از پزشكان متخصص سراسر كشور تشكیل شد و وضع بیمارى امام از جنبه‏هاى مختلف مورد بررسى قرار گرفت.

در كنار مشكلات متعددى كه وجود داشت، تغییرات نگران كننده فرمول شمارش خون حاكى از پیشرفت‏بیمارى اصلى امام بود كه لزوم انجام سریع شیمى درمانى را مطرح مى‏ساخت، ولى مساله‏اى كه تیم پزشكان در این مورد با آن روبرو شد این بود كه معمولا اگر شیمى درمانى پس از عمل جراحى لزوم داشته باشد آن را دو تا سه هفته پس از جراحى به تعویق مى‏اندازند تا آثار سؤ ناشى از شیمى درمانى مشكلى را در وضع عمومى بدن ایجاد نكند، ولى آزمایشات خون حضرت امام در هر لحظه مبین مشكلات بیشترى بود و ناچار پزشكان، شیمى درمانى را شروع كردند و این در حالى بود كه وضعیت عمومى بدن از نظر وضع ریوى و كلیوى در شرایط چندان مطلوبى به سر نمى‏برد. روز شنبه سیزدهم خرداد دفع ادرارى

به كلى مختل شده بود و كلیه‏ها كه وظیفه دفع ادرار را به عهده دارند به درمانها جواب نمى‏دادند و این موضوع باعث تشدید مساله ریوى نیز مى‏گشت و ریه‏ها نیز پر از مایعى بود كه خروج آن با درمانهاى انجام شده امكانپذیر نبود.

ساعت‏یازده صبح همان روز، نوار قلب تغییراتى را نشان داد و فشار خون كم‏كم كاهش یافت، در بیمارستان پزشكان، حاج احمد آقا، بعضى از مسئولان مملكتى و نوه امام نزد معظم له بودند و بنا به اظهارات نوه حضرت امام ایشان شاید بیش از 100 بار شهادتین گفته بود. امام نماز ظهر و عصر را خواند و حدود ساعت‏سه بعدازظهر یك ایست قلبى پیش آمد كه با ماساژ قلبى و تنفس مصنوعى دوباره قلب به كار افتاد و دستگاهى جهت كمك به ایجاد ضربان قلب در جلوى سینه امام كار گذاشته شد. این وضعیت تا ساعت 30/8 دقیقه بعدازظهر ادامه داشت كه وضع نگران كننده از طریق اخبار شبكه سراسرى سیماى جمهورى اسلامى به اطلاع مردم رسید و موج عاشقان امام به سوى جماران روان گشت. وضعیت عمومى حضرت امام اصلا خوب نبود ولى بعدازظهر گویى مجددا كمى به هوش آمده بود. كهولت‏سن، بیمارى صعب‏العلاج و وضع نامناسب قلبى دست‏به دست هم داده بودند تا ملتى را داغدار كنند. كارى از دست پزشكان بر نمى‏آمد. على‏رغم تلاش همه جانبه و درمانهاى متعدد و مختلف، كارى از پیش نمى‏رفت. انبوه جمعیت هر لحظه در جماران بیشتر و بیشتر مى‏گشت، اشكها از نگرانى جارى بود و دستها به سوى آسمان بلند. چشم حاج احمد آقا مانند چشم میلیونها انسان دیگر، چشم میلیونها فرزند دیگر امام، اشك آلود بود. دستان امام لرزش داشت و در لحظات آخر با صدایى لرزان فرموده بود: من مى‏دانم زنده نمى‏مانم، اگر مرا براى خودم نگهداشته‏اید به حال خودم بگذارید و اگر براى مردم است هر كارى مى‏خواهید بكنید.

در سراسر ایران دستها به دعا برداشته شد، حتى در خارج از مرزها عاشقان امام ضجه‏كنان بقاى امام را از یگانه استدعا مى‏كردند، ولى در ساعت 20/22 دقیقه بعدازظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368، دعاى امام بر دعاى میلیونها انسان غلبه یافت و قلب ملت از كار ایستاد. انالله و انا الیه راجعون.


طبقه بندی: امام خمینی،  اندیشه سیاسی اسلام،  امام خامنه ای،  مردان خدا،  بسیج،  مناسبت ها،  جنگ نرم،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: رحلت امام خمینی، روخ خدا به خدا پیوست، امام عشق، خمینی کبیر، رهبر شهیدان، امام خمینی، بنیان گذار جمهوری اسلامی، امام روح ا...، لحظات آخر، وداع با روح خدا،