تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - مطالب مرداد 1390| مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

بسم رب العلی

به مناسبت ایام شهادت حضرت علی(ع) چند والپیپر زیبا گذاشتم امیدوارم استفاده کنید

التماس دعا

 

 

 

 

 

 

 

 



 


برای بزرگ شدن والپیپر ها روی آن ها کلیک کنید.




طبقه بندی: مردان خدا،  مناسبت ها،  عکس، 
برچسب ها: امام علی(ع)، والپیپر شهادت حضرت علی(ع)، طراحی مذهبی، والپیپر مذهبی، امام المتقین، شهادت حضرت علی(ع)، شب قدر، عکس شهادت حضرت علی(ع)،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

امام علی

پس از جریان جنگ صفّین و تحمیل ابوموسى اشعرى براى حكمیّت؛ و بعد از به وقوع پیوستن جنگ نهروان با خوارج، سه نفر از بزرگان خوارج كه حضرت على(علیه‎السلام) را تكفیر كرده بودند تصمیم گرفتند تا به عنوان خونخواهى، سه نفر از والیان و سران حكومتى را ترور نمایند.

یكى عبدالرحمن بن ملجم مرادى بود كه ترور امیرالمؤمنین، امام على(علیه‎السلام) را در كوفه؛ و دیگرى بَرك بن عبدالله كه او ترور معاویه را در شام؛ و سومین نفر عمر بن بكر، که ترور عمرو بن عاص را در مدینه به عهده گرفت .

و بعد از آن كه هر سه منافق، هم قسم شدند كه یا كشته شوند یا هدف شوم خود را به اجراء درآورند، هر كدام به سوى هدف مورد نظر خود رهسپار شدند.

و عبدالرّحمن پس از آن وارد كوفه شد، روزى در یكى از كوچه‎هاى كوفه، زنى را به نام قُطّام كه پدرش در جنگ نهروان كشته شده بود ملاقات كرد.

و چون قطّام، زنى بسیار زیباروى و خوش اندام بود؛ و عبدالرّحمن نیز از قبل مذاكراتى با او براى خواستگارى كرده بود، پس شیفته جمال او گردید و نسبت به آن اظهار عشق و علاقه نمود؛ و سپس پیشنهاد ازدواج به قطّام داد.

قطّام در پاسخ گفت: در صورتى با پیشنهاد تو موافقت مى‎كنم كه سه هزار درهم و یك غلام مهریه‎ام قرار دهى، مشروط بر آن كه علىّ ابن ابى طالب را نیز به قتل برسانى .

عبدالرّحمن براى امتحان قطّام گفت: دو شرط اوّل را مى‎پذیرم؛ لیكن مرا از قتل علىّ معاف دار.

قطّام گفت: خیر، چون شرط سوّم از همه مهمتر است؛ و اگر مى‎خواهى به كام و عشق خود برسى، بایستى حتما انجام پذیرد.

عبدالرّحمن وقتى چنین شنید، گفت: من به كوفه نیامده‎ام، مگر به همین منظور. (1)

پس از آن، قطّام هر ساعت خود را به شكلى آرایش و زینت مى‎كرد و در مقابل عبدالرّحمن به طنّازى و عشوه‎گرى مى‎پرداخت تا آن كه او را بیش از پیش دلباخته خود نماید.

و چون آتش عشق و شهوت عبدالرّحمن شعله‎ور گشته و فزونى یافت؛ و نیز زمان موعود با هم‎پیمانانش فرا رسید، آن ملعون شمشیرى مسموم همراه خود برداشت؛ و سحرگاه به مسجد كوفه وارد گشت .

و هنگامى كه نماز صبح به امامت حضرت على(علیه‎السلام) شروع شد، عبدالرحمن پشت سر امام ایستاد؛ و هنگامى كه سر از سجده برمى‎داشت ناگهان عبدالرّحمن فریادى كشید و با شمشیر بر فرق مقدّس آن امام مظلوم فرود آورد و گریخت.

در همین لحظه امام اظهار داشت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ»؛ قسم به پروردگار كعبه، رستگار و سعادتمند شدم.(2)

بعد از آن، حضرت را با فرق شكافته و بدن خونین به منزل آوردند؛ و پزشكان بسیارى جهت معالجه آن حضرت آمدند، یكى از آنان پزشكى بود به نام اثیر بن عمرو سكونى، كه بر بالین حضرت وارد شد؛ و شروع به مداوا گردید.

اطرافیان و اعضاء خانواده حضرت، اطراف بستر آن بزرگوار حلقه زده بودند و با حالتى نگران چشم به پزشك دوخته كه چه مى‎گوید؛ و نتیجه چه خواهد شد.

پس از آن كه پزشك نگاهى به جراحت آن حضرت كرد، گفت: گوسفندى را ذبح نمایید و سفیدى جگر ریه آن را تا سرد نشده، سریع بیاورید.

وقتى آن را آوردند، پزشك رگ میان سفیدى را بیرون آورد و میان شكاف سر آن حضرت قرار داد؛ و لحظه‎اى درنگ نمود، در حالتى كه تمامى افراد در انتظار نتیجه، لحظه شمارى مى‎كردند.

سپس شكاف سر را باز كرد و رگ را خارج نمود؛ با نگاهى به آن، خطاب به حضرت كرد و عرضه داشت: اى امیرالمؤمنین! اگر وصیّتى دارى بفرما، چون متاسفانه زخم شمشیر و زهر آن به مغز سر اصابت و سرایت كرده؛ و راهى براى معالجه آن نیست.(3)

لذا حضرت به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه‎السلام) فرمود: پسرم! اگر من خوب شدم، خودم آنچه را كه صلاح بدانم با عبدالرّحمن انجام مى‎دهم .

و چنانچه خوب نشدم و از دنیا رفتم، سعى كنید به او سخت نگیرید و در قصاص تجاوز نكنید، چون او یك ضربت شمشیر زده است شما هم حق ندارید بیش از یك ضربت به او بزنید. (4)

 




طبقه بندی: نقش ائمه در احیاء دین،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: علت شهادت حضرت علی(سلام الله علیه)، حضرت علی(سلام الله علیه).، امام علی، شهادت حضرت علی، شب قدر، مولای متقیان، علی علیه السلام،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

حضرت علی علیه السلام

چگونگى ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام) در نوشته تاریخ‎نویسان پیشین یكسان نیست. در حالى كه طبرى و ابن سعد و دیگران نوشته‏اند: «چون(حضرت علی علیه السلام) از سایبانى كه به مسجد مى‏رسد، بیرون شد، ابن ملجم او را ضربت زد.» یعقوبى كه تاریخ او پیش از اینان نوشته شده گوید: «پسر ملجم از سوراخى كه در دیوار مسجد بود، شمشیر بر سر او زد.» اما نوشته ابن اعثم كه هم عصر طبرى است، با نوشته آنان مخالف است و با آنچه میان شیعیان مشهور است مطابق مى‏باشد. وى چنین مى‏نویسد:

«پسر ملجم شمشیر خود را برداشت و به مسجد آمد و میان خفتگان افتاد. على(علیه‎السلام) اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار مى‏كرد، سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز كرد ، به ركوع، و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى كه عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گریخت و على در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امیرمؤمنان كشته شد.»(1)

بلاذرى به روایت خود از حسن بن بزیع آرد: «چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت: فزت و رب الكعبة و آخرین سخن او این آیه بود. «و من‏ یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.»(2)

روایت‎هاى شیعى و برخى از روایت‎هاى اهل سنت نیز با آنچه ابن اعثم نوشته مطابقت دارد.

بهرحال امام را از مسجد به خانه بردند. دیرى نگذشت كه قاتل را دستگیر كرده و نزد او آوردند. بدو فرمود:

ـ «پسر ملجمى؟»

ـ «آرى!»

ـ «حسن او را سیر كن و استوار ببند! اگر مُردم او را نزد من بفرست تا در پیشگاه خدا با او خصمى كنم و اگر زنده ماندم یا مى‏بخشم یا قصاص مى‏كنم.»

ابن سعد نوشته است امام فرمود:

ـ «بدو خوراك نیكو دهید و در جاى نرمش بیارمانید.» و هم او نوشته است روزى كه على مردم را براى بیعت مى‏خواند ابن ملجم دوبار براى بیعت پیش آمد و على او را راند سپس فرمود از پیغمبر شنیدم او ریش مرا از خون سرم رنگین خواهد كرد. امام در آخرین لحظه‏هاى زندگى فرزندان خود را خواست و به آنها چنین وصیت كرد:

«شما را سفارش مى‏كنم به ترسیدن از خدا، و این كه دنیا را مخواهید هر چند دنیا پى شما آید. و دریغ مخورید بر چیزى از آن كه به دستتان نیاید و حق را بگویید، و براى پاداش ‏[آن جهان‏] كار كنید و با ستمكار در پیكار باشید و ستمدیده را یار. و شما و همه فرزندانم و كسانم و آن را كه نامه من بدو رسد سفارش می‎كنم به ترس از خدا و آراستن كارها و آشتى با یكدیگر، كه من از جد شما شنیدم، می‎گفت: آشتى دادن میان مردم بهتر است از نماز و روزه سالیان.»

خدا را، خدا را درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید و نزد خود ضایعشان مگذارید.  خدا را، خدا را. همسایگان را بپایید كه سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آنان سفارش مى‏فرمود چندان كه گمان بردیم براى آنان ارثى معین خواهد نمود.

خدا را، خدا را، درباره قرآن، مبادا دیگرى بر شما پیشى گیرد در رفتار به حكم آن.

خدا را، خدا را، درباره نماز كه ستون دین شماست.

خدا را خدا را در حق خانه پروردگارتان! آن را خالى مگذارید، چندانكه در این جهان ماندگارید كه اگر [حرمت‏] آن را نگاه ندارید به عذاب خدا گرفتارید.

خدا را خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مال‎هاتان و به جان‎هاتان و زبان‎هاتان، بر شما باد به یكدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم، روى بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.

امر به معروف و نهى از منكر را وامگذارید تا بدترین شما حكمرانى شما را بر دست گیرند، آنگاه دعا كنید و از شما نپذیرند. پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفته‏اید و دست‎ها را بدان آلوده، و گویید امیرمؤمنان را كشته‏اند. بدانید جز كشنده من نباید كسى به خون من كشته شود.

بنگرید! اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یك ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید كه من از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم مى‏فرمود: «بپرهیزید از بریدن اندام مرده، هر چند سگ دیوانه باشد.»(3)

اندك اندك آرزوى او تحقق مى‏یافت و بدانچه مى‏خواست نزدیك مى‏شد. او از دیرباز، خواهان شهادت بود و مى‏گفت:

«خدایا بهتر از اینان را نصیب من دار و بدتر از مرا بر اینان بگمار!»

على(علیه‎السلام) به لقاء حق رسید و عدالت، نگاهبان امین و بر پا دارنده مجاهد خود را از دست داد، و بى‏یاور ماند. ستمبارگان از هر سو دست به حریم آن گشودند و به اندازه توان خود اندك اندك از آن ربودند، چندانكه چیزى از آن بر جاى نماند. آنگاه ستم را بر جایش نشاندند و همچنان جاى خود را می‎دارد تا خدا كى خواهد كه زمین پر از عدل و داد شود، از آن پس كه پر از ستم و جور شده است.

چون على(علیه‎السلام) را به خاك سپردند. امام حسن(علیه‎السلام) به منبر رفت و گفت:

«مردم! مردى از میان شما رفت كه از پیشینیان و پسینیان كسى به رتبه او نخواهد رسید. رسول الله پرچم را بدو می‎داد و به رزمگاهش می‎فرستاد و جز با پیروزى باز نمى‏گشت. جبرئیل از سوى راست او بود و میكائیل از سوى چپش. جز هفتصد درهم چیزى به جاى ننهاد و مى‏خواست با آن خادم بخرد.»(4)

جز وصیت كوتاهى كه نوشته شد، از امام وصیت‏هاى دیگرى نیز در سندهاى قدیمى دیده مى‏شود. برخى از آنها را پیش از ضربت خوردن فرموده و برخى را پس از آن كه متوجه دیدار خدا گردید.




طبقه بندی: مناسبت ها،  نقش ائمه در احیاء دین،  اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا، 
برچسب ها: چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام)، امام علی، ضربت خوردن حضرت علی، شب قدر، ویژه نامه شهاذت امیرالمومنین،
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()

ادامه از متن: خدایت را بشناس!

او خدای توست... پس برای خدایت بنده شو...

کسی را در نظر بگیرید که صاحب مرغداری است... به تخم ها رسیدگی می کند، از آن ها مواظبت می کند تا جوجه شوند؛ جوجه ها را آب و دانه می دهد ، با همه جور بیماری که سلامت جوجه ها را به خطر بیندازد مبارزه می کند ... خلاصه همه جور سختی را تحمل می کند و همه کار انجام می دهد تا جوجه ها به مرغ تبدیل شوند.

کسی که ملکی دارد... خانه را اداره می کند، به آب و برق آن رسیدگی می کند، زندگی افراد خانه دغدغه اوست و برای آسایش آن ها می کوشد و سعی می کند شرایط زندگی را هر روز مرفه تر کند...

هر دو این افراد ، نه تنها مالک مرغ و خانه هستند، بلکه پرورش دهنده و مدیر آن نیز هستند... اعراب چنین افرادی را "رب الدجاج" (صاحب و پرورش دهنده مرغ) و "رب البیت" (صاحب و مدیر خانه) می نامند!

«رب العالمین» عبارتی است مربوط به آن مالک و پروردگاری که ما هرروز او را ستایش می کنیم، می پرستیمش و هر روز در نماز های خود بدین اعتراف می کنیم. لذا فهم اصطلاح "رب" به خیلی از اعمال و عبادات ما رنگ دیگری می بخشد.

رب العالمین ، یعنی پروردگار جهانیان، خالق و مالک و صاحب مطلق آن و هم پرورش دهنده آن در مسیر تکامل. کسی که از اولین مرحله وجود مراقب احوال آن ها بوده و تا سرحد کمال ، پرورششان می دهد، روزیشان می دهد و قوانین رستگاری و راه سعادت را پیش رویشان قرار می دهد.

از لحاظ لغوی تفاوت بین پروردگاری حق تعالی با دیگر موجودات ، در این است که اصطلاح «رب» به تنهایی به کار می رود: بلدة طیبه و رب غفور (سبا/15) ولی دیگران را با اضافه چیزی رب گفته می شود: رب الشجر (صاحب و پرورش دهنده درخت)

تا بدین جا با مفهوم لغوی این اصطلاح آشنا شدیم... اگر این مفهوم را در نظر بگیریم، علت اصلی خیلی از مبارزات پیامبران و درگیری های آن ها را در می یابیم...

به صراحت عرض کنم، اکثر انحرافات جوامع و افراد در همه طول تاریخ، درک غلط این اصطلاح بوده... که متعاقبا در این باره بیشتر توضیح خواهم داد.

 

بحث بعدی... ربوبیت؛ معرکه اصلی انبیا




طبقه بندی: نقش ائمه در احیاء دین،  مناسبت ها،  دل نوشت،  عکس،  جنگ نرم،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای، 
برچسب ها: بندگی، بنده شو، ربوبیت، علامه عسکری، شهید دیالمه، ربوبیت معرکه اصلی انبیا،
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()

منتظر هیچ‌كس نباشیم

27/5/1390

رهبر معظم انقلاب در دیدار فعالان و برگزیدگان بخش‌هاى اقتصادى‌ در تعریف جهاد اقتصادی گفتند «حركت مستمرِ همه‌جانبه‌ى هدفدارِ ملت ایران با نیت خنثى‌كردن و عقیم كردن تلاش خصم‌آلود و غرض‌آلود دشمن.» یادداشت زیر كه از سوی مخاطبین سایت نوشته شده است، موضوع جهاد اقتصادی و اهداف و الزامات آن را مورد بررسی قرار می‌دهد.




برای خواندن متن کامل اینجا کلیک کنید
طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  بسیج،  مناسبت ها،  عکس،  جنگ نرم، 
برچسب ها: امام خامنه ای، جهاد اقتصادی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17034/smpl.jpgاین ماه، ماه ضیافت الهى است. پذیرایى خداوند از بندگان خود در این ماه -كه یك پذیرایى معنوى است- عبارت است از گشودن درهاى رحمت و مغفرت و مضاعف كردن اجر و ثواب اعمال خیرى كه بندگان در این ماه انجام مى‌دهند. روزه ماه رمضان هم یكى از مواد همین ضیافت عظیم الهى است كه مایه تصفیه روح انسان و ایجاد زمینه طهارت قلبى روزه‌دار است. امام سجاد علیه‌السّلام در خطبه‌اى فرمود: «شهر الطّهور و شهر التمحیص»؛ رمضان، ماه پاك شدن و طهارت قلب و ماه مغفرت است؛ چون خداى متعال استغفار را در این ماه بیش از دیگر ایام سال مورد لطف و عنایت خود قرار مى‌دهد. لذا در یك روایت وارد شده است كه «فمن لم یغفر له فى رمضان ففى أىّ شهر یغفر له»؛ اگر كسى در ماه رمضان -كه درهاى رحمت و مغفرت الهى به روى انسان‌ها گشوده است- نتواند به مغفرت و رحمت الهى دست پیدا كند، پس كِى چنین توفیقى نصیب او خواهد شد؟

یكى از مواد این مائده الهى و ضیافت الهى، لیلةالقدر است؛ فرمود «لیلةالقدر خیر من ألف شهر»؛ شبى كه به عنوان لیلةالقدر شناخته شده و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌هاى كیمیایى لیلةالقدر، بنده مؤمن باید حداكثر استفاده را بكند. بهترین اعمال در این شب، دعاست.

احیاء هم براى دعا و توسل و ذكر است. نماز هم -كه در شب‌هاى قدر یكى از مستحبات است- در واقع مظهر دعا و ذكر است. در روایت وارد شده است كه دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت یا به تعبیر رایج ماها روح عبادت، دعاست. دعا یعنى چه؟ یعنى با خداى متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیك خود احساس كردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است یا تمجید و تحمید است یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه این‌ها دعاست. دعا یكى از مهم‌ترین كارهاى یك بنده مؤمن و یك انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشى دارد.
برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: شب های قدر، شب آرزوها، گفتار آقای خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، امام خامنه ای، رهبر، گفتار رهبر، سی روز، سی گفتار | نوزدهم: ساعت‌های كیمیایی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17030/smpl.jpgقال اللَّه تبارك و تعالى: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم. و إذا سألك عبادى عنّى فإنّى قریبٌ اجیبُ دعوةالدّاع إذا دعان».

یكى از وظایف ما در ماه رمضان، دعا كردن است. دعا انسان را به خدا نزدیك مى‌كند؛ معارف را در دل انسان ماندگار و مؤثّر مى‌كند؛ ایمان را قوى مى‌كند؛ علاوه بر این كه مضمون دعا -كه خواستن از خداست- إن‌شاءاللَّه مستجاب مى‌شود و خواسته انسان برآورده مى‌گردد؛ یعنى دعا از چند سو داراى بركات بزرگ است. لذاست كه در قرآن كریم بارها در باب دعا و دعایى كه بندگان صالح خدا كرده‌اند، سخن گفته شده است. همه این‌ها براى آن است كه به ما درس داده شود. انبیاى الهى در مواقع سختى دعا مى‌كردند و از خداى متعال كمك مى‌خواستند: «فدعا ربه انّى مغلوب فانتصر» كه از قول حضرت نوح علیه‌السّلام نقل شده است. یا از قول حضرت موسى علیه‌السّلام نقل شده است: «فدعا ربّه ان هؤلاء قوم مجرمون» موسى به خدا شكایت كرد و به او پناه برد.

خداى متعال در چند آیه از آیات قرآن وعده كرده است كه دعا را مستجاب خواهد كرد. یكى از آیات، همین آیه مباركه «و قال ربّكم ادعونى استجب لكم» است؛ یعنى پروردگار شما فرموده است كه مرا دعا كنید، تا استجابت كنم. ممكن است استجابت به معناى برآورده شدنِ صددرصد آن خواسته هم نباشد. گاهى ممكن است قوانین خلقت، اقتضاى این را نكند كه خدا آن حاجت را حتماً برآورده كند. در مواردى قوانینى وجود دارد كه آن خواسته برآورده شدنى نیست، یا به‌زودى برآورده شدنى نیست. در غیر این موارد، قاعدتاً خداى متعال پاسخش این است كه خواسته شما را برآورده مى‌كند؛ همچنان كه در دعاى شریف ابى‌حمزه ثمالى -كه در سحرهاى ماه رمضان خوانده مى‌شود- به همین معنا اشاره مى‌كند. در قرآن فرموده است: «و اسئلوا اللَّه من فضله إن اللَّه كان بكلّ شى‌ءٍ علیماً»؛ اگرچه خدا عالم است و نیازهاى شما را مى‌داند اما شما از خدا بخواهید و به خدا عرض كنید. این آیه را در دعا ذكر مى‌كند. (البته در دعاى شریف: «إن اللَّه كان بكلّ شى‌ءٍ رحیماً» دارد اما در قرآن «كان بكلّ شى‌ءٍ علیماً» است.) بعد مى‌فرماید: «و لیس من صفاتك یا سیدى أن تأمر بالسؤال و تمنع العطیه». امام سجاد علیه‌السّلام عرض مى‌كند: پروردگارا! عادت تو این نیست كه مردم را به خواستن امر كنى اما آنچه كه آن‌ها خواستند به آن‌ها ندهى. یعنى معناى كرم الهى و رحمت الهى و قدرت محیطه الهى این است كه اگر مى‌گوید بخواهید، اراده فرموده است كه آن خواسته را اجابت كند. این همان وعده الهى است كه در همین آیه‌اى كه در اوّل خطبه تلاوت كردم، صریح این معنا را بیان مى‌كند: «و إذا سألك عبادى عنّى فإنّى قریبٌ اجیب دعوة الدّاع إذا دعان»؛ هرگاه بندگان من درباره من از تو سؤال كنند كه كجاست، بگو اى پیامبر، من نزدیكم و پاسخ مى‌گویم و دعوت و خواسته آن كسى را كه از من مى‌خواهد و مرا مى‌خواند، اجابت مى‌كنم. هر كس خدا را بخواند، پاسخى در مقابلش هست: «لكلّ مسألة منك سمع حاضر و جواب عتید»؛ هر سؤالى از خدا، هر خواسته‌اى از خدا، یك پاسخ قطعى در مقابل دارد. این خیلى مهم است و باید بندگان مؤمن خدا آن را خیلى قدر بدانند. حالا كسى كه ایمان ندارد، طبیعى است كه از این موقعیت -مثل خیلى از موقعیت‌هاى دیگر- استفاده نمى‌كند. این وعده قطعى الهى است؛ یعنى خداى متعال هر خواسته‌اى را جواب خواهد داد. این یك وعده است و البته هر وعده‌اى هم شرایطى دارد.
 
برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | هجدهم: وعده‌ی الهی، امام خامنه ای، آقای خامنه ای، گفتار آقای خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، ماه رمضان، شب های قدر،
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17021/smpl.jpghttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  دوم: شناخت
دومین چیزى كه در دعا وجود دارد، معارف است؛ و این مخصوص دعاهایى است كه از معصوم به ما رسیده است. امام سجّاد علیه‌الصّلاة والسلام «صحیفه سجّادیه» را به‌صورت دعا تنظیم فرموده و اصلاً دعا خوانده است اما این كتاب، پُر از معارف الهى و اسلامى است. توحید خالص در صحیفه سجّادیه است. نبوّت و عشق به مقام تقدّس نبىّ اسلام علیه و على آله الصّلاة و السّلام در صحیفه سجّادیه است. مثل بقیه دعاهاى مأثور، معارف آفرینش در این كتاب است. همین «دعاى ابوحمزه ثمالى» كه مخصوص سحرهاست -سعى كنید آن را بخوانید و در معنایش توجه و تدبّر داشته باشید- و همین «دعاى كمیل» كه شب‌هاى جمعه خوانده مى‌شود، از جمله دعاهایى است كه سرشار از معارف اسلامى است و در آن‌ها حقایقى به زبان دعا بیان شده است. نه این‌كه آن بزرگوار -امام سجّاد علیه‌الصّلاة والسّلام- نمى‌خواسته دعا كند و دعا را پوشش قرار داده است؛ نه. دعا مى‌كرده، مناجات مى‌كرده و با خدا حرف مى‌زده است. منتها انسانى كه قلبش با خدا و با معارف الهى آشناست، حرف زدنش هم این‌گونه است. حكمت از او سرریز مى‌شود و دعاى او هم عین حكمت است.

دعاهایى كه ما مى‌خوانیم پر از حكمت است. در دعاهاى مأثور از ائمّه علیهم‌السّلام كه به ما مى‌رسد، نكاتى عاید از معارف وجود دارد كه حقیقتاً مورد احتیاج انسان است. آن بزرگواران با آوردن این نكات در دعاها به ما یاد مى‌دهند كه از خدا چه بخواهیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  چه بخواهیم؟
من از دعاى شریف ابوحمزه ثمالى چند فقره برایتان عرض مى‌كنم. این دعاى طولانى، حالت مناجاتى عجیب دارد كه در بخش سوم عرض خواهم كرد. و اما لابه‌لاى این مناجات‌ها، نیازهاى واقعى انسان نهفته است. نیازهاى واقعى آن‌هایى است كه این بزرگوار از خداى متعال مى‌خواهد. مثلاً در فرازى از دعا خطاب به قادر متعال عرض مى‌كند: «اَرْغِدْ عَیشى‌»؛ «زندگىِ مرا زندگىِ گوارایى قرار بده». گوارا بودن زندگى نه با پول، نه با قدرت و نه با داشتن زر و زور است. زیرا یك فرد در عین برخوردارى از همه این امكانات، ممكن است زندگى برایش گوارا نباشد. نگرانى‌اى دارد كه زندگى برایش گوارا نیست. مشكل خانوادگى‌اى دارد كه زندگى برایش گوارا نیست. اولادش مشكلى پیدا مى‌كنند -العیاذُ باللَّه، نستجیر باللَّه، یكى از فرزندان وى اخلاق بدى دارد- دیگر زندگى برایش گوارا نیست. خبرِ بدى به انسان مى‌رسد؛ زندگى بر او تلخ و ناگوار مى‌شود. این انسان، هم پول دارد، هم قدرت دارد، هم امكانات دارد؛ همه‌چیز دارد اما زندگىِ گوارا ندارد. ممكن است انسان فقیرى كه زندگىِ خیلى ساده‌اى دارد و در اتاقى محقّر با عیال و فرزندش در عین تنگدستى گذرانِ زندگى مى‌كند، زندگى‌اش گواراتر از آن فردِ همه‌چیزدارِ ثروتمند و قدرتمند باشد.

ببینید حضرت سجاد علیه‌الصّلاة والسّلام چگونه نقطه اصلى را مورد توجه قرار مى‌دهد. مى‌گوید: «اَرْغِدْ عَیشى‌ وَ اَظْهِرْ مُرُوّتى‌»؛ «زندگى‌ام را گوارا و جوانمردى‌ام را آشكار كن». ظاهراً معناى عبارت دوم این است كه «میدانى به‌وجود آید تا من در آن، صفت جوانمردى را به منصه بروز درآورم». نه این‌كه «مردم ببینند من جوانمردم»؛ نه. براى این‌كه اگر بخواهیم جوانمردى بروز پیدا كند، باید جوانمردى كنیم. صرف این‌كه جوانمردى در درون انسان وجود داشته باشد، كافى نیست. انسان باید جوانمردى را به مرحله عمل برساند و نسبت به كسانى جوانمردى كند. این مى‌شود «اَظْهِرْ مُرُوّتى‌». در ادامه مى‌فرماید: «وَ اَصْلِحْ جَمیعَ اَحْوالى»؛ «همه كارهاى من و احوال مرا اصلاح كن. حالِ دعاى مرا اصلاح كن. حالِ زندگى معمولى من و خانواده‌ام را اصلاح كن. حالِ شغلى را كه دارم، اصلاح كن. همه خصوصیات مرا اصلاح كن». اصلاح هر امرى، به حسب خودش، یك دعاى كامل و جامع است. «وَ اجْعَلنى‌ مِمّن اَطَلْتَ عُمْرَهُ وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ اَتْمَمْتَ عَلَیهِ نِعْمَتَكَ وَ رَضیتَ عَنْهُ وَ اَحْییتَهُ حَیوةً طَیبَةً». مى‌گوید: «مرا از كسانى قرار بده كه عمرى طولانى توأم با عمل نیكو و همراه با نعمتِ كامل الهى و همراه با رضاىِ پروردگار و حیات طیبه دارند». آیا چیزى از این بهتر، وجود دارد؟!

معصومین علیهم‌السّلام یاد مى‌دهند كه چه باید از خدا بخواهیم. چیزهایى كه باید از خدا خواست، همان‌هاست كه آن بزرگواران در ادعیه مطرح مى‌كنند. بعضى در دنیا به سراغ زیادی‌هاى زندگى مى‌روند. مى‌گویند: فلان معامله براى من جور شود. فلان سفر درست شود. فلان شغل گیرم بیاید و... چرا انسان چیزهاى اصلى را از خدا نخواهد؟! پیشوایان دین به ما یاد مى‌دهند: «این‌گونه دعا كنید و این چیزها را از خدا بخواهید». البته نوع دعاهایى كه آنان به ما یاد مى‌دهند، یك فصلِ طولانى را به خود اختصاص مى‌دهد.

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  مناسبت ها،  نقش ائمه در احیاء دین، 
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، گفتار امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای در رمضان، رمضان، سی روز، سی گفتار | هفدهم: شناخت و خاكساری،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()
27/5/1390نسخه قابل چاپ

زمانه‌ی پیروزی‌ها

نگاهی گذرا به تاریخچه‌ی تشكیل رژیم صهیونیستی و اثر شجره‌ی طیبه‌ی مقاومت اسلامی لبنان در جلوگیری از ادامه روند پیشرفت اشغال سرزمین‌ها توسط این رژیم، سومین مطلبِ ویژه‌نامه‌ی «نصرُ مِن‌الله» است:

«تقسیم» فرآیندی یك‌سویه است. شیشه كه می‌شكند، به این راحتی‌ها پیوند نمی‌خورد. سفال كه دیگر هیچ! تقسیم خاصیت دیگری هم دارد؛ تولید انبوهی مرز و فاصله. اگر مربعی را چهار قسمت كنیم، مجموع مساحت اشكال به ‌دست آمده، همان مساحت شكل اول است، اما مجموع محیط‌هاشان دوبرابر شكل اول است. به همین خاطر هم هست كه هیچ‌كس دانه‌های كامل قهوه را دم نمی‌كند یا سنگ نمك در غذا نمی‌اندازد؛ اول خردشان می‌كنند و بعد هم نوش جان.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif
أجلِ عثمانی‌ها و صفویه و قاجار دیر یا زود سرمی‌رسید، كه: لِكُلِّ امّةٍ أجَلٌ. اما كاش این وقایع طبیعی و بعضاً نویدبخش با فروپاشی سرزمین‌های مسلمانان همراه نمی‌شد. وقتی «سِر مارك سایكس»1 و «فرانسیس پیكوت»2 داشتند دور از چشم «شریف‌ حسین» بیچاره3 سرزمین‌های مسلمانان را میان خود تقسیم می‌كردند، هیچ‌كس نمی‌دانست این قرارداد كمتر از دو دهه‌ی بعد می‌شود مقدمه‌ی تولید انبوهی مرز؛ مرزهایی كه كم‌كم از آفاق به أنفس هم نشت خواهد كرد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/16861/004.jpg
سقوط عثمانی و فروپاشی سرزمین‌های مسلمانان، چند ده هزار كیلومتر مرز روی دست اهل قبله گذاشت، مرزهایی كه مئونه‌ی ۲۴۰ كیلومترش را بعدها و در جنگ دوم خلیج فارس، آمریكایی‌ها متحمل شدند. ۱۵۳۵ كیلومترش شد خونبهای هزاران برادر بوسنیایی و ۱۰۱۷ كیلومترش هم شد گهواره‌ی مولود مشئوم استكبار در خاورمیانه، یعنی «اسرائیل».

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif
فلسطین چهار همسایه دارد؛ مصر، سوریه، اردن و لبنان و البته سواحل مدیترانه در غرب. لبنان در این میان سرزمین گسل‌ها است، اما نه به خاطر كوهستان‌ها و برف‌های ستیغ كوه‌هایش. اگرچه این كشور هم مانند دیگر قطعه‌های عثمانی در دهه‌های دوم و سوم قرن 19 میلادی به‌تدریج...

ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  بسیج،  عکس،  پایگاه بسیج 313 حوزه وبلاگ امام خامنه ای،  جنگ نرم، 
برچسب ها: خاور میانه، فلسطین،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()
كی از محورهای اصلی بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدارهای اساتید و دانشجویان در سال‌های اخیر، بحث «علم» است. به همین دلیل و به مناسبت برگزاری دیدار دانشجوان، در نظر داریم تا با تهیه و انتشار 10 پادكست با عنوان اصلی «العلمُ سلطان»، بیانات رهبر انقلاب را در حوزه‌ی «اقتدار علمی» بازخوانی كنیم. این قطعه‌های صوتی، به صورت روزانه منتشر می‌شود:

پادكست هفتم: «وضعیت علوم انسانی»؛ بیانات در جمع طلاب قم، 29 مهرماه 1389. بخش‌هایی از پادكست:
«اینكه بنده درباره‌ى علوم انسانى در دانشگاه‌ها و خطر این دانشهاى ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه‌ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانى‌اى كه امروز را‌یج است، محتواهائى دارد كه ماهیتاً معارض و مخالف با حركت اسلامى و نظام اسلامى است؛ متكى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ حرف دیگرى دارد، هدف دیگرى دارد. وقتى اینها رایج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت می‌شوند؛ همین مدیران مى‌آیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد كشور، در رأس مسائل سیاسى داخلى، خارجى، امنیت، غیره و غیره قرار می‌گیرند. حوزه‌هاى علمیه و علماى دین پشتوانه‌هائى هستند كه موظفند نظریات اسلامى را در این زمینه از متون الهى بیرون بكشند، مشخص كنند، آنها را در اختیار بگذارند، براى برنامه‌ریزى، براى زمینه‌سازى‌هاى گوناگون.»


برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید :












طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  مناسبت ها،  نواهنگ،  کلیپ،  جنگ نرم، 
برچسب ها: امام خامنه ای، کلیپ سوتی، جنگ نرم، اقتدار علمی، العلم سلطان،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17008/smpl.jpgقال‌اللَّه الحكیم فى كتابه: «و إذا سَألَك عبادى عنّى، فإنّى قریبٌ اجیب دعوة الدّاع إذا دعان. فلیستجیبوا لى‌ وَ لیؤمنوا بى لعلّهم یرشدون».

در دعا، سه چیز نهفته است كه این سه چیز، فواید و دستاوردهاى دعاست. دعایى نیست كه از دو تاىِ این سه چیز، خالى باشد؛ چه دعاهاى مأثور كه از معصومین علیهم‌السّلام رسیده است و چه دعاهایى كه یك انسان، خودش از روى طلب و نیاز به خداى خود عرض مى‌كند. دو چیز حتماً در این دعاها هست. و اما بعضى دعاها، سه چیز (یك چیز دیگر) علاوه بر این دو چیز دارند كه این سه چیز، خیلى مهم است.

یكم: خواستن
یكى از این سه چیز، عبارت است از آن مقصودِ عمومى از دعا؛ یعنى خواستن و گرفتن از خداوند متعال. ما انسان‌ها نیازهاى زیادى داریم و وجودمان سر تا پا نیاز است. اگر در وجود خودتان دقّت كنید، مى‌بینید از تنفّس كردن و غذا خوردن گرفته تا راه رفتن و گوش كردن و دیدن، همه و همه حاكى از نیاز ما انسان‌هاست. یعنى خداى متعال، مجموعه‌اى از امكانات و نیروها را در اختیار من و شما قرار داده است كه با آن‌ها مى‌توانیم زندگى كنیم و همه نیز تحتِ اراده پروردگار است. هر كدام از این نیروها و امكانات كمبود پیدا كند، انسان دچارِ مشكلِ اساسى در زندگى خود مى‌شود. مثلاً یك رگ یا یك رشته عصب از كار بیفتد، یك عضله مشكل پیدا كند، تا برسد به مسائلِ بیرون از وجودِ انسان یا مسائل روحى یا مسائل اجتماعى.

بشر، سر تا پا نیاز است. رفع این مشكلات و تأمین این نیازها را از چه كسى باید بخواهیم؟ از خداى متعال كه او حاجات ما را مى‌داند. «و اسئلوا اللَّه من فضله إن اللَّه كان بكلّ شى‌ءٍ علیماً». خدا مى‌داند شما چه مى‌خواهید، چه لازم دارید و چه چیز از او مى‌طلبید و سؤال مى‌كنید. پس از خدا بخواهید. در جاى دیگر مى‌فرماید: «و قال ربّكم: ادعونى استجب لكم» پروردگار شما فرموده است: «دعا كنید مرا» یعنى «بخوانید مرا؛ من به شما جواب مى‌دهم». البته این جواب دادن، به معناى برآمدنِ حاجت نیست. مى‌گوید: «جواب مى‌دهم و لبیك مى‌گویم»؛ استجب لكم. اما این استجابت الهى در بسیارى از موارد با دادنِ حاجت و آن چیزِ مورد درخواست شما همراه است. پس، این مطلب اوّل كه انسان نیازهایى دارد و رفع این نیازها را باید از خدا بخواهد. باید درِ خانه خدا رفت تا از تضرّع پیش دیگران، بى‌نیاز شد...

در حدیثى آمده است: «افضل العبادة الدّعا». بهترین عبادت‌ها دعاست. حدیث دیگر، حدیث نبوى است. آن حضرت به اصحابِ خود فرمود: «ألا ادُّلكم على سلاح ینجیكم من اعدائكم و یدر ارزاقكم؟» «آیا مى‌خواهید سلاحى را به شما نشان دهم كه هم شما را از دشمن حفظ مى‌كند و نجات مى‌دهد و هم روزى‌تان را فراوان مى‌كند؟» این، همان خواستن از خدا براى برآورده شدن حاجات است. «قالوا: بلى یا رسول‌اللَّه»، «عرض كردند: بلى؛ بفرمایید». فرمود: «قال تدعون ربّكم». «خدا را دعا كنید؛ خدا را بخوانید»، «باللّیل و النّهار» «شب و روز»، «فإنّ سلاح المؤمن الدّعا» «سلاح مؤمن، دعاست»؛ یعنى دنبال حاجات رفتن با سلاح دعا. با دشمن، با حادثه و با بلیه در افتادن با سلاح دعا.

یك روایت از حضرت سجاد علیه‌السّلام است كه مى‌فرماید: «الدّعاء یدفع البلاء نازل و ما لم ینزل»؛ هم بلایى كه به سوى شما آمده است با دعا دفع مى‌شود و هم بلایى كه نیامده است. یعنى اگر دعا نكنید، آن بلا متوجّه شما خواهد شد.

مسأله بسیار مهمّى است. خداوند متعال، وسیله‌اى به انسان داده است كه انسان مى‌تواند حوائج خود را -مگر در موارد استثنایى كه به آن اشاره مى‌كنم- با آن برآورده كند. آن وسیله چیست؟ خواستن از خداى متعال است.

كلامى از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نقل شده است كه ایشان -بنا بر نقل- فرموده‌اند: «ثم جعل فى یدك مفاتیح خزائنه، بما اذن فیه من مسألته»؛ «خداى متعال، به این‌كه به تو اذن داد از او بخواهى، كلید همه گنجینه‌هاى خود را در دست تو قرار داد». پس اذنى كه خداوند متعال داد تا هرچه مى‌خواهى از او بخواهى، كلید همه خزائن الهى است. اگر انسان این كلید را به شكل درست به‌كار ببرد -از خدا بخواهد- مسلّماً آن را در اختیار انسان مى‌گذارد. «فمتى شئت استفتحت بالدّعاء أبواب خزائنه»؛ هر وقت بخواهى، به‌وسیله دعا درِ خزائن الهى را باز مى‌كنى. ببینید! این مسأله بسیار مهمّى است. چرا انسان خود را از این وسیله مهم محروم كند؟!

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: سی روز، سی گفتار | شانزدهم: دعا و خواستن، امام خامنه ای، گفتار امام خامنه ای، رهبر،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 مرداد 1390 توسط عمار | نظرات ()
رهبر انقلاب اسلامی هدف واقعی تحریم‌های ایران را فلج كردن اقتصاد كشور خواندند و خاطرنشان كردند: عامل حقیقی این تحریم‌ها مسئله انرژی هسته‌ای نیست چرا كه روند تحریم ها، 32 سال پیش هنگامی آغاز شد كه نامی از مسائل هسته‌ای در كشور نبود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأكید بر مقابله هوشمندانه ملت ایران و مسئولان كشور با تحریم‌ها افزودند: اگر تحریم، مؤثر و برای دشمنان كارگشا بود همان سال‌های اول انقلاب اهداف مستكبران را محقق می‌ساخت چه برسد به اكنون كه ملت و نظام در مقابل تحریم‌ها، به تدریج حالت ضدضربه پیدا كرده‌اند.
ایشان دور زدن تحریم‌ها و مهم‌تر از آن روی آوردن به توانایی‌های داخلی را از جمله شیوه‌های موفق ملت و مسئولان در شكست دادن تحریم‌ها برشمردند و افزودند: مقابله افتخارآمیز نظام اسلامی با تحریم‌ها، همچون تمامی 32 سال اخیر، با موفقیت ادامه خواهد یافت.

هدف تحریم ها ، فلج کردن اقتصاد کشور است / راه مقابله با آن دور زدن تحریم ها و روی آوردن به ظرفیت درونی است که این هدف دشمن با جهاد اقتصادی ناکام می ماند...




طبقه بندی: امام خامنه ای،  مردان خدا،  اندیشه سیاسی اسلام،  مناسبت ها،  عکس، 
برچسب ها: امام خامنه ای، فعالان اقتصادی، جهاد اقتصادی،
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4