تبلیغات
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای - بیانات امام خامنه ای در دیدار مسئولان نظام | مجموعه پوستر ها، فیلم ها، مقالات، کتاب ها ، نرم افزار ها و دیگر آثار ارزشی
پایگاه مقاومت اینترنتی امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط عرفان | نظرات ()

ششم رمضان‌المبارك 1432


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

 به برادران و خواهران عزیز، مسئولین زحمتكش و دلسوز كشور خوشامد عرض میكنم؛ ان‌شاءالله خداوند این ماه شریف را بر همه‌ى شما و بر ملت ایران مبارك بفرماید. خدا را سپاسگزاریم كه یك سال دیگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانیم این مجلس صمیمى و گرم را تشكیل بدهیم و درباره‌ى مسائل مبتلابه و مهم كشور مطالبى را بشنویم و بگوئیم.

 من عرایضم را به سه قسمت تقسیم میكنم: بخش اول، تذكراتى است كه در درجه‌ى اول خود این حقیر احتیاج دارم به اینكه به این تذكرات توجه كنم، كه ان‌شاءالله الهام از معنویت ماه رمضان باشد. یك قسمت هم درباره‌ى مسائل كشور با یك نگاه كلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءالله وقت شد، یك اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهیم كرد.

 مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى - عارف معروف و مشهور و فقیه بزرگوار - در كتاب شریف «المراقبات»شان میفرمایند: روزه یك هدیه‌ى الهى است كه خداى متعال این را به بندگان خود و به مؤمنین هدیه كرده است. تعبیر ایشان این است كه: «الصّوم لیس تكلیفا بل تشریف»؛ روزه را به چشم یك تكلیف نگاه نكنید؛ به شكل یك تشریف و تكریم نگاه كنید، كه «یوجب شكرا بحسبه»؛ این توجه به فریضه‌ى روزه - كه تكریم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شكر است؛ باید خدا را سپاسگزارى كرد. ایشان براى گرسنگى و تشنگى كه مؤمنین در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن میدانند، فوائد متعددى را بیان میكنند كه متخذ از روایات و برخاسته‌ى از دل نورانى این مرد بزرگ است. از جمله‌ى آنها، یا اهمّ آنها - كه ایشان خودشان میگویند این خاصیت از همه مهمتر است - این است كه میگویند این گرسنگى و تشنگى یك صفائى به دل میبخشد كه این صفاى قلبى زمینه را فراهم میكند براى تفكر، كه «تفكّر ساعة خیر من عبادة سنة».(1) این تفكر از نوع تفكرِ مراجعه‌ى به باطن و روح و دل انسان است كه حقایق را روشن میكند و باب حكمت را بر روى انسان میگشاید. از این باید استفاده كرد.

 درباره‌ى عمر فكر كنیم. عمر سرمایه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خیرات به وسیله‌ى عمر - همین ساعات زودگذر - به دست مى‌آید؛ این سرمایه است كه میتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارك ببیند. درباره‌ى این عمر فكر كنیم. گذر عمر را ببینیم. ناپایدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس كنیم. به این گذر زمان توجه كنیم؛ «عمر، برف است و آفتاب تموز». لحظه به لحظه از این سرمایه دارد كاسته میشود؛ و این در حالى است كه این سرمایه، همه چیز ماست براى كسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش میكنیم، در كجا مصرفش میكنیم، در چه راهى آن را خرج میكنیم؟

 تفكر در باب مرگ، عبور از این عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملك‌الموت؛ این لحظه براى همه‌ى ما پیش مى‌آید؛ «كلّ نفس ذائقة الموت»؛(2) همه، این را میچشیم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اینها نكاتى است كه در خور تدبر و تأمل است. فكر در این زمینه‌ها، از جمله‌ى تفكر لازم و اساسى و ضرورى است.

 یك زمینه‌ى دیگر براى تفكر، همین دعاهاست. مضامینى كه در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ایشان در همین «مراقبات» میفرمایند: حقایق و معارفى كه در ادعیه‌ى رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود دارد، یك دهم آن در همه‌ى روایات و خطبِ رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدى و خطب توحیدى. این دعاها خیلى اهمیت دارد.

 من حالا فقره‌اى از یك دعائى را در نظر گرفته‌ام كه چند دقیقه‌اى بعضى از جملات آن را عرض بكنم و تكرارى باشد براى آن كسانى كه شنیده‌اند، و تذكرى باشد براى آن كسانى كه نشنیده‌اند: دعاى بیستم صحیفه‌ى سجادیه؛ دعاى شریف معروف به مكارم‌الاخلاق.

 اولِ این دعا میفرماید: «اللّهمّ صلّ على محمّد و ءال محمّد و حلّنى بحلیة الصّالحین و البسنى زینة المتّقین»؛ آرایش بندگان صالح را به من عنایت كن، من را زینت بده به زینت صالحین، و زیور متقین را به من عنایت بفرما. یعنى من را جزو بندگان صالح و متقین و پرهیزگاران قرار بده. بعد درباره‌ى متقین خصوصیاتى را ذكر میكند، كه اینكه میگوئیم زیور متقین را به من عنایت كن، من را مزین به زینت متقین كن، یعنى چه. در چه چیزى ما به زینت متقین و پرهیزگاران زیور پیدا كنیم و نزدیك شویم؟ معمولاً وقتى صحبت تقوا به نظر مى‌آید، اجتناب از گناهان فردى و انجام عبادات و این چیزها به ذهن متبادر میشود - كه البته آنها یقیناً هست؛ شكى نیست - اما اینجا امام سجاد (علیه الصّلاة و السّلام) بیست و دو سه مطلب را در ذیل این فقره بیان میكنند كه ماها را متوجه به ابعاد جدیدى از معناى تقوا، مفهوم تقوا و مصداق تقوا میكند.

 «و البسنى زینة المتّقین» در این چیزها: اول، «فى بسط العدل»؛ گستردن عدالت. عدالت را در میان جامعه مستقر كنیم؛ عدالت قضائى، عدالت به معناى تقسیم منابع حیاتى كشور میان آحاد مردم، عدالت به معناى تقسیم درست فرصتها میان مردم. تقوائى كه از ما انتظار میرود، جزو پایه‌ها و مبانى این تقواست.

 «و كظم الغیظ»؛ فرو خوردن خشم. یك وقت هست كه شما یك فرد معمولىِ متعارفى هستید، خشم شما نسبت به یك برادر دینى است، نسبت به یكى از اهل خانواده است، نسبت به یكى از كاركنانتان است - كظم غیظ خیلى فضیلت دارد؛ «و الكاظمین الغیظ و العافین عن النّاس»(3) - یك وقت هم هست كه شما یك مسئول اجتماعى هستید، جایگاهى دارید؛ حركت شما، اثبات و نفى شما، قول و فعل شما در جامعه اثر میگذارد؛ در یك چنین شرائطى، خشم شما دیگر با خشم یك آدم معمولى برابر نیست. علیه كسانى، علیه جریانى خشمگین میشویم و حرفى میزنیم؛ آثار اینچنین خشمى با آثار یك خشم معمولى كه حالا انسان بر فرض خشمگین میشود و یك نفر را كتك میزند، خیلى متفاوت است. كظم غیظ؛ خشم را فرو بخورید؛ كار از روى خشم انجام نگیرد. ممكن است شما با یك كسى، با یك جریانى، با یك مجموعه‌اى موافق نباشید؛ اینجا استدلال و منطق حاكم باشد؛ اگر این استدلال و منطق آمیخته شد با خشم، كار را خراب میكند؛ تجاوز از حد انجام میگیرد، اسراف به وقوع میپیوندد؛ «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا».(4) اسراف یعنى زیاده‌روى.

 «و اطفاء النّائرة»؛ یكى از كارهائى كه لازمه‌ى تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. این شعله‌ور شدن آتش - مراد، همین آتشهاى اختلافاتى است كه بین مجموعه‌ها هست، بین گروه‌ها هست، بین دستگاه‌ها هست - در حكم آتش سوزان است. سعى همه باید این باشد كه اطفاء كنند. نباید بر روى آتش بنزین پاشید، نباید آتشها را مشتعل كرد. اینكه ما مكرر در مكرر توصیه میكنیم به دوستان، به مسئولین، به كسانى كه تریبون دارند، به كسانى كه حرفشان یا به طور عموم یا در بخشى از فضاى كشور منعكس میشود، كه گفته‌ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبیرات را كنترل و مراقبت كنند، به خاطر این است. گاهى اوقات یك تعبیرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلكه مشتعل كردن هرچه بیشتر نائره است؛ اطفاء نیست، بلكه ضد اطفاء است.

 «و ضمّ اهل الفرقة»؛ این كسانى كه از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت كشور فاصله میگیرند، كوشش كنید اینها را نزدیك كنید، منضم كنید. كسانى كه میانه‌ى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، كسانى كه یك ایمان نیمه‌كاره‌اى دارند، بكلى از ایمان ببُرند؛ كسانى كه نیمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عكس این عمل كنیم؛ كسانى كه در نیمه‌ى راه هستند، اینها را جذب كنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست.

 «و اصلاح ذات البین»؛ میانه‌ى افراد را اگر اختلافى وجود دارد، اصلاح كنیم. «و افشاء العارفة و ستر العائبة»؛ درباره‌ى اشخاص، نقاط مثبت را، نقاط خوب را افشاء كنیم، منتشر كنیم. از كسى، از مسئولى كار خوبى سراغ دارید، این را بیان كنید و بگوئید. نقطه‌ى مقابل: اگر چنانچه نقطه‌ى منفى‌اى سراغ دارید، این را افشاء نكنید. افشاء نكردن معنایش این نیست كه نهى از منكر نكنید؛ چرا، به خود آن كسى كه به كارش اشكالى وارد است و باید ایراد گرفته شود، گفته بشود؛ اما افشاء كردن این چیزها مصلحت نیست. در این باره صحبتهاى زیادى هست. این یك بخشى از این دعاست. بیست و دو سه مطلب بود كه حالا این شش هفت تایش را اجمالاً عرض كردیم. دلهامان را به این سمت ببریم. از خدا بخواهیم كه «البسنى زینة المتّقین»؛ آرایش متقین را به ما بدهد. بالاخره چاره جز این نیست. روزه هم در قرآن «لعلّكم تتّقون»(5) است؛ روزه را واجب فرمود براى اینكه ما تقوا پیشه كنیم. از جمله‌ى موارد تقوا اینهاست. این، آن بخش اوّلى كه عرض كردیم.

بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید

ششم رمضان‌المبارك 1432

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

 به برادران و خواهران عزیز، مسئولین زحمتكش و دلسوز كشور خوشامد عرض میكنم؛ ان‌شاءالله خداوند این ماه شریف را بر همه‌ى شما و بر ملت ایران مبارك بفرماید. خدا را سپاسگزاریم كه یك سال دیگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانیم این مجلس صمیمى و گرم را تشكیل بدهیم و درباره‌ى مسائل مبتلابه و مهم كشور مطالبى را بشنویم و بگوئیم.

 من عرایضم را به سه قسمت تقسیم میكنم: بخش اول، تذكراتى است كه در درجه‌ى اول خود این حقیر احتیاج دارم به اینكه به این تذكرات توجه كنم، كه ان‌شاءالله الهام از معنویت ماه رمضان باشد. یك قسمت هم درباره‌ى مسائل كشور با یك نگاه كلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءالله وقت شد، یك اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهیم كرد.

 مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى - عارف معروف و مشهور و فقیه بزرگوار - در كتاب شریف «المراقبات»شان میفرمایند: روزه یك هدیه‌ى الهى است كه خداى متعال این را به بندگان خود و به مؤمنین هدیه كرده است. تعبیر ایشان این است كه: «الصّوم لیس تكلیفا بل تشریف»؛ روزه را به چشم یك تكلیف نگاه نكنید؛ به شكل یك تشریف و تكریم نگاه كنید، كه «یوجب شكرا بحسبه»؛ این توجه به فریضه‌ى روزه - كه تكریم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شكر است؛ باید خدا را سپاسگزارى كرد. ایشان براى گرسنگى و تشنگى كه مؤمنین در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن میدانند، فوائد متعددى را بیان میكنند كه متخذ از روایات و برخاسته‌ى از دل نورانى این مرد بزرگ است. از جمله‌ى آنها، یا اهمّ آنها - كه ایشان خودشان میگویند این خاصیت از همه مهمتر است - این است كه میگویند این گرسنگى و تشنگى یك صفائى به دل میبخشد كه این صفاى قلبى زمینه را فراهم میكند براى تفكر، كه «تفكّر ساعة خیر من عبادة سنة».(1) این تفكر از نوع تفكرِ مراجعه‌ى به باطن و روح و دل انسان است كه حقایق را روشن میكند و باب حكمت را بر روى انسان میگشاید. از این باید استفاده كرد.

 درباره‌ى عمر فكر كنیم. عمر سرمایه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خیرات به وسیله‌ى عمر - همین ساعات زودگذر - به دست مى‌آید؛ این سرمایه است كه میتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارك ببیند. درباره‌ى این عمر فكر كنیم. گذر عمر را ببینیم. ناپایدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس كنیم. به این گذر زمان توجه كنیم؛ «عمر، برف است و آفتاب تموز». لحظه به لحظه از این سرمایه دارد كاسته میشود؛ و این در حالى است كه این سرمایه، همه چیز ماست براى كسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش میكنیم، در كجا مصرفش میكنیم، در چه راهى آن را خرج میكنیم؟

 تفكر در باب مرگ، عبور از این عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملك‌الموت؛ این لحظه براى همه‌ى ما پیش مى‌آید؛ «كلّ نفس ذائقة الموت»؛(2) همه، این را میچشیم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اینها نكاتى است كه در خور تدبر و تأمل است. فكر در این زمینه‌ها، از جمله‌ى تفكر لازم و اساسى و ضرورى است.

 یك زمینه‌ى دیگر براى تفكر، همین دعاهاست. مضامینى كه در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ایشان در همین «مراقبات» میفرمایند: حقایق و معارفى كه در ادعیه‌ى رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود دارد، یك دهم آن در همه‌ى روایات و خطبِ رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدى و خطب توحیدى. این دعاها خیلى اهمیت دارد.

 من حالا فقره‌اى از یك دعائى را در نظر گرفته‌ام كه چند دقیقه‌اى بعضى از جملات آن را عرض بكنم و تكرارى باشد براى آن كسانى كه شنیده‌اند، و تذكرى باشد براى آن كسانى كه نشنیده‌اند: دعاى بیستم صحیفه‌ى سجادیه؛ دعاى شریف معروف به مكارم‌الاخلاق.

 اولِ این دعا میفرماید: «اللّهمّ صلّ على محمّد و ءال محمّد و حلّنى بحلیة الصّالحین و البسنى زینة المتّقین»؛ آرایش بندگان صالح را به من عنایت كن، من را زینت بده به زینت صالحین، و زیور متقین را به من عنایت بفرما. یعنى من را جزو بندگان صالح و متقین و پرهیزگاران قرار بده. بعد درباره‌ى متقین خصوصیاتى را ذكر میكند، كه اینكه میگوئیم زیور متقین را به من عنایت كن، من را مزین به زینت متقین كن، یعنى چه. در چه چیزى ما به زینت متقین و پرهیزگاران زیور پیدا كنیم و نزدیك شویم؟ معمولاً وقتى صحبت تقوا به نظر مى‌آید، اجتناب از گناهان فردى و انجام عبادات و این چیزها به ذهن متبادر میشود - كه البته آنها یقیناً هست؛ شكى نیست - اما اینجا امام سجاد (علیه الصّلاة و السّلام) بیست و دو سه مطلب را در ذیل این فقره بیان میكنند كه ماها را متوجه به ابعاد جدیدى از معناى تقوا، مفهوم تقوا و مصداق تقوا میكند.

 «و البسنى زینة المتّقین» در این چیزها: اول، «فى بسط العدل»؛ گستردن عدالت. عدالت را در میان جامعه مستقر كنیم؛ عدالت قضائى، عدالت به معناى تقسیم منابع حیاتى كشور میان آحاد مردم، عدالت به معناى تقسیم درست فرصتها میان مردم. تقوائى كه از ما انتظار میرود، جزو پایه‌ها و مبانى این تقواست.

 «و كظم الغیظ»؛ فرو خوردن خشم. یك وقت هست كه شما یك فرد معمولىِ متعارفى هستید، خشم شما نسبت به یك برادر دینى است، نسبت به یكى از اهل خانواده است، نسبت به یكى از كاركنانتان است - كظم غیظ خیلى فضیلت دارد؛ «و الكاظمین الغیظ و العافین عن النّاس»(3) - یك وقت هم هست كه شما یك مسئول اجتماعى هستید، جایگاهى دارید؛ حركت شما، اثبات و نفى شما، قول و فعل شما در جامعه اثر میگذارد؛ در یك چنین شرائطى، خشم شما دیگر با خشم یك آدم معمولى برابر نیست. علیه كسانى، علیه جریانى خشمگین میشویم و حرفى میزنیم؛ آثار اینچنین خشمى با آثار یك خشم معمولى كه حالا انسان بر فرض خشمگین میشود و یك نفر را كتك میزند، خیلى متفاوت است. كظم غیظ؛ خشم را فرو بخورید؛ كار از روى خشم انجام نگیرد. ممكن است شما با یك كسى، با یك جریانى، با یك مجموعه‌اى موافق نباشید؛ اینجا استدلال و منطق حاكم باشد؛ اگر این استدلال و منطق آمیخته شد با خشم، كار را خراب میكند؛ تجاوز از حد انجام میگیرد، اسراف به وقوع میپیوندد؛ «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا».(4) اسراف یعنى زیاده‌روى.

 «و اطفاء النّائرة»؛ یكى از كارهائى كه لازمه‌ى تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. این شعله‌ور شدن آتش - مراد، همین آتشهاى اختلافاتى است كه بین مجموعه‌ها هست، بین گروه‌ها هست، بین دستگاه‌ها هست - در حكم آتش سوزان است. سعى همه باید این باشد كه اطفاء كنند. نباید بر روى آتش بنزین پاشید، نباید آتشها را مشتعل كرد. اینكه ما مكرر در مكرر توصیه میكنیم به دوستان، به مسئولین، به كسانى كه تریبون دارند، به كسانى كه حرفشان یا به طور عموم یا در بخشى از فضاى كشور منعكس میشود، كه گفته‌ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبیرات را كنترل و مراقبت كنند، به خاطر این است. گاهى اوقات یك تعبیرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلكه مشتعل كردن هرچه بیشتر نائره است؛ اطفاء نیست، بلكه ضد اطفاء است.

 «و ضمّ اهل الفرقة»؛ این كسانى كه از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت كشور فاصله میگیرند، كوشش كنید اینها را نزدیك كنید، منضم كنید. كسانى كه میانه‌ى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، كسانى كه یك ایمان نیمه‌كاره‌اى دارند، بكلى از ایمان ببُرند؛ كسانى كه نیمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عكس این عمل كنیم؛ كسانى كه در نیمه‌ى راه هستند، اینها را جذب كنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست.

 «و اصلاح ذات البین»؛ میانه‌ى افراد را اگر اختلافى وجود دارد، اصلاح كنیم. «و افشاء العارفة و ستر العائبة»؛ درباره‌ى اشخاص، نقاط مثبت را، نقاط خوب را افشاء كنیم، منتشر كنیم. از كسى، از مسئولى كار خوبى سراغ دارید، این را بیان كنید و بگوئید. نقطه‌ى مقابل: اگر چنانچه نقطه‌ى منفى‌اى سراغ دارید، این را افشاء نكنید. افشاء نكردن معنایش این نیست كه نهى از منكر نكنید؛ چرا، به خود آن كسى كه به كارش اشكالى وارد است و باید ایراد گرفته شود، گفته بشود؛ اما افشاء كردن این چیزها مصلحت نیست. در این باره صحبتهاى زیادى هست. این یك بخشى از این دعاست. بیست و دو سه مطلب بود كه حالا این شش هفت تایش را اجمالاً عرض كردیم. دلهامان را به این سمت ببریم. از خدا بخواهیم كه «البسنى زینة المتّقین»؛ آرایش متقین را به ما بدهد. بالاخره چاره جز این نیست. روزه هم در قرآن «لعلّكم تتّقون»(5) است؛ روزه را واجب فرمود براى اینكه ما تقوا پیشه كنیم. از جمله‌ى موارد تقوا اینهاست. این، آن بخش اوّلى كه عرض كردیم.

 بخش دوم، یك برآورد كلى از وضع كشور است. خب، این گزارش بسیار خوب و مبسوطى كه رئیس جمهور محترم دادند، گویا بود. نقاط برجسته و روشنى در این گزارش وجود داشت و چقدر خوب است كه این مطالب و این اطلاعات به گوش مردم برسد و همه بدانند چه زحماتى كشیده شده، چه خدماتى انجام گرفته. من با یك نگاه دیگرى مسائل كلى كشور را مطرح میكنم، و این براى ما مهم است. چرا مهم است؟ اولاً اطلاع از وضع كلى كشور و اینكه ما كجا قرار داریم، به كجا رسیده‌ایم، از كدام طرف باید برویم، خیلى مهم است، همیشه مهم است؛ لیكن امروز بالخصوص اهمیت بیشترى دارد و شاید بشود گفت به خاطر اوضاعى كه بر دنیا حاكم است، اهمیت مضاعفى دارد. اولاً اوضاع منطقه یك اوضاع كاملاً بى‌سابقه‌اى است. بیدارى اسلامى و حادثه‌ى عظیمى كه در منطقه به وجود آمده است، این یك چیزى است كه از اول انقلاب تا امروز در حیات جمهورى اسلامى شبیه این یا چیزى نزدیك به این مطلقاً سابقه ندارد؛ كار بزرگى انجام گرفته، حادثه‌ى بزرگى اتفاق افتاده. این كه ملتى مثل ملت مصر، این حركت عظیم را انجام بدهند، رژیم را ساقط كنند، بعد شعارهاى اسلامى بدهند، موجودیت حكومت جعلىِ یهودى و صهیونیستى را اوضاع منطقه اینجور تهدید كند، اینها چیزهائى است كه اصلاً در ارزیابى‌هاى متعارف نمیگنجد؛ خیلى چیز عظیمى است. خب، ما در یك چنین شرائطى قرار گرفتیم كه براى جمهورى اسلامى یك افق روشنِ عجیبى را ترسیم میكند.

 وضع دنیا هم فراتر از منطقه، باز یك وضع بى‌سابقه‌اى است. بحران اقتصادى عجیبى كه گریبان دولتهاى مستكبر غربى را اینجور محكم چسبیده و دارد تكان میدهد، این هم چیز فوق‌العاده‌اى است؛ این هم چیزى است كه به‌آسانى نمیشود از آن گذشت. این تحلیلهائى كه شما ملاحظه میكنید غربى‌ها راجع به بحران اقتصادى آمریكا و بعضى از كشورهاى اروپا و اعلام خطرى كه نسبت به آینده میكنند، بخشى از قضایاست؛ همه‌ى مطالب گفته نمیشود. اتاقهاى فكر و سیاست‌سازان پشت پرده، طراحان مسائل جهانى در كشورهاى قدرتمند عالم - كه عمده‌ى رسانه‌ها هم دست آنهاست - راضى نیستند كه ابعاد این بحران براى مردم دنیا آشكار شود؛ والّا ابعاد بحران خیلى بالاتر از این حرفهاست؛ كه حالا اگر ان‌شاءالله در آخر صحبت وقت باقى ماند، من چند جمله‌اى عرض خواهم كرد.

 یك مسئله‌ى دیگر، رشد جریانهاى افراطى و جریانهاى تروریستى در غرب و بخصوص در اروپاست؛ از نئونازى‌هاى اروپا بگیرید تا نئوكانهاى آمریكا، كه دولت قبلى آمریكا از همینها بود؛ اینها صریحاً اعلام افراطى‌گرى میكنند. رئیس جمهور سبكسر قبلى آمریكا علناً اعلام كرد كه جنگ صلیبى در پیش است؛ آغاز جنگ صلیبى را اعلام كرد! دیگر از این افراطى‌گرى بالاتر معنى ندارد. بعد هم حمله كردند به دو تا كشور اسلامى. كارهاى دیگرى هم در برنامه‌هاشان بود كه خداوند به آنها مهلت نداد و شكست خوردند. خب، اینها مسائل مهمى است. این حادثه‌اى كه در نروژ اتفاق افتاد، نباید آن را به صورت یك حادثه‌ى موردى دید. اینجور حوادث غالباً معلول جریانهاى طولانى‌اى است كه یك جا خودش را نشان میدهد و بروز میكند، و بروز كرد. حالا چقدر بتوانند كنترل كنند، جلویش را بگیرند، از ادامه‌اش جلوگیرى كنند، این موكول به آینده است؛ باید دید و مطمئن شد؛ كه نمیتوانند هم. كمااینكه نئونازى‌ها اول در یك نقطه‌ى از اروپا شروع كردند، بعد یواش یواش توسعه پیدا كردند و امروز در خیلى از كشورهاى اروپا این جریانهاى نئونازى با روشهاى تروریستى، با روشهاى خشن دارند اظهار وجود میكنند.

 خب، در یك چنین شرائطى، ما باید خودمان را یك بازشناسى بكنیم، ببینیم ما در چه وضعى هستیم. شرائط مهمى بر دنیا حاكم است كه اینها میتواند فرصتهاى بزرگى را در پیش روى ما قرار بدهد. این فرصتها را اگر نبینیم، اگر نشناسیم، اگر از آن درست استفاده نكنیم، اگر بهنگام به سراغ این فرصتها نرویم، ضرر خواهیم كرد. گاهى هم هست كه از دست دادن یك فرصت، خودش میشود یك تهدید، خودش موجب عقب‌ماندگى است. لذا بد نیست كه از این جهت یك نگاه جمعى و كلى و عمومى به مسائل كشور بكنیم. البته در این نگاه كلى بایستى واقع‌بینانه نگاه كنیم؛ خودمان را نبایستى دچار خطا كنیم؛ یكسونگرى نكنیم. ما نقاط مثبتى داریم، نقاط منفى‌اى هم داریم؛ هر دو را ببینیم. گاهى فقط نگاه منفى غلبه داده میشود. امروز متأسفانه انسان مشاهده میكند كه در بین برخى مسئولین و نخبگان سیاسى و غیره كأنه مد شده است كه نگاه، نگاه بدبینانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبینند؛ روى نقاط منفى تكیه كنند. در رسانه‌ها و غیررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى میشود. تا انسان میگوید هم چرا، میگویند آقا شما نمیگذارید ما واقعیات را بگوئیم. میگوئید سیاه‌نمائى است، میگوئید فلان است؛ ما میخواهیم حقایق را بگوئیم. نه، این یكسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائید یك واحد تولیدى دچار یك اشكالى میشود و شما میخواهید به عنوان یك نگاه واقع‌بینانه آن را بیان كنید، بسیار خوب، در كنارش مثلاً دو تا واحد تولیدى هم ایجاد شده. اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان كنیم، یك جور مسائل كشور را میفهمیم؛ اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان نكنیم، مسائل كشور را جور دیگرى خواهیم فهمید. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده كنیم - كه البته نقاط منفى وجود دارد - این طبعاً واقع‌بینى نیست؛ این برآورد درستى از اوضاع كشور به ما نخواهد داد؛ منجر به ناامیدى میشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم این است.

 بنده روزها ده بیست تا روزنامه را معمولاً همین طور یك مرورى میكنم. بعضى از روزنامه‌ها هر روزى چهار تا، پنج تا تیتر دارند كه هر كدام از این تیترها كافى است دل یك آدم ضعیف را بلرزاند؛ منفى، منفى، منفى، منفى! این كار را دوست میدارند. حالا اغراض سیاسى است، اغراض جذب مشترى است؛ هرچه هست، نمیدانیم؛ كسانى را متهم نمیكنیم؛ اما این واقعیت است، این غلط است. غلبه دادن نگاه منفى، خلاف واقع‌بینى است؛ موجب ناامیدى است.

 نقطه‌ى مقابلش هم همین جور است. یعنى غلبه دادن نگاه مثبت، بدون دیدن نقطه‌ى منفى، این هم گمراه كننده است؛ موجب یك رضایتى در انسان میشود كه احیاناً این رضایت، رضایت كاذب است؛ این هم درست نیست. نقاط منفى را هم باید در كنار نقاط مثبت دید. این كار را كشور و نظام توانسته انجام بدهد، این كار را نتوانسته انجام بدهد؛ این دو تا را در كنار هم ببینیم. بنابراین اگر بخواهیم اوضاع كشور را درست به دست بیاوریم، باید نقاط منفى و نقاط مثبت را در كنار هم مشاهده كنیم.

 خب، این بحث طولانى‌اى لازم دارد. من خواهشم این است كه مسئولان، نخبگان، دانشگاهیان و حوزویان بنشینند روى این بحث كار كنند. من امروز یك سررشته‌ى مختصرى را مطرح میكنم، اما این كارِ طولانى‌اى لازم دارد. بنشینند یك فهرستى از نقاط مثبت، یك فهرستى از نقاط منفى تهیه كنند. این نقاط مثبت ظرفیتها را به ما نشان خواهد داد كه ما چه ظرفیتها و چه امكاناتى در كشور داریم. آن ستون نقاط منفى اولویتها را به ما نشان خواهد داد كه چه كارهائى را باید بكنیم. وقتى كه این دو تا را در كنار هم گذاشتیم، این میتواند راه ما را روشن كند؛ بفهمیم چه كار كنیم.

 من اینجا پنج شش نقطه را نوشتم، كه اینها محصول یك حركت مستمرِ به‌هم‌پیوسته‌ى نظام جمهورى اسلامى در طول سى و دو سال است، كه البته فراز و نشیب داشته است؛ یعنى بعضى سالها، بعضى دوره‌ها، بعضى دولتها بهتر، بعضى‌ها عقب‌تر؛ لیكن مجموعاً در طول این مدت، ما این نقاط مثبت را داشتیم.

 اولین نقطه‌ى مثبت و نقطه‌ى قوت نظام این است كه نظام ثابت كرده است كه توانائى غلبه‌ى بر تهدیدها را دارد؛ این خیلى چیز مهمى است. ما در طول این سى و دو سال تهدیدهاى فراوانى داشتیم - تهدید سیاسى، تهدید امنیتى، تهدید نظامى، تهدید اقتصادى - لازمه‌ى این تهدیدها این بوده است كه نظام ضربه بخورد. البته آنها میخواستند نظام را ساقط كنند - حالا این، دور از دسترسشان بود - لااقل نظام را عقب نگه دارند، كشور را عقب نگه دارند. نظام بر همه‌ى این تهدیدها غلبه پیدا كرده است؛ یك نمونه‌اش جنگ تحمیلى بود، یك نمونه‌اش حركات آمریكائى‌ها بود، یك نمونه‌اش تحریمهاى گوناگون بود. بعضى از اینها مستقیماً از طرف بیگانگان بود؛ مثل تحریمها. تحریمها سالهاى متمادى وجود داشته است، اما سالهاى اخیر شدت پیدا كرده؛ خودشان گفتند تحریم فلج‌كننده. چه به كمك سازمان ملل - كه در اختیار خودشان بود - و چه مستقلاً، این تحریمها را تحمیل كردند. اینها مربوط به بیگانگان بود، كه مستقیماً آنها دخالت داشتند. تهدیدهائى هم بود كه زمینه‌هاى داخلى داشت؛ اگرچه دشمن هم میتوانست از آنها استفاده كند؛ مثل مسئله‌ى قومیتها در كشور. نظام بر همه‌ى اینها غلبه كرد. امروز قومیتهاى گوناگون كشور ما، همه برادروار در كنار هم دارند زندگى میكنند؛ احساس اتصال به نظام و دلبستگى به نظام در همه‌ى آنها محسوس و مشهود است. به نظر من این یكى از مهمترین نقطه قوتهاست. ما در محاسبه‌ى نقاط قوت نظام باید این را در نظر بگیریم. نظامى تنها، بدون پشتیبان بین‌المللى، با دشمنىِ قدرتمندترین قدرتمندان مادى جهانى، در طول سى و دو سال با تهدیدهاى متوالى و پى‌درپى مواجه بوده، اما بر همه‌ى این تهدیدها فائق آمده؛ این خیلى نقطه‌ى مهمى است. به نظر من نقطه‌ى قوت درجه‌ى اول نظام این است.

 دوم: اعتماد میان مردم و نظام. كمتر كشورى در دنیا وجود دارد كه اعتمادى را كه مردم ایران نسبت به نظام جمهورى اسلامى دارند، نسبت به نظام حكومتى خود داشته باشند. دلیل این اعتماد هم همین پدیده‌هاى روشنى است كه جلوى چشم همه است. باز یك عده‌اى اینها را نمى‌بینند، هى دم از بى‌اعتمادى مردم میزنند؛ نخیر، مردم به نظام اعتماد دارند. یك دلیل، همین انتخابات دو سال قبل است كه بیش از هشتاد درصد از مردمى كه حق رأى داشتند و قادر به رأى دادن بودند، در انتخابات شركت كردند. كجاى دنیا چنین چیزى هست؟ یك نمونه، همین دو راهپیمائى‌اى است كه ما هر سال داریم؛ راهپیمائى بیست و دوى بهمن و راهپیمائى روز قدس. این راهپیمائى‌ها مربوط به نظام است؛ مربوط به هیچ دولتى، مربوط به هیچ جریان خاصى نیست؛ مال نظام است. شما ببینید مردم در این حركت عظیم چه میكنند؛ در سرماى بیست و دوى بهمن، در ماه رمضان با دهان روزه؛ چه اوقاتى كه هوا سرد بود، چه حالا كه هوا گرم است. ان‌شاءالله خواهید دید روز قدس باز مردم چه عظمتى را از خودشان نشان میدهند. این نشان دهنده‌ى علاقه‌مندى و دلبستگى مردم به نظام است. اعتماد به نظام، از این بهتر و روشن‌تر نمیشود. این حضور، حضور بسیار پرمعنائى است. علاوه بر این، در موارد خاص، مثل نهم دى سال 88، بمجرد اینكه مردم احساس كردند حركتى كه شروع شده است، متوجه به نظام است، متوجه به انقلاب است، متوجه به شخص خاص و دولت خاصى نیست، آن حركت عظیم را از خود نشان دادند. اینجور نبود كه فقط جوانهاى پرشور به میدان بیایند؛ همه آمدند. حادثه‌ى نهم دى یك حادثه‌ى عجیبى است؛ به خاطر دلبستگى مردم به نظام بود. اینها نشان دهنده‌ى اعتماد مردم است. متأسفانه میشنویم همین طور در اظهارات مصلحت‌جویانه، مكرر میگویند: آقا اعتمادِ از دست رفته‌ى مردم را برگردانید! كدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع میكنند؛ اینها نمونه‌هایش بود كه عرض كردیم.

 سوم: پیشرفت در شرائط تحریم. یكى از نقاط مهم قوت كشور این است. در سخت‌ترین شرائط تحریم، كشور پیشرفت كرده. در چه چیزى پیشرفت كرده؟ یكى در مقوله‌ى علم و فناورى، كه آقاى رئیس جمهور در گزارششان به این مسئله اشاره كردند. ما در زمینه‌ى هسته‌اى پیشرفت كردیم، در زمینه‌ى فناورى زیستى پیشرفت كردیم، در فناورى نانو پیشرفت كردیم، در فناورى انرژى‌هاى نو پیشرفت كردیم، در صنایع هوافضا پیشرفت كردیم، در ساخت ابررایانه‌ها پیشرفت كردیم، در مسئله‌ى بسیار مهم سلولهاى بنیادى پیشرفت كردیم، مسئله‌ى شبیه‌سازى همین جور، در رادیوداروها همین جور، در نانوداروهاى ضد سرطان همین جور؛ اینها همه جزو دانشهاى سطح بالاى دنیاست. این چند موردى كه من گفتم و بعضى از موارد دیگر، جزو دانشهاى درجه‌ى یك سطح بالاى دنیاست، كه بعضى از اینها را پنج تا كشور، ده تا كشور در دنیا بیشتر ندارند؛ ما در اینها پیشرفت كردیم؛ این در حالى بود كه درهاى انتقال دانش از همه سوى دنیا روى ما بسته است.

 من مقاله‌اى را میخواندم كه از یك روزنامه‌ى آمریكائى نقل كردند كه همین دو سه روزه منتشر شده. میگوید ایران در مسئله‌ى هسته‌اى یك استثناء است. چین به مسئله‌ى هسته‌اى رسید، از كى گرفت؛ پاكستان رسید، از كى گرفت؛ هند رسید، از كى گرفت؛ ایران از كى گرفت؟ آن مقاله مینویسد: از هیچ كس. این در شرائطى بود كه هم تحریم بود و امكانات پیشرفت هسته‌اى به او نمیدادند، و هم با او مبارزه میكردند؛ مثل همین ویروس رایانه‌اى كه داخل تشكیلات ما فرستادند. دانشمندان ما، جوانهاى ما در مقابل اینها ایستادند، پیش رفتند و نقشه‌ى دشمن را خنثى كردند. او حتّى به ترور دانشمندان هسته‌اى ما اشاره میكند. اینها چیزهائى است كه دشمنان ما دارند میگویند. این مقاله در روزنامه‌ى واشنگتن پست درج شده است. خب، این پیشرفت در علم و فناورى است.

 پیشرفت در ایجاد زیرساختهاى كشور - همین آمارهائى كه شنیدید - در جاده، بزرگراه، سد، سیلو، كارخانجات، تولید فرآورده‌هاى مهم صنعتى، فولاد، سیمان و امثال اینها. ایجاد زیرساختهاى فراوان در كشور، توانمندى‌هاى فنى و مهندسى در صنایع گوناگون، پیشرفت است.

 پیشرفت در اعتماد به نفس ملى. امروز بخصوص جوانهاى ما اعتماد به نفسشان از ده سال پیش، از بیست سال پیش بیشتر است. ایشان درست گفتند، بنده هم اطلاع دارم؛ در زمینه‌هاى علمى، هر كارى كه زیرساخت آن در كشور موجود باشد، جوانهاى ما آماده هستند آن را انجام دهند. یعنى هیچ چیزى نیست كه ما به جوانهاى دانشمندمان بگوئیم این را دنبال كنید و اینها بعد از اندكى نتوانند؛ مشروط بر اینكه زیرساختش موجود باشد. ما بحمدالله یك چنین وضعى داریم. كارهاى عمرانى گسترده‌اى در كشور انجام گرفته؛ اینها پیشرفت است. در این زمینه‌ها پیشرفتهاى خیلى زیادى داشتیم.

 چهارم از نقاط مثبت: اعتبار بین‌المللى. بنده موافق نیستم با این نظر كه امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى وضع منفى است؛ به هیچ وجه. گاهى این مسئله در بعضى از اظهارات شنیده میشود، گفته میشود. نخیر، امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى بسیار خوب است. امروز جمهورى اسلامى در فضاى سیاست بین‌المللى، به عنوان یك كشور محترم، اثرگذار، معتبر و متنفذ در دنیا شناخته شده است. این عزت بین‌المللى را كه ناشى از عوامل خاص خودش است - حضور مردم، ایستادگى مردم، شعارهاى روشن و واضح انقلاب در دست و زبان مردم و مسئولین - فلان حركت یك دولتى در یك گوشه‌ى دنیا كه حالا یك دهن‌كجى‌اى میكند، یك حرفى میزند، نمیتواند خدشه‌دار كند. این حركتها همیشه بوده. بعضى خیال میكنند اگر امروز فلان دولت مستكبر، چه در اروپا، چه در غیر اروپا، نسبت به جمهورى اسلامى یك حرفى میزند، یك چیزى میگوید، یك اظهارنظرى میكند كه اهانت‌آمیز به جمهورى اسلامى است، این معنایش تنزل رتبه‌ى جمهورى اسلامى است؛ نه، اینها هر وقت توانستند، كردند. آن زمانى هم كه ما متأسفانه یك مقدارى در مقابل دشمن كوتاه مى‌آمدیم، از این كارها میكردند. اینجور نیست كه ما حالا چون ایستادگى كردیم، چون استقامت به خرج دادیم، بگوئیم اینها را سر لج آوردیم؛ نه. یك روزى در خطابه‌هاى مسئولینمان مناقب آمریكا ذكر میشد؛ همان روزها رئیس جمهور وقت آمریكا با سبكسرى تمام، ایران را به عنوان محور شرارت معرفى كرد! یك روزى یكى از دولتهاى اروپائى نسبت به جمهورى اسلامى اظهار علاقه و ارتباط و اینها میكرد؛ همان دولت سر قضیه‌ى قهوه‌خانه‌ى میكونوس دادگاه تشكیل داد، مسئولین درجه‌ى یك كشور را در آن دادگاه متهم كرد! دولتهاى اروپائى با آنها همدست شدند، همه‌شان سفراى خود را از تهران فراخوانى كردند؛ اینها كه یادمان نرفته. خواستند سیلى بزنند، البته سیلى سخت‌ترى خوردند. از همین حسینیه آنچنان سیلى‌اى خوردند كه بعد تا مدتها دنبال علاجش بودند! هر وقت توانستند، آنها درصدد سیلى زدن برآمدند. هر وقت ما كوتاه آمدیم، یك خرده‌اى سست برخورد كردیم، آنها پرروتر شدند. نخیر؛ ایستادگى جمهورى اسلامى، تصریح به شعارهاى انقلاب، تصریح به مبانى انقلاب، عزت ما را در دنیا بیشتر كرده است.

 امروز بحمدالله اعتبار بین‌المللى ما بسیار خوب است. متقابلاً دولت آمریكا - كه دشمن قلدرِ صریحِ مقابل ما بود - امروز منفورترین كشور در منطقه‌ى اسلامى است. در دنیا نظرسنجى میكنند - این را خودشان دارند اعلام میكنند - میگویند اعتبار و آبروى آمریكا در كشورهاى اسلامى، در این منطقه، روزبه‌روز سقوط كرده و پائین رفته. البته اگر ملتهاى اروپا بفهمند كه مشكلاتشان ناشى از آمریكا و ناشى از تسلط رژیم صهیونیستى بر سیاستهاى آنهاست، این افت محبوبیت آمریكا در اروپا هم بمراتب بیشتر خواهد بود و همه‌ى این حركات علیه آمریكا بسیج خواهد شد؛ و این چیزى است كه در آینده‌ى نه چندان دورى اتفاق مى‌افتد.

 نقطه‌ى روشن دیگر، مسئله‌ى ثبات كشور است؛ على‌رغم این همه توطئه، این همه دسیسه. البته ثبات غیر از ركود است. ما در كشور ركود نداریم؛ حركت داریم، پیشرفت داریم، جوشش داریم؛ اما نظام، نظام ثابت و مستقرى است؛ استحكام دارد. اینها نقاط مثبت ماست. البته نقاط مثبت فراوان دیگرى هست: الهام‌بخشى، الگوسازى، ضعیف شدن دشمنانمان در صحنه‌ى بین‌المللى، ناامیدى دشمن از منفعل كردن انقلاب. با اینكه روشهاى دشمنان ما پیچیده‌تر شده، امكاناتشان بیشتر شده - این اینترنت و این تشكیلات گوناگون عجیبى كه در دنیا وجود دارد، شبكه‌اى كه بر دنیا حاكم است - در عین حال از انفعال جمهورى اسلامى مأیوس شده‌اند.

 تجربه‌ى متراكم در قانونگذارى، در اجرا؛ این هم جزو نقاط درخشان كشور است. جمعیت كشور، هفتاد و پنج میلیون. البته بنده همین جا عرض بكنم؛ من معتقدم كه كشور ما با امكاناتى كه داریم، میتواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به كثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیرى كه میخواهد براى متوقف كردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!

 خب، اینها نقاط مثبت و درخشانى بود كه بحمدالله وجود دارد. البته نقاط مثبت ما بیشتر از اینهاست. اما نقاط ضعف هم داریم. اگر نقاط منفى را نبینیم، ضعفهاى خودمان را نشناسیم، یقیناً ضربه خواهیم خورد. نقاط ضعف ما، هم در زمینه‌هاى اقتصادى است، هم در زمینه‌هاى فرهنگى است. ما خطاها داشتیم، ضعفها داشتیم، بر بعضى از چالشها نتوانستیم غلبه كنیم؛ این واقعیتى است. حتّى در همان تهدیدهائى كه مستقیماً از طرف دشمن هست، اگر ما ضربه‌اى خوردیم، تقصیر خود ماست، كوتاهى‌هاى خود ماست. قرآن كریم در قضیه‌ى جنگ احد میفرماید: «ا و لمّا اصابتكم مصیبة قد اصبتم مثلیها قلتم انّى هذا قل هو من عند انفسكم».(6) در قضیه‌ى احد، آن حادثه‌ى تلخ اتفاق افتاد: مسلمانها اول پیروز شدند، بعد یك عده‌اى مأموریتها را فراموش كردند، تنگه را رها كردند، رفتند سراغ غنیمت جمع كردن؛ دشمن هم توانست نیروهاى اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادى از آنها را بكشد، آنها را منهزم كند؛ به طورى كه مسلمانها از ترسشان مجبور شدند به كوه پناه ببرند. جان مبارك پیغمبر به خطر افتاد، به پیغمبر ضربه وارد آمد. بعد مسلمانها گفتند: خب، چرا اینجورى شد؟ خدا به ما وعده‌ى پیروزى داده بود. خداى متعال میفرماید كه ما شما را پیروز كردیم، وعده‌ى خدا عملى شد، اما شما خودتان هستید كه كار را خراب كردید. اولاً اگر دشمن به شما ضربه زد، شما هم متقابلاً به دشمن ضربه‌ها زدید - «قد اصبتم مثلیها» - تعجب نكنید؛ بالاخره در میدان جنگ، زدن و خوردن، هر دو هست. در عرصه‌ى جنگ بزرگِ میدان سیاست و اقتصاد جهانى، آدم، هم میزند، هم میخورد؛ نباید خلاف انتظار باشد. اما «قلتم انّى هذا»؛ میگوئید ما از كجا این ضربه را خوردیم. بعد قرآن میفرماید: «قل هو من عند انفسكم»؛ از خود شما بود، خودتان خطا كردید. ما یك جاهائى خطا كردیم - «انّ الله على كلّ شى‌ء قدیر»(7) - یك جاهائى طبق وظیفه عمل نكردیم؛ یك جاهائى مراقبتهائى كه باید انجام بدهیم، انجام ندادیم؛ یك جاهائى دلبستگى‌هاى خودمان را زیر پا نگذاشتیم؛ اینها منجر شده به اشكالاتى - این را هم باید در نظر داشته باشیم - به چیزهائى كه باید از آن پرهیز كرد و برحذر بود، سرگرم شدیم؛ به منازعات سیاسى، به مشاجرات سرگرم شدیم؛ به رفاه‌طلبى سرگرم شدیم، به منشهاى اشرافى سرگرم شدیم؛ اینها نقاط ضعف است. وقتى من و شما زندگى‌مان را زندگى رفاه‌طلبانه و اشرافى قرار بدهیم، مردم از ما یاد میگیرند. یك عده‌اى منتظر بهانه‌اند؛ به ما نگاه میكنند، میگویند آقا ببینید اینها چه جورى زندگى میكنند، ما هم میخواهیم همین جور زندگى كنیم. اینها كسانى هستند كه دستشان میرسد. یك عده‌اى معتقدند كه باید در زندگى مقتصد بود، نباید اسراف كرد، نباید افراط كرد؛ اینها وقتى نگاه میكنند مى‌بینند من و شما اسراف میكنیم، میگویند خب، ما از اینها كه بالاتر نیستیم؛ اینها كه رؤساى ما هستند. این كارها خطر دارد. روش انقلاب و انقلابیون به تبع آموزش اسلام، اعراض از زندگى رفاه‌طلبانه براى خود بود. براى مردم هرچه میتوانید، رفاه ایجاد كنید؛ هرچه میتوانید، درآمد ملى را زیاد كنید؛ هرچه میتوانید، در كشور ثروت تولید كنید؛ اما خودتان نه. مسئولین لااقل تا وقتى مسئولند، به زندگى رفاه‌طلبى رو نكنند. غفلت از روحیه‌ى جهادى و ایثار، غفلت از تهاجم فرهنگى دشمن، غفلت از در كمین بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضاى رسانه‌اى كشور، بى‌مبالاتى نسبت به حفظ بیت‌المال؛ اینها گناهان ماست، اینها نقاط ضعف ماست.

 میل به رفتارهاى قبیله‌اى در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، از دیگر نقاط ضعف ماست. رفتار قبیله‌اى معنایش این است كه تخطئه یا تأییدى كه نسبت به كار كسى میكنم، ناشى نباشد از ماهیت عمل او؛ ناشى باشد از نحوه‌ى ارتباط او با من. اگر از قبیله‌ى ما كسى كار خطائى انجام داد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبیله‌ى مقابل اگر همان كار را انجام داد، این قابل پیگیرى و تعقیب میشود. كار خوب اگر از كسى كه مربوط به قبیله‌ى ماست، انجام گرفت، قابل تحسین و تشویق باشد؛ اگر از قبیله‌ى دیگر بود، نه. رفتار قبیله‌اى این است. این رفتار، اسلامى نیست، انقلابى نیست. ما متأسفانه اینگونه رفتار را در میان خودمان داریم. نمیگویم همه‌گیر است، فراگیر است؛ اما وجود دارد.

 در زمینه‌ى اقتصاد فعالیتهاى زیادى شده، باارزش هم هست؛ اما مسئله‌ى اشتغال حل‌نشده است، مسئله‌ى تورم حل‌نشده است، مسئله‌ى فرهنگ كار حل‌نشده است، مسئله‌ى ساعات مفید كار حل‌نشده است. فرهنگ كار باید در كشور یك جورى باشد كه مردم كار را عبادت بدانند؛ هر یك ساعت كار را با شوق بیفزایند در مدت و مقدار كارى كه انجام میدهند. باید كار كرد. با بیكارى و بى‌میلى به كار و تنبلى و وادادگى، كشور پیش نخواهد رفت.

 در زمینه‌ى فرهنگ، اخلاق عمومى و عدم رواج فضائل اخلاقى، مشكلاتى داریم. باید روزبه‌روز فضائل اخلاقى در بین ما رشد كند. صبر ما، شكر ما، ذكر ما، احسان ما، مروت ما نسبت به دیگران، اجتناب ما از ایذاء دیگران، میل ما به خدمت به دیگران، روزبه‌روز باید در بین جامعه رشد پیدا كند. اینها به خودى خود پیش نمى‌آید؛ اینها كار لازم دارد، تلاش لازم دارد. در این زمینه‌ها كوتاهى داریم. رواج فرهنگ اسراف و تجمل‌گرائى در جامعه، رشد یا عدم توقف میل به خشونت در برخى از بدنه‌ى جوان كشور، مضر است. ما فیلمهائى پخش میكنیم كه خود آن كسانى كه سازنده‌ى این فیلمها هستند، به خودشان هشدار میدهند و میخواهند خطر این فیلمها را كه تولید خشونت در جامعه است، متوقف كنند؛ ولى ما حالا داریم اینها را منتشر میكنیم! اینها مضر است. بچه‌هاى ما از اول با خنجر و با قمه و با اسلحه‌ى گرم - البته پلاستیكى‌اش - آشنا بشوند، انس پیدا كنند، یاد بگیرند؛ خب، اینها خطرات دارد، اشكالات دارد، تبعات دارد، در جامعه آثارش را هم مى‌بینیم؛ این جزو ضعفهاى ماست.

 چند سال پیش من در یكى از مجلات آمریكائى دیدم كه مصلحینى در آنجا پیشنهاد كرده بودند كه این فیلمهاى رائجِ غالبِ هالیوودى را كه در آنها یا شهوت بود یا خشونت، یواش یواش كم كنند و فیلمهاى خانوادگى، فیلمهاى معصومانه و نجیبانه را رائج كنند. آنها به فكرند، حالا ما تازه از آنها یاد گرفته‌ایم!

 عدم مقابله‌ى درست و منطقى با تباه كردن نسل جوان، یكى دیگر از مشكلات ماست. یك نقشه، تباه كردن نسل جوان است. ما در این خصوص تا حالا مقابله‌ى درستى نداشته‌ایم و موفق نشده‌ایم. همچنین مواد مخدر صنعتى و تهییج غریزه‌ى جنسى و از این چیزها. طرح درست مبانى اعتقادى؛ چه مبانى اعتقادى مربوط به اسلام، چه آنچه كه مربوط به انقلاب و نظام جمهورى اسلامى است. عرض كردیم؛ نقاط قوت، امیدهاى ما را افزایش میدهد، ظرفیتها را به ما نشان میدهد؛ نقاط منفى اولویتها را به ما نشان میدهد كه چه كار باید بكنیم.

 در مورد مسائل منطقه وقت گذشت؛ به نظرم الان باید حدود اذان باشد. در یك كلمه باید عرض بكنم كه اوضاع منطقه درست عكس سیاستهاى قدرتهاى غربى و آمریكا و صهیونیسم بین‌الملل دارد پیش میرود. آنها راجع به ایران برنامه‌هائى داشتند؛ درست عكس آنچه كه آنها میخواستند، خداى متعال مقدر كرد و پیش آمد. آنها ایران را تحریم كردند، اما بحران اقتصادى گریبان خودشان را گرفت. آنها فتنه‌ى 88 را براى زمین زدن جمهورى اسلامى تقویت كردند - یا تدارك كردند، یا لااقل پشتیبانى و تقویت كردند - اما نظامها و رژیمهاى وابسته‌ى به خودشان یكى پس از دیگرى زمین خورده یا متزلزل شده. آنها به عراق و افغانستان حمله كردند، براى اینكه ایران را محاصره كنند - بزرگانشان گفتند كه این براى محاصره‌ى ایران است - اما خودشان محاصره شدند؛ پاشان در گل فرو رفته، به دام افتادند. آنچه كه آنها درباره‌ى ما تدبیر و عمل كردند، خداى متعال عكسش را مقدر كرد و نشد.

 در مورد منطقه هم حوادث - همین طور كه گفتم - فوق‌العاده است. واقعاً ابعاد آنچه كه در مصر و در تونس و در یمن و در بعضى از مناطق دیگر دارد اتفاق مى‌افتد، الان قابل محاسبه نیست؛ ابعاد این خیلى عظیم است. این آوردن نامبارك مصر توى قفس و وارد دادگاه كردن، اصلاً یك حادثه‌ى پرمعناى عجیبى است. مسئله فقط مسئله‌ى اینكه یك رژیمى رفت یا یك قدرتى رفت و یكى دیگر جایش مى‌آید، نیست؛ از این خیلى عمیق‌تر است. امروز رژیم اشغالگر قدس محاصره است در بین كشورهائى كه براى مقابله‌ى با او انگیزه دارند. حوادث، حوادث عجیبى است. البته مرتب دارند تلاش میكنند براى اینكه بر امواج بحران در این منطقه سوار شوند و بیدارى را به نحوى كنترل كنند؛ اما نتوانستند و ان‌شاءالله به بركت بیدارى ملتها نخواهند توانست؛ كمااینكه حالا همین شعارهاى اسلامى‌اى كه در مصر داده شد، باز مجدداً خواب اینها را پریشان كرد.

 البته من در مورد مسائل لیبى نگرانم. در لیبى، سیاست غرب، سیاست بسیار رذیلانه و موذیانه‌اى است. اینها از قیام مردم سوءاستفاده كردند. براى آنها، ماندن و جا پا باز كردن در لیبى خیلى مهم است. اولاً مسئله‌ى نفت لیبى است كه برایشان مهم است، ثانیاً فضاى وسیع این كشور است كه میتوانند در جاهاى مختلفش پایگاه بزنند، ثالثاً اشراف بر كشور مصر و كشور تونس؛ دو تا كشور انقلابى. در شرق لیبى مصر است، در غرب لیبى تونس است؛ علاوه بر اینكه از آنجا میتوانند بر سودان و بر الجزائر و بر همه‌ى كشورهاى این منطقه مسلط باشند. میخواهند آنجا جاپا محكم كنند. میخواهند زیرساختهاى این كشور را ویران كنند تا بعد اگر راه‌هاى دیگر ممكن نشد، از این طریق خودشان را در لیبى تثبیت كنند. الان دارند زیرساختها را ویران میكنند. به اسم حمایت از مردم، جاده‌ها ویران میشود؛ پالایشگاه‌ها ویران میشود؛ مختصر كارخانجاتى كه دارند، ویران میشود. باید اینها ساخته بشود. مردم لیبى خودشان این توانائى را ندارند؛ اینها به بهانه‌ى ساختن، آنجا مى‌آیند. من از مسئله‌ى لیبى نگرانم.

 پروردگارا! مردم لیبى را نجات بده؛ مردم یمن را نجات بده؛ مردم بحرین را نجات بده؛ مردم منطقه و مسلمانان منطقه را روزبه‌روز بیدارتر و استوارتر بفرما. پروردگارا! ما را مشمول رضایت خودت قرار بده. از آنچه كردیم، از آنچه گفتیم، از آنچه شنیدیم، راضى باش و آن را از ما قبول بفرما. پروردگارا! قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود كن. زندگى ما و مرگ ما را براى اسلام و در راه اسلام قرار بده.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته

1) مستدرك، ج 11، ص 183
2) آل عمران: 185
3) آل عمران: 134
4) آل عمران: 147
5) بقره: 183
6) آل‌عمران: 165
7) همان




طبقه بندی: امام خامنه ای،  اندیشه سیاسی اسلام،  مردان خدا،  مناسبت ها،  بسیج،  جنگ نرم، 
برچسب ها: امام خامنه ای، دیدار رهبر، بیت رهبری، دیدار در ماه رمضان، خامنه ای، بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران، بیانات امام خامنه ای در دیدار مسئولان نظام،